پنجمین سال بازگشت طالبان به قدرت
پنجمین سالگرد بازگشت طالبان به قدرت، در حالی در کابل و شماری از ولایتهای افغانستان برگزار شد که فضای سیاسی و امنیتی کشور نسبت به سالهای نخست پس از سقوط جمهوریت، وارد مرحله متفاوتی شده است. اظهارات مقامات طالبان در مراسم سالگرد پنجمین سال بازگشت طالبان به قدرت، در خیمه لویهجرگه کابل، تصویری نسبتاً روشن از نوع نگاه آنان به بقای نظام، روابط خارجی، مخالفان مسلح و مسیر آینده حکومت ارائه کرد. در میان سخنان مطرحشده، نکته قابل توجه این بود که موضوعات گوناگون، در نهایت حول پنج محور مشخص و تکرارشونده میچرخید: استقلال تصمیمگیری، عدم مداخله، تعامل با جهان، مقابله با مخالفان مسلح و تمرکز بر امنیت و توسعه.
اگر از سطح شعارهای مناسبتی عبور کنیم و این سخنان را به عنوان مجموعهای از پیامهای سیاسی مورد بررسی قرار دهیم، میتوان به برداشت منسجمتری از اولویتهای حکومت طالبان دست یافت. اهمیت این موضوع نیز دقیقاً در همینجاست؛ زیرا مواضع مقامات یک حکومت، هنگامی که در یک مناسبت رسمی و در حضور چهرههای مختلف آن تکرار میشود، میتواند فراتر از یک اظهار نظر فردی، نشانهای از چارچوب عمومی سیاستگذاری آن حکومت باشد. بنابراین پرسش اساسی مقاله حاضر اینست که اظهارات مقامات طالبان در پنجمین سال بازگشت طالبان به قدرت، چه تصویری از سیاست خارجی، مواجهه با مخالفان و الگوی حکومتداری آنها ارائه میکند و از مجموع این سخنان چه پیام سیاسی واحدی قابل استخراج است؟
سیاست خارجی طالبان؛ عدم مداخله، احترام متقابل و اقتصادمحوری
یکی از برجستهترین بخشهای اظهارات مقامات طالبان در پنجمین سال بازگشت طالبان به قدرت، مربوط به سیاست خارجی بود. اگر مجموعه این سخنان را کنار یکدیگر قرار دهیم، سه اصل عمده در آن برجسته میشود: عدم مداخله، احترام متقابل و اقتصادمحوری. تأکید بر اینکه افغانستان اجازه نخواهد داد از خاک این کشور علیه کشورهای دیگر استفاده شود، در واقع یکی از مهمترین گزارههای سیاست خارجی طالبان را تشکیل میدهد. این موضع، پیوسته توسط طالبان اظهار و در ادبیات رسمی آنها بارها به صراحت تکرار شده است.
معنای سیاسی چنین موضعی آن است که حاکمان کنونی میخواهند افغانستان را از تبدیلشدن به میدان تقابل میان قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای دور نگه دارند. به بیان دیگر، پیام طالبان این است که افغانستان نباید بار دیگر به سکوی عملیات علیه کشورهای دیگر یا میدان جنگ نیابتی تبدیل شود.
در سوی دیگر، تأکید بر روابط مبتنی بر «عدم مداخله، احترام متقابل و اقتصادمحوری» نشان میدهد که طالبان تلاش دارد نوعی چارچوب مشخص برای روابط خارجی خود تعریف کند. این چارچوب بر یک اصل ساده استوار است، اینکه افغانستان در امور دیگران مداخله نمیکند و در مقابل نیز انتظار دارد که دیگران در امور داخلی این کشور مداخله نکنند.
اقتصادمحوری نیز ضلع سوم این سیاست خارجی است. طالبان در شرایطی قرار دارد که به دنبال گسترش روابط اقتصادی، توسعه تجارت منطقهای، جذب سرمایهگذاری و اتصال افغانستان به پروژههای بزرگ منطقهای است. از همین منظر، سیاست خارجی صرفاً به شناسایی سیاسی یا تعامل دیپلماتیک محدود نمیشود، بلکه اقتصاد به یکی از ابزارهای اصلی برقراری روابط با جهان تبدیل شده است.
تأکید بر «تعامل مثبت» و گفتوگو به عنوان بهترین راه حل مشکلات نیز در همین چارچوب قابل تفسیر است. طالبان میخواهد تصویری از حکومتی ارائه کند که ضمن تأکید بر استقلال خود، درهای گفتوگو با جهان را نبسته است. بنابراین میتوان گفت پیام اصلی این بخش از اظهارات حاکمان کنونی چنین است که افغانستان مستقل میخواهد، اما منزوی نه؛ تعامل میخواهد، اما بر مبنای فشار و مداخله خارجی نه.
مخالفان مسلح و پیام استقلال؛ از هشدار تاریخی تا تلاش برای تثبیت حاکمیت
دومین محور مهم اظهارات مقامات طالبان، نحوه مواجهه با مخالفان مسلح و کشورهایی است که از این جریانها حمایت میکنند. در این بخش نیز نوعی هماهنگی قابل توجه میان سخنان مقامات مختلف مشاهده میشود. طالبان از یکسو خطاب به مخالفان میگوید اگر «آجندای مشخص» دارند، آن را به صورت شفاف بیان کنند و اگر چنین آجندایی ندارند، از مخالفت دست بردارند. از سوی دیگر، هشدار میدهد که حمایت خارجی از مخالفان نتیجه نخواهد داد و هرگونه تهدید علیه استقلال افغانستان شکست خواهد خورد.
این موضع را باید در چارچوب تلاش طالبان برای تثبیت انحصار حاکمیت تحلیل کرد. برای هر حکومت، وجود گروههای مسلح رقیب یک چالش اساسی است؛ اما در مورد افغانستان، مسئله ابعاد بزرگتری پیدا میکند، زیرا تاریخ معاصر کشور مملو از جنگهای داخلی، مداخلات خارجی و گروههای مسلح متعدد بوده است. بنابراین طالبان تلاش دارد مخالفت مسلحانه را نه به عنوان یک رقابت سیاسی مشروع، بلکه به عنوان تهدیدی علیه ثبات و استقلال کشور تعریف کند.
ارجاع به شکست بریتانیا، شوروی و آمریکا نیز دقیقاً در همین چارچوب قرار دارد. طالبان با استفاده از این روایت تاریخی، میخواهد دو پیام را همزمان منتقل کند: نخست اینکه افغانستان در برابر فشار خارجی تسلیم نخواهد شد؛ دوم اینکه مخالفان داخلی نیز در صورتی که از حمایت خارجی برخوردار باشند، قادر به تغییر وضعیت موجود نخواهند بود.
اما نکته مهمتر، همسویی اظهارات مقامات طالبان است. در سالهای گذشته، رسانههای مخالف حکومت تلاش کردهاند تصویری از اختلافات جدی میان جناحهای مختلف طالبان ارائه کنند و هر اختلاف نظر یا تفاوت در لحن را نشانه شکاف عمیق در ساختار حکومت کنونی بدانند. با این حال، اظهارات مطرح شده در مراسم پنجمین سال بازگشت طالبان به قدرت، نشان میدهد که در موضوعات کلیدی، بهخصوص درباره مخالفان مسلح و اصل استقلال نظام، یک چارچوب مشترک وجود دارد.
طالبان و حکومتداری؛ عبور از تثبیت امنیت به سمت توسعه و زیرساخت
سومین محور مهم اظهارات مقامات طالبان، به داخل افغانستان و آینده حکومتداری مربوط میشود. تأکید بر اینکه افغانستان نباید بار دیگر به سمت جنگ و ناامنی سوق داده شود، نشان میدهد که امنیت همچنان در مرکز روایت حکومت طالبان قرار دارد. طالبان مشروعیت عملکرد خود را تا حد زیادی بر این ادعا بنا کرده که توانسته است سطح جنگ و ناامنی سراسری را کاهش دهد. بنابراین حفظ امنیت، نه تنها یک هدف حکومتی، بلکه بخشی از پایههای روایت سیاسی طالبان است.
اما در کنار امنیت، مسئله زیرساخت و اقتصاد نیز برجسته شده است. تأکید بر تقویت زیرساختهای اقتصادی نشان میدهد که حکومت تلاش دارد از مرحله تثبیت قدرت عبور کرده و به مرحلهای وارد شود که عملکرد اقتصادی و توسعهای، معیار مهمتری برای ارزیابی حکومتداری آنها باشد. این تغییر تمرکز، از نظر سیاسی اهمیت زیادی دارد.
زیرا حکومتی که پنج سال از زمان بازگشتش به قدرت گذشته، دیگر نمیتواند تمام عملکرد خود را صرفاً با «جنگ و پیروزی نظامی» توضیح دهد. اکنون پرسشهای اصلی جامعه به معیشت، اشتغال، سرمایهگذاری، تجارت، زیرساخت، آموزش و آینده اقتصادی کشور مربوط میشود. بنابراین تأکید بر توسعه زیرساختها را میتوان نشانه تلاش برای انتقال گفتمان حکومت از «فتح و تثبیت» به «حکومتداری و توسعه» دانست.
در مجموع، اظهارات مقامات طالبان در مراسم پنجمین سال بازگشت به قدرت، نشان میدهد که طالبان در سال پنجم حکومت خود تلاش دارد تصویر جدیدی از نظام ارائه کند: نظامی که از مرحله جنگ عبور کرده، امنیت را تثبیتشده میداند، با مخالفان مسلح مقابله میکند، خواهان تعامل با جهان است و در عین حال تأکید دارد که روابط خارجی باید در خدمت اقتصاد و توسعه قرار گیرد.

نقیب الله جمشید











