هرات در آستانه یک تحول مهم در بخش انرژی قرار گرفته است. نوراحمد اسلامجار، والی هرات، اعلام کرده است که کار پروژه انتقال گاز تاپی در این ولایت تا دو ماه دیگر تکمیل و برای بهرهبرداری سپرده خواهد شد. او از صاحبان کارخانهها و باشندگان هرات نیز خواسته است از هماکنون برای استفاده از گاز ترکمنستان و آغاز روند لولهکشی آمادگی بگیرند.
این خبر در ظاهر مربوط به تکمیل یک پروژه زیربنایی است، اما اهمیت آن برای هرات و اقتصاد افغانستان بسیار فراتر از ساخت یک خط لوله گاز است. هرات یکی از مهمترین مراکز صنعتی و تجارتی افغانستان است و دسترسی به انرژی پایدار میتواند یکی از محدودیتهای مهم توسعه صنعتی در این ولایت را کاهش دهد.
بر اساس اطلاعات منتشرشده درباره روند اجرای پروژه، در بخش ۱۵۳ کیلومتری سرحدآباد–هرات، حدود ۷۰۰ متخصص ترکمنستانی و بیش از ۲۵۰ دستگاه ماشینآلات و تجهیزات تخصصی مصروف کار هستند. این نیروها و تجهیزات در ساخت و تکمیل این بخش از خط لوله مشارکت دارند و نشان میدهند که پروژه وارد مرحله جدی اجرای عملی شده است. با این حال، رسیدن گاز به هرات پایان مسیر نیست. اهمیت اصلی زمانی آشکار خواهد شد که این گاز بتواند وارد کارخانهها و چرخه تولید شود و به سرمایهگذاری، اشتغال و توسعه صنعتی تبدیل گردد.
تاپی و جایگاه افغانستان در شبکه انرژی منطقه
پروژه تاپی یکی از بزرگترین طرحهای انرژی منطقه است که قرار است گاز ترکمنستان را از طریق افغانستان به پاکستان و هند انتقال دهد. ظرفیت انتقال این خط لوله ۳۳ میلیارد مترمکعب گاز در سال است و افغانستان در کنار نقش ترانزیتی خود، قرار است از بخشی از این گاز برای مصرف داخلی استفاده کند.
اما در این مرحله نباید درباره قیمت گاز با قطعیت صحبت کرد. افغانستان و ترکمنستان هنوز درباره نرخ گاز و جزئیات خرید و توزیع آن مذاکره دارند. در ماه آگست نیز شرکت افغان گاز و شرکت ترکمنگاز تفاهمنامهای برای خرید گاز تاپی امضا کردند که تعیین قیمت، میزان تقاضا و نحوه توزیع گاز از موضوعات اصلی آن است.
همین مسئله یکی از مهمترین نقاط تعیینکننده آینده اقتصادی پروژه است. برای افغانستان، داشتن سهمی از گاز تاپی زمانی ارزش اقتصادی واقعی پیدا میکند که این گاز با قیمت مناسب به دست مصرفکنندگان داخلی برسد.
در اقتصاد، انرژی فقط یک کالای مصرفی نیست؛ یکی از عوامل تعیینکننده هزینه تولید است. کارخانهای که انرژی گران دریافت میکند، در نهایت محصول گرانتری تولید خواهد کرد و در برابر کالاهای وارداتی قدرت رقابت کمتری خواهد داشت. به همین دلیل، نرخ گاز میتواند مستقیماً بر آینده بسیاری از صنایع هرات تأثیر بگذارد. از این منظر، مذاکرات افغانستان و ترکمنستان درباره قیمت گاز شاید به اندازه خود ساخت خط لوله اهمیت داشته باشد.
گاز تاپی و آینده صنعتی هرات
اهمیت گاز برای هرات تنها در کاهش هزینه سوخت کارخانهها خلاصه نمیشود. دسترسی به یک منبع انرژی پایدار و نسبتاً ارزان میتواند بخشی از هزینههای تولید را کاهش دهد و در عین حال، ریسک ناشی از کمبود یا ناپایداری انرژی را برای سرمایهگذاران کمتر کند. این مسئله در تصمیمگیری یک سرمایهگذار اهمیت اساسی دارد؛ زیرا سرمایهگذاری صنعتی زمانی توجیه پیدا میکند که تولیدکننده بتواند هزینههای اصلی خود را در یک افق چندساله پیشبینی کند.
از این منظر، گاز تاپی میتواند برای هرات یک مزیت رقابتی تازه ایجاد کند. کاهش هزینه انرژی، توان رقابت کارخانههای داخلی را افزایش میدهد و میتواند سرمایهگذاران را به ایجاد واحدهای تولیدی جدید یا گسترش فعالیت کارخانههای موجود تشویق کند.
در مرحله بعد، توسعه صنایع تقاضا برای نیروی کار و خدمات مرتبط با تولید، حملونقل و تجارت را افزایش خواهد داد. بنابراین، اثر اصلی گاز در اقتصاد هرات نه صرفاً در ارزانتر شدن یک نوع سوخت، بلکه در ایجاد شرایط مناسبتر برای شکلگیری و گسترش فعالیتهای صنعتی دیده خواهد شد.
اگر این روند با توسعه شهرکهای صنعتی، شبکه انتقال و توزیع گاز، برق، راههای مواصلاتی و تسهیلات مناسب برای سرمایهگذاری همراه شود، هرات میتواند به تدریج از یک مرکز مهم تجارتی به یکی از محورهای اصلی تولید صنعتی افغانستان تبدیل شود.
این موضوع بهخصوص برای صنایعی اهمیت دارد که سهم انرژی در هزینه تولید آنها بالا است. هرچه انرژی سهم بزرگتری از هزینه تولید داشته باشد، کاهش و ثبات قیمت انرژی میتواند تأثیر بیشتری بر سودآوری و امکان توسعه آن صنعت داشته باشد. به همین دلیل، اگر گاز تاپی با قیمت رقابتی عرضه شود، ممکن است بخشی از سرمایههایی که تاکنون به دلیل هزینه بالای انرژی یا نبود اطمینان از تأمین سوخت وارد بخش تولید نشدهاند، به سمت هرات حرکت کنند.
اما برای تحقق چنین سناریویی، خود گاز کافی نیست. سرمایهگذار به جاده، برق، زمین صنعتی، سیستم بانکی، نیروی متخصص، بازار مصرف و امکان انتقال کالا نیز نیاز دارد. بنابراین، تاپی زمانی میتواند به موتور صنعتیشدن هرات تبدیل شود که در کنار آن، مجموعهای از سیاستهای اقتصادی و زیرساختی نیز به اجرا گذاشته شود.
فرصت اقتصادی در کنار یک موقعیت ژئوپولیتیکی
اهمیت تاپی برای افغانستان فقط به هرات و صنعت محدود نمیشود. این پروژه از نظر موقعیت منطقهای نیز اهمیت ویژه دارد. افغانستان در این طرح در نقطه اتصال آسیای مرکزی به آسیای جنوبی قرار گرفته است. گاز از ترکمنستان وارد افغانستان میشود، از مسیر افغانستان عبور میکند و سپس به پاکستان و هند میرسد. بنابراین، افغانستان تنها یک مصرفکننده انرژی نیست؛ بلکه بخشی از مسیر انتقال انرژی میان دو منطقه مهم اقتصادی جهان است.
قرار است خط لوله گاز تاپی از ولایتهای هرات، نیمروز و قندهار عبور کند و پس از ورود به پاکستان از مسیر کویته و ملتان به فضیلکا در پنجاب هند برسد. به این ترتیب، توسعه زیرساختهای مربوط به پروژه میتواند در آینده برای نیمروز و قندهار نیز فرصتهای اقتصادی و انرژی ایجاد کند.
این مسئله از نگاه سیاسی اهمیت دارد. هر پروژهای که منافع اقتصادی چند کشور را به یکدیگر پیوند دهد، میتواند زمینهای برای همکاری و افزایش وابستگی متقابل ایجاد کند. ترکمنستان به بازارهای جنوب آسیا نیاز دارد؛ پاکستان و هند به انرژی نیازمندند و افغانستان نیز میتواند هم از درآمد ترانزیتی بهرهمند شود و هم بخشی از گاز را برای اقتصاد داخلی خود دریافت کند. به همین دلیل، تاپی را میتوان یکی از نمونههای مهم همکاری اقتصادی منطقهای دانست؛ پروژهای که منافع آن به یک کشور محدود نیست و ادامه فعالیت آن به همکاری چند کشور وابسته است.
برای افغانستان، این موقعیت میتواند اهمیت بیشتری داشته باشد. کشوری که سالها بیشتر به عنوان مسیر منازعات منطقهای شناخته شده، میتواند در صورت موفقیت پروژههای اقتصادی مشترک، بخشی از نقش خود را به عنوان مسیر اتصال اقتصادی منطقه تعریف کند.
البته این تحول به سادگی اتفاق نمیافتد. تاپی پروژهای است که سابقه طولانی از تأخیر و چالشهای مالی، سیاسی و امنیتی دارد. بنابراین، میان تکمیل بخش هرات و تکمیل کامل خط لوله تا پاکستان و هند باید تفاوت گذاشت. پیشرفت بخش افغانستان خبر مهمی است، اما موفقیت نهایی تاپی زمانی قابل ارزیابی خواهد بود که کل مسیر و تأسیسات مورد نیاز آن به بهرهبرداری برسد و انتقال تجارتی گاز در مقیاس برنامهریزیشده آغاز شود.
آزمون اصلی پس از رسیدن گاز
برای هرات، مرحلهای که پس از رسیدن گاز آغاز میشود، شاید از خود ساخت خط لوله مهمتر باشد. اگر خط اصلی به هرات برسد اما شبکه توزیع داخلی با تأخیر ساخته شود، کارخانهها نمیتوانند به سرعت از این انرژی استفاده کنند. از سوی دیگر، اگر شبکه توزیع ایجاد شود اما قیمت گاز برای کارخانهها بالا باشد، انگیزه سرمایهگذاری صنعتی نیز محدود خواهد شد.
بنابراین، حکومت افغانستان باید همزمان با تکمیل پروژه، برای ایجاد یک بازار واقعی گاز در هرات برنامه داشته باشد. شهرکهای صنعتی میتوانند یکی از نخستین نقاط تمرکز این برنامه باشند؛ زیرا در این مناطق، مصرفکنندگان بزرگ انرژی در کنار یکدیگر قرار دارند و رساندن گاز به آنها از نظر اقتصادی سادهتر و مؤثرتر خواهد بود.
در کنار آن، ایجاد تسهیلات برای تبدیل تجهیزات کارخانهها به سیستمهای مصرف گاز نیز اهمیت دارد. بسیاری از کارخانهها نمیتوانند صرفاً با رسیدن خط لوله، در همان روز نخست از گاز استفاده کنند و ممکن است به تجهیزات و سرمایهگذاری جدید نیاز داشته باشند. اگر این مسائل از قبل برنامهریزی شود، ورود گاز میتواند به جای یک اتفاق مقطعی، به آغاز یک دوره تازه برای صنعت هرات تبدیل شود.
در چنین شرایطی، افزایش تولید داخلی نیز میتواند وابستگی افغانستان به واردات برخی کالاها را کاهش دهد. هر کارخانهای که بتواند یک محصول مورد نیاز بازار افغانستان را در داخل تولید کند، بخشی از تقاضایی را که امروز از طریق واردات تأمین میشود، به تولیدکننده داخلی منتقل میکند. این همان نقطهای است که پروژه انرژی به مسئلهای مرتبط با خودکفایی اقتصادی تبدیل میشود. البته خودکفایی به معنای قطع ارتباط با بازارهای خارجی نیست؛ بلکه به معنای افزایش توان تولید داخلی و کاهش وابستگی در بخشهایی است که افغانستان ظرفیت تولید آنها را دارد.
تاپی؛ یک فرصت، نه یک تضمین
تاپی میتواند فرصت بزرگی برای افغانستان باشد، اما نباید آن را به عنوان تضمینی برای رشد اقتصادی در نظر گرفت. گاز به خودی خود کارخانه نمیسازد، سرمایهگذار جذب نمیکند و اشتغال ایجاد نمیکند. این سیاستگذاری اقتصادی است که تعیین میکند یک زیرساخت انرژی تا چه اندازه بتواند بر اقتصاد واقعی اثر بگذارد. اگر قیمت گاز مناسب باشد، شبکه توزیع به موقع ساخته شود، سرمایهگذاری صنعتی تسهیل گردد و زیرساختهای مکمل نیز توسعه پیدا کند، هرات میتواند از این پروژه برای تقویت جایگاه خود به عنوان یکی از مراکز اصلی صنعت افغانستان استفاده کند.
در مرحله بعد، نیمروز و قندهار نیز میتوانند از مسیر تاپی و زیرساختهای مرتبط با آن بهره ببرند. به این ترتیب، اثر پروژه میتواند از یک ولایت فراتر رفته و بخشی از ساختار اقتصادی جنوب و غرب افغانستان را تحت تأثیر قرار دهد. از سوی دیگر، درآمد ترانزیتی نیز میتواند برای افغانستان اهمیت داشته باشد. اما حتی این درآمد نباید هدف نهایی تلقی شود. ارزش واقعی تاپی زمانی بیشتر خواهد بود که درآمد ترانزیتی و انرژی داخلی در خدمت ایجاد ظرفیتهای پایدار اقتصادی قرار گیرد.
افغانستان اگر بتواند منابع حاصل از این پروژه را به توسعه زیرساخت، صنعت و نیروی انسانی اختصاص دهد، اثر آن میتواند برای سالها باقی بماند. در غیر آن، ممکن است بخشی از درآمد ایجاد شود، اما تحول ساختاری در اقتصاد کشور اتفاق نیفتد. به همین دلیل، تاپی را باید در چارچوب بزرگتری دید. این پروژه میتواند افغانستان را به شبکه انرژی منطقه وصل کند، برای کشور درآمد ترانزیتی ایجاد کند، بخشی از نیاز داخلی به گاز را تأمین کند و زمینه توسعه صنایع انرژیبر را فراهم سازد. اما اینکه این ظرفیت در نهایت به رشد اقتصادی تبدیل شود، به تصمیمهایی بستگی دارد که از امروز تا سالهای آینده در کابل و هرات گرفته خواهد شد.
رسیدن گاز ترکمنستان به هرات، در واقع پایان یک پروژه نیست؛ آغاز یک آزمون اقتصادی است. آزمونی که در آن باید مشخص شود افغانستان میتواند یک پروژه بزرگ منطقهای را از سطح خط لوله و ترانزیت فراتر برده و آن را به تولید، سرمایهگذاری و اشتغال تبدیل کند یا خیر.
اگر چنین اتفاقی بیفتد، تاپی برای افغانستان فقط مسیر عبور گاز نخواهد بود؛ بلکه میتواند بخشی از مسیر عبور اقتصاد افغانستان از وابستگی به سمت تولید باشد. هرات در این میان میتواند نخستین نقطه این تحول باشد؛ شهری که گاز ترکمنستان از آن عبور میکند، اما مهمتر از آن، میتواند بخشی از آینده صنعتی افغانستان را نیز با خود به همراه بیاورد.

زهرا هاشمی











