۹ سال پس از آنکه امریکا بزرگترین بمب غیرهستهای خود را بر خاک افغانستان فرو ریخت، بار دیگر نام مادر بمبها بر سر زبانها افتاده است؛ این بار ایران در معرض تهدید قرار دارد. دونالد ترامپ اخیرا از احتمال پرتاب این بمب علیه ایران سخن گفت. تهدیدی که شاید برای بسیاری از مردم جهان تنها بخشی از تنشهای سیاسی و نظامی باشد، اما برای ما افغانها یادآور خاطرات تلخ جنگ، انفجار و سالهایی است که سرزمینمان به میدان استفاده از مرگبارترین تسلیحات امریکایی تبدیل شده بود.
مادر بمبها؛ سلاحی که برای ویرانی ساخته شد
مادر بمبها در ارتش امریکا با عنوان Massive Ordnance Air Blast یا به طور مخفف MOAB شناخته میشود. این بمب با وزنی حدود ۱۰ تُن، یکی از بزرگترین و قدرتمندترین بمبهای غیرهستهای است که تاکنون درعملیات جنگی مورد استفاده قرار گرفته است. قدرت انفجاری آن تقریبا معادل ۱۱ تُن ماده منفجره TNT است. این سلاح با استفاده از سامانه هدایت ماهوارهای به سوی هدف فرستاده میشود و موج انفجاری بسیار شدیدی ایجاد میکند که میتواند تاسیسات، ساختمانها و مواضع نظامی را در محدوده وسیعی تخریب کند.
افغانستان؛ آزمایشگاه جنگافزارهای ارتش امریکا
از طیارههای بدون سرنشین تا مهمات خوشهای و بمبهای عظیمالجثه، امریکا بخش بزرگی از توان تسلیحاتیاش را در میدان جنگ افغانستان رو کرد. اما پشت گزارشهای نظامی و اعداد و رقمها، چیز دیگری هم بود که کمتر گفته شد: ترس، ویرانی و سالها انتظار برای صلحی که نیامد.
پس از تهاجم امریکا در سال ۲۰۰۱، بمبهای خوشهای مورد استفاده گسترده از جانب نیروهای امریکایی قرار گرفت. نیروهای امریکایی در کمتر از یکسال، حدود ۱۲۲۸ بمب خوشهای را در افغانستان استفاده کردند که مجموعا حاوی بیش از ۲۴۸ هزار بمب کوچک بود. این مهمات پس از رها شدن، در هوا باز شده و صدها بمب کوچک را در ساحه وسیعی پراکنده میکنند. شماری از آنها هنگام برخورد منفجر نمیشوند و مانند ماینهای زمینی، سالها برای غیرنظامیان خطر ایجاد میکنند. آمارها نشان میدهد که دهها غیرنظامی در افغانستان بخاطر برخورد با این ماینها، کشته و زخمی شدند.
اما بمبهای خوشهای تنها آزمایش امریکاییها در افغانستان نبود. آنها از بمبهای عظیم دیزی کاتر نیز در افغانستان استفاده کردند؛ سلاحهایی با وزن حدود هفت تُن که پیشتر در جنگ ویتنام به کار رفته بودند. یکی از موارد شناختهشده استفاده از این بمبها در عملیات تورهبوره در شرق افغانستان بود. برای مردم افغانستان، آنچه از این عملیات باقی ماند، تنها گزارش موفقیتهای نظامی نبود؛ خانههای ویران، مهمات منفجرنشده، آسیبهای روانی و خانوادههایی که هنوز پیامدهای جنگ را تحمل میکنند، بخش دیگری از این میراث است.
نخستین آزمایش مادر بمبها؛ ننگرهار در آتش
در سال ۲۰۱۷ و در نخستین دوره ریاست جمهوری ترامپ، ارتش امریکا برای نخستین بار مادر بمبها را در یک عملیات واقعی جنگی و در ولسوالی اچین ولایت ننگرهار افغانستان استفاده کرد. انفجار آنچنان نیرومند بود که باشندگان مناطق اطراف از لرزش زمین و صدای مهیب آن سخن گفتند. تصاویر منتشرشده پس از حمله نیز زمین آسیبدیده، درختان سوخته و ساختمانهای تخریبشده در نزدیکی محل انفجار را نشان میداد.
همچنین باشندگان ولسوالی اچین میگویند: با گذشت زمان اثرات منفی مادر بمبها بیشتر شده است و حالا اکنون برخی از مردم این منطقه با امراضی از جمله سقط جنین قبل از ولادت، کمخونی و امراض پوستی دست و پنجه نرم میکنند. حامد کرزی، رئیسجمهور پیشین افغانستان، آن زمان استفاده از این بمب را محکوم کرد و نسبت به تبدیل شدن خاک افغانستان به میدان آزمایش تسلیحات امریکا اعتراض نمود اما صدایی از ارگ و اشرف غنی بلند نشد. اکنون، بیش از ۹سال پس از آن حملات، احتمال استفاده دوباره از همان سلاح در ایران مطرح شده است؛ گویی تجربه افغانستان هنوز نتوانسته مانعی در برابر تکرار چنین تصمیمهایی ایجاد کند.
ایران؛ تکرار یک فاجعه انسانی؟
نگرانی از استفاده مادر بمبها علیه ایران در شرایطی مطرح میشود که حملات نظامی اخیر امریکا و اسرائیل در این کشور، تلفات گسترده انسانی برجا گذاشته است. یکی از تکان دهندهترین نمونهها، حمله با موشک تاماهاک به مکتب «شجره طیبه» در شهر میناب بود. عفو بینالملل در بررسی خود اعلام کرد که این حمله ۱۵۶ کشته، از جمله ۱۲۰ کودک، برجا گذاشته است.
تصویر کودکان جانباخته میناب نشان داد که امریکاییها ارزشی برای جان غیرنظامیان قائل نیستند و برای ایجاد رعب و وحشت عمومی دست به جنایات جنگی میزنند. در جنگهای معاصر، موشکهای کروز، بمبهای سنگین و تسلیحات ترکشزا میتوانند در مدت کوتاهی خسارات گستردهای ایجاد کنند. سلاحهای خوشهای نیز به دلیل پراکندگی مهمات و خطر انفجارهای تاخیری، از بحثبرانگیزترین جنگافزارها به شمار میروند. بیش از صد کشور به کنوانسیون ممنوعیت مهمات خوشهای پیوستهاند، اما امریکا و اسرائیل عضو آن نیستند و جنایات خود را بدون دغدغه ادامه میدهند.
از بمب اتم تا مادر بمبها؛ تاریخی که تکرار میشود
برای فهم آنچه امروز مایه نگرانی است، باید به گذشته برگشت؛ به یکی از سیاهترین فصلهای جنگهای امریکا، زمانی که پیامدهای تصمیمهای نظامی واشنگتن تا سالها بر زندگی مردم عادی سایه انداخت. در ششم آگست ۱۹۴۵، ایالات متحده نخستین بمب اتمی مورد استفاده در جنگ را بر شهر هیروشیما در جاپان فرو انداخت. سه روز بعد، شهر ناگازاکی نیز هدف دومین بمب اتمی قرار گرفت و حدود ۱۴۰ هزار نفر در هیروشیما و ۷۴ هزار نفر در ناگازاکی جان باختند. هزاران انسان دیگر نیز در سالهای بعد با بیماریها و عوارض ناشی از تشعشعات هستهای زندگی کردند.
از هیروشیما و ناگازاکی تا ننگرهار و اکنون تهدید علیه ایران، آنچه بارها تکرار شده، اتکای واشنگتن به نمایش قدرت تسلیحاتی در مواجهه با بحرانهای امنیتی و سیاسی است.
از افغانستان تا ایران، امریکا نباید فراتر از قانون باشد
تجربه افغانستان یک واقعیت تلخ را پیش چشم جهان گذاشت: جنگ با پایان عملیات نظامی تمام نمیشود. صدای انفجار شاید در چند ثانیه خاموش شود، اما ویرانی خانهها، جانهای ازدسترفته و مهماتی که در زمین باقی میمانند، سالها زندگی مردم را تحت تاثیر قرار میدهند. برای بسیاری از خانوادههای افغان، پایان جنگ به معنای پایان رنج نبود.
اکنون که بار دیگر احتمال استفاده از مادر بمبها علیه ایران مطرح شده است، جامعه جهانی نباید منتظر بماند تا فاجعهای دیگر رخ دهد و بعد به فکر بررسی پیامدهای آن بیفتد. تجربه افغانستان بهاندازه کافی روشن کرده است که بهای تصمیمهای نظامی امریکا را مردم بیگناه میپردازند.
در چنین شرایطی، پاسخگو کردن امریکا یک مطالبه سیاسی صرف نیست؛ مسئله اجرای همان قوانینی است که جامعه جهانی برای محدود کردن خشونت در زمان جنگ پذیرفته است. سازمان ملل متحد، نهادهای حقوق بشری و دولتهای جهان در این زمینه مسئولیت دارند. سکوت در برابر تخلفات امریکا یا اسرائیل، نه نشانه واقعبینی سیاسی، بلکه عاملی برای تضعیف اعتبار قوانین بینالمللی است.

سعید محمدی











