خلیلزاد و واکنش به نشست سیاسیونِ مخالف طالبان در پاکستان
زلمی خلیلزاد، چهرهای که به القاب مختلفی مثل سیاستمدارِ مکّار، روباه و… معروف است و خصوصاً فعالیتهای وی در بخش افغانستان، کارآیی یا ناکارآمدیش را بیشتر نمایان میسازد.
دورانی که خلیلزاد بهعنوان نماینده ویژه امریکا در امور صلح افغانستان فعالیت داشت، اوج اپیدمی سیاسی او را بهنمایش گذاشت. تلاشهایی که نهتنها آبروی امریکا را برد، بلکه کلّ کارنامه سیاسیاش را ناقص کرد و خانهنشین شد.
در این اواخر اما بهطور عجیبی، فعالیتهای مجازی و موضعگیریهای زلمی خلیلزاد، بیشتر شده و در مورد همه چیز از وضعیت آب و هوا گرفته تا تحولات جهانی و بویژه افغانستان، اظهار نظر میکند.
برای نخستینبار یک موضع یا حرف دقیق از زلمی شنیده شد که در مورد نشست سیاسیونِ مخالف طالبان در پاکستان بود.
این دیپلمات امریکایی ضمن مخالفت با نشست مخالفان طالبان در اسلامآباد، به افغانهای دعوتشده هشدار داد که مراقب اهداف پشت پرده سازمان اطلاعات ارتش پاکستان (آیاسآی) باشند.
خلیلزاد در ایکس نوشت: من به حق شما برای دفاع از باورهایتان احترام میگذارم و با بسیاری از نگرانیهای شما درباره وضعیت کنونی افغانستان همنظر هستم، اما هدف آیاسآی داشتن افغانستان مستقل، آزاد، متحد و نیرومند نیست، بلکه کاملاً برعکس است.
وی در ادامه تأکید کرد: این کنفرانس و نشست سیاسیونِ مخالف طالبان در پاکستان، به شکلی که فعلاً تنظیم شده، جای مناسبی برای افغانهای وطندوست نیست. خودتان بهطور مستقل و در جای دیگری آن را سازماندهی کنید، نه در محفلی مشکوک. باور ندارم که شما بخواهید مُهر آیاسآی بر پیشانیتان باشد.
حال اگر چنین موضعی را حقیقتسنجی کنیم، دو بخش مهم در آن نهفته است که قابل تامل و تعمق و پرداختن است.
اولا؛ سازمان استخبارات پاکستان (آیاسآی) از قدیم تاکنون، ساز دشمنی با افغانستان را کوک کرده و هیچ نشانهای برای ختم این دشمنی وجود ندارد. تربیت گروههای تروریستی، سنگاندازی در روابط دو کشور افغانستان و پاکستان، بمباران کردن بخشهای از خاک افغانستان و همینطور جستوخیزهای استخباراتی برای دور نگهداشتن کابل از دهلی نو، از مهمترین فعالیتهای استخبارات پاکستان بوده است.
شاید همان دوران ریاست جمهوری حامد کرزی که بارها درخواست صلح و آشتی با پاکستان را داد، روابط بین دو کشور بهبود پیدا میکرد و دو همسایه بههم نزدیکتر میشدند، ولی این آی اس آی بود که نگذاشت و در جهت منافع امریکا و غرب، میخواست افغانستان بهعنوان مرکز ناامنی منطقه باقی بماند که فایدههای زیادی برای واشنگتن و شرکایش داشت.
این فایده، اما به ضرر خود اسلامآباد بود، زیرا از هر ناحیهای دچار آسیب میشد و این آسیبها، تا به امروز از پاکستانیها قربانی میگیرد. افغانستانِ ناامن، همسایهها را نیز متضرر میکند، ولی حکایت استخبارات پاکستان، حکایت خر عیسی است.
دوما؛ دلسوزی زلمی خلیلزاد به چهرههای مخالف طالبان و اینکه آنها مهرههای استخبارات پاکستان نشوند، خود حکایتی دارد که حاشیه و هسته آن چیزی بهنام «کاسهای زیر نیم کاسه» است.
خلیلزاد بهعنوان یک دیپلماتی که اشراف زیادی در مورد افغانستان، پاکستان و نقش استخبارات این کشور در ناآرامیها و بحرانهای افغانستان، خود در دوران ماموریت خود بر همه چیز واقف بود. میدانست آی اس آی چه میکند و چه میخواهند، ولی آنزمان تا اینزمان تفاوت دارد از زمین تا آسمان.
آنزمان که امریکا حضور گسترده سیاسی و نظامی در افغانستان داشت، نقش سیاه استخبارات پاکستان، منفعتهایی برای واشنگتن داشت و بهنوعی این سازمان، حکم بازوی امریکا را برای افغانستان داشت. اما اکنون بازی فرق کرده و واشنگتن دیگر جایگاهی در سیاستگذاریهای کابل ندارد و حضور نظامیاش، چهار سال قبل با بدترین حالت ممکن پایان یافت.
دلیل واکنش خلیلزاد به نشست سیاسیونِ مخالف طالبان در پاکستان
مهرههای مثل زلمی خلیلزاد که جز «سوختهها» حساب میشوند، برای زنده کردن کارنامه سیاسی خود، به روش جدیدی روی آوردهاند. برجسته کردن چهره اصلی استخبارات پاکستان و دایه دلسوزتر از مادر شدن برای سیاسیون فراری افغانستان، خود حیله سیاسی اوست.
خلیلزاد میخواهد با این ترفند، خود را نزد سیاسیون پیشین عزیز کرده و از این طریق برگ برندهای را نزد دستگاه دبپلماسی کاخسفید رو کند تا بگوید که اینقدر روی سیاسیون پیشین افغانستان نفوذ دارد.
جلسه به جلسه دویدن سیاسیونِ پیشین، هرچند خطا اندر خطاست و نمیتواند مفادی برای شان داشته باشد، ولی متوجه باشند که چه کس یا کسانی پشت این جلسهبازیها و یا شعارهای «وطن دوستان» قرار دارد و هدف شان چیست.

احمدی