موشکافی توافق ایران و امریکا
درگیریها بین جمهوری اسلامی ایران و امریکا سرانجام پایان یافت و دو طرف شب گذشته متن نهایی توافق را اعلام کردند که قرار است مراسم امضای آن روز جمعه در سوئیس برگزار شود. بگومگوها، اما و اگرها و تحلیلهای زیادی پیرامون جنگ و مذاکره ایران و امریکا در طول این مدت وجود داشت، ولی دقیقا باید این نکته را مورد بررسی قرار دهیم که کدام طرف در این جنگ پیروز شد و توانست امتیازاتی را کسب کند؟
در یکی از تحلیلها به این نکته اشاره کرده بودم که جنگی که امریکا بهراه انداخت، باعث شد که ایران بهعنوان چهارمین قدرت جهانی ظهور کرده و جایگاه خود را تبثیت کند که دلایل مختلف پیرامون آن نوشته شده است. با تحول پیشآمده و نهایی شدن توافق بین طرفین نکاتی وجود دارد که میشود از داخل آن برنده و بازنده جنگ را استخراج کرد.
اولا؛ وقتی امریکا و اسرائیل به ایران حمله کردند، دونالد ترامپ صراحتا از سقوط نظام ایران حرف میزد. اما با آنکه آیتالله سیدعلی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی ایران با جمعی از فرماندهان این کشور بهشهادت رسیدند، ولی خللی در قدرت ایران وارد نشد و ترامپ در این طرح خود ناکام ماند.
ثانیا؛ ترامپ بارها از حمله زمینی، تصرف جزیره خارگ و دیگر نقاط ایران سخن زد، ولی با توان نظامی ایران مخصوصا حملات موشکی و پهپادی که منافع و پایگاههای امریکا در منطقه را هدف قرار دادند، ترامپ را غافلگیر کرد، زیرا او از نتانیاهو، چیزهای دیگری در مورد ایران شنیده بود، ولی آنچه در میدان دید، خلاف آنرا نشان میداد.
ثالثا؛ تنگه هرمز که شاهرگ حیاتی انرژی جهانی محسوب میشود، با حمله امریکا و اسرائیل به ایران، از سوی تهران مسدود شد. ترامپ با تمام توان تلاش کرد تا آنرا بازگشایی کند و حتا از تغییر نام آن سخن میزد، ولی ایران آنرا طوری مدیریت کرد که امریکا را مجبور کرد آنسوی تنگه، محاصره دریایی را راهبیندازد که یک اقدام پوچ و ناکارآمدی بود.
رابعا؛ امریکای ترامپ در این جنگ، متحدان خود را از دست داد. کشورهای حاشیه خلیج فارس که امنیت خود را وابسته به واشنگتن کرده بودند، به ناگاه با قدرتی مواجه شد که برای رهایی از آن، امریکا هیچ کاری نتوانست انجام دهد و همین سبب شد که اکثر این کشورها ماهیت واقعی سیاست و قدرت امریکا را بشناسند و از تنش با ایران جلوگیری نمایند.
در کنار موارد یادشده، جزئیات جدیدی از پیشنویس تفاهمنامه ایران و امریکا در رسانهها منتشر شده که بهشرح زیر است و میتواند خیلی از ابهامات را آشکار کند.
۱- توقف دایمی و فوری جنگ در همه جبهه ها از جمله لبنان.
۲- تعهد امریکا به عدم مداخله در امور داخلی ایران و احترام به حاکمیت جمهوری اسلامی ایران.
۳- رفع کامل محاصره دریایی ظرف ۳۰ روز.
۴- تعهد امریکا به خروج نیروهایش از پیرامون ایران.
۵- بازگشایی تنگه هرمز ظرف ۳۰ روز با ترتیبات ایرانی.
۶- تعلیق تحریم های فروش نفت، محصولات پتروشیمی و مشتقات و دسترسی کامل ایران به منابع مالی آن.
۷- لزوم ارائه طرح های بازسازی ایران حداقل به مبلغ ۳۰۰ میلیارد دالر توسط امریکا و متحدانش.
۸- ۶۰ روز مذاکره برای رسیدن به توافق نهایی مبتنی بر موضوعات هسته ای و لغو کامل تحریم های اولیه، ثانویه، امریکا و قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل و شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی.
۹- تکرار تعهد ایران در پیمان ان پی تی مبنی بر عدم تولید سلاح هسته ای.
۱۰- در دوره مذاکرات امریکا متعهد شده به نیروهای خود در منطقه اضافه نمی کند و تحریم جدیدی هم وضع نخواهد کرد.
۱۱- آزادسازی ۲۴ میلیارد دالر پول های بلوکه شده ایران در دوره ۶۰ روزه مذاکرات نهایی. نیمی از این مبلغ قبل از شروع مذاکرات باید در دسترس ایران قرار گیرد.
۱۲- تشکیل سازوکار نظارتی برای اجرایی کردن توافق.
۱۳- توافق نامه نهایی توسط قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل به تایید می رسد.
۱۴- مذاکره نهایی قبل از آزادسازی نیمی از پول های بلوکه شده ایران، تعلیق تحریم های نفتی ایران و رفع محاصره دریایی آغاز نمی شود و توافق نهایی صرفا در موضوع سرنوشت مواد غنی شده و غنی سازی، رفع تحریم ها، برنامه بازسازی اقتصاد ایران انجام می شود و بحث درباره برنامه موشکی ایران و حمایت از گروه های مقاومت به صورت قطعی از دستور کار خارج شده است.
اینها همه دلایلی هستند که میشود گفت ایران هم در میدان نظامی و هم در دیپلماسی با قوت عمل کرد و توانست امریکا را بدون دادن امتیاز خاصی از منطقه خارج کند.

احمدی











