Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print
  • نشست آنلاین مخالفان طالبان در هفته شهید

چهره‌های شناخته‌شده‌ سیاسی و نظامی مخالف طالبان، روز یکشنبه (18سنبله) در یک نشست آنلاین گرد هم آمدند تا یاد قربانیان راه مقاومت را گرامی بدارند. اما هرچه سخنرانی‌ها پیش رفت، چیزی رخ نمود که شاید کمتر کسی انتظارش را داشت: پشت ظاهر متحد این نشست، شکاف‌هایی نمایان شد که سال‌هاست زیر خاکستر باقی مانده بودند.

هر یکی از رهبران، در سخنرانی شان، نه‌تنها ادای احترام به شهدا، بلکه نقشه‌ راه ذهنی خویش برای آینده‌ افغانستان را نیز آشکار کرد؛ نقشه‌هایی که به‌رغم هدف مشترک، در مسیرهای کاملاً متفاوتی امتداد می‌یابند. آنچه در ادامه می‌آید، کوششی است برای خواندن میان خطوط این سخنان و کشف آن‌ الگوی پنهانی که سرنوشت مقاومت در برابر طالبان را رقم خواهد زد.

  • مخالفان طالبان و اختلاف بر سر جنگ و مذاکره

اگر سخنان رهبران شرکت‌کننده در نشست هفته شهید را در یک محور مشترک قرار دهیم، شاید مهم‌ترین محور، نوع مواجهه با طالبان باشد: ادامه‌ جنگ یا رفتن به سمت مذاکره؟ پاسخ‌هایی که هر یک ارائه دادند، به‌روشنی نشان می‌دهد که در این پرسش بنیادین، اجماعی وجود ندارد. احمد مسعود، رهبر جبهه‌ مقاومت ملی افغانستان، بر ضرورت مقاومت جمعی و مشترک در برابر طالبان تأکید کرد؛ موضعی که هرچند صراحتاً از جنگ سخن نمی‌گوید، اما بوی تداوم رویارویی را می‌دهد. در سوی دیگر طیف، یاسین ضیا، رهبر جبهه‌ آزادی افغانستان، با لحنی قاطع‌تر گفت که چیزی به نام مذاکره و صلح با طالبان وجود نخواهد داشت و تنها راه، تداوم جنگ است.

در نقطه‌ مقابل، عبدالرشید دوستم، رهبر حزب جنبش اسلامی افغانستان، رویکردی کاملاً متفاوت را مطرح کرد. او گفت طالبان برای جلوگیری از خونریزی بیشتر باید تن به مذاکره بدهند و افزود که هیئت‌های مذاکره‌کننده‌ جناح‌های مخالف طالبان آماده‌ گفت‌وگو می‌باشند. محمد محقق، رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان نیز موضعی نسبتاً متفاوت داشت؛ او از «بازگشت به جهاد» به‌عنوان راه نجات کشور سخن گفت، اما هیچ اشاره‌ای به جنگ با طالبان نکرد و در عوض از جامعه‌ جهانی خواست تا با طالبان معامله نکند.

نتیجه‌ این مقایسه، تصویری از یک طیف چهارگانه است: یاسین ضیا که هرگونه مذاکره را رد می‌کند و بر تداوم جنگ پافشاری دارد؛ دوستم که آشکارا از آمادگی برای مذاکره سخن می‌گوید؛ محقق که موضعی منفعل و در عین حال متمایل به مذاکره دارد؛ و احمد مسعود که در مرز میان جنگ و مذاکره باقی مانده و از واژه‌ خاصی برای هیچ‌یک از دو گزینه استفاده نمی‌کند. این پراکندگی مواضع، به‌روشنی نشان می‌دهد که مخالفان طالبان، حتی در بنیادی‌ترین پرسش پیشِ‌رو، فاقد یک راهبرد مشترک می باشند.

  • شکاف در میان تاجیک‌ها؛ اتحادی که هرگز شکل نگرفت

فراتر از اختلاف بر سر جنگ و مذاکره، لایه‌ دیگری از شکاف در میان جناح‌های مخالف طالبان وجود دارد که به‌ویژه در میان رهبران تاجیک‌تبار مشهودتر است. صلاح‌الدین ربانی، رهبر حزب جمعیت اسلامی افغانستان، در سخنانی از مخالفان طالبان خواست بر آرمان مشترک تمرکز کنند و گفت هر اقدامی در راستای انسجام، قابل قدردانی است.

احمد مسعود نیز هشدار داد که طالبان تلاش می‌کنند میان مقاومت‌گران اختلاف و بی‌اعتمادی ایجاد کنند، اما پاسخ به تفرقه باید اتحاد باشد. فوزیه کوفی، از اعضای سابق پارلمان، نیز از سیاست‌مداران مخالف طالبان خواست اختلافات فکری‌شان را به نقطه‌ قوت تبدیل کنند، چرا که به باور او افغانستان با تفاوت‌هایش زیباست.

جالب اینجاست که این فراخوان‌های مکرر برای اتحاد، خود بهترین گواه بر عمق شکاف موجود است. چرا باید رهبرانی که ادعای هدف مشترک دارند، بارها و بارها یکدیگر را به وحدت دعوت کنند؟ واقعیت این است که با وجود آن‌که احمد مسعود، عطا محمد نور، امرالله صالح، یاسین ضیا و صلاح‌الدین ربانی همگی از یک قومیت برخاستند، هرگز نتوانسته‌اند زیر یک نام و چتر واحد گرد هم آیند. هر یک مسیر جداگانه‌ خود را در پیش گرفته و باوجود اشتراکات فراوان، همکاری ساختاریافته‌ای میان آنان شکل نگرفته است.

این اختلاف، به گفته‌ برخی ناظران، اخیراً به مرحله‌ای نگران‌کننده‌تر رسیده است. زیرا پس از ترور حسیب پنجشیری، معروف به «حسیب قوای مرکز»، گزارش‌های غیررسمی حکایت از تشدید بی‌اعتمادی میان صفوف مخالفان طالبان، به ویژه تاجیک‌ها دارند. برخی از اعضای جبهه‌ مقاومت، بدون نام بردن از فرد یا افراد مشخص، علت این ترور را «خیانت» از درون توصیف کرده‌اند؛ اتهامی که به‌روشنی از عمق بی‌اعتمادی در میان کسانی خبر می‌دهد که قرار است در یک صف واحد بایستند. حتی لحن و محتوای سخنان همین رهبران در نشست اخیر، به‌گونه‌ای است که نگرانی آنان از تعمیق این اختلاف را نیز آشکار می‌کند.

  • پنج سال بعد؛ چرا اتحاد هنوز دست‌نیافتنی است؟

اکنون پنج سال از سقوط جمهوریت و روی کار آمدن دوباره‌ طالبان می‌گذرد، اما اختلافات میان مخالفان طالبان، به‌جای کاهش، عمیق‌تر شده است. تحلیلگران این وضعیت را عمدتاً به منافع فردی و گروهی نسبت می‌دهند؛ منافعی که همچنان مهم‌ترین مانع در برابر شکل‌گیری یک جبهه‌ منسجم و اثرگذار به شمار می‌رود. هر رهبر، هر حزب و هر جبهه، به‌جای تن دادن به یک ساختار جمعی که ممکن است نقش و جایگاه فردی او را کوچک‌تر کند، ترجیح می‌دهد مسیر مستقل خود را دنبال کند؛ حتی اگر هزینه‌ این استقلال، ضعف کلی جبهه‌ مخالف باشد.

این وضعیت، پرسش آغازین این نوشتار را دوباره در برابر ما قرار می‌دهد: آیا مخالفان طالبان، با این میزان از پراکندگی در دیدگاه‌ها، توان یافتن یک زبان مشترک را دارند؟ آنچه از نشست اخیر برمی‌آید، پاسخی چندان امیدوارکننده نیست. تا زمانی که مخالفان طالبان نتوانند بر سر پرسش بنیادین «جنگ یا مذاکره» به یک موضع مشترک برسند، و تا زمانی که منافع فردی بر آرمان جمعی سایه بیندازد، سخن از اتحاد و مقاومت منسجم، بیشتر شعاری تکراری خواهد ماند تا واقعیتی میدانی.

شاید مهم‌ترین درسی که از این نشست آنلاین مخالفان طالبان می‌توان گرفت، این باشد که پیش از هر گفت‌وگو با طالبان، مخالفان این گروه نیازمند یک گفت‌وگوی صادقانه با یکدیگرند.

نشست آنلاین مخالفان طالبان
خلاصه نشست آنلاین مخالفان طالبان: رهبران مخالف هیچ اتحاد و هدف واحدی ندارند!

مسلم اخلاقی

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=13257

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *