جنگ نیابتی پاکستان با طالبان
روابط افغانستان و پاکستان طی ماههای اخیر به یکی از خطرناکترین مراحل تاریخی خود وارد شده است. آنچه با ادعاهای متقابل درباره پناه دادن به گروههای مسلح آغاز شد، اکنون به گزارشهای مستند درباره حمایت مستقیم نظامی و اطلاعاتی پاکستان از گروههای مخالف طالبان رسیده است. گزارش اخیر روزنامه نیویارک تایمز، که به نقل از سه منبع پاکستانی و یک عضو گروههای مخالف طالبان منتشر شده، نشان میدهد که مقامات نظامی و اطلاعاتی پاکستان در ماههای اخیر با رهبران گروههای مسلح ضد طالبان دیدار کرده و حمایت خود را از آنان اعلام کردهاند.
این افشاگری، هرچند ممکن است برای ناظران منطقه تازگی نداشته باشد، اما از آنجا که یک رسانه معتبر بینالمللی آن را با استناد به منابع پاکستانی تأیید کرده، دیگر فضایی برای تردید درباره نقش اسلامآباد در ظهور و قدرتنمایی یکباره گروههای مسلح مخالف طالبان، باقی نمیگذارد. لزوم تحلیل و توجه به این تحول از آن روست که پیامدهای آن بسیار فراتر از مرزهای افغانستان و پاکستان گسترده است.
زیرا جنگ نیابتی پاکستان در افغانستان نه تنها ثبات این کشور را تهدید میکند، بلکه میتواند بیثباتی را به آسیای مرکزی منتقل کند، زمینه بازگشت حضور نظامی آمریکا را فراهم آورد، و روابط منطقهای را در قالبی جدید از رقابتهای استخباراتی بازآرایی کند. از همین منظر، پرسش اساسی اکنون انیست که حمایت پاکستان از گروههای مسلح مخالف طالبان، چه پیامدهایی برای امنیت منطقهای و معادلات قدرت در افغانستان به همراه دارد و چه بازیگرانی از این وضعیت سود میبرند؟
افشاگری نیویارک تایمز و برملا شدن راز حملات قارچگونهی مخالفان طالبان
گزارش نیویارک تایمز که در 22 اکتوبر ۲۰۲۶ منتشر شد، نقطه عطفی در مستندسازی حمایت پاکستان از گروههای مخالف طالبان است. این گزارش به نقل از یک مقام اطلاعاتی پاکستان، یک مقام پیشین امنیت ملی و یک عضو ارشد گروههای مخالف طالبان تأیید میکند که مقامات نظامی و اطلاعاتی پاکستان با رهبران مخالفان طالبان دیدار کرده و درباره اشکال احتمالی حمایت گفتوگو کردهاند.
آنچه این افشاگری را از ادعاهای پیشین متمایز میسازد، الگوی حملات مخالفان طالبان در ماههای اخیر است. جبهه آزادی افغانستان مسئولیت حملات متعددی را در ولایات پروان، لوگر، تخار، هرات و نورستان بر عهده گرفته است. جبهه متحد افغانستان نیز از حملات همزمان در پنج ولایت قندهار، هلمند، غور، بغلان و بدخشان خبر داده و مدعی کشته و زخمی کردن ۱۹ عضو طالبان شده است.
جبهه جمهوریت و سپاهیان آزادی نیز در همین چارچوب فعال بودهاند. این حملات که پیش از این پراکنده و بینظم به نظر میرسیدند، اکنون در پرتو گزارش نیویارک تایمز الگویی روشن مییابند: هماهنگی، هدفگیری دقیق مواضع امنیتی طالبان، و توانایی لجستیکی که بدون حمایت خارجی قابل توضیح نیست. به عبارت دیگر، راز رشد قارچگونه این حملات کاملاً برملا شده است.
گروههای مسلح به مثابه ابزار دست پاکستان و پیامدهای منطقهای آن
گزارش نیویارک تایمز و تحلیلهای پیرامون آن، گروههای مسلح مخالف طالبان را در قالبی مشخص قابل فهم میکند. این گروهها «ابزار دست پاکستان»، «مزدور پاکستان» و در واقع «نیروهای نیابتی پاکستان» استند که ارتش و آیاسآی آنها را تجهیز و تأمین مالی میکنند. این توصیف صرفاً یک برچسب نیست، بلکه بازتاب دهنده منطق استخباراتی است که در آن گروههای مسلح به عنوان اهرم فشار علیه کابل عمل میکنند.
مهمترین پیامد این جنگ نیابتی، گسترش بیثباتی از شمال افغانستان به کشورهای آسیای مرکزی است. با فعال شدن جبهههای مسلح در بدخشان، تخار و نورستان، مناطقی که هممرز با تاجیکستان و ازبکستان استند، خطر سرریز ناامنی به آسیای مرکزی به یک نگرانی جدی تبدیل شده است. این موضوع برای مسکو یک خط قرمز محسوب میشود.
روسیه که طی سالهای گذشته تلاش کرده است تا نفوذ خود را در آسیای مرکزی به عنوان حوزه حیاتی امنیتی خود تثبیت کند، نمیتواند نسبت به بیثباتی در همسایگی جنوبی این منطقه بیتفاوت باشد. به همین دلیل است که مقامات روس ضمن تلاش برای میانجیگری بین کابل و اسلامآباد، احتمالاً در حال ارائه کمکهای استخباراتی به کابل استند تا از گسترش نفوذ پاکستان و به تبع آن، بیثباتی جلوگیری کنند.
از سوی دیگر، این وضعیت میتواند زمینه جلب حمایت آمریکا را برای پاکستان فراهم کند. با توجه به اینکه واشنگتن پس از خروج ۲۰۲۱ نفوذ خود در افغانستان را از دست رفته میبیند، حمایت از گروههای ضد طالبان میتواند ابزاری برای بازگرداندن نوعی نفوذ غیرمستقیم باشد. این حمایت احتمالی ممکن است شامل تأمین سلاح، منابع مالی و استخباراتی باشد.
این احتمال وجود دارد که پاکستان چراغ سبز آمریکا را در این زمینه دریافت کرده و حتی بودجه حمایت از گروههای مسلح مخالف را از واشنگتن گرفته باشد. زلمی خلیلزاد، نماینده پیشین آمریکا در امور افغانستان، پیشبینی کرده است که با توجه به مسلح کردن افغانها توسط ارتش پاکستان، روابط میان افغانستان و پاکستان در آینده نزدیک به مراتب وخیمتر خواهد شد.
نگرانی مسکو و خطر بازگشت حضور آمریکا
مواضع مقامات ارشد روسیه نشان میدهد که مسکو این تحولات را با دقت دنبال میکند. سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، در نشست فرمت مسکو تأکید کرد که بازگشت حضور نظامی و زیرساختهای لجستیکی غرب به افغانستان غیرقابل قبول است. این موضع که پیش از گزارش نیویارک تایمز اعلام شده بود، اکنون در پرتو افشاگری جدید معنایی تازه مییابد: مسکو نگران است که بازی پاکستان در حمایت از گروههای نیابتی، در نهایت به بازگشت حضور آمریکا به افغانستان منجر شود.
این نگرانی بیاساس نیست. اگر پاکستان با حمایت آمریکا گروههای مسلح مخالف طالبان را تجهیز کند، این گروهها میتوانند به عنوان نیروی زمینی برای اهدافی عمل کنند که واشنگتن بهطور مستقیم قادر به تحقق آن نیست. در چنین سناریویی، افغانستان بار دیگر به میدان رقابت قدرتهای بزرگ تبدیل میشود؛ این بار نه با حضور نظامی مستقیم آمریکا، بلکه از طریق شبکهای از نیروهای نیابتی که پاکستان مدیریت آن را بر عهده دارد.
روسیه که تجربه تلخ حضور نظامی آمریکا و ناتو در همسایگی خود را دارد، این سناریو را تهدیدی مستقیم برای امنیت ملی خود میداند. تلاشهای میانجیگرانه مسکو میان کابل و اسلامآباد را باید در همین چارچوب فهمید: روسیه میخواهد پیش از آنکه جنگ نیابتی پاکستان به بازگشت نفوذ غرب منجر شود، آتش این بحران را خاموش کند.

نتیجهگیری
گزارش نیویارک تایمز درباره حمایت پاکستان از گروههای مسلح مخالف طالبان، پرده از یک واقعیت نه چندان خوشایند برداشته است. آنچه به عنوان مقاومت پراکنده علیه طالبان تصور میشد، در بسیاری از موارد نه یک حرکت خودجوش، بلکه «نیروهای نیابتی پاکستان» استند که با تجهیز و تأمین مالی ارتش و آیاسآی این کشور فعالیت میکنند.
حملات هماهنگ جبهه آزادی، جبهه متحد، جبهه جمهوریت و سپاهیان آزادی در ماههای اخیر، دیگر به عنوان رویدادهایی جداگانه قابل تحلیل نیستند، بلکه حلقههایی از یک زنجیره واحد به شمار میروند. پیامدهای این وضعیت چندلایه است؛ گسترش بیثباتی به آسیای مرکزی که خط قرمز مسکو را فعال کرده، احتمال دریافت چراغ سبز و حمایت آمریکا از پاکستان که میتواند معادلات قدرت را پیچیدهتر کند، و خطر بازگشت حضور غرب به افغانستان که روسیه را به میانجیگری و کمک استخباراتی به کابل واداشته است.
خلاص کلام اینکه متاسفانه پیامدها و نتیجه جنگ نیابتی پاکستان نه تنها امنیت افغانستان را تضعیف میکند، بلکه منطقه را به سوی دورانی جدید از رقابتهای استخباراتی و بیثباتی سوق میدهد که برنده اصلی آن نه کابل است و نه اسلامآباد، بلکه بازیگرانی استند که از دور، آتش این جنگ را شعلهور نگه میدارند.
عایشه ببرک خیل











