Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

اشرف غنی و انتقاد از طالبان در سایه سیلاب‌های نورستان

سیلاب‌های ویرانگر اخیر در ولایت‌های نورستان، ننگرهار و لغمان، بار دیگر افغانستان را در سوگ ده‌ها خانواده داغدار فرو بُرد. در میان موج همدردی با قربانیان، محمد اشرف غنی، رئیس‌جمهور پیشین افغانستان، با انتشاربیانیه‌ا‌یی در شبکه‌های اجتماعی، نقاب دلسوزی بر چهره زده و با انتقاد از طالبان، خواستار پاسخگویی آنان در قبال مدیریت این بحران شده است.

واکاوی و کالبدشکافی یاوه‌گویی‌های اشرف غنی، تنها یک کنش سیاسی ساده یا یک نقد روزمره نیست؛ بلکه یک ضرورت حیاتی برای صیانت از حافظه‌ی تاریخی و یک اقدام عليه فراموشی است. وقتی کسی که روزی سکان‌دار کشتیِ طوفان‌زده‌ی این کشور بود، اکنون از ساحلِ امنِ تبعید، برای بازماندگان نسخه می‌پیچد، سکوت در برابر این تحریفِ حقایق، خیانت به شعور جمعی است.

بنابراین توجه و تحلیل این موضوع از آن رو مهم است که نگذاریم تا غبارِ فراموشی و ریاکاری بر چهره‌ی تاریخ بنشیند و باعث گردد که دزدانِ دیروز، به عنوان منجیانِ امروز معرفی شوند و عامل اصلی تمام ویرانی و بربادی افغانستان، با وقاحت دوباره در رابطه به این کشور یاوه‌سرایی کند.

  • سیلابهای نورستان امروز، میراث سال‌های غفلت و فساد دیروز

همانطور که در آغاز مورد اشاره واقع شد، اشرف غنی در واکنش به سیلاب‌های نورستان، طالبان را به دلیل ضعف در مدیریت بحران مورد انتقاد قرار داده و از مردم خواسته است که از حاکمان کنونی بپرسند چرا از حوادث گذشته درس گرفته نشده است. این پرسش، در ظاهر منطقی به نظر می‌رسد؛ اما نخستین مخاطب آن، خود اشرف غنی است.

افغانستان طی دو دهه جمهوریت، میلیاردها دالر کمک خارجی دریافت کرد؛ منابعی که اگر به‌درستی مدیریت می‌شد، امروز بخش مهمی از کشور دارای سدهای کنترلی، دیوارهای استنادی، شبکه‌های مهار سیلاب، سیستم‌های هشدار سریع و زیرساخت‌های مقاوم در برابر بلایای طبیعی بود. اما واقعیت اینست که بخش قابل توجهی از این سرمایه عظیم یا در فساد اداری گم شد، یا میان شبکه‌های قدرت و مافیای سیاسی تقسیم گردید و یا صرف پروژه‌های نمایشی و غیرضروری شد.

نبود زیرساخت‌های اساسی برای مهار سیلاب، محصول یک یا دو سال نیست؛ بلکه نتیجه سال‌ها سوءمدیریت، فساد سیستماتیک و حیف‌ومیل سرمایه‌های ملی است. کسانی که امروز از نبود برنامه‌های پیشگیرانه سخن می‌گویند، باید پاسخ دهند که در دوران اقتدار کامل خود، با آن حجم از کمک‌های بین‌المللی، چه اقدام بنیادینی برای مدیریت منابع آب و کاهش خسارات بلایای طبیعی انجام دادند؟

نمونه روشن این ناکامی، سیلاب‌های ویرانگر سال ۲۰۲۰ در ولایت پروان بود؛ حادثه‌ای که صدها خانه را نابود کرد و نزدیک به دوصد شهروند جان خود را از دست دادند. آن زمان اشرف غنی در رأس قدرت قرار داشت. اگر معیار امروز او برای قضاوت، پاسخگویی حکومت‌ها در برابر سیلاب است، نخست باید کارنامه همان روزهای خود را در برابر افکار عمومی قرار دهد.

  • اشک تمساح سیاستمداری فاسد که افغانستان را به ویرانه‌ تبدیل کرد

بی‌تردید طالبان در عرصه مدیریت بحران، توسعه زیرساخت‌ها و ارائه خدمات عمومی با چالش‌ها و کاستی‌های جدی روبه‌رو استند؛ اما نقد عملکرد طالبان هرگز به معنای تطهیر کارنامه سیاه اشرف غنی نیست. تناقض تلخ اینجاست که امروز فردی طالبان را به ناکارآمدی متهم می‌کند که در دوران زمامداری خودش، افغانستان به یکی از ناامن‌ترین کشورهای جهان بدل شده بود. انفجارهای خونین، حملات انتحاری پی‌درپی، گسترش فساد، فروپاشی اعتماد عمومی و سرانجام سقوط کامل نظام جمهوریت، میراثی است که نام اشرف غنی با آن گره خورده است.

دولت اشرف غنی نه‌تنها در تأمین امنیت و رفاه شهروندان مطلقا ناکام بود، بلکه با سیاست‌های نادرست، فساد گسترده، وابستگی شدید به قدرت‌های خارجی و ناتوانی در ایجاد یک حکومت پاسخگو، زمینه فروپاشی ساختار جمهوری را نیز فراهم ساخت. او با تصمیم‌های اشتباه و مدیریت بحران‌زده، افغانستان را به سوی یکی از تلخ‌ترین مقاطع تاریخ معاصر سوق داد.

در آن سال‌ها، هزاران خانواده درافغانستان عزیزان خود را در انفجارها، حملات هوایی، عملیات شبانه و جنگ‌های فرسایشی از دست دادند. میلیون‌ها نفر آواره شدند و اقتصاد کشور در باتلاق فساد، سوءمدیریت و وابستگی فرو رفت. از همین رو، کسانی که خود در شکل‌گیری چنین فاجعه‌ای نقش مستقیم داشته‌اند، به سختی می‌توانند امروز در جایگاه مدافع مردم و منتقد وضعیت موجود ظاهر شوند.

دلسوزی برای مردم افغانستان با انتشار چند پیام در شبکه‌های اجتماعی ثابت نمی‌شود؛ معیار واقعی، عملکرد در زمانی است که همه ابزار قدرت، منابع مالی و حمایت گسترده جامعه جهانی در اختیار یک حکومت قرار داشت. اشرف غنی در همان دوران، با سوءمدیریت، فساد، فرار از مسئولیت و خیانت به اعتماد مردم، یکی از سنگین‌ترین ضربه‌ها را بر پیکر افغانستان وارد کرد. از همین رو، انتقادهای امروز این سیاستمدار تندخو، فاسد و مزدور بیش از آنکه نشانه مسئولیت‌پذیری باشد، تلاشی برای فرار از پاسخگویی و بازسازی چهره سیاسی خود در افکار عمومی به نظر می‌رسد.

  • خلاصه سخن

سیلاب‌های اخیر در ولایات شرقی، بار دیگر رنج عمیق مردم افغانستان را آشکار ساخت؛ رنجی که تنها از خشم طبیعت ناشی نمی‌شود، بلکه حاصل سال‌ها بی‌توجهی به توسعه زیرساخت‌ها، فساد گسترده، مدیریت ناکارآمد و فرصت‌های از دست‌رفته نیز است.

اشرف غنی حق دارد درباره هر مسئله‌ای اظهار نظر کند، اما نمی‌تواند خود را از مسئولیت تاریخی عملکرد دولتش مبرا جلوه دهد. کسی که در دوران زمامداری‌اش میلیاردها دالر کمک بین‌المللی در اختیار داشت، اما نتوانست زیرساخت‌های حیاتی کشور را ایجاد کند، امروز پیش از آنکه در جایگاه منتقد بنشیند، باید پاسخگوی کارنامه خویش باشد.

طالبان کاستی‌های فراوان دارند، اما بحران‌های امنیتی، فساد ساختاری، فروپاشی نهادی و فرصت‌سوزی‌های دوران اشرف غنی، چنان گسترده بود که قیاس آن با وضعیت کنونی، بدون در نظر گرفتن زمینه‌های تاریخی، نه منصفانه است و نه مبتنی بر واقعیت. مردمی که سال‌ها هزینه سنگین سوءمدیریت و فساد را پرداخته‌اند، بیش از هر چیز به صداقت، مسئولیت‌پذیری و عبرت گرفتن از گذشته نیاز دارند، نه به اشک تمساح کسانی که خود در شکل‌گیری بخش بزرگی از این زخم‌ها نقش داشته‌اند.

سیلاب‌های نورستان
غنی که طالبان را بابت مدیریت نامناسب سیلاب‌های نورستان نقد میکند، خود در دوران ریاست جمهوری چه پیشرفتی در زیرساخت های افغانستان ایجاد کرد؟

مسلم اخلاقی

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=12681

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مقالات