جام جهانی در سایه فلسطین
شب نوزدهم جولای، استادیوم نیویارک ـ نیوجرسی فقط میزبان آخرین مسابقه جام جهانی فوتبال 2026 نبود؛ صحنهای بود که در آن فوتبال، سیاست و حساسیت اخلاقی افکار عمومی جهان به هم رسیدند. اسپانیا پس از 120 دقیقه رقابت سنگین، با گل فران تورس در دقیقه 106 آرجانتین را یک بر صفر شکست داد و برای دومینبار قهرمان جهان شد. اما معنای این پیروزی، دستکم برای بخشی از تماشاگران، بسیار فراتر از نتیجهای بود که روی صفحه نمایشگرها ثبت شد.
در زمین، یازده بازیکن اسپانیا در برابر یازده بازیکن آرجانتین قرار داشتند؛ اما بیرون از زمین، دو تصویر سیاسی متفاوت نیز در برابر هم ایستاده بود. یکسو اسپانیایی قرار داشت که در سالهای اخیر به یکی از صریحترین حامیان اروپایی مردم فلسطین تبدیل شده است و در سوی دیگر، آرجانتینی که حکومت خاویر میلی، پیوند خود با اسرائیل را به یکی از نشانههای اصلی سیاست خارجیاش بدل کرده است.
به همین دلیل، برای بسیاری از حامیان فلسطین، قهرمانی اسپانیا تنها یک پیروزی ورزشی نبود؛ پیروزی نمادین کشوری بود که در یکی از دشوارترین آزمونهای اخلاقی زمانه، سکوت را انتخاب نکرد.
جام جهانی در سایه فلسطین؛ فینالی فراتر از فوتبال
این تصور که ورزش باید همیشه از سیاست جدا بماند، سالهاست که با واقعیت جهان سازگاری ندارد. ورزشگاهها دیگر جزیرههایی جداافتاده از جنگ، تبعیض، مهاجرت، فقر و سیاست خارجی کشورها نیستند. بیرقهایی که در سکوها برافراشته میشوند، شعارهایی که هواداران سر میدهند، سکوت بازیکنان یا موضعگیری آنان و حتی حضور سیاستمداران در مراسم اهدای جام، همه بخشی از معنای یک رویداد ورزشی را میسازند.
فینال اسپانیا و آرجانتین نیز پیش از آنکه سوت آغازش به صدا درآید، رنگ سیاسی گرفته بود. بسیاری از هواداران فلسطین، اسپانیا را نه فقط بهخاطر فوتبال منظم، نسل درخشان بازیکنان و شیوه بازیاش، بلکه بهدلیل مواضع سیاسی دولت این کشور حمایت میکردند.
در چنین فضایی، پیراهن سرخ اسپانیا برای شماری از تماشاگران به رنگ همبستگی درآمد. فلسطین تیمی در جام جهانی نداشت، اما در ذهن و احساس میلیونها انسانی که این فینال را دنبال میکردند، غایب نبود. نام فلسطین در فهرست بازیکنان دیده نمیشد، ولی در روایت مسابقه حضور داشت.
اسپانیا؛ از اعلام موضع تا اقدام سیاسی
موقعیت ویژه اسپانیا نزد حامیان فلسطین، محصول یک شعار موقت یا سخنرانی مناسبتی نیست. دولت پدرو سانچز طی سالهای گذشته کوشیده است حمایت خود از فلسطین را به تصمیمهای رسمی سیاسی و حقوقی تبدیل کند.
اسپانیا در سال 2024 دولت فلسطین را به رسمیت شناخت. سانچز هنگام اعلام این تصمیم گفت که بهرسمیتشناختن فلسطین اقدامی برای صلح، عدالت و دفاع از نظم بینالمللی است. این تصمیم، مادرید را در صف کشورهایی قرار داد که حاضر شدند از محدوده ابراز نگرانی فراتر بروند و برای موجودیت سیاسی فلسطین گامی روشن بردارند.
موضع اسپانیا به همینجا پایان نیافت. دولت سانچز در سپتمبر 2025 بستهای شامل 9 اقدام را برای حمایت از مردم فلسطین و افزایش فشار بر اسرائیل اعلام کرد. تحکیم حقوقی تحریم تسلیحاتی، ممنوعیت خرید و فروش تجهیزات نظامی با اسرائیل، جلوگیری از ورود برخی کشتیها و طیارههای حامل تجهیزات نظامی، محدودکردن واردات محصولات شهرکهای اسرائیلی و افزایش کمکهای بشردوستانه به فلسطینیان، از جمله این اقدامات بود.
سانچز همچنان از بسیج شهروندان اسپانیا در حمایت از فلسطین ستایش کرده و گفته است به مردمی افتخار میکند که برای آرمانهای عادلانهای چون فلسطین به حرکت درمیآیند. چنین موضعی در اروپایی که بسیاری از دولتهایش میان ملاحظههای سیاسی، نظامی و اقتصادی گرفتار ماندهاند، به اسپانیا چهرهای متفاوت بخشیده است.
آرجانتین زیر سایه سیاست خاویر میلی
در سوی دیگر میدان، آرجانتین با تاریخ بزرگ فوتبالی، ستارههای جهانی و میلیونها هوادار قرار داشت. بازیکنان آرجانتین مسئول سیاستهای دولت کشورشان نبودند و برای دفاع از عنوان قهرمانی به میدان آمده بودند؛ اما هیچ تیم ملی نمیتواند کاملا از تصویری که حکومت کشورش در جهان ساخته است، جدا بماند.
خاویر میلی از زمان رسیدن به قدرت، حمایت از اسرائیل را با صراحت به یکی از پایههای سیاست خارجی آرجانتین تبدیل کرده است. او از گسترش مناسبات با اسرائیل حمایت کرده و اعلام کرد که سفارت آرجانتین از تلآویو به بیتالمقدس منتقل خواهد شد؛ اقدامی که بهدلیل موقعیت مناقشهبرانگیز بیتالمقدس، معنایی فراتر از یک جابهجایی اداری دارد.
همین همسویی سیاسی سبب شد که آرجانتین در نگاه بخشی از افکار عمومی، ناخواسته در سوی مقابل اسپانیا قرار گیرد. مسابقهای که در اصل میان دو تیم فوتبال برگزار میشد، به تقابل دو تصویر تبدیل شد: تصویر کشوری که فلسطین را به رسمیت شناخته و برای توقف جنگ و ارسال کمکهای بشردوستانه فشار آورده است، و تصویر حکومتی که پیوند با اسرائیل را با افتخار برجسته میسازد.
این تقابل را نباید به دشمنی با مردم یا بازیکنان آرجانتین تبدیل کرد. آرژانتین نیز جامعهای متنوع با دیدگاههای سیاسی گوناگون است. اما در رویدادهای بزرگ، نمادها گاهی از افراد جلو میزنند. در شب فینال، پیراهن آرجانتین زیر سایه سیاستهای میلی قرار گرفته بود؛ همانگونه که پیراهن اسپانیا از اعتبار مواضع دولت سانچز بهره میبرد.
فلسطین؛ حاضر در غیاب
مهمترین ویژگی سیاسی این فینال آن بود که فلسطین بدون حضور رسمی، به یکی از موضوعات اصلی روایت مسابقه تبدیل شد. هواداران بسیاری در نقاط مختلف جهان، نتیجه را با سرنوشت فلسطین پیوند زدند. این پیوند به معنای آن نبود که یک جام فوتبال میتواند محاصره را پایان دهد، کودکان غزه را از خطر نجات دهد یا توازن قدرت در خاورمیانه را دگرگون کند. اهمیت آن در حوزه دیگری قرار داشت: حوزه معنا، همبستگی و حافظه عمومی.
نمادها جای واقعیت را نمیگیرند، اما میتوانند به واقعیت صدا بدهند. وقتی میلیونها انسان قهرمانی اسپانیا را با مواضع این کشور درباره فلسطین مرتبط میسازند، در حقیقت نشان میدهند که مسئله فلسطین دیگر در مرزهای جغرافیایی غزه و کرانه باختری یا تهران محدود نمانده است. این مسئله به بخشی از سنجش اخلاقی دولتها، نهادها، هنرمندان، ورزشکاران و افکار عمومی تبدیل شده است.
در افغانستان نیز این برداشت بازتاب یافت. محمد جلال از فعالان رسانهای نزدیک به حکومت طالبان پس از قهرمانی اسپانیا، تصویری مرتبط با فلسطین منتشر کرد و نوشت: «انسانیت پیروز شد.» این واکنش، فارغ از اختلافهای سیاسی داخلی، نشان میدهد که فلسطین میتواند احساسات طیفهای گوناگون جامعه افغانستان را در یک نقطه به هم برساند.
برای مردمی که خود دههها جنگ، آوارگی، بمباران و مداخله خارجی را تجربه کردهاند، تصویر رنج فلسطینیان مفهومی دور و انتزاعی نیست. شاید به همین دلیل است که بسیاری از افغانها در مسابقهای میان دو کشور دوردست، بهدنبال نشانهای از عدالت و حمایت از مظلوم میگردند.
قدرت نرم یک قهرمانی
قهرمانی اسپانیا برای دولت این کشور نیز یک دستاورد بزرگ قدرت نرم است. قدرت کشورها تنها با ارتش، اقتصاد یا نفوذ دیپلماتیک سنجیده نمیشود. شیوهای که یک جامعه در جهان دیده میشود، ارزشهایی که با نام آن پیوند میخورد و احساسی که در میان ملتهای دیگر برمیانگیزد، بخشی از قدرت واقعی آن کشور است.
اسپانیا در این جام هم توانایی فوتبالی خود را به نمایش گذاشت و هم، بیرون از میدان، از سرمایه سیاسی مواضعش درباره فلسطین بهره برد. برای بسیاری از مردم، این کشور اکنون با دو تصویر همراه است: فوتبال زیبا و ایستادگی در کنار فلسطین. اینجاست که فوتبال از سرگرمی محض فراتر میرود.
جامی که تنها در مادرید بالا نرفت
اسپانیا جام جهانی را برد، اما معنای این قهرمانی تنها در میدانهای مادرید، بارسلون یا شهرهای دیگر آن کشور خلاصه نشد. بخشی از شادی این پیروزی در دل کسانی شکل گرفت که کیلومترها از اسپانیا فاصله داشتند و هیچ تعلق فوتبالی دیرینهای به این تیم نداشتند، اما مواضع سیاسی مادرید آنان را به حمایت از پیراهن سرخ کشانده بود.
در پایان، این فینال ثابت کرد که فوتبال نمیتواند از دردهای جهان بیخبر بماند. وقتی جنگ وارد خانهها، شفاخانهها و مکاتب میشود، سیاست نیز وارد ورزشگاه خواهد شد. وقتی دولتها در برابر رنج یک ملت موضع میگیرند یا سکوت میکنند، مردم آن رفتار را حتی هنگام انتخاب تیم محبوبشان به یاد میآورند.
اسپانیا در نیویارک ـ نیوجرسی آرجانتین را شکست داد و دومین جام جهانی خود را به دست آورد؛ اما در روایت بسیاری از حامیان فلسطین، نتیجه بزرگتر از یک بر صفر بود. آنان در آن شب، پیروزی کشوری را جشن گرفتند که در برابر رنج فلسطینیان بیتفاوت نمانده است.

سعید محمدی











