ادعای ۱۵ سپتامبر ۲۰۲۶ عربستان سعودی مبنی بر رهگیری و انهدام یک پهپاد در جنوب مکه، تنها یک رویداد نظامی معمولی در منازعه ریاض و انصارالله یمن نیست. ترکی مالکی، سخنگوی ائتلاف به رهبری عربستان، گفت نیروهای دفاع هوایی این کشور پهپادی را پیش از ورود به حریم هوایی ممنوعه مکه منهدم کردهاند و آن را دومین تلاش برای هدف قرار دادن این شهر پس از رویداد سال ۲۰۱۷ دانست. انصارالله اما مسئولیت هدف قرار دادن مکه را رد کرده است.
اهمیت این ادعا از جایی ناشی میشود که مکه برای میلیونها مسلمان در سراسر جهان جایگاهی فراتر از یک شهر دارد. بنابراین، پیوند دادن یک حمله پهپادی به مکه میتواند افکار عمومی را به سرعت از جزئیات نظامی جنگ یمن به موضوعی دینی و عاطفی منتقل کند؛ موضوعی که حساسیت آن بسیار بیشتر از یک حمله به یک پایگاه نظامی یا تأسیسات نفتی است.
از همین رو، بررسی این حادثه تنها با پرسش «آیا پهپاد رهگیری شد یا نه؟» پایان نمییابد. پرسش مهمتر این است که این ادعا در چه زمانی مطرح شد، چه پیامی را منتقل کرد و در چه فضای نظامی و سیاسی قرار داشت؟ این پرسش زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که جنگ یمن پس از چند سال آرامش نسبی، در سال ۲۰۲۶ بار دیگر شدت گرفته و نیروهای نظامی یمن در بخشهایی از سواحل دریای سرخ پیشروی کردهاند.
در هفتههای اخیر، نیروهای انصارالله در جبهههای مختلف با نیروهای مورد حمایت عربستان درگیر شدهاند و گزارشهایی از تصرف مناطق و مواضع راهبردی در امتداد ساحل دریای سرخ منتشر شده است. در همین دوره، حملات موشکی و پهپادی به شهرها و زیرساختهای عربستان نیز افزایش یافته است.
بنابراین، ادعای مربوط به مکه را میتوان بخشی از یک نبرد گستردهتر بر سر روایت جنگ دانست؛ روایتی که در آن هر طرف تلاش میکند خود را مدافع و طرف مقابل را تهدیدکننده امنیت معرفی کند. عربستان از امنیت اماکن مقدس سخن میگوید و انصارالله میگوید عملیات آنان متوجه اهداف نظامی و زیرساختی است و مکه را هدف قرار ندادهاند.
در چنین فضایی، افکار عمومی مسلمانان نیز بخشی از میدان نبرد میشود. بهویژه در کشوری مانند افغانستان که موضوع یمن و مقاومت انصارالله در شبکههای اجتماعی دنبال میشود، هر خبری که نام مکه را در کنار جنگ یمن قرار دهد، میتواند واکنشهای گستردهای ایجاد کند. از همینجا است که اهمیت سیاسی و رسانهای ادعای اخیر ریاض آشکارتر میشود.
چرا ریاض به جنگ روانی نیاز پیدا کرده است؟
برای فهم چرایی برجسته شدن چنین ادعایی، باید به تحولات نظامی سال ۲۰۲۶ نگاه کرد. در ماه جولای، پس از حمله نیروهای وابسته به عربستان به میدانهای تحت کنترل انصارالله و حمله به فرودگاه صنعا، دور تازهای از درگیریها آغاز شد. این نخستین بازگشت جدی حملات ائتلاف به رهبری عربستان پس از آتشبس سال ۲۰۲۲ بود.
در ادامه، قوای انصارالله حملات موشکی و پهپادی خود را علیه اهدافی در عربستان از سر گرفتند و همزمان عملیات زمینی آنان در یمن گسترش یافت. گزارشهای تازه از پیشروی انصارالله در بخشهایی از ساحل دریای سرخ و تسلط آنان به بابالمندب حکایت دارد؛ منطقهای که برای صادرات نفت عربستان و تجارت جهانی اهمیت راهبردی دارد.
این تحولات برای ریاض تنها یک مشکل مرزی نیست. عربستان در سالهای گذشته تلاش کرده بود تصویری از خود بهعنوان قدرت اصلی امنیتی خلیج فارس و بازیگر تعیینکننده در معادلات عربی ارائه کند. اما بازگشت جنگ به مرزها، حملات به شهرها و زیرساختها و پیشروی نیروهای انصارالله، این تصویر را با چالش تازهای روبهرو کرده است.
در چنین شرایطی، تغییر میدان از نبرد نظامی به نبرد رسانهای و روانی میتواند برای هر دولتی اهمیت پیدا کند. بهجای تمرکز افکار عمومی بر مناطقی که در میدان جنگ از دست میروند یا حملاتی که زیرساختهای کشور را تهدید میکنند، برجسته کردن امنیت مکه میتواند موضوع بحث را به حوزهای ببرد که برای افکار عمومی جهان اسلام حساسیت بسیار بیشتری دارد.
یمن و رد روایت هدف قرار دادن مکه
در سوی دیگر، مقامهای انصارالله تلاش کردهاند روایت عربستان را از اساس رد کنند. یحیی سریع، سخنگوی نیروهای نظامی یمن، در مواضعی که به این موضوع مربوط شده، تأکید کرده است که عملیات نیروهای این گروه متوجه تأسیسات نظامی و نفتی عربستان است و اماکن مقدس در فهرست اهداف آنان قرار ندارد.
در همین چارچوب، سخنان یحیی سریع درباره ادعاهای عربستان، تلاش میکند میان هدفهای نظامی جنگ و مکانهای مذهبی مرزبندی ایجاد کند. او ادعای هدف قرار دادن مکه را رد کرده و گفته است که عملیات یمنیها ارتباطی با اماکن مقدس ندارد.
این استدلال از منظر جنگ روایتها اهمیت دارد. زیرا اگر یک طرف بتواند عملیات خود را از اماکن مقدس جدا نشان دهد، تلاش طرف مقابل برای قرار دادن آن عملیات در چارچوب «تهدید مکه» با دشواری بیشتری روبهرو خواهد شد.
اما در این میان باید میان دو موضوع تفاوت گذاشت: نخست، اینکه آیا انصارالله مکه را هدف قرار دادهاند یا نه؛ و دوم، اینکه آیا حملات موشکی و پهپادی آنان علیه عربستان در مجموع رخ داده است یا نه. درباره موضوع دوم، گزارشهای متعدد از حملات انصارالله به شهرها و زیرساختهای عربستان در ماههای اخیر منتشر شده است.
در نتیجه، رد ادعای هدف قرار دادن مکه لزوماً به معنای رد تمام حملات علیه عربستان نیست. همچنین گزارش حمله یا رهگیری یک پهپاد در جنوب مکه نیز بهتنهایی اثبات نمیکند که هدف نهایی آن، خود شهر مکه بوده است. این تفکیک برای فهم دقیق ماجرا ضروری است.
از واشنگتن تا لندن و قاهره؛ تلاش ریاض برای ساختن یک سپر امنیتی
تحولات هفتههای اخیر نشان میدهد که عربستان با پیشروی های اخیر یمنی ها، چالشهای پیش روی خود را دریافته است و به همین سبب به دنبال حمایت خارجی نیز بوده است. بر اساس گزارش رویترز، محمد بن سلمان در ماه سپتامبر دستکم دو بار با دونالد ترامپ تماس گرفت و خواهان اقدام نظامی امریکا علیه انصارالله شد؛ اما واشنگتن با حمله مستقیم امریکا موافقت نکرد و به جای آن بر اشتراک اطلاعات و کمکهای هدفگیری تأکید کرد.
این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که انصارالله در امتداد ساحل دریای سرخ پیشروی کرده و بابالمندب را به یکی از مهمترین نقاط فشار بر عربستان تبدیل کردهاند. در چنین شرایطی، درخواست کمک مستقیم از واشنگتن نشان میدهد که ریاض برای مهار تحولات جدید، پی به ناتوانیهای خود برده است.
پس از موضع واشنگتن، گزارشهایی درباره تلاش عربستان برای جلب حمایت سایر کشورها نیز منتشر شد. بر اساس گزارشهای منطقهای، ریاض از کشورهای مختلف از جمله مصر و برخی دولتهای خلیج فارس درخواست کمک یا همکاری کرده است. درباره اسرائیل نیز گزارش شده که تماس بهصورت غیرمستقیم و از مسیر فرماندهی مرکزی امریکا برای دریافت اطلاعات و کمکهای اطلاعاتی صورت گرفته است.
در مورد مصر، دیدار محمد بن سلمان و عبدالفتاح السیسی در قاهره در ۱۵ سپتامبر نشان داد که دو کشور درباره امنیت دریای سرخ و ادامه کشتیرانی رایزنی داشتهاند. قاهره در آن دیدار بر حمایت از امنیت عربستان و تلاش برای راهحل سیاسی در یمن تأکید کرد، اما این به معنای ورود نظامی مصر به جنگ علیه انصارالله نیست.
در مورد بریتانیا، وضعیت روشنتر است. دولت بریتانیا در ۲۲ سپتامبر اعلام کرد که در پی درخواست عربستان، یک هواپیمای سوخترسان نیروی هوایی سلطنتی را برای پشتیبانی از فعالیتهای دفاعی عربستان اختصاص میدهد. لندن این اقدام را محدود و دفاعی توصیف کرده و گفته است که هدف آن حمایت از دفاع هوایی و حفاظت از امنیت منطقه و مسیرهای انرژی است.
مجموع این تحولات تصویری از تلاش ریاض برای تشکیل یک شبکه پشتیبانی خارجی ارائه میکند؛ شبکهای که از واشنگتن و لندن تا قاهره و ارتباطات غیرمستقیم با اسرائیل گسترده شده است. از منظر تحلیلی، واقعیت قابل مشاهده این است که ریاض در سال ۲۰۲۶ برای مقابله با فشار انصارالله به دنبال افزایش حمایت خارجی بوده است. چیزی که در پروژههای امنیتی سعودی، جزء گزینههای آخر به شمار میرفت اما زودهنگام فعال شد.

جمعبندی؛ مکه نباید به ابزار جنگ روایتها تبدیل شود
جنگ یمن در سال ۲۰۲۶ بار دیگر وارد مرحلهای شده که تحولات میدانی آن برای عربستان، یمن و حتی تجارت جهانی اهمیت دارد. پیشروی انصارالله در مناطق راهبردی، فشار بر بابالمندب، حملات به خاک عربستان و بازگشت حملات هوایی، همه نشان میدهد که آتش جنگی که پس از آتشبس ۲۰۲۲ فروکش کرده بود، بار دیگر شعلهور شده است.
در چنین شرایطی، ادعای رهگیری پهپاد در جنوب مکه به یک موضوع فراتر از یک حادثه امنیتی تبدیل شده است. عربستان آن را تلاشی برای هدف قرار دادن شهر مقدس معرفی کرده، در حالی که انصارالله چنین اتهامی را رد کردهاند. تا زمانی که شواهد مستقل و کافی درباره مبدأ، مسیر و هدف پهپاد منتشر نشود، نمیتوان این بخش از روایت را بهعنوان یک واقعیت قطعی پذیرفت.
همزمان، تلاش ریاض برای دریافت حمایت خارجی نیز نشان میدهد که بحران امنیتی برای عربستان جدی شده است. درخواست کمک از ترامپ، گفتوگو با مصر، تماسهای غیرمستقیم برای دریافت کمک اطلاعاتی از اسرائیل و پذیرش حمایت دفاعی بریتانیا، همگی نشان میدهند که عربستان در حال تقویت شبکه پشتیبانی خود برای مقابله با تهدید انصارالله است.
اما در نهایت، مسئله مکه نباید از زمینه اصلی جنگ جدا شود. امنیت اماکن مقدس موضوعی است که به میلیونها مسلمان مربوط میشود و به همین دلیل، استفاده از نام مکه در منازعات سیاسی و نظامی میتواند پیامدهای بسیار گستردهای داشته باشد. هر ادعایی درباره تهدید این شهر نیازمند شواهد دقیق، قابل بررسی و مستقل است؛ زیرا فاصله میان «رهگیری یک هدف» و «قصد حمله به مکه» فاصلهای است که نمیتوان آن را تنها با یک بیانیه پر کرد.
آنچه اکنون در یمن جریان دارد، صرفاً رقابت بر سر چند کیلومتر زمین نیست. این جنگ همزمان بر سر مسیرهای دریایی، انرژی، نفوذ منطقهای و افکار عمومی است. عربستان تلاش میکند امنیت خود و جایگاهش در منطقه را حفظ کند و یمن نیز میکوشد دستاوردهای میدانی خود را به سرمایه سیاسی و واقعیتهای سرزمینی خود تبدیل کنند.
مجتبی همت











