Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print
  • ذهن دانشجوی افغان هیچگاه پاکستانی نخواهد شد!

خواجه آصف، وزیر دفاع پاکستان، در اظهاراتی گفته است که دانشجویان افغان در پاکستان با وجود سال‌ها تحصیل، «فکرشان پاکستانی نشد» و به همین دلیل باید اخراج شوند. او خطاب به دانشجویان پاکستانی که با این تصمیم مخالفت کرده‌اند، گفته است اگر نگران سرنوشت تحصیلی همتایان افغان خود هستند، خودشان به افغانستان بروند.

این سخنان که در واقع یک اعتراف شکست‌خورده است، بیش از آنکه ضعف دانشجوی افغان را نشان دهد، ماهیت و ماهیت‌شناسی خود دولت پاکستان را برملا می‌کند. پرسش اینجاست که چرا ذهن دانشجویان افغان «پاکستانی» نمی‌شود؟

پاسخ را باید نه در ذهن این دانشجویان، بلکه در ساختار فکری و راهبردی دولتی جست‌وجو کرد که خود وزیر دفاعش آن را این‌گونه توصیف کرده است: «سه دهه کار کثیف برای امریکا و غرب انجام دادیم».

  • «فکر پاکستانی»؛ یک تناقض بنیادین

وزیر دفاع پاکستان «فکر پاکستانی» را مترادف با همراهی با سیاست‌های دولتی می‌داند که خودش آن‌ها را «اشتباه بزرگ» و «کار کثیف» خوانده است. او در مصاحبه با اسکای‌نیوز صریحاً اعتراف کرد که کشورش به مدت سه دهه از گروه‌های تروریستی و شبه‌نظامیان فعال در منطقه، به نفع آمریکا و بریتانیا، پشتیبانی، آموزش و تأمین مالی کرده است. این اعتراف نه یک لغزش لفظی، بلکه تأییدی بر ماهیت سیاست خارجی پاکستان است که بر پایه «اجاره دادن خود» به قدرت‌های خارجی بنا شده بود.

اگر «فکر پاکستانی» یعنی پذیرش منطقی که در آن، امنیت ملی و حیثیت یک کشور مسلمان به قیمت خدمت به امپراتوری‌های غربی فروخته می‌شود، آیا «پاکستانی نشدن» ذهن دانشجویان افغان یک نقص است یا یک فضیلت؟ دانشجویی که در چنین چارچوبی تربیت نشده، در واقع از آلودگی به منطقی مصون مانده است که خود مقامات پاکستانی اکنون از آن ابراز پشیمانی می‌کنند.

  • پرورش تروریسم؛ پروژه‌ای که از کنترل خارج شد

پاکستان سال‌ها گروه‌های تروریستی را به عنوان ابزار «عمق استراتژیک» در افغانستان پرورش داد. دکترین عمق استراتژیک بر این فرض بنا شده بود که کابل باید دولتی دوست و وابسته به اسلام‌آباد داشته باشد تا در صورت درگیری با هند، به عنوان حیاط خلوت عمل کند.

نتیجه این سیاست اما نه «عمق استراتژیک»، بلکه «بلای استراتژیک» بود. همان گروه‌هایی که برای بی‌ثبات‌سازی افغانستان و هند آموزش دیده بودند، اکنون به جان خود پاکستان افتاده‌اند. تحریک طالبان پاکستان (TTP) و گروه‌های دیگر، به طور مرتب حملاتی را در خاک پاکستان انجام می‌دهند و مسئولیت آن‌ها را بر عهده می‌گیرند.

بنابراین، وقتی خواجه آصف می‌گوید «فکرشان پاکستانی نشد»، شاید دقیق‌تر آن باشد که بگوییم: «فکرشان پاکستانی نشد، چون پاکستانی بودن در این چارچوب یعنی پذیرش همان منطقی که خود شما اکنون آن را یک اشتباه فاجعه‌بار می‌دانید.»

  • خنجر از پشت؛ الگویی تکرارشونده در قبال همسایه

پاکستان در طول جنگ سرد، مجاهدین افغان را به عنوان ابزار مقابله با شوروی به کار گرفت و پس از خروج شوروی، آن‌ها را رها کرد تا درگیر جنگ داخلی شوند. در دوران جنگ آمریکا در افغانستان، اسلام‌آباد میلیاردها دالر کمک مالی و نظامی دریافت کرد تا به عملیات آمریکا کمک کند، اما همزمان به شورشیان پناه داد.

امروز که طالبان در کابل قدرت را در دست دارند، اسلام‌آباد با یک پارادوکس مواجه است. از یک سو می‌خواهد کابل را تحت فشار بگذارد تا به قول خودش TTP را سرکوب کند، و از سوی دیگر نمی‌خواهد حاکمیتی مستقل در افغانستان شکل بگیرد که دیگر به «حیاط خلوت» پاکستان تن ندهد.

  • «دیپلماسی سایه» و بازتولید پروژه شکست‌خورده

شواهد نشان می‌دهد که پاکستان حتی اکنون نیز به همان الگوی قدیمی بازگشته است. گزارش‌ها حاکی از آن است که اسلام‌آباد گروه‌هایی چون لشکر طیبه، جیش محمد و البدر را به مناطق مرزی افغانستان منتقل کرده تا شبکه‌های پروکسی خود را بازسازی کند. این اقدامات در حالی انجام می‌شود که وزیر دفاع پاکستان علناً از «کار کثیف» گذشته ابراز پشیمانی می‌کند. تناقض آشکار است. اگر پرورش تروریسم اشتباه بود، چرا همان سیاست در قالب جدید تکرار می‌شود؟

پاسخ در این واقعیت نهفته است که ساختار قدرت در پاکستان، به ویژه نهادهای نظامی-اطلاعاتی، همچنان بر همان منطق «عمق استراتژیک» و «ابزارسازی از گروه‌های شبه‌نظامی» استوار است. تغییر دولت‌ها و اظهارات مقامات، تغییری در این ساختار بنیادین ایجاد نکرده است. بنابراین، انتظار اینکه دانشجویان افغان «فکر پاکستانی» شوند، یعنی انتظار پذیرش همین منطقِ بیمارگونه. و این چیزی است که هیچ ذهن آزاده‌ای، خواه افغان باشد خواه پاکستانی، نمی‌پذیرد.

  • نتیجه‌گیری

اظهارات خواجه آصف را باید در چارچوب یک بحران عمیق‌تر خواند. بحران مشروعیت و هویت دولت پاکستان. او از دانشجویان افغان می‌خواهد که «فکر پاکستانی» داشته باشند، اما خودش تعریف دقیقی از این «فکر» ارائه نمی‌دهد، جز آنکه آن را در سایه «کار کثیف برای امریکا»، «پرورش تروریسم» و «خنجر از پشت» تصویر کرده است. ذهن دانشجوی افغان «پاکستانی نشد» چون پاکستانی بودن در این چارچوب، یعنی پذیرش همان چیزی که دولت پاکستان انجام داده و می‌دهد.

این نه یک شکست برای دانشجوی افغان، بلکه یک شکست برای دولتی است که نتوانست هیچ الگوی جذابی از «فکر پاکستانی» ارائه دهد، جز خدمت به بیگانه، پرورش هیولا و خیانت به همسایه. تا زمانی که این ساختار فکری تغییر نکند، هیچ دانشجوی افغانستانی و حتی هیچ شهروند پاکستانی آزاده‌ای نخواهد پذیرفت که چنین «فکری» را از آنِ خود کند.

دانشجوی افغان
ذهن دانشجوی افغان «پاکستانی نشد» چون افغان ها بدنبال پرورش تروریسم نیستند

معصومه حسینی

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=13245

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *