بدخشان، طی هفتههای اخیر به کانون توجه رسانهها و تحلیلگران سیاسی تبدیل شده بود. موجی از گزارشها و تحلیلهای خصمانه از سوی رسانههای مخالف طالبان، فضایی از تنش و درگیری قریبالوقوع را میان جمعه خان فاتح، فرمانده تأثیرگذار تاجیکتبار طالبان، و حکومت مرکزی را ترسیم میکرد. بازار شایعات داغ بود؛ از خلع سلاح نیروهای وفادار به جمعه خان فاتح گرفته تا اعزام هزاران نیروی طالبان برای سرکوب وی. اما، جمعه خان فاتح با انتشار یک فایل صوتی، به همه این گمانهزنیها پایان داد و بر حمایت قاطع خود از حاکمیت کنونی تأکید کرد.
این اقدام فاتح، نه تنها امواج رسانهای را بر هم زد، بلکه نشان داد که واقعیتهای میدانی تا چه اندازه میتواند با فضای سازی رسانههای خارج از کشور فاصله داشته باشد. اما سؤال اساسی اینجاست که رسانههای مخالف و شبکه های اجتماعی وابسته به آنها با چگونه تلاش کردند تا با پروپاگندا، شایعه پراکنی و سناریوسازی، بدخشان را به نقطه آغاز بی ثباتی تبدیل کنند و این تلاشها چگونه بینتیجه ماند؟
افغانستان اینترنشنال و اکانتهای جعلی؛ فتنه انگیزی و بی ثبات سازی
در طول هفتههای گذشته، رسانههای مخالف طالبان با استناد به منابع نامعلوم و تحلیلهای جهتدار، بدخشان را در آستانه انفجار معرفی میکردند. برخی از این رسانهها حتی از اعزام نیروهای ویژه و درگیریهای پراکنده در برخی نقاط بدخشان خبر داده بودند. افغانستان اینترنشنال، با دهها خبر جعلی و تحلیلهای مغرضانه، تلاش کرد آتش جنگ را در بدخشان شعلهور سازند. این رسانه که همواره خود را منبعی معتبر معرفی میکند، با انتشار گزارشهای متناقض از «تشدید آرایش نظامی» و «افزایش تنش» در بدخشان، فضای روانی سنگینی را علیه طالبان ایجاد کرده بود.
علاوه بر این، در شبکههای اجتماعی، چندین اکانت جعلی به نام جمعه خان فاتح ساخته شده و مطالبی به دروغ از سوی وی منتشر میشد. این اکانتهای جعلی که هدفشان ایجاد تنش و تشویش در افکار عمومی بود، تلاش میکردند با انتشار اظهارات خلاف واقع، نشان دهند که فاتح در حال آمادهسازی برای درگیری با حکومت مرکزی است. این تَکتیک جدید رسانههای مخالف، نشان میدهد که دشمنان ثبات افغانستان تا چه اندازه از هر ابزاری برای ایجاد تفرقه و هرجمرج استفاده میکنند.
جمعه خان فاتح و پایان یک التهاب رسانهای با یک فایل صوتی ساده
در فضای ملتهبی که رسانههای مخالف ایجاد کرده بود و آوازهی جنگ و درگیری را در شهر و قریه به راه انداخته بود، جمعه خان فاتح، با انتشار یک فایل صوتی پرده از حقیقت برداشت. فاتح در این فایل صوتی تأکید کرده که نظام طالبان متعلق به «یک مردم و یک گروه» نیست و او این نظام را که برای آن زحمت کشیده، هرگز ترک نخواهد کرد. او با صراحت گفت: «نیروهایی که آمدند در بدخشان، رسانهها دسیسه و تبلیغات شان این بود که به خاطر سرکوب فلانی و خلع سلاح فلان و فلان آمدند. در حالی که حقیقت ندارد و من هم بیخی اطمینان دارم که این گپ غلط است».
این واکنش به موقع فاتح، عملاً پلان و توطئه رسانههای مخالف را که ماهها بر روی آن کار میکردند، نقش بر آب کرد. چنانچه او با تکذیب گزارشهای مربوط به خلع سلاح نیروهایش و هرگونه تلاش برای سرکوب او، نشان داد که ادعاهای رسانههای مخالف نه تنها بیاساس، بلکه کاملاً جهتدار و با اهداف خاصی دنبال میشود.
جمعه خان فاتح همچنین با اشاره به دلیل استعفای خود از معاونت ولایت زابل، آن را یک «گرفتاری شخصی» خواند و تأکید کرد که اگر کسی نتواند وظیفه را به درستی انجام دهد، بهتر است استعفا دهد تا در پیش خداوند مسئول نباشد، این توضیح ساده و منطقی، پرده از پیچیدگیهای ساختگی رسانهها برداشت و پلان بحران سازی مخالفان را خنثی نمود.
ناامیدی آتشافروزان و حملات انتقامی به جمعه خان فاتح
پس از آنکه جمعه خان فاتح با انتشار فایل صوتی و توضیحات صریح به فعالیت های مخربانه ای رسانههای مغرض پایان داد، سناریوی رسانههایی که طی هفتههای گذشته بر طبل اختلاف و جنگ میکوبیدند، با شکست روبهرو شد. با فروپاشی این روایت، همان جریانهایی که تا دیروز از وقوع یک بحران قریبالوقوع سخن میگفتند، این بار بهجای پرداختن به واقعیتهای میدانی، شخص جمعهخان فاتح را آماج حملات و انتقادهای خود قرار دادند.
نمونه روشن این تغییر رویکرد را میتوان در رفتار اخیر مسلم شیرزاد، خبرنگار مخالف طالبان و مسئول رسانه «آماج نیوز»، مشاهده کرد. او که در روزهای گذشته با شور و اطمینان از جزئیات درگیریهای احتمالی در بدخشان سخن میگفت و تحلیلهای متعددی درباره آن منتشر میکرد، پس از انتشار پیام جمعهخان فاتح و از میان رفتن آن روایت، لحن خود را بهطور کامل تغییر داده و اکنون در شبکه اجتماعی ایکس (توییتر) مطالبی تند، تحقیرآمیز و تهدیدآمیز علیه جمعهخان فاتح منتشر میکند؛ تغییری که نشان میدهد با ناکام ماندن سناریوی مورد انتظارش، از تحلیل یک جنگ فرضی به حملات شخصی روی آورده است.
به نظر میرسد بخشی از این جریانهای رسانهای امیدوار بودند اختلافات داخلی در بدخشان به یک بحران گسترده تبدیل شود و از آن برای تشدید شکافها و ایجاد بیثباتی بهرهبرداری کنند. اما تأکید جمعه خان فاتح بر حمایت از حکومت طالبان، این محاسبات را بر هم زد و بسیاری از روایتهایی را که طی هفتههای گذشته با آبوتاب منتشر میشد، بیاعتبار ساخت. از همین رو، کسانی که تا دیروز وقوع درگیری را قطعی جلوه میدادند، امروز همان فردی را که مانع تحقق آن سناریو شده است، هدف انتقاد و حمله قرار دادهاند.
باهمه حال آنچه که از این ماجرا می توان نتیجه گرفت اینست که تجربه بدخشان را میتوان هشداری جدی برای افکار عمومی افغانستان دانست. امروز دهها رسانه مخالف، همراه با شماری از خبرنگاران و تحلیلگران مستقر در خارج از کشور، از هر اختلاف، هر شایعه و هر خبر تأییدنشده، روایتی بحرانساز میآفرینند و میکوشند فضای ناامیدی و بیاعتمادی را گسترش دهند. با این حال، آنچه در بدخشان رخ داد نشان داد که واقعیتهای میدانی، تصمیمهای بازیگران اصلی و تحولات عملی، همواره معیار قابل اتکاتری برای قضاوت هستند تا موجهای رسانهای و روایتهایی که از دور دست ساخته و پرداخته میشوند.

عایشه ببرک خیل











