Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

خبر کشته‌شدن حسیب پنجشیری، مشهور به «حسیب قوای مرکز» و از فرماندهان برجسته جبهه مقاومت ملی افغانستان، تنها خبر مرگ یک فرمانده نظامی نیست؛ این رویداد پرده‌ای تازه از جنگ پنهانی و پیچیده‌ای را کنار می‌زند که در پنج سال گذشته در افغانستان جریان داشته است. حسیب که سال‌ها در صفوف مقاومت مسلحانه علیه طالبان فعالیت کرده بود، سرانجام در کمین نیروهای طالبان کشته شد و شماری از همراهانش نیز به اسارت درآمدند.

اهمیت این حادثه اما بیشتر از آن‌جایی ناشی می‌شود که حسیب قوای مرکز، پنج سال در شرایط دشوار فعالیت کرد و از عملیات‌های متعدد طالبان جان سالم به‌در برد؛ اما این‌بار ماجرا متفاوت بود. حسیب نه در یک نبرد عادی، بلکه در نتیجه یک عملیات اطلاعاتی و کمین هدفمند از میان برداشته شد.

گزارش‌ها و اطلاعات موجود درباره چگونگی این عملیات، تصویری از یک ظرفیت استخباراتی قدرتمند را ترسیم می‌کند؛ ظرفیتی که توانسته یک فرمانده شناخته‌شده را شناسایی، حرکات او را زیر نظر بگیرد، زمان مناسب را انتخاب کند و سرانجام در نقطه‌ای مناسب ضربه بزند. در عین حال، این حادثه بار دیگر مسئله شکاف‌های درونی و آسیب‌پذیری اطلاعاتی مخالفان طالبان را نیز برجسته کرده است.

از این منظر، مرگ حسیب قوای مرکز را باید فراتر از یک حادثه نظامی دید؛ این رویداد می‌تواند تصویر روشن از تحول جنگ در افغانستان ارائه کند؛ جنگی که در آن اطلاعات، رصد، نفوذ، شناسایی و زمان‌بندی عملیات، گاه از قدرت آتش و شمار نیروها مهم‌تر می‌شود. پرسش اصلی این است که حسیب قوای مرکز چگونه پس از پنج سال فعالیت در برابر طالبان، در یک عملیات دقیق گرفتار شد و این حادثه درباره توان استخباراتی طالبان و وضعیت امنیت اطلاعاتی مخالفان چه چیزی را آشکار می‌کند؟

  • حسیب پنجشیری و قدرت اطلاعاتی و استخباراتی طالبان

حسیب پنجشیری از آن فرماندهانی بود که تجربه نظامی او به سال‌های پیش از سقوط جمهوریت برمی‌گشت. او پس از آموزش‌های نظامی به نیروهای ویژه امنیت ملی پیوست و در عملیات‌های مختلف حضور داشت. پس از سقوط نظام جمهوریت در اسد ۱۴۰۰ نیز به جبهه مقاومت ملی افغانستان به رهبری احمد مسعود پیوست و به‌تدریج به یکی از فرماندهان شناخته‌شده این جبهه تبدیل شد.

در سال‌هایی که بسیاری از نیروهای نظامی پیشین افغانستان یا کشور را ترک کردند یا از فعالیت نظامی فاصله گرفتند، حسیب پنجشیری مسیر دیگری را انتخاب کرد. او در صفوف مقاومت باقی ماند و نامش در کنار شماری از فرماندهان شناخته‌شده این جریان قرار گرفت.

اما نکته مهم در حادثه اخیر، چگونگی حضور حسیب پنجشیری در افغانستان است. برخلاف روایت‌هایی که ممکن است چنین تصور شود که او در تمام این مدت به‌صورت ثابت در داخل افغانستان حضور داشته، اطلاعات موجود حاکی از آن است که حسیب پنجشیری از پاکستان وارد افغانستان شده و حضور اخیر او در کشور، مربوط به مدت کوتاهی پیش از عملیات بوده است.

این مسئله اهمیت حادثه را چند برابر می‌کند. اگر یک فرمانده پس از ورود تازه به افغانستان، در مدت کوتاهی شناسایی شود و مسیر حرکتش زیر نظر گرفته شود، موضوع دیگر صرفاً یک برخورد تصادفی با نیروهای طالبان نیست. در چنین وضعیتی، باید از یک زنجیره اطلاعاتی سخن گفت؛ زنجیره‌ای که از شناسایی هدف آغاز می‌شود، حرکات او را دنبال می‌کند، اطلاعات لازم را جمع‌آوری می‌کند و در نهایت زمان و مکان مناسب برای عملیات را مشخص می‌سازد.

بنابراین اگر اطلاعات موجود درباره روند شناسایی حسیب پنجشیری را در کنار نحوه اجرای عملیات قرار دهیم، با تصویری روبه‌رو می‌شویم که نشان‌دهنده تحول جدی در توان استخباراتی طالبان است. زیرا بر اساس اطلاعاتی که در این‌باره مطرح شده، حسیب قوای مرکز پیش از مراسم ۲۴ اسد شناسایی شده بود؛ اما طالبان عملیات را بلافاصله اجرا نکردند. هدف زیر نظر قرار گرفت و اجرای عملیات به زمانی موکول شد که فضای امنیتی و سیاسی برای انجام آن مناسب‌تر باشد.

این بخش از ماجرا بسیار مهم است. زیرا یک دستگاه استخباراتی ضعیف معمولاً در پی یافتن هدف و حمله فوری بر آن است؛ اما استخبارات قدرتمند تنها به پیدا کردن هدف اکتفا نمی‌کند. هدف را شناسایی می‌کند، حرکاتش را زیر نظر می‌گیرد، ارتباطات و مسیرهای احتمالی او را بررسی می‌کند، اطلاعات را تکمیل می‌سازد و سپس در لحظه‌ای وارد عمل می‌شود که احتمال موفقیت عملیات بیشترین باشد.

اگر روند شناسایی و تعقیب حسیب پنجشیری همان‌گونه که اطلاعات موجود نشان می‌دهد انجام شده باشد، طالبان دقیقاً از همین الگو استفاده کرده‌اند. آنان ابتدا هدف را پیدا کرده‌اند، سپس او را تحت نظر قرارداده‌اند، شرایط را سنجیده‌اند و بعد ضربه نهایی را وارد کرده‌اند.

انتخاب زمان نیز خود یک بخش مهم از عملیات بوده است. چنانچه مطابق اطلاعات موجود، اگر حسیب پنجشیری پیش از ۲۴ اسد شناسایی شده اما عملیات تا بعد از مراسم به تأخیر افتاده باشد، معنای آن این است که طالبان تنها به جنبه نظامی عملیات فکر کرده‌اند؛ بلکه پیامدهای سیاسی و تبلیغاتی آن را نیز در نظر گرفته‌اند.

انجام عملیات در آستانه یک مراسم مهم می‌توانست توجه عمومی را تحت تأثیر قرار دهد و فضای سیاسی و امنیتی را دگرگون کند؛ اما به تأخیر انداختن آن نشان می‌دهد که هدف، صرفاً کشتن یک فرمانده نبوده، بلکه اجرای عملیات در مناسب‌ترین زمان ممکن بوده است.

از همین‌رو این توانایی، یکی از مهم‌ترین نشانه‌های قدرت استخباراتی طالبان در سال‌های اخیر است و نشان می‌دهد که طالبان که در گذشته عمدتاً بر عملیات‌های چریکی و حملات میدانی تکیه داشت، به ساختاری تبدیل شده‌اند که کنترل گسترده جغرافیایی، دسترسی به منابع اطلاعاتی و شبکه‌های امنیتی در سراسر افغانستان دارد. چنین موقعیتی به آنان امکان می‌دهد که اطلاعات را در سطوح مختلف جمع‌آوری و با یکدیگر تطبیق کنند.

  • حذف آسان حسیب پنجشیری؛ شکاف اطلاعاتی و آزمون آینده مخالفان طالبان

کشته‌شدن حسیب پنجشیری، در کنار نمایش توان استخباراتی طالبان، یک پرسش جدی را نیز در میان مخالفان این گروه مطرح کرده است. اطلاعات مربوط به حضور، مسیر حرکت و مقصد حسیب چگونه در اختیار طالبان قرار گرفت؟ اهمیت این پرسش زمانی بیشتر می‌شود که حسیب پنجشیری، برخلاف برخی روایت‌ها، به‌تازگی از پاکستان وارد افغانستان شده بود و مدت طولانی در داخل کشور حضور نداشت.

برخی از چهره‌های مخالف طالبان، پس از کشته‌شدن حسیب پنجشیری پرسیده‌اند که چگونه فرمانده‌ی که پنج سال در دشوارترین شرایط زنده مانده بود، اکنون در مسیر حرکت خود هدف کمین قرار گرفته است. ظاهر اغبر نیز از احتمال همکاری برخی افراد در انتقال اطلاعات به طالبان سخن گفته و خالد پشتون احتمال داده که اطلاعات مسیر حرکت حسیب از سوی افرادی در میان نیروهای او در اختیار طالبان قرار گرفته باشد.

این واکنش‌ها نشان می‌دهد که احتمال رخنه اطلاعاتی در صفوف مخالفان به یک نگرانی جدی تبدیل شده است. در جنگ امروز افغانستان، دیگر تنها سلاح و توانایی نظامی تعیین‌کننده نیست. یک تماس، یک پیام، یک دیدار یا اطلاع یک نفر از مسیر حرکت یک فرمانده می‌تواند برای دستگاه استخباراتی طرف مقابل بسیار باارزش باشد.

از همین رو، حادثه حسیب پنجشیری باید برای مخالفان طالبان یک هشدار جدی باشد. اگر اطلاعات عملیاتی از درون شبکه‌های آنان بیرون شود، حتی فرماندهانی با سال‌ها تجربه نظامی نیز در برابر عملیات‌های هدفمند آسیب‌پذیر خواهند بود. زیرا در شرایط کنونی حفظ اطلاعات و تأمین امنیت ارتباطات، بخشی جدایی‌ناپذیر از توانایی هر جریان نظامی است.

  • پس از حسیب پنجشیری، آزمون دشوار آینده و ضرورت راه صلح

کشته‌شدن حسیب قوای مرکز برای جبهه مقاومت ملی یک ضربه مهم است. او فرمانده‌ی با تجربه چندین ساله در میدان بود و بخشی از تجربه عملیاتی، شناخت جغرافیا و ارتباطات خود را با این جریان همراه داشت. از دست رفتن چنین فرماندهانی به آسانی جبران نمی‌شود، اما آینده افغانستان نیز نمی‌تواند برای همیشه در چرخه حذف فرماندهان، انتقام و جنگ باقی بماند.

حادثه حسیب پنجشیری، در کنار همه پیام‌های امنیتی و استخباراتی خود، یک واقعیت بزرگ‌تر را نیز یادآوری می‌کند. ادامه تقابل مسلحانه هرچقدر طولانی‌تر شود، هزینه اصلی آن را مردم افغانستان خواهند پرداخت. نه کشته‌شدن یک فرمانده می‌تواند مسئله افغانستان را حل کند و نه پیروزی نظامی یک طرف می‌تواند به‌تنهایی صلح پایدار ایجاد کند.

طالبان و مخالفان آن‌ها، با وجود اختلافات عمیق سیاسی و دیدگاه‌های متفاوت درباره آینده کشور، در نهایت با یک واقعیت مشترک روبه‌رو استند و آن اینست که افغانستان خانه همه شهروندان است و آینده کشور باید از مسیر گفت‌وگو، تفاهم و پذیرش یکدیگر ساخته شود، نه از راه ادامه جنگ و حذف متقابل.

از این منظر، مرگ حسیب باید به جای آن‌که زمینه‌ای برای انتقام تازه باشد، فرصتی برای اندیشیدن به پایان چرخه خشونت تلقی شود. طالبان باید بدانند که امنیت پایدار تنها با قدرت نظامی و استخباراتی به دست نمی‌آید و مخالفان نیز باید بدانند که مبارزه مسلحانه به‌تنهایی نمی‌تواند آینده مطلوب افغانستان را تضمین کند.

راه دشوار اما ماندگار، گفت‌وگو و سازش سیاسی است. صلحی که در آن امنیت همه شهروندان تضمین شود، مخالفان امکان بیان دیدگاه‌های خود را داشته باشند و هیچ جریان سیاسی حذف‌شده و هیچ گروه اجتماعی بی‌پناه نماند.

افغانستان به اندازه کافی قربانی داده است. حسیب پنجشیری نیز اکنون به بخشی از همین تاریخ خونین تبدیل شده است. شاید بهترین ادای احترام به همه قربانیان این سرزمین آن باشد که مرگ آنان، انگیزه‌ای برای ادامه خشونت نباشد، بلکه درسی برای ساختن آینده‌ای باشد که در آن اختلاف‌ها پشت میز گفت‌وگو حل شوند، نه در میدان جنگ.

در نهایت، آینده افغانستان نه با پیروزی کامل یک طرف بر طرف دیگر، بلکه با توانایی همه طرف‌ها برای پذیرفتن یکدیگر، گفت‌وگو و رسیدن به یک توافق سیاسی فراگیر ساخته خواهد شد. راه صلح شاید دشوار باشد، اما برای کشوری که سال‌ها جنگ و خونریزی را تجربه کرده است، همین راه می‌تواند کم‌هزینه‌ترین و انسانی‌ترین مسیر به سوی آینده باشد.

حسیب پنجشیری
حادثه حسیب پنجشیری، در کنار همه پیام‌های امنیتی و استخباراتی خود، یک واقعیت بزرگ‌تر را نیز یادآوری می‌کند. ادامه تقابل مسلحانه هرچقدر طولانی‌تر شود، هزینه اصلی آن را مردم افغانستان خواهند پرداخت.

بسم الله ختک

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=12897

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *