Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print
  • تاپی و تبدیل جغرافیای افغانستان به فرصت

صبح که در شهرک صنعتی هرات کار شروع می‌شود، برای بسیاری از کارخانه‌ها یک سؤال قدیمی دوباره روی میز می‌آید: انرژی را از کجا و با چه هزینه‌ای تأمین کنیم؟ برای شهری که سال‌ها رؤیای تبدیل‌شدن به یکی از قطب‌های صنعتی افغانستان را در سر داشته، این سؤال فقط یک مسئله فنی نیست. هرات به بازارهای منطقه نزدیک است، کارخانه و نیروی کار دارد و در یکی از مهم‌ترین مسیرهای تجاری افغانستان قرار گرفته؛ اما صنعتی که نتواند روی انرژی پایدار حساب کند، حتی با بهترین موقعیت جغرافیایی هم نمی‌تواند تمام ظرفیت خود را نشان دهد. حالا قرار است بخشی از این معادله تغییر کند.

نوراحمد اسلام‌جار، والی هرات، اعلام کرده است که کار پروژه انتقال گاز تاپی در این ولایت تا دو ماه دیگر تکمیل و آماده بهره‌برداری خواهد شد. صدها متخصص ترکمنستانی و صدها دستگاه ماشین‌آلات تخصصی نیز در حال پیشبرد پروژه‌اند؛ پروژه‌ای که اگر طبق برنامه پیش برود، گاز را از یک مفهوم روی نقشه به بخشی از زندگی اقتصادی هرات تبدیل خواهد کرد. اما رسیدن گاز، پایان داستان نیست؛ شاید تازه آغاز آن باشد.

پرسش اصلی این است: آیا هرات می‌تواند این انرژی تازه را به تولید، سرمایه‌گذاری و اشتغال تبدیل کند؟ و مهم‌تر از آن، آیا رسیدن تاپی به هرات می‌تواند نخستین حلقه از مسیری باشد که افغانستان را در قلب شبکه انرژی منطقه قرار می‌دهد؟

  • یک خط لوله، دو داستان

در ظاهر، تاپی یک خط لوله است؛ اما روی نقشه، داستان بسیار بزرگ‌تری دارد. این پروژه قرار است گاز ترکمنستان را از مسیر افغانستان به پاکستان و هند برساند و ظرفیت انتقال سالانه آن حدود ۳۳ میلیارد مترمکعب پیش‌بینی شده است.

برای ترکمنستان، تاپی راهی به سوی بازارهای بزرگ جنوب آسیاست؛ برای پاکستان و هند، مسیری برای دسترسی به انرژی؛ و برای افغانستان، موقعیتی متفاوت شکل می‌گیرد: کشوری که هم در مسیر انتقال قرار دارد و هم قرار است بخشی از گاز را برای مصرف داخلی دریافت کند. آنچه اکنون در هرات در حال تکمیل است، بخش ۱۵۳ کیلومتری مسیر میان سرحت‌آباد ترکمنستان و هرات است. بنابراین رسیدن گاز به هرات را نباید با تکمیل کل پروژه یکی دانست. اهمیت این مرحله در چیز دیگری است: برای نخستین بار، بخشی از یک پروژه بزرگ منطقه‌ای می‌تواند به‌طور مستقیم وارد اقتصاد افغانستان شود. اینجا دو داستان به هم می‌رسند؛ داستان یک کریدور انرژی و داستان یک شهر صنعتی.

  • وقتی انرژی به کارخانه می‌رسد

برای یک کارخانه، انرژی فقط یک عدد در دفتر حسابداری نیست؛ بخشی از قدرت رقابت آن است. اگر گاز با قیمت مناسب و دسترسی پایدار در اختیار صنایع قرار گیرد، کارخانه‌ها می‌توانند هزینه تولید را بهتر مدیریت کنند، ظرفیت خود را افزایش دهند و با اطمینان بیشتری برای توسعه برنامه‌ریزی کنند. اما اثر مهم‌تر، پیش از روشن‌شدن نخستین دستگاه جدید اتفاق میفتد: در ذهن سرمایه‌گذار.

سرمایه‌گذاری که میان چند مقصد برای ایجاد یک خط تولید تازه مردد است، فقط به بازار و نیروی کار نگاه نمی‌کند؛ هزینه و امنیت انرژی را نیز در محاسبات خود می‌گذارد. هرچه تأمین انرژی قابل پیش‌بینی‌تر باشد، بخشی از ریسک سرمایه‌گذاری کاهش می‌یابد. در چنین شرایطی، هرات می‌تواند برای سرمایه‌گذارانی که به دنبال تولید و دسترسی به بازارهای منطقه‌ای هستند، جذاب‌تر شود.

این فرصت برای شهرکی صنعتی که از پیش در هرات شکل گرفته، اهمیت بیشتری دارد. افزایش تولید فقط به معنای فعالیت بیشتر کارخانه‌ها نیست؛ پشت هر خط تولید، زنجیره‌ای از حمل‌ونقل، خدمات فنی، انبارداری، تجارت و نیروی انسانی شکل می‌گیرد. بنابراین گاز می‌تواند اثری فراتر از کارخانه داشته باشد: انرژی بیشتر می‌تواند به تولید بیشتر، و تولید بیشتر می‌تواند به اقتصاد شهری بزرگ‌تری منجر شود.

  • هرات؛ جایی که انرژی و جغرافیا به هم می‌رسند

اما داستان هرات فقط در دیوارهای شهرک صنعتی خلاصه نمی‌شود. کافی است از کارخانه‌ها فاصله بگیریم و به نقشه نگاه کنیم. هرات در غرب افغانستان و در امتداد مسیرهای ارتباطی آسیای مرکزی و بازارهای منطقه قرار گرفته است. این موقعیت، سال‌ها یک مزیت تجاری برای شهر بوده و اکنون انرژی تازه می‌تواند لایه دیگری به آن اضافه کند.

اگر انرژی پایدار در کنار موقعیت تجاری هرات قرار گیرد، این شهر می‌تواند برای سرمایه‌گذاری که به دنبال تولید و دسترسی به بازارهای پیرامونی است، جذابیت بیشتری پیدا کند. در این صورت، هرات فقط مصرف‌کننده گاز نخواهد بود؛ می‌تواند نقطه‌ای باشد که در آن انرژی، تولید و تجارت منطقه‌ای به یکدیگر متصل می‌شوند.

این همان جایی است که ارزش تاپی از یک پروژه تأمین سوخت فراتر می‌رود. انرژی از آسیای مرکزی می‌آید، تولید در افغانستان شکل می‌گیرد و محصولات می‌توانند راه خود را به سوی بازارهای پیرامونی باز کنند. اگر این سه حلقه به هم متصل شوند، جغرافیای هرات بعنوان بخش مهم جغرافیای افغانستان، دیگر فقط یک ویژگی روی نقشه نخواهد بود؛ به بخشی از ظرفیت اقتصادی آن تبدیل خواهد شد.

  • از هرات به جنوب؛ جایی که داستان بزرگ‌تر می‌شود

اما اگر گاز در هرات بماند، تنها بخشی از داستان تاپی روایت شده است. روی نقشه، مسیر هنوز راهی طولانی در پیش دارد؛ باید از غرب افغانستان به سمت جنوب برود و خود را به پاکستان برساند؛ کشوری که به انرژی نیاز جدی دارد.

برای ترکمنستان، رسیدن خط به پاکستان یعنی نزدیک‌شدن به یک بازار بزرگ. برای پاکستان، دسترسی به منبعی تازه از انرژی. و برای افغانستان، معنایی فراتر از درآمد حاصل از عبور خط لوله دارد: قرارگرفتن در میان یک مسیر حیاتی میان آسیای مرکزی و جنوب آسیا.

به همین دلیل، تأکید ترکمنستان بر ادامه ساخت تاپی به سمت پاکستان اهمیت ویژه‌ای دارد. اگر مسیر در سال‌های آینده به سمت جنوب ادامه پیدا کند، افغانستان می‌تواند به حلقه‌ای تبدیل شود که منافع چند اقتصاد منطقه را به یکدیگر پیوند می‌دهد.

در چنین حالتی، هر کیلومتر از این خط فقط یک کیلومتر لوله نیست؛ بخشی از یک وابستگی اقتصادی متقابل است. هرچه این مسیر گسترده‌تر شود، اهمیت افغانستان برای ادامه آن نیز بیشتر خواهد شد و این یکی از مهم‌ترین فرصت‌های ژئوپلیتیکی پروژه است: کشوری که سال‌ها موقعیت جغرافیایی‌اش بیشتر به‌عنوان بخشی از دشواری‌های آن دیده شده، می‌تواند از همان موقعیت برای ساختن یک نقش اقتصادی تازه استفاده کند.

  • تاپی یک خط لوله یا آغاز یک کریدور؟

آینده تاپی را نباید فقط از درون خود خط لوله دنبال کرد. در همان جغرافیای افغانستان که پروژه‌های انرژی در حال توسعه‌اند، صحبت از برق، راه‌آهن و ارتباطات نیز مطرح است. اگر این زیرساخت‌ها در کنار یکدیگر توسعه پیدا کنند، دیگر با یک پروژه منفرد روبه‌رو نخواهیم بود؛ بلکه مجموعه‌ای از مسیرها شکل می‌گیرد که می‌تواند انرژی، کالا، سرمایه و اطلاعات را میان آسیای مرکزی، افغانستان و جنوب آسیا جابه‌جا کند. در چنین تصویری، تاپی می‌تواند یکی از نخستین حلقه‌های یک کریدور اقتصادی بزرگ‌تر باشد.

این تحول برای هرات اهمیت ویژه‌ای دارد. شهری که از یک سو به انرژی دسترسی پیدا می‌کند و از سوی دیگر در مسیر تجارت منطقه‌ای قرار دارد، می‌تواند از هم‌زمانی این زیرساخت‌ها سود ببرد. در اینجا دیگر مسئله فقط روشن‌شدن یک کارخانه نیست؛ مسئله شکل‌گیری محیطی است که در آن تولید، حمل‌ونقل، تجارت و انرژی یکدیگر را تقویت کنند. اگر این روند ادامه پیدا کند، هرات می‌تواند یکی از نخستین نقاطی باشد که نتیجه این اتصال را در اقتصاد واقعی افغانستان نشان می‌دهد.

  • پایان؛ فرصت از دل جغرافیا

روزی که نخستین جریان گاز تاپی وارد هرات شود، شاید در ظاهر فقط یک پروژه انرژی به مرحله تازه‌ای رسیده باشد. اما پشت همان جریان گاز، می‌تواند داستان بزرگ‌تری آغاز شود؛ داستان شهری که انرژی تازه را به تولید پیوند می‌زند و کشوری که می‌کوشد از موقعیت جغرافیایی خود ارزش اقتصادی بسازد.

افغانستان در نقطه‌ای ایستاده که دو نیاز به هم می‌رسند: نیاز داخلی به تاپی انرژی و نیاز منطقه به مسیرهای تازه اقتصادی. اگر گاز به کارخانه برسد، سرمایه‌گذاری را تحریک کند و مسیر به سوی جنوب ادامه پیدا کند، هرات می‌تواند نخستین تصویر این تغییر باشد؛ شهری که انرژی را به صنعت و موقعیت جغرافیایی را به فرصت تبدیل می‌کند. آن‌وقت تاپی دیگر فقط خطی روی نقشه نخواهد بود؛ می‌تواند یکی از مسیرهایی باشد که افغانستان را از حاشیه نقشه اقتصادی منطقه، به متن آن نزدیک می‌کند.

جغرافیای افغانستان
تاپی جغرافیای افغانستان را به فرصت بزرگ اقتصادی تبدیل خواهد کرد

الهام قاسمی

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=13038

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مقالات