مثلث ایران، یمن و سوریه
امریکای ترامپ در سالهای اخیر، بهویژه پس از تحولات 2026، پروژهای سهلایه را در منطقه دنبال میکرد که فشار حداکثری اقتصادی و امنیتی بر ایران برای فروپاشی داخلی، قطع شریانهای راهبردی جبهه مقاومت در سوریه، لبنان، عراق و یمن و عادیسازی امنیتی میان رژیم اسرائیل و دولتهای منطقه برای تثبیت نظم مورد نظر واشنگتن بود.
هدف نهایی این پروژه، دگرگونی ژئوپلیتیک خاورمیانه و حذف ایران بهعنوان گره مرکزی مقاومت بود، اما آنچه در ایران رخ داد و این روزها در یمن دیده میشود و نیز خیابانهای سوریه، چیزی متفاوت نشان میدهد. نهتنها ایران سقوط نکرده، بلکه جبهه مقاومت در حال بازآرایی و قدرتمندتر شدن است.
یمن از حاشیه محاصره به گلوگاه راهبردی جهان
یمن، که سالها بهعنوان «جبهه فرعی» تصور میشد، اکنون به مهمترین اهرم دریایی مقاومت تبدیل شده است. انصارالله در عملیات گسترده، کنترل خود را بر سواحل غربی یمن و نقاط حیاتی تنگهٔ بابالمندب تثبیت کرده است.
بر پایهٔ دادهها، انصارالله بیش از 5000 کیلومتر مربع از اراضی غربی یمن را تصرف کرده و بر ولایتهای حدیده و تعز مسلط شده است. بندر موخا (المخا) و شهر ذوباب آخرین پایگاه اصلی نیروهای تحت حمایت عربستان به کنترل انصارالله درآمده و به این ترتیب، کل خط ساحلی دریای سرخ در اختیار این جنبش قرار گرفته است.
یمن ایستاد، ولی آیا پیروز شد؟
در واقع انصارالله از یک نیروی مردمی محاصرهشده، به بازیگر راهبردی امنیت دریایی تبدیل شده است. بابالمندب یکی از شریانهای حیاتی تجارت جهانی و انتقال نفت خلیج فارس به اروپا و آسیاست. تسلط بر این تنگه، به مقاومت اهرم فشار قدرتمندی برای تهدید خطوط کشتیرانی و نفتکشها بهویژه کشتیهای سعودی داده است.
در مقابل، عربستان سعودی حملات هوایی خود را تشدید کرده است. بر پایهٔ گزارشها، تنها در 48 ساعت، 129 حمله هوایی به یمن انجام شده است. اما این حملات نتوانسته پیشرویهای میدانی انصارالله را متوقف کند. صنعا همچنین درخواست میانجیگری عمان را رد کرده و خواستار لغو کامل محاصره، خروج بیقید و شرط نیروهای سعودی، پرداخت غرامت و بازسازی کشور شده است.
سوریه؛ جنبشی علیه تجاوز و وابستگی
اگر یمن جبهه دریایی مقاومت را تقویت کرده، سوریه به جبهه مشروعیت و سرک تبدیل شده است. اعتراضات گستردهای که از 22 اسد آغاز شد، به گفتهٔ ناظران، گستردهترین اعتراضات از زمان سقوط بشار اسد است. علت اصلی، افزایش ناگهانی قیمت حاملهای انرژی بود. دولت موقت به رهبری احمد الشرع (جولانی) این افزایش را موقت و ناشی از گرانی جهانی، وابستگی به واردات و تعطیلی پالایشگاه بانیاس اعلام کرد. اما مردم این توضیح را نپذیرفتند.
اعتراضات در حداقل 8 ولایت از جمله حلب، ادلب، حماه، دمشق، درعا، رقه، دیرالزور و حسکه گسترده شد. معترضان با آتش زدن تایرها، بستن سرکهای اصلی از جمله بزرگراه دمشق – حلب و مسدود کردن تانکرهای نفت، خشم خود را نشان دادند.
خواستهها اما فراتر از قیمت سوخت است و لایه عمیقتر این اعتراضات، خستگی از تجاوزات مکرر اسرائیل و بیکفایتی و خودفروشی جولانی است. بخش بزرگی از افکار عمومی سوریه، دولت موقت را نهتنها ناتوان در حل بحران معیشتی، بلکه وابسته به خارج و همراه با تجاوزهای اسرائیل میبیند. این شکاف، مشروعیت دولت موقت را در برابر چشمها فرسوده کرده است.
ایران، یمن و سوریه؛ مثلث مقاومت از دفاع به پیشروی
پروژه امریکا برای دگرگونی منطقه و سقوط نظام ایران در عمل به تقویت جبهه مقاومت انجامیده است. مقاومت اکنون نهفقط در میدان نظامی، بلکه در اقتصاد سیاسی منطقه و افکار عمومی نیز نفس میکشد.
ختم کلام
جمهوری اسلامی ایران در هسته جبهه مقاومت، در چند ماه اخیر درگیری با امریکا، بزرگترین ضربه را به واشنگتن وارد ساخت و پایگاههای خاکسترشده امریکا در اردن و بحرین و کویت خود گواه بر این مسئله است. از آنسو در کنار بسته ماندن تنگه هرمز از سوی ایران، یمن با تسلط بر بابالمندب، برگ برنده دریایی را به دست گرفته است. سوریه با سرکهای معترض، مشروعیت دولت وابسته را به چالش کشیده است.
در نهایت اینکه مثلث ایران، یمن و سوریه نقشه امریکا را وارونه کرد و ناکام گذاشت. بدون شک مقاومت در آینده خیلی نزدیک فراتر از انتظار گسترش خواهد یافت و این حرکت، کشورهای منطقه و مخصوصا اعرابی که سالها میزبان پایگاههای امریکا بودند، به شدت آسیب خواهد زد.

احمدی











