Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print
  • آمریکا در باتلاق خاورمیانه

الگوی رفتاری آمریکا در قبال حادثه‌ی یازدهم سپتمبر و همچنان پس از آن، نه یک واکنشِ مقطعی، بلکه یک راهبردِ کلان را آشکار ساخته است. راهبرد واشنگتن بر پایه‌ی «هدف‌گیریِ آدرس‌های اشتباه» استوار است و تا امروز نیز با همان منطقِ وارونه، در قبال ایران و خاورمیانه تکرار شده است. درک این الگو، برای ملت‌های منطقه، به‌ویژه افغانستان که بیش از دو دهه قربانیِ این هندسه‌ی وارونه بود، یک ضرورتِ حیاتی به شمار می‌رود.

از همین‌رو باید به این پرسش ساده پاسخ دهیم که آیا حملات یازدهم سپتامبر یک جنایت تروریستی بود که پاسخ نظامیِ به‌جا را طلب می‌کرد، یا بهانه‌ای بود برای لشکرکشی‌های گسترده‌ی آمریکا به کشورهای دور و نزدیک، تا بهانه‌ای تازه برای تغذیه‌ی نهادها و لابی‌های جنگ‌افروزِ واشنگتن فراهم آید؟

  • شعارهای پرشکوه و واقعیت‌های تلخ؛ از «جنگ علیه تروریسم» تا شکست در باتلاق افغانستان

جورج دبلیو بوش، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، در اکتوبر سال ۲۰۰۱ با حمله به افغانستان، «جنگ علیه تروریسم» را با شعارهایی پرزرق‌وبرق آغاز کرد. او در سخنرانی‌های خود وعده داد که تروریست‌ها را تا دورافتاده‌ترین نقاط کره‌ی زمین تعقیب خواهد کرد و اسامه بن‌لادن را «زنده یا مرده» به چنگ خواهد آورد.

بوش، جنگ را «مبارزه در راه تمدن» خواند و به مردم آمریکا قول داد که «خیر» بر «شر» پیروز خواهد شد. هدف اعلامی این جنگ، نابودی القاعده و براندازی حکومت طالبان بود؛ هدفی که به باور بوش و مشاورانش، ظرف ماه‌ها محقق می‌شد.

اما واقعیتْ چیز دیگری را رقم زد. آمریکا نه‌تنها به اهداف اصلی خود دست نیافت، بلکه با شکستی مفتضحانه و خروج شتابزده در سال ۲۰۲۱، طولانی‌ترین جنگ تاریخ خود را با هزینه‌ای بالغ بر ۲.۲۶ تریلیون دالر به پایان رساند. القاعده همچنان پابرجا ماند، طالبان بار دیگر به قدرت بازگشت و ده‌ها گروه شبه‌نظامی دیگر در منطقه در نتیجه‌ی این لشکرکشی متولد شدند.

پل میلر، یکی از مقامات پیشین شورای امنیت ملی آمریکا، در کتاب خود با عنوان «انتخاب شکست»، این ناکامی را نتیجه‌ی انباشته‌شدن تصمیم‌های نادرست، سوءمدیریت ساختاری و کوتاه‌بینی سیاسی در طول بیست سال گذشته دانسته است.

شکست آمریکا در افغانستان، امروز برای همگان کاملا مشخص و ثابت شده است. چنانچه کمیسیون جنگ افغانستان در کنگره‌ی آمریکا، فساد گسترده، وابستگی شدید به کمک‌های خارجی و فقدان یک استراتژی روشن را از مهم‌ترین دلایل ناکامی این پروژه‌ی بیست‌ساله خوانده است. این شکست، هیمنه‌ی نظامی آمریکا را برای همیشه خدشه‌دار ساخت و ثابت کرد که قدرت نظامیِ صرف، بدون درکِ درست از واقعیت‌های محلی و منطقه‌ای، چیزی جز باتلاقی برای فرورفتن به همراه نخواهد داشت.

  • آدرس‌های اشتباه؛ از افغانستان تا ایران

یکی از شگفت‌انگیزترین جنبه‌های ماجرای یازدهم سپتمبر، «آدرسِ اشتباهِ» واشنگتن در تلافی این حملات بود. هواپیمارباهای یازدهم سپتمبر، همگی از کشورهای عربی بودند؛ پانزده تن از عربستان سعودی، دو تن از امارات، یک تن از مصر و یک تن از لبنان. اما جورج بوش به‌جای آنکه کشورهای عربیِ مذکور را مواخذه کند، سپاه خود را به افغانستان گسیل داشت؛ کشوری که نه هواپیماربایی در آن رخ داده بود و نه هیچ یک از عاملانِ حمله، شهروندِ آن بودند.

این تناقضِ آشکار، تئوریِ مهمی را رقم زد که بسیاری از تحلیل‌گرانِ مستقل بر آن صحه گذاشته‌اند: حملات یازدهم سپتمبر، بهانه‌ای بود برای لشکرکشیِ از پیش‌طراحی‌شده‌ی آمریکا به افغانستان. امروز، همین الگویِ وارونه در مورد ایران نیز تکرار شده است.

آمریکا به‌جای آنکه رژیم صهیونیستی را که تنها دارنده‌ی سلاح هسته‌ای در خاورمیانه است، خلع سلاح کند، به خاک ایران حمله کرده است؛ کشوری که بارها اعلام کرده هرگز قصدِ ساخت سلاح هسته‌ای را ندارد. شعار «خاورمیانه‌ی عاری از سلاح هسته‌ای» دقیقاً همان کارکردی را دارد که شعار «جنگ علیه تروریسم» داشت؛ بهانه‌ای دروغین برای جنگ‌افروزیِ تازه.

ریشه‌ی این الگوی وارونه، در نهادها و لابی‌های جنگ‌افروز آمریکا نهفته است؛ نهادهایی که منابعِ مالیِ آنها از طریق جنگ تأمین می‌شود. در سال ۲۰۰۱، این لابی‌ها با راهبردِ مبارزه با تروریسم، جنگ‌افروزی کردند و امروز، به بهانه‌ی جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای، همان مسیر را دنبال می‌کنند.

همان‌گونه که راهبردِ مبارزه با تروریسم، مفتضحانه شکست خورد و آمریکا بیست سال در باتلاق افغانستان گیر کرد، امروز نیز شعارِ جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای، بهانه‌ای دروغین است و این بار آمریکا در باتلاق خاورمیانه در حال غرق شدن است.

  • درس‌های افغانستان برای خاورمیانه؛ از برچیده‌شدن پایگاه‌ها تا شکستِ حتمی

آمریکا بیست سال با صدهزار عسکر در پایگاه هوایی بگرام، حضور داشت. هم‌زمان نا امنی، جنگ و خشونت در افغانستان، در اوج خود قرار داشت. آمریکا به رغم اینکه با افغانستان پیمان امنیتی امضاء کرده بود، تعهدات رنگارنگ جهت بازسازی افغانستان داده بود، اما سر انجام بدون توجه به تمام پیمانها، قراردادها و تعهداتش، با خروج ذلیلانه حتی آب‌رو و جایگاه خودش را نیز بر باد فنا داد.

بنابراین کشورهای عربی باید از حضور آمریکا در افغانستان درس عبرت بگیرند و درک کنند که حضور آمریکا مساوی با ناامنی، ویرانی و بر بادی است. پایگاه‌های آمریکا در کشورهای عربی، برای حفاظت از رژیم صهیونیستی بنا شده است؛ رژیمی که نسل‌کشیِ مردم غزه، کودک‌کشی و تجاوز به لبنان، ایران، سوریه و حتی قطر را در کارنامه‌ی خود دارد. این پایگاه‌ها نیز به زودی جمع خواهد شد و آمریکا همان سناریوی خروج ذلیلانه دوباره تکرار خواهد کرد.

چنانچه ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی حکومت طالبان، به‌درستی گفته است که ایران تاب‌آوری بالایی دارد و در جنگ با آمریکا و رژیم صهیونیستی شکست نخواهد خورد. او همچنین تصریح کرده است که حمله به ایران، تجاوزی علیه یک کشور مستقل و قابل محکومیت است. مجاهد در جای دیگری تأکید کرده است که «بهتر است آمریکا همین‌الان جنگ با ایران را خاتمه دهد.»

لئون پانتا، وزیر دفاع اسبق آمریکا و رئیس پیشین سازمان سیا نیز به‌صراحت هشدار داده است که جنگ با ایران ممکن است دست‌کم شش ماه دیگر ادامه پیدا کند و به جنگی فرسایشی و بی‌پایان در خاورمیانه تبدیل شود. پانتا تأکید کرده است که آمریکا در مسیر یک جنگ شکست‌خورده‌ی دیگر در خاورمیانه، مانند جنگ‌های عراق و افغانستان قرار دارد. دونالد ترامپ و جورج بوش، دو روی یک سکه می باشد؛ هر دو در دامِ جنگ‌افروزیِ لابی‌های نظامی گرفتار آمده‌اند و سرنوشت هر دو، محکوم به شکست است.

درسِ بزرگِ یازدهم سپتمبر برای ملت‌های منطقه این است که امنیتِ حقیقی، از بیرون وارد نمی‌شود؛ امنیت، زمانی تأمین می‌گردد که خودِ منطقه، محورِ معادلاتِ امنیتی باشد و کشورهای همسایه، با درکِ مشترک از مخاطرات، راه‌حل‌هایِ بومی را جایگزینِ نسخه‌هایِ وارداتیِ شکست‌خورده کنند.

آمریکا با هندسه‌ی وارونه‌ی جنگ‌افروزیِ خود، نه‌تنها به امنیتِ منطقه کمک نکرد، بلکه بزرگترین عاملِ ناامنی و بی‌ثباتی در خاورمیانه و افغانستان بود. امروز، وقت آن رسیده است که ملت‌های منطقه، با اتکا به توانایی‌هایِ خود، سرنوشتِ خویش را به دست گیرند و اجازه ندهند که جنگ‌افروزانِ واشنگتن، بار دیگر با بهانه‌ای تازه، آتشِ فتنه را در این منطقه‌ی حساس برافروزند.

باتلاق خاورمیانه
امریکای عاشق جنگ، در باتلاق خاورمیانه گرفتار شده است

مسلم اخلاقی

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=13103

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *