Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

رباب فاطمه نماینده جدید سازمان ملل در افغانستان

افغانستان در یکی از حساس‌ترین مقاطع تاریخ معاصر خود قرار دارد. نزدیک به پنج سال از تحول سیاسی سال ۲۰۲۱ می‌گذرد، اما هنوز بسیاری از بحران‌های این کشور نه تنها حل نشده، بلکه در برخی حوزه‌ها عمیق‌تر نیز شده است. رکود اقتصادی، محدودیت‌های سیاسی، محدویت تعاملات رسمی با جهان، بحران انسانی، گسترش فقر، مهاجرت گسترده و نگرانی‌های امنیتی، همچنان افغانستان را در صدر پرونده‌های مهم سازمان ملل متحد قرار داده است.

در چنین شرایطی، تغییر نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل در امور افغانستان صرفاً یک جابه‌جایی اداری نیست؛ بلکه می‌تواند نشانه آغاز رویکردی تازه در نحوه تعامل سازمان ملل با افغانستان باشد. زیرا هر نماینده ویژه، علاوه بر اجرای مأموریت‌های سازمان ملل، نقش مهمی در شکل‌دهی به فضای دیپلماسی، کاهش تنش‌ها، ایجاد اجماع بین‌المللی و انتقال واقعیت‌های افغانستان به جامعه جهانی ایفا می‌کند.

از همین رو، انتخاب رباب فاطمه، دیپلمات باسابقه بنگله‌دیشی، پرسش‌های فراوانی را در محافل سیاسی ایجاد کرده است. در همین راستا پرسش مقاله حاضر این است که رباب فاطمه تا چه اندازه خواهد توانست از تجربه‌های گذشته درس بگیرد، کاستی‌های گذشته را جبران کند و سازمان ملل را به بازیگری مؤثرتر در حل بحران افغانستان تبدیل سازد؟

  • جایگاه نماینده ویژه سازمان ملل؛ حلقه اتصال افغانستان با جامعه جهانی

نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل در امور افغانستان، تنها یک مقام تشریفاتی نیست. این مسئول، عالی‌ترین نماینده سیاسی ملل متحد در افغانستان و رئیس هیئت معاونت سازمان ملل (یوناما) است. هماهنگی فعالیت‌های سازمان ملل، رایزنی با حکومت کابل، ارتباط با کشورهای منطقه و قدرت‌های جهانی، مدیریت کمک‌های بشردوستانه، حمایت از روندهای سیاسی، ارائه گزارش‌های دوره‌ای به شورای امنیت و تلاش برای کاهش بحران‌ها، بخشی از وظایف این جایگاه محسوب می‌شود.

در سال‌های اخیر، این مسئولیت بر عهده روزا اوتونبایوا، دیپلمات کهنه‌کار اهل قرقیزستان، بود. او در یکی از دشوارترین دوره‌های تاریخ افغانستان هدایت یوناما را بر عهده گرفت؛ زمانی که حکومت جدید تازه سر کار شده بود و ارتباط میان کابل و جامعه جهانی در پایین‌ترین سطح قرار داشت. اوتونبایوا در برخی حوزه‌ها عملکرد قابل توجهی داشت. او توانست مسیر ارسال کمک‌های بشردوستانه را تا حد زیادی حفظ کند و مانع قطع کامل ارتباط سازمان ملل با افغانستان شود. برگزاری نشست‌های دوحه، حفظ کانال‌های گفت‌وگو میان بازیگران مختلف و انتقال نگرانی‌های جهانی درباره وضعیت افغانستان نیز از جمله اقدامات مهم دوران مأموریت او بود.

با این حال، مأموریت او بدون انتقاد نیز نبود. بسیاری معتقدند که یوناما در برابر برخی تحولات مهم افغانستان بیش از اندازه محتاط عمل کرده است. در مواردی، سازمان ملل نتوانست میان خواسته‌های جامعه جهانی و واقعیت‌های سیاسی داخل افغانستان تعادل مؤثری ایجاد کند. همچنین روند گفت‌وگوهای سیاسی تحت مدیریت سازمان ملل، دستاورد ملموس و پایداری برای کاهش شکاف میان افغانستان و جهان به همراه نداشت.

از سوی دیگر، برخی منتقدان باور دارند که گزارش‌های یوناما گاهی بیش از آنکه راهکار ارائه دهند، صرفاً به ثبت مشکلات پرداخته‌اند. در نتیجه، فاصله میان توصیه‌های سازمان ملل و واقعیت‌های میدانی افغانستان همچنان باقی ماند و بسیاری از فرصت‌های دیپلماتیک نیز از دست رفت. بنابراین، تغییر نماینده ویژه را می‌توان تلاشی برای دمیدن روح تازه‌ای در مأموریت سازمان ملل در افغانستان دانست؛ مأموریتی که اکنون بیش از هر زمان دیگری به ابتکار، انعطاف و واقع‌بینی نیاز دارد.

  • رباب فاطمه؛ دیپلماتی با تجربه‌ی چندجانبه در آزمونی دشوار افغانستان

رباب فاطمه یکی از شناخته‌شده‌ترین دیپلمات‌های بنگله‌دیش است. او سال‌ها در عرصه دیپلماسی چندجانبه فعالیت کرده و در سمت‌های مختلف ملی و بین‌المللی حضور داشته است. نمایندگی دائم بنگله‌دیش در سازمان ملل متحد، مسئولیت در وزارت امور خارجه کشورش و همچنین فعالیت در حوزه توسعه پایدار، حقوق بشر، تغییرات اقلیمی و همکاری‌های بین‌المللی، بخشی از کارنامه حرفه‌ای او را تشکیل می‌دهد.

یکی از ویژگی‌های برجسته رباب فاطمه، آشنایی عمیق با سازوکار سازمان ملل است. او سال‌ها در مذاکرات پیچیده بین‌المللی حضور داشته و با شیوه تصمیم‌گیری نهادهای جهانی آشنایی کامل دارد. این تجربه می‌تواند در مدیریت پرونده پیچیده افغانستان یک امتیاز مهم محسوب شود. وی همچنین در حوزه توسعه انسانی و همکاری‌های بین‌المللی سابقه قابل توجهی دارد؛ موضوعی که با توجه به بحران اقتصادی و انسانی افغانستان اهمیت فراوانی پیدا می‌کند.

افغانستان امروز بیش از هر زمان دیگری به هماهنگی میان نهادهای کمک‌رسان، کشورهای کمک‌کننده و سازمان‌های بین‌المللی نیاز دارد و این همان حوزه‌ای است که رباب فاطمه در آن تجربه قابل قبولی دارد. البته باید توجه داشت که افغانستان یکی از دشوارترین پرونده‌های جهان است. تجربه دیپلماتیک به تنهایی تضمین‌کننده موفقیت نیست. افغانستان کشوری است که مسائل امنیتی، سیاسی، قومی، اقتصادی، منطقه‌ای و بین‌المللی در آن به شدت به یکدیگر گره خورده‌اند. به همین دلیل، موفقیت نماینده جدید سازمان ملل متحد بیش از هر چیز به توانایی او در ایجاد اعتماد میان طرف‌های مختلف بستگی خواهد داشت.

  • اولویت‌های رباب فاطمه؛ از مدیریت بحران تا ایجاد اعتماد

اگر قرار باشد رباب فاطمه مأموریت خود را با یک اولویت اساسی آغاز کند، آن اولویت نه صدور بیانیه‌های تازه است و نه برگزاری نشست‌های بیشتر؛ بلکه بازگرداندن استقلال، بی‌طرفی و اعتبار سازمان ملل در قبال افغانستان است. در سال‌های اخیر، یکی از جدی‌ترین انتقادهایی که از سوی بسیاری از ناظران، سیاست‌مداران و حتی شماری از کشورهای منطقه نسبت به عملکرد سازمان ملل مطرح شده، این بوده است که این نهاد در پرونده افغانستان، بیش از آنکه بر اساس منشور و اصول بنیادین خود عمل کند، تحت تأثیر سیاست‌ها و ملاحظات قدرت‌های غربی، به‌ویژه ایالات متحده و برخی کشورهای اروپایی، قرار گرفته است.

سازمان ملل زمانی می‌تواند نقش یک میانجی مؤثر را ایفا کند که همه طرف‌ها آن را نهادی مستقل، بی‌طرف و قابل اعتماد بدانند. اما هرگاه این تصور شکل بگیرد که تصمیم‌ها و گزارش‌های آن بیش از اندازه با سیاست‌های چند قدرت بزرگ همسو است، طبیعی است که بخشی از بازیگران داخلی و منطقه‌ای، با دیده تردید به مأموریت آن بنگرند. نتیجه چنین وضعیتی، کاهش اعتماد، محدود شدن فضای گفت‌وگو و کاهش اثربخشی تلاش‌های دیپلماتیک خواهد بود.

واقعیت این است که طی سال‌های گذشته، مأموریت سازمان ملل در افغانستان بارها در سایه رقابت‌های جیوپلیتیکی قدرت‌های بزرگ قرار گرفته است. اختلاف دیدگاه میان کشورهای غربی از یک سو و برخی قدرت‌های منطقه‌ای از سوی دیگر، باعث شده است که سازمان ملل در مواردی نتواند نقش مستقل و متوازن خود را به گونه‌ای که انتظار می‌رود ایفا کند. این وضعیت نه تنها روند میانجی‌گری را دشوار ساخته، بلکه از ظرفیت واقعی این سازمان برای کمک به حل بحران افغانستان نیز کاسته است.

رباب فاطمه باید تلاش کند این تصویر را تغییر دهد. او باید نشان دهد که سازمان ملل، نماینده یک یا چند قدرت جهانی نیست، بلکه نهادی است که بر اساس منشور ملل متحد و منافع مردم افغانستان عمل می‌کند. این امر مستلزم آن است که در تنظیم گزارش‌ها، ارائه پیشنهادها، برگزاری نشست‌ها و مدیریت گفت‌وگوها، توازن، بی‌طرفی و واقع‌بینی بیش از گذشته رعایت شود و صدای همه طرف‌های ذی‌ربط شنیده شود.

در کنار این موضوع، نماینده جدید باید میان «حفظ اصول» و «واقع‌بینی سیاسی» نیز تعادل برقرار کند. افغانستان امروز با واقعیت‌های میدانی مشخصی روبه‌رو است و نادیده گرفتن این واقعیت‌ها، نه کمکی به مردم افغانستان می‌کند و نه راه را برای حل بحران هموار می‌سازد. از سوی دیگر، بی‌توجهی به اصول و ارزش‌هایی که سازمان ملل بر آن‌ها تأکید دارد نیز می‌تواند اعتبار این نهاد را خدشه‌دار کند. هنر یک نماینده موفق، یافتن نقطه تعادل میان این دو است.

پس از بازسازی اعتماد به سازمان ملل، اولویت‌های دیگر از جمله حفظ کمک‌های بشردوستانه، تسهیل گفت‌وگو میان افغانستان و جامعه جهانی، تقویت همکاری‌های منطقه‌ای، حمایت از توسعه اقتصادی، رسیدگی به چالش‌های امنیتی و پیگیری موضوع حقوق بشر، می‌تواند با اثربخشی بیشتری دنبال شود. زیرا هیچ‌یک از این اهداف، بدون اعتماد متقابل و بدون پذیرش سازمان ملل به عنوان یک میانجی بی‌طرف، به نتیجه مطلوب نخواهد رسید.

در نهایت، موفقیت رباب فاطمه بیش از هر چیز به این بستگی دارد که آیا خواهد توانست استقلال نهادی سازمان ملل را در عمل تقویت کند یا خیر. اگر او بتواند این سرمایه از دست‌رفته را تا حدی احیا کند، مأموریتش تنها یک تغییر در سطح مدیریت یوناما نخواهد بود، بلکه می‌تواند آغازگر مرحله‌ای تازه در نقش‌آفرینی سازمان ملل در افغانستان باشد؛ مرحله‌ای که در آن، این سازمان بیش از آنکه بازتاب‌دهنده رقابت قدرت‌های بزرگ باشد، بازتاب‌دهنده منافع مردم افغانستان و اصول بنیادین منشور ملل متحد باشد.

رباب فاطمه
رباب فاطمه دیپلمات باسابقه بنگله‌دیشی، نماینده جدید ویژه سازمان ملل در امور افغانستان شد

مریم مرادی

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=12672

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مقالات