اربعین در افغانستان
اربعین، تنها یک نقطه عطف در تقویم مسلمانان و بهویژه شیعیان نیست؛ بلکه رودی خروشان از آگاهی، عشق و بیداری است که مرزهای جغرافیایی و نژادی را در مینوردد. این مراسم باشکوه که نماد بازگشت آزادگان و تداوم پیام خونین عاشوراست، هر ساله میلیونها دل را از اقصی نقاط جهان به سمت کربلای معلی رهنمون میسازد. اما در پس این شور و اشتیاق بینظیر، لایههای پنهان و عمیقی نهفته است که صرفاً با یک نگاه سطحی و مناسکی قابل درک نیستند.
پدیدهای که توانایی آن را دارد تا ساختارهای اجتماعی، هویتهای ملی و معادلات سیاسی را دگرگون سازد، نیازمند واکاوی، تحلیل و بررسی دقیق است. زیرا که درک چرایی و چگونگی تأثیرگذاری این گفتمان بر جوامع مختلف، از جمله افغانستان و منطقه حساس غرب آسیا، کلید فهم بسیاری از تحولات فرهنگی و سیاسی معاصر است. تحلیل این موضوع به ما نشان میدهد که چگونه یک آرمان اصیل دینی میتواند به موتور محرک وحدت و مقاومت در برابر تفرقه تبدیل شود و ابعاد پنهان آن را برای مخاطب امروزی روشن سازد.
جایگاه اربعین در افغانستان؛ تجلیگاه وحدت، خلوص نیت و همبستگی ملی
در افغانستان، مراسم اربعین و ایام سوگواری امام حسین (رض) و یارانش، جایگاهی فراتر از یک مناسک صرفاً مذهبی دارد و به یک پدیده عمیقاً فرهنگی و ملی تبدیل شده است. حقیقت انکارناپذیر این است که محبت اهل بیت در تار و پود فرهنگ، ادبیات و تاریخ افغانستان تنیده شده است؛ چنانکه در اشعار عارفان و بزرگان ادبیات در این سرزمین، ردپای ارادت به سیدالشهدا به وضوح دیده میشود.
از این رو، مراسم اربعین در افغانستان در شهرهایی نظیر کابل، مزارشریف، هرات و حتی در میان اقوام و قبایل مختلف، با استقبالی بینظیر روبرو میشود. واقعیتهای میدانی نشان میدهد که در این مراسم، مرزهای تنگ قومی و مذهبی کمرنگ شده و یک همبستگی تاریخی شکل میگیرد. علما، ریشسفیدان و بزرگان اهل تسنن نیز در بسیاری از موارد، نه تنها در کنار برادران شیعه خود حضور مییابند، بلکه در تأمین امنیت و برگزاری باشکوه این مجالس، نقشی کلیدی و هماهنگ ایفا میکنند که این امر خود گواهی بر ریشههای مشترک فرهنگی و مذهبی در بستر جامعه افغانستان است.
خلوص نیتی که در این مراسم در افغانستان جریان دارد، مکانیزمی قدرتمند برای خنثیسازی تفرقهافکنیها ایجاد کرده است. وقتی جوانان افغان، فارغ از هرگونه گرایش قومی یا مذهبی، تحت لوای پرچم «حسینیت» و با نیت خالصانه برای پاسداری از ارزشهای انسانی و اسلامی گرد هم میآیند، پیامی روشن به دشمنان وحدت ملی مخابره میکنند.
در سالهای اخیر، شاهد شکلگیری کمیتههای برای مدیریت ترافیک، پذیرایی و حفظ نظم در مسیرهای دستههای عزاداری اربعین بودهایم. این همکاریهای عملی و خودجوش، نشاندهنده آن است که اربعین در افغانستان چگونه از یک سوگ سنتی به یک مکتب عملی برای تمرین وحدت، مدارا و برادری تبدیل شده است. این اتحاد درونی، حاصل درک مشترک افغانها از پیام اصلی اربعین، یعنی «نه به ظلم و آری به آزادی و کرامت انسانی» است.
از منظر تحلیل جامعهشناختی، اربعین در افغانستان نماد تابآوری و استواری یک ملت در برابر طوفانهای سهمگین تاریخی است. افغانستان کشوری است که دههها با جنگ، بیثباتی و توطئههای بیگانه دستوپنج نرم کرده است، اما در این میان، مراسم اربعین همواره به عنوان یک لنگرگاه امن فرهنگی عمل کرده است.
پیام عاشورا و اربعین که همانا ایستادگی در برابر استکبار و حفظ عزت نفس است، با روحیه سرسخت و آزادیخواه مردم افغانستان تطابق عجیبی دارد. این همنشینی و تجمیع سالانه حول محور اربعین، نه تنها پیوندهای عاطفی میان شیعیان و اهل سنت را ترمیم و تقویت میکند، بلکه هویت ملی-اسلامی افغانها را در برابر هویتهای دستساز و تفرقهآمیز خارجی، بیمه میسازد و نشان میدهد که درد مشترک و آرمان مشترک، میتواند قویترین حلقه اتصال باشد.
شرایط حساس کنونی و ضرورت هوشیاری جهان اسلام در برابر تفرقه
در واکاوی شرایط ویژه و حساس کنونی، جهان اسلام در معادلات پیچیده جیوپلیتیکی قرار دارد. با نگاهی به تحولات منطقه، شاهد هجمههای همهجانبه سیاسی، اقتصادی، رسانهای و امنیتی از سوی قدرتهایی نظیر آمریکا و اسرائیل علیه ایران و محور مقاومت هستیم. تحلیلگران و ناظران سیاسی بر این باورند که یکی از اهداف استراتژیک این فشارهای بیامان و تجاوزها، ایجاد گسل، تفرقه و دوقطبی در میان کشورهای اسلامی و جهان تشیع و تسنن است. در این جنگ ترکیبی، هدف نهایی، تضعیف روحیه مقاومت و تسلیم کردن ملتهای منطقه در برابر زیادهخواهیهای استکبار جهانی است.
در تقابل با این هجمهها، ایران و حامیان راه امام حسین (رض)، این تقابل را نه یک نبرد صرفاً سیاسی، بلکه یک جهاد تبیین و ایستادگی در برابر ظلم و بربریت میدانند. جمهوری اسلامی ایران در دکترین و گفتمان رسمی خود، همواره بر این اصل تأکید داشته است که در مسیر و راه امام حسین (رض) قدم برداشتن، یعنی کوتاه نیامدن از حق و سازش نکردن با بیعدالتی.
ایران با الگوسازی از قیام عاشورا و پیادهروی اربعین، نشان داده است که ایستادگی در برابر تجاوز و حفظ کرامت انسانی، با آنکه هزینهبَر است اما به سازش با ظلم نمیانجامد. این رویکرد، دقیقاً همان حلقه مفقودهای است که دشمنان مسلمانان از آن هراس دارند؛ چرا که احیای فرهنگ اربعین، به معنای تزریق روحیه خودباوری، شجاعت و وحدت به رگهای جهان اسلام است و معادلات قدرت را به نفع ملتهای تحت ستم تغییر میدهد.
بنابراین، درک شرایط خطیر کنونی برای جهان اسلام یک ضرورت اجتنابناپذیر است. امت اسلامی باید با بصیرت و آگاهی کامل، به پیام اربعین نگریسته و متوجه باشد که هرگونه تفرقهافکنی، آب در آسیاب دشمنانی ریختن است که هدفی جز چپاول ثروتها و نابودی هویت اسلامی ندارند.
از اینرو لازم است تا رهبران، اندیشمندان و تودههای مردمی در کشورهای اسلامی، با الهام از درسهای اربعین و اتحادی که در افغانستان و سایر نقاط جهان اسلام در جریان است، در برابر توطئههای تفرقهانگیز سد محکمی ایجاد کنند. تنها با تمسک به ریسمان وحدت و درک مشترک از تهدیدات بیرونی، میتوان نگذاشت که دشمنان اسلام به اهداف شوم خود برسند و مسیر عزت، آزادگی و عدالتخواهی که میراثدار آن امام حسین (ع) است، با قدرت و بصیرت بیشتری طی شود.

مسلم اخلاقی











