Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

طالبان و مخالفان در مراسم تشییع

مراسم تشییع پیکر شهید آیت‌ الله خامنه‌ای، که در روز جمعه 12 سرطان در تهران آغاز شد، تنها یک آیین سوگواری برای بدرقه یکی از تأثیرگذارترین شخصیت‌های جهان اسلام نبود؛ این مراسم به صحنه‌ای کم‌سابقه از تحولات سیاسی و دیپلماتیک منطقه نیز تبدیل شد. در میان ده‌ها هیئت رسمی از کشورهای مختلف، آنچه بیش از همه نگاه تحلیلگران را به خود جلب کرد، حضور هیئت بلند پایه‌ی حکومت طالبان و از آنطرف دو تن از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های مخالف آنها از افغانستان بود؛ رخدادی که در پنج سال گذشته، در هیچ نشست رسمی و مراسم بلندپایه‌ای سابقه نداشت.

در شرایطی که شکاف میان جریان‌های سیاسی افغانستان همچنان پابرجاست و حضور مشترک آنان در یک مراسم رسمی تقریباً ناممکن به نظر می‌رسید، وقوع چنین اتفاقی نمی‌تواند صرفاً یک هم‌زمانی یا تصادف سیاسی تلقی شود. این رویداد، در واقعیت، حامل پیام‌ها و محاسباتی است که بررسی آن‌ها می‌تواند ابعاد تازه‌ای از سیاست منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران و همچنین نگاه جریان‌های مختلف افغانستان به تهران را آشکار سازد. اکنون این پرسش مطرح می‌شود که حضور هم‌زمان طالبان و مخالفان در مراسم تشییع پیکر شهید آیت‌الله خامنه‌ای چگونه ممکن شد و این رویداد چه پیام‌هایی برای آینده روابط تهران و کابل در بر دارد؟

  • مراسم تشییع شهید خامنه‌ای و مدیریت بی‌نظیر تهران؛ از یک مراسم ملی تا یک موفقیت دیپلماتیک

شاید مهم‌ترین ویژگی مراسم تشییع پیکر شهید آیت الله خامنه‌ای، مدیریت دقیق مقام‌های دولت ایران بود. زیرا گردهم آوردن هیئت‌هایی با دیدگاه‌های متفاوت، آن هم در فضایی آرام و بدون حاشیه، کار ساده‌ای نبود. برای حکومت طالبان، حضور رسمی مخالفان همواره موضوعی حساس بوده است. با این حال، هیئت بلندپایه طالبان با اطلاع از حضور احمد مسعود و محمد محقق، در این مراسم شرکت کرد. این مسئله نشان می‌دهد که پیش از برگزاری مراسم، رایزنی‌های لازم انجام شده و فضای مراسم به‌گونه‌ای مدیریت شده بود که هیچ‌یک از طرف‌ها احساس نکنند جایگاه یا منافعشان نادیده گرفته شده است.

در کنار این موضوع، نحوه دعوت از مخالفان طالبان نیز قابل تأمل است. مقام‌های ایرانی می‌توانستند از شمار بیشتری از چهره‌های مخالف طالبان دعوت کنند، اما چنین نکردند. تهران تنها به حضور احمد مسعود و محمد محقق بسنده کرد. این تصمیم را می‌توان بخشی از سیاست متوازن ایران دانست. این اقدام نشان داد که جمهوری اسلامی ایران، در عین حفظ ارتباط با جریان‌های مختلف افغانستان، قصد نداشت مراسم تشییع به صحنه‌ای برای برجسته شدن مخالفان طالبان تبدیل شود. به بیان دیگر، تهران تلاش کرد میان حفظ روابط با حکومت مستقر افغانستان و تداوم ارتباط با دیگر جریان‌های سیاسی، تعادل برقرار کند.

  • حضور هیئت بلندپایه طالبان در مراسم تشییع؛ سفری فراتر از یک پیام تسلیت

ترکیب هیئت اعزامی طالبان، خود گویای اهمیت این سفر بود. ریاست هیئت را ملا عبدالغنی برادر، از بنیان‌گذاران طالبان و یکی از بلندپایه‌ترین مقام‌های حکومت کنونی افغانستان، بر عهده داشت. اعزام چنین شخصیتی نشان می‌دهد که کابل این مراسم را صرفاً یک برنامه تشریفاتی تلقی نکرده و از ابعاد مختلف به این موضوع توجه نموده است. نخست، بعد اسلامی و اعتقادی بود. طالبان تلاش دارد خود را بخشی از جهان اسلام معرفی کند و حضور در مراسم تشییع پیکر آیت الله شهید خامنه‌ای، فرصتی برای ابراز همدردی با ملت مسلمان ایران و تأکید بر پیوندهای اسلامی میان دو کشور بود.

دوم، بعد سیاسی بود. حکومت طالبان به خوبی از جایگاه و نقش جمهوری اسلامی ایران در معادلات منطقه‌ای آگاه است. کابل می‌داند که تهران یکی از مهم‌ترین بازیگران منطقه و یکی از تأثیرگذارترین همسایگان افغانستان است؛ از همین رو، تقویت روابط سیاسی با ایران را بخشی از راهبرد سیاست خارجی خود می‌داند. سوم، بعد اقتصادی و ترانزیتی بود. افغانستان برای توسعه تجارت خارجی، دسترسی به مسیرهای ترانزیتی، گسترش همکاری‌های اقتصادی و بهره‌گیری از ظرفیت‌های ایران، نیازمند روابط نزدیک‌تر با تهران است. از این منظر، حضور هیئت بلندپایه طالبان را می‌توان نشانه‌ای از تمایل کابل به تعمیق همکاری‌های اقتصادی و تجاری با جمهوری اسلامی ایران نیز دانست.

  • حضور مخالفان طالبان؛ نشانه سیاست گفت‌وگو، نه تقابل

در کنار حضور طالبان، حضور احمد مسعود و محمد محقق نیز پیام خاص خود را داشت. این حضور نشان داد که سیاست جمهوری اسلامی ایران در قبال افغانستان، تنها به تعامل با حکومت طالبان محدود نمی‌شود. ایران طی سال‌های گذشته کوشیده است ارتباط خود را با جریان‌های مختلف سیاسی افغانستان حفظ کند. این سیاست بر این واقعیت استوار است که آینده افغانستان تنها به یک جریان سیاسی گره نخورده و گفت‌وگو با همه نیروهای اثرگذار، می‌تواند به ثبات بیشتر این کشور کمک کند.

دعوت از احمد مسعود و محمد محقق نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است. تهران با این اقدام نشان داد که تعامل با حکومت طالبان، به معنای قطع ارتباط با سایر جریان‌های سیاسی نیست. بلکه هدف، حفظ کانال‌های گفت‌وگو با همه طرف‌هایی است که می‌توانند در آینده افغانستان نقش‌آفرین باشند. این رویکرد، علاوه بر حفظ توازن در سیاست منطقه‌ای ایران، می‌تواند زمینه را برای کاهش تنش‌ها و تقویت گفت‌وگو میان جریان‌های مختلف افغانستان نیز فراهم کند.

طالبان و مخالفان در مراسم تشییع
طالبان و مخالفان در مراسم تشییع
  • جمع‌بندی حضور طالبان و مخالفان در مراسم تشییع؛ تشییعی که فراتر از یک آیین بود

مراسم تشییع پیکر شهید آیت‌الله خامنه‌ای، تنها صحنه بدرقه یکی از برجسته‌ترین رهبران جهان اسلام نبود. این مراسم، به فرصتی برای نمایش جایگاه جمهوری اسلامی ایران در معادلات منطقه نیز تبدیل شد.در موضوع افغانستان، این مراسم دو واقعیت مهم را آشکار کرد. نخست آنکه روابط تهران و کابل، روابطی عمیق و راهبردی است و حکومت طالبان نیز برای حفظ و گسترش آن اهمیت ویژه‌ای قائل است. دوم آنکه جمهوری اسلامی ایران همچنان با طیف‌های مختلف سیاسی افغانستان ارتباط دارد و این ارتباط، به معنای حمایت از یک جریان در برابر جریان دیگر نیست؛ بلکه بخشی از سیاستی است که ثبات افغانستان را در گفت‌وگو و تعامل میان همه بازیگران مؤثر جست‌وجو می‌کند.

شاید مهم‌ترین پیام این مراسم همین باشد؛ اینکه جمهوری اسلامی ایران همچنان یکی از معدود بازیگرانی است که هم با حکومت مستقر افغانستان گفت‌وگو می‌کند و هم ارتباط خود را با دیگر جریان‌های سیاسی این کشور حفظ کرده است. حضور هم‌زمان طالبان و مخالفان در مراسم تشییع پیکر شهید آیت‌ الله خامنه‌ای، نمادی روشن از این واقعیت بود.

مریم مرادی

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=12486

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مقالات