چند روز پیش خبر پیروزی عایشه وهاب به عنوان نخستین نماینده افغانتبار کنگره آمریکا همه را شگفتزده کرد. بسیاری از افغانها این خبر را جشن گرفتند و آن را نشانه امید دانستند. اما خیلی زود مصاحبه او با برنامه دموکراسی ناو این فضا را تغییر داد.
وهاب در آن گفتوگو نه تنها با انزوای افغانستان مخالفت کرد بلکه مخالفان طالبان را ناکام و گمراه خواند و فرماندهان جهادی سابق را غارتگرانی دانست که کشور را به یغما بردهاند. او تأکید کرد آمریکا باید بدون توجه به اینکه چه گروهی در قدرت است دیپلماسی با افغانستان را ادامه دهد.
این سخنان بسیاری را بهتزده کرد. اهمیت این موضوع از آنجاست که از زبان کسی بیان شده که خود بخشی از ساختار قدرت آمریکاست و نخستین صدای افغانتبار در کنگره به شمار میرود. از اینرو ضروری مینماید تا واقعیتهای که وهاب بهصورت شفاف و کاملا واضح و روشن ابراز داشته است مورد تأمل و تحلیل قرار گیرد و کموکیف این موضوع تبیین شود.
عایشه وهاب کیست و چه گفت؟
عایشه وهاب زنی است که راه درازی پیموده است. در نیویارک به دنیا آمده و در پرورشگاههای آمریکا بزرگ شده اما همیشه به ریشههای افغانیاش افتخار کرده است. پیش از این نخستین زن مسلمان و افغانتبار در سنای کالیفرنیا بود و برای حقوق اقشار ضعیف و مبارزه با تبعیض کار کرده بود.
در انتخابات اخیر با وجود هزینههای سنگین لابی آیپک که میخواست او را شکست دهد توانست به کنگره راه پیدا کند. در مصاحبه با دموکراسی ناو او از این فشارها حرف زد و از رأیدهندگانش تشکر کرد که دروغها را تشخیص دادند.
بخش اصلی حرفهایش اما درباره افغانستان بود. او با ناراحتی گفت دیدن اینکه زنان و دختران از مکتب، تحصیل و زندگی عادی محروم شدهاند ناامیدکننده است و میتواند برای آینده کشور بد تمام شود. بعد با صراحت اعلام کرد گروههای مخالف طالبان که دنبال قدرت استند خیلی ناکام و گمراهاند و راه اشتباهی میروند. این گروهها به گفته او کاری برای کشور نمیکنند و فقط دنبال منافع خودشان استند.
جنگسالارانی که قبلا از آمریکا حمایت میگرفتند عملا افغانستان را غارت کردند و به کشورشان خیانت کردند. وهاب اضافه کرد هر گروهی که در قدرت باشد آمریکا باید دیپلماسی را ادامه دهد و از طریق گفتوگو و همکاری اقتصادی سعی کند رژیم حاکم را به سمت رعایت حقوق بشر و حقوق زنان بکشاند. این حرفها از زبان کسی که خودش را آمریکایی کامل میداند اما به فرهنگ افغانیاش پایبند است رنگ تازهای دارد و روایتهای رایج را به هم میریزد.
بازخوانی و تحلیل گفتههای عایشه وهاب
اگر کمی بدور از بغض و تعصب، بلکه با تامل و تفکر به سخنان وهاب نگاه کنیم میبینیم که او انگشت روی واقعیتهای تلخ اما آشنا گذاشته است. تاریخ چهار دهه اخیر افغانستان پر از نمونههایی است که کسانی با ادعای نجات کشور آمدند اما در عمل منابع را چپاول کردند و فساد را گسترش دادند.
دوران جنگ داخلی میان گروههای مجاهدین شهرها ویران شدند و مردم عادی قربانی جاهطلبیها، ظلمها و ستمهای آنان گرديد. حتی وقتی نیروهای غربی در افغانستان بودند بخشی از همان چهرهها در قدرت ماندند و شبکههای اختلاس را قویتر کردند.
گزارشهای زیاد از هدر رفتن میلیاردها دالر کمکهای خارجی وجود دارند. وقتی وهاب این گروهها را ناکام و خودخواه میخواند در واقع صدای خیلی از مردم عادی را تکرار میکند، مردمی که بارها از این رهبران ناامید شدهاند. حرف او درباره دیپلماسی هم منطقی به نظر میرسد.
افغانستان کشوری است که به دریا راه ندارد و منابع معدنی زیادی دارد. اگر کاملا منزوی شود مردم عادی بیشتر آسیب میبینند. تجربه نشان داده که فشار بدون گفتوگو خیلی وقتها نتیجه نمیدهد. امید او به اینکه با دیپلماسی بتوان حاکمان کنونی را کمی به سمت رعایت حقوق بشر و بهویژه تأمین حقوق دختران و زنان سوق داد شاید خوشبینانه باشد اما بر این واقعیت تکیه دارد که بدون ارتباط امکان تأثیرگذاری کمتر میشود.
اشاره عایشه وهاب به لابی آیپک هم نشان میدهد که مواضعش از ترس یا محاسبه معمول بیرون نیامده و مستقل است. این نگاه هرچند برای بعضیها سخت است اما به جای تکرار شعارهای همیشگی حقیقتهای تلخ را پیش چشم میآورد و فرصتی برای فکر کردن دوباره درباره گذشته و آینده میسازد.
جمعبندی و نتیجهگیری
سخنان عایشه وهاب بیشتر از یک حرف ساده سیاسی آینهای از پیچیدگیهای افغانستان است. او با معرفی خودش به عنوان صدایی تازه از کنگره آمریکا روایت رایج را به چالش کشید و خیلیها را به فکر واداشت. انتقادات عایشه وهاب از مخالفان طالبان و تأکید بر دیپلماسی نشان میدهد که واقعبینی را به شعار ترجیح داده است. سابقه غارت و ناکامی بسیاری از جنگسالاران روشن است اما وضعیت امروز حقوق بشر زیر حاکمیت طالبان هم جدی است.
دیپلماسی بدون پیششرط ممکن است خطرهایی داشته باشد اما انزوای کامل هم مردم را بیشتر در تنگنا میگذارد. عایشه وهاب به عنوان نخستین نماینده افغانتبار کنگره شانس خوبی برای تأثیرگذاری دارد. موفقیت او به این بستگی دارد که بتواند میان پذیرش واقعیتهای قدرت و احترام به کرامت مردم افغانستان تعادل برقرار کند.
تاریخ این سرزمین پر از کسانی است که با وعدههای بزرگ آمدند و با ناامیدی رفتند. صدای عایشه وهاب میتواند شروع مسیری باشد که در آن منافع مردم عادی در مرکز توجه قرار بگیرد نه جاهطلبی قدرتطلبان. فقط زمان نشان میدهد که این حرفها به گفتوگویی مفید منجر میشود یا موج دیگری در فضای پرآشوب سیاست افغانستان باقی میماند.

مسلم اخلاقی











