Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

توئیت انعام‌الله سمنگانی، رئیس اطلاعات و فرهنگ قندهار، درباره جایگاه پشتو و دری، بار دیگر بحث زبان و هویت را در افغانستان داغ کرده است. او تأکید نموده که پشتو و دری دو زبان همسان کشور استند و چیزی به نام «ملی» در افغانستان امروز وجود ندارد. این سخنان پس از اظهارات لطف‌الله حکیمی، سرمفتش وزارت دفاع، مطرح شده است که پشتو را زبان ملی و پشتو و دری را دو زبان رسمی دانسته بود.

موضوع زبان در افغانستان تنها به واژه‌ها و ادبیات محدود نمی‌شود و با سیاست، هویت و مناسبات اجتماعی مردم پیوند می‌خورد. از همین رو، تفاوت در تعبیر مقام‌های حکومت می‌تواند برداشت‌های متفاوتی ایجاد کند و به میدان تازه‌ای برای منازعه رسانه‌ای تبدیل شود. در این میان، موضع سمنگانی به دلیل جایگاه رسمی او و استفاده آگاهانه از زبان دری برای بیان این دیدگاه، قابل تأمل است. اما پرسش اساسی اینست که موضع سمنگانی درباره همسانی پشتو و دری چه پیامی درباره سیاست زبانی حکومت طالبان دارد و اختلاف در تعبیر مقام‌های این حکومت چگونه می‌تواند بر برداشت عمومی و روایت‌های رسانه‌ای از افغانستان اثر بگذارد؟

  • پشتو و دری در ترازوی سیاست رسمی طالبان

برای فهم سیاست افغانستان، تنها نباید به سخنان پراکنده افراد نگاه کرد، بلکه لازم است که مواضع مقام‌های رسمی و ساختارهای حکومتی را نیز در نظر گرفت. در این چارچوب، سخنان انعام‌الله سمنگانی به دلیل جایگاه رسمی او قابل توجه می‌شود و می‌تواند تصویری متفاوت از برداشت ایجادشده پس از سخنان لطف‌الله حکیمی ارائه کند. چنانچه سمنگانی به صراحت از همسان بودن پشتو و دری سخن گفته است و هیچ‌یک را در برابر دیگری قرار نداده است. این تعبیر می‌تواند نشان دهد که در نگاه بخشی از ساختار رسمی حکومت طالبان، تفاوت میان زبان‌های رسمی کشور به معنای تفاوت در ارزش و جایگاه اجتماعی آن‌ها تلقی نمی‌شود.

پشتو زبان بخش بزرگی از مردم افغانستان است و دری نیز زبان بخش بزرگی دیگر از جامعه است. این دو زبان در طول تاریخ افغانستان در کنار یکدیگر رشد کرده‌اند و در بسیاری از شهرها و مناطق کشور با یکدیگر آمیخته شده‌اند. میلیون‌ها شهروند نیز در زندگی روزمره خود از هر دو زبان استفاده کرده‌اند و میان آن‌ها رفت‌وآمد زبانی داشته‌اند.

از این منظر، تأکید بر همسان بودن پشتو و دری می‌تواند پیام آرام‌کننده‌ای برای جامعه افغانستان داشته باشد. این پیام می‌تواند نشان دهد که زبان قرار نیست به ابزار برتری‌جویی سیاسی تبدیل شود و قرار نیست یکی از زبان‌ها وسیله حذف یا کم‌رنگ کردن زبان دیگر قرار گیرد. از همین رو، نباید یک جمله جنجالی را به تنهایی مبنای قضاوت درباره سیاست زبانی حکومت قرار داد. باید مجموعه مواضع رسمی را کنار یکدیگر گذاشت و از میان آن‌ها تصویر دقیق‌تری از سیاست حکومت به دست آورد.

  • حکومت طالبان و حذف کلمه «ملی» از ادبیات رسمی افغانستان

شاید مهم‌ترین بخش سخنان سمنگانی، نه فقط تأکید بر همسانی پشتو و دری، بلکه اشاره او به نبودن مفهوم «ملی» در ساختار افغانستان امروز باشد. این بخش از سخنان او را باید در چارچوب نگاه فکری و سیاسی حکومت طالبان بررسی کرد. حکومت طالبان تلاش دارد بسیاری از مفاهیم سیاسی و اجتماعی را در چارچوب شریعت تعریف کند. در چنین نگرشی، مفهوم ملت و ملی‌گرایی به معنای رایج آن در ادبیات دولت‌های مدرن، جایگاه متفاوتی پیدا می‌کند. طالبان بارها بر امت اسلامی و پیوندهای دینی تأکید کرده‌اند و تلاش کرده‌اند هویت دینی را بر هویت‌های قومی و ملی مقدم بدانند.

بنابراین، زمانی که سمنگانی می‌گوید در افغانستان چیزی به نام «ملی» وجود ندارد، این سخن را می‌توان در همین چارچوب تحلیل کرد. او ممکن است بخواهد نشان دهد که حکومت جدید نمی‌خواهد وزارت دفاع، اردو، پولیس، رادیو و زبان را بر اساس یک مفهوم ملی‌گرایانه تعریف کند و تلاش دارد همه این مفاهیم را در چارچوب دیگری توضیح دهد.

این نگاه البته با ادبیات سیاسی رایج در افغانستان تفاوت دارد. در افغانستان، واژه «ملی» برای بسیاری از شهروندان بار هویتی و تاریخی دارد و در حوزه‌هایی مانند زبان، سرود، پرچم، اردو و نهادهای دولتی کاربرد گسترده‌ای پیدا کرده است. از همین رو، کنار گذاشتن این واژه می‌تواند برای بخشی از جامعه پرسش‌برانگیز باشد و برداشت‌های متفاوتی ایجاد کند.

با این حال، نکته مهم در سخنان سمنگانی این است که او از مفهوم «ملی» فاصله می‌گیرد، اما در همان حال میان پشتو و دری تفاوت ارزشی ایجاد نمی‌کند. این دو موضوع باید از یکدیگر جدا دیده شوند. ممکن است حکومت طالبان با مفهوم ملی‌گرایی زاویه داشته باشد، اما این به معنای برتری دادن پشتو بر دری نیست.

در واقع، پیام سمنگانی می‌تواند این برداشت را تقویت کند که اختلاف اصلی حکومت با مفهوم ملی‌گرایی است، نه با یکی از زبان‌های کشور. این تمایز برای تحلیل سیاست زبانی حکومت اهمیت زیادی پیدا می‌کند و می‌تواند از برداشت‌های شتاب‌زده جلوگیری کند. شعر انتخاب‌شده از سوی سمنگانی نیز همین نگاه را تقویت می‌کند. او از یک چمن‌زار و یک شاخسار سخن گفته است و بر پرهیز از تمایزگذاری میان رنگ و بو تأکید کرده است. این تصویر ادبی، جامعه افغانستان را مجموعه‌ای از رنگ‌ها و گروه‌ها معرفی می‌کند که می‌توانند در یک فضای مشترک زندگی کنند.

  • جنجال‌های زبانی، فرصت رسانه‌ای برای مخالفان و توصیه به طالبان

اظهارات لطف‌الله حکیمی به دلیل حساسیت موضوع زبان، به سرعت در رسانه‌ها بازتاب پیدا کرد. البته سخن گفتن از یک زبان به عنوان تنها زبان ملی در جامعه‌ای چندزبانه، طبیعی است که واکنش ایجاد کند و زمینه بحث و اختلاف را فراهم سازد. این مسئله نشان می‌دهد که مقام‌های حکومت طالبان باید در انتخاب واژه‌ها دقت بیشتری داشته باشند.

گاهی یک واژه می‌تواند معنایی فراتر از قصد گوینده پیدا کند و به تیتر اصلی رسانه‌ها تبدیل شود. چنانچه در رابطه به اظهارات لطف الله حکیمی این اتفاق افتاد و رسانه‌ها به شکل گسترده و وسیع، آن را پوشش دادند و کار کردند. زیرا در فضای سیاسی امروز افغانستان نیز رسانه‌های مخالف حکومت با دقت مواضع حاکمان کابل را دنبال می‌کنند و از هر سخن جنجالی برای تقویت روایت‌های انتقادی خود استفاده می‌کنند.

از این رو، بهتر است مقام‌های طالبان از ورود غیرضروری به موضوعات حساس و اختلاف‌برانگیز خودداری کنند. این توصیه به معنای محدود کردن آزادی بیان نیست و بیشتر به معنای رعایت ملاحظات سیاسی و اجتماعی در سخنان رسمی است. مقام دولتی باید بداند که سخنان او تنها سخن شخصی نیست و هر جمله او می‌تواند به عنوان بخشی از تصویر حکومت تحلیل شود.

افغانستان کشوری چندزبانه و چندفرهنگی است و هر سیاستی که بخواهد ثبات اجتماعی را حفظ کند، ناگزیر است این واقعیت را در نظر بگیرد. پشتو و دری هر دو بخش مهمی از زندگی اجتماعی افغانستان را شکل داده‌اند و هر دو در ارتباط میان شهروندان نقش ایفا کرده‌اند. شاید پیام اصلی سخنان سمنگانی نیز همین باشد که زبان نباید به میدان رقابت تبدیل شود و نباید وسیله تقسیم جامعه قرار گیرد.

افغانستان زمانی می‌تواند از بسیاری از تنش‌های هویتی عبور کند که تفاوت‌ها را به رسمیت بشناسد و آن‌ها را به ابزار دشمنی تبدیل نکند. در چنین شرایطی، دقت مقام‌های حکومت طالبان در سخن گفتن درباره زبان‌ها اهمیت زیادی پیدا می‌کند. یک تعبیر سنجیده می‌تواند به آرامش کمک کند و یک تعبیر نادرست می‌تواند موجی از جنجال ایجاد کند. بنابراین، اگر حکومت طالبان واقعاً بر همسانی پشتو و دری تأکید دارد، بیان روشن، هماهنگ و سنجیده این سیاست می‌تواند از بسیاری از برداشت‌های متضاد جلوگیری کند و زمینه سوءاستفاده رسانه‌ای از اختلافات زبانی را کاهش دهد.

پشتو و دری
لطف‌الله حکیمی: پشتو زبان ملی و پشتو و دری دو زبان رسمی افغانستان هستند

مریم مرادی

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=13023

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *