سفر سریک ژومانگارین، معاون نخست وزیر قزاقستان، به افغانستان در نگاه نخست یک ماموریت اقتصادی و تجارتی به نظر میرسد؛ سفری با حضور مقامهای دولتی، نمایندگان نهادهای اقتصادی و چهرههای برجسته سکتور خصوصی. اما گستردگی دیدارها و تنوع موضوعاتی که در جریان این سفر مطرح شده، نشان میدهد که آستانه تنها برای فروش آرد و گندم یا امضای چند تفاهمنامه به کابل نیامده است. دیدار هیئت قزاقستان با مقامهای بلندپایه حکومت طالبان، وزیر داخله و به ویژه والی هرات، از وجود یک نقشه بزرگتر حکایت دارد؛ نقشهای که در آن هرات میتواند از یک شهر مرزی در غرب افغانستان به یکی از شاهراههای اصلی ترانزیت منطقه تبدیل شود.
در این میان، نام هرات بیش از هر چیز با پروژه راهآهن تورغندی–هرات برجسته شده است؛ پروژهای که گفته شده قزاقستان برای ساخت آن تا ۵۰۰ میلیون دالر سرمایهگذاری خواهد کرد. اگر این طرح از مرحله گفتوگو و اعلام آمادگی عبور کند و به قراردادهای اجرایی، تامین مالی و کار عملی برسد، هرات نه تنها به ترکمنستان و آسیای مرکزی نزدیکتر خواهد شد، بلکه میتواند در امتداد یک مسیر بزرگتر به قندهار، پاکستان و آبهای آزاد پیوند بخورد. همین چشمانداز است که سفر هیئت قزاقستان به هرات را از یک دیدار تشریفاتی فراتر میبرد.
چرا هرات برای قزاقستان مهم است؟
هرات از گذشته یکی از مهمترین دروازههای تجارتی افغانستان بوده است. موقعیت جغرافیایی این ولایت، آن را به نقطه اتصال افغانستان با ترکمنستان، ایران و مسیرهای آسیای مرکزی تبدیل کرده است. تورغندی در شمالغرب هرات، یکی از گذرگاههای مهم تجارتی میان افغانستان و ترکمنستان است و از همین مسیر، کالاهای مختلف وارد یا صادر میشوند. با این حال، ظرفیت این مسیر تا هنوز بهگونه کامل مورد استفاده قرار نگرفته است. محدودیتهای زیربنایی، کندی روند انتقال کالا، نبود شبکه ریلی گسترده در داخل افغانستان و ضعف در هماهنگی گمرکی، مانع از آن شدهاند که هرات جایگاه واقعی خود را در تجارت منطقهای به دست آورد.
برای قزاقستان، هرات تنها یک بازار محلی نیست. این ولایت میتواند دروازه ورود کالاهای قزاقستان به عمق افغانستان و سپس به آسیای جنوبی باشد. قزاقستان کشوری محاط به خشکه است و برای دسترسی به بازارهای جنوبی، ناگزیر به استفاده از مسیرهای ترانزیتی چندکشوری است. مسیر افغانستان، در صورت تامین امنیت و ایجاد زیربنا، میتواند فاصله قزاقستان را با پاکستان و بنادر ایران کوتاه کند. از همین رو، توجه آستانه به هرات را باید در چوکات یک راهبرد ترانزیتی بزرگتر دید، نه صرفا در قالب یک پروژه محلی.
راهآهن تورغندی–هرات؛ حلقه مفقوده یک دهلیز بزرگتر
اعلام آمادگی قزاقستان برای سرمایهگذاری ۵۰۰ میلیون دالر در راهآهن تورغندی–هرات، مهمترین بخش اقتصادی این سفر به شمار میرود. این رقم، اگر در قالب یک تعهد رسمی، قرارداد شفاف و برنامه زمانی مشخص تثبیت شود، میتواند یکی از بزرگترین سرمایهگذاریهای زیربنایی خارجی در غرب افغانستان باشد. راهآهن تورغندی–هرات از لحاظ فنی شاید یک مسیر محدود در داخل یک ولایت به نظر برسد، اما اهمیت واقعی آن در اتصال به شبکههای فرامرزی نهفته است.
تورغندی از طریق ترکمنستان میتواند به شبکه ریلی آسیای مرکزی وصل شود. از آنجا، کالاهای قزاقستان، روسیه و دیگر کشورهای منطقه امکان انتقال به افغانستان را پیدا میکنند. در جهت معکوس نیز میوه خشک و تازه، سبزیجات، محصولات زراعتی، مواد خام و در آینده شاید تولیدات معدنی افغانستان میتوانند به بازارهای شمالی راه یابند. چنین مسیری هزینه و زمان انتقال کالا را کاهش میدهد و وابستگی تجارت افغانستان به موترهای باربری و مسیرهای جادهای را کمتر میسازد.
اما حلقه اصلی زمانی تکمیل میشود که این خط آهن تنها در هرات متوقف نماند. در طرحهای مطرحشده، سخن از ادامه مسیر به سوی قندهار و سپس اتصال به شبکههای جنوبی است. قزاقستان تلاش دارد با همکاری ترکمنستان، یک دهلیز ریلی را تا قندهار پیش ببرد. در صورت عملیشدن، این مسیر میتواند بخشی از کریدور شمال–جنوب باشد؛ کریدوری که آسیای مرکزی را از طریق افغانستان به پاکستان و بنادر جنوبی وصل میکند.
گفته میشود روسیه نیز از گسترش چنین مسیری استقبال میکند، زیرا این دهلیز میتواند گزینه تازهای برای دسترسی تجارتی شمال به جنوب ایجاد کند.
هرات؛ برنده احتمالی تجارت منطقهای
اگر راهآهن تورغندی–هرات ساخته شود، نخستین پیامد آن افزایش حجم انتقال کالا از طریق هرات خواهد بود. این تحول میتواند درآمدهای گمرکی را بالا ببرد، فعالیت بازارهای عمدهفروشی را گسترش دهد، تقاضا برای انبارها و مراکز لوژستیکی را افزایش دهد و برای رانندگان، کارگران، شرکتهای ترانسپورتی و تاجران فرصتهای تازه ایجاد کند. در کنار آن، ایجاد مراکز بستهبندی، سردخانهها و تاسیسات پروسس مواد زراعتی میتواند به صادرات میوه و سبزیجات افغانستان کمک کند.
تفاهمنامههای امضاشده میان اعضای سکتور خصوصی افغانستان و قزاقستان نیز در همین چوکات اهمیت پیدا میکنند. در جریان سفر هیئت قزاقستان، از امضای ۲۵ تفاهمنامه در بخشهایی چون ادویه، سبزیجات، میوه خشک و تازه، همکاری بانکی، آرد، گندم، روغن و کچالو سخن گفته شده است.
اما مردم هرات چه به دست میآورند؟
پروژههای بزرگ معمولا با ارقام بزرگ معرفی میشوند؛ صدها میلیون دالر سرمایهگذاری، دهها تفاهمنامه و وعده اتصال منطقهای. با این حال، معیار اصلی موفقیت برای مردم هرات باید متفاوت باشد: چند فرصت کاری ایجاد میشود؟ چه مقدار از قراردادها به شرکتهای محلی میرسد؟ آیا زمینهای مردم در مسیر پروژه با قیمت عادلانه استملاک میشوند؟ آیا بازارهای محلی از افزایش ترانزیت سود میبرند؟ و آیا درآمدهای تازه صرف بهبود خدمات در خود هرات میشود؟
اگر پروژه راهآهن بدون مشارکت جامعه محلی اجرا شود، ممکن است بخش بزرگی از منافع آن در اختیار شرکتهای بزرگ، مقامها و واسطههای تجارتی قرار گیرد. تجربه پروژههای زیربنایی در کشورهای مختلف نشان داده است که عبور یک دهلیز از یک منطقه، لزوما به معنای توسعه همان منطقه نیست.
یک خط آهن میتواند میلیونها تُن کالا را انتقال دهد، اما اگر ایستگاههای بارگیری، مراکز پروسس، بازارچههای مرزی و فرصتهای کاری محلی ایجاد نشوند، باشندگان محل تنها صدای عبور قطارها را خواهند شنید.
برای جلوگیری از چنین وضعیتی، باید از آغاز سهم هرات در پروژه روشن شود. دانشگاهها، اتاق تجارت، اتحادیههای سکتور خصوصی، شاروالی، شوراهای محلی و متخصصان ترانسپورت باید در بحثها حضور داشته باشند. جزئیات قرارداد، معیارهای استخدام، اثرات محیط زیستی، مسیر دقیق خط آهن و برنامه جبران خسارت باید بهگونه شفاف نشر شوند. توسعه پایدار زمانی شکل میگیرد که پروژه نه تنها از هرات عبور کند، بلکه با اقتصاد و جامعه هرات پیوند بخورد.
چالشهای بزرگ در مسیر یک آرزوی بزرگ
با وجود جذابیت طرح، موانع کم نیستند. نخستین چالش، تامین مالی و ضمانت اجرایی است. اعلام رقم ۵۰۰ میلیون دالر با امضای قرارداد نهایی تفاوت دارد. باید روشن شود که سرمایهگذاری از سوی دولت قزاقستان، بانکهای توسعهای، شرکتهای خصوصی یا یک کنسرسیوم منطقهای تامین خواهد شد. همچنین معلوم نیست مدل درآمدی پروژه چگونه خواهد بود و چه نهادی مسئول ساخت و بهرهبرداری آن است.
چالش دوم، تفاوت معیارهای فنی شبکههای ریلی است. کشورهای آسیای مرکزی عمدتا از یک عرض خط مشخص استفاده میکنند، در حالی که شبکههای ریلی کشورهای جنوبی ممکن است معیار متفاوتی داشته باشند. اگر قرار باشد مسیر هرات به قندهار و سپس پاکستان امتداد یابد، مسئله تغییر خط، انتقال بار یا ساخت تاسیسات سازگار باید از آغاز بررسی شود.
چالش سوم، امنیت و ثبات سیاسی است. سرمایهگذاران به تضمینهای بلندمدت نیاز دارند. تغییرات سیاسی، تحریمها، محدودیتهای بانکی و نبود شناسایی گسترده حکومت طالبان، انتقال پول و امضای قراردادهای بینالمللی را پیچیده میسازد. حتی اگر قزاقستان اراده سیاسی داشته باشد، شرکتها و بانکهای دخیل باید خطرهای حقوقی و مالی را بپذیرند.

فرصت تاریخی یا تکرار وعدههای ناتمام؟
هرات در دهههای گذشته بارها بهعنوان چهارراه تجارت منطقه معرفی شده است. موقعیت جغرافیایی این ولایت واقعا چنین ظرفیتی را دارد؛ اما فاصله میان ظرفیت و واقعیت هنوز زیاد است. راهها، خطوط آهن، گمرکها و توافقهای ترانزیتی زمانی ارزش پیدا میکنند که به صورت پیوسته و هماهنگ کار کنند. یک بخش ناتمام از خط آهن یا یک تفاهمنامه بدون بودجه، نمیتواند اقتصاد یک ولایت را دگرگون کند.
سفر معاون نخستوزیر قزاقستان یک نشانه مهم است؛ نشانهای از اینکه کشورهای آسیای مرکزی به افغانستان نه فقط بهعنوان منبع تهدید، بلکه بهعنوان مسیر تجارت و فرصت اقتصادی نگاه میکنند. برای هرات، این تغییر نگاه میتواند تاریخی باشد. این ولایت امکان آن را دارد که از حاشیه جغرافیایی افغانستان به مرکز یک شبکه منطقهای تبدیل شود.
اما نتیجه نهایی به آنچه پس از سفر رخ میدهد وابسته است. آیا کمیتههای مشترک ایجاد میشوند؟ آیا مطالعات فنی آغاز میشوند؟ آیا قرارداد سرمایهگذاری نشر خواهد شد؟ آیا زمین و مسیر پروژه مشخص میشود؟ آیا شرکتهای محلی سهم میگیرند؟ و مهمتر از همه، آیا مردم هرات در تصمیمگیری و بهرهمندی از پروژه حضور خواهند داشت؟
اگر پاسخ این پرسشها مثبت باشد، راهآهن تورغندی–هرات میتواند آغاز فصل تازهای در اقتصاد غرب افغانستان باشد؛ فصلی که در آن هرات به مرکز انتقال کالا، خدمات لوژستیکی، پروسس محصولات زراعتی و تجارت میان آسیای مرکزی و جنوبی تبدیل میشود.
سعید محمدی











