روز دوشنبه، انفجاری در منطقه شهرنو کابل رخ داد که در نتیجه آن تعدادی از جمله شهروندان چینی کشته و زخمی شدند. هرچند ظاهرا گروه تروریستی داعش، مسئولیت این حمله را پذیرفت، ولی پشت این ماجرا، دستهای دیگری نیز وجود دارد که به عیان قابل مشاهده است.
از خوشحالی پاکستان، تا قطع ارتباط با پاکستان
حکومت سرپرست طالبان از سال 2001 که رویکار آمد، با مشکلات زیادی از جمله ناامنی و حملات داعش مواجه بود، ولی در این میان، پاکستان شوق عجیبی داشت و رئیس آیاسآی آنوقت بهکابل سفر کرد و در مقابل کمره رسانهها گفت: همه چیز خوب است.
مقامات پاکستانی، طوری ژست و اکت بهخود گرفته بودند که گویا میتوانند هرآنچه میخواهند را بالای طالبان بقبولانند و همانند گذشته، یک حکومت ضعیف، وابسته و پیرو سیاستهای اسلامآباد در افغانستان شکل بگیرد. با مرور زمان اما قضیه برعکس جلوه کرد و طالبان نهتنها تسلیم خواستههای پاکستان نشد، بلکه سیاست مستقلانهای را پیش گرفت و بههرگونه دخالت خارجی «نه» گفت.
از درگیریهای مرزی گرفته تا حملات هوایی پاکستان به قلب پایتخت و بستن مرزهای اقتصادی، از رفتارهای اسلامآباد بود که میخواست توسط آن، کابل را تحت فشار قرار دهد، ولی کارساز واقع نشد و در مقابل طالبان نیز هرگونه روابط سیاسی و اقتصادی با پاکستان را قطع نمود.
ناکامی امریکا در مقابل طالبان
از سوی دیگر، با فرار امریکا از افغانستان، هژمونی واشنگتن بهشدت آسیب دید و آن جایگاه و قدرتی که مقامات امریکایی از آن یاد میکردند، در افغانستان لگدمال شد. با این حال وقتی دونالد ترامپ، کرسی ریاست جمهوری این کشور را گرفت، بارها فرار یا خروج از افغانستان را یک شکست برای واشنگتن خواند و با زبان هشدار و تهدید، طالبان را مخاطب قرار داد تا پایگاه بگرام را به امریکا بدهد.
امریکای تحت ریاست ترامپ نیز نتوانست خواستههای خود را بالای طالبان بقبولاند و در نهایت در این دیپلماسی تهدید، شکست خورد. در مقابل، چین، روسیه و ایران از رقبای امریکا و هند از رقبای پاکستان، تعامل گستردهای با کابل برقرار و میدان را در دست گرفتند که همین سبب نارضایتی واشنگتن و اسلامآباد گردید.
انفجار در کابل کار چه کسی بود؟
حال اگر به اصل ماجرا برگردیم، انفجار در شهرنو کابل، بیش از آنکه یک حادثه امنیتی باشد، یک سناریوی سازمانیافته از سوی پاکستان و امریکا است. چندی قبل از انفجار روز دوشنبه، شهروندان چینی در مرز افغانستان و تاجیکستان با پهپاد هدف قرار گرفتند و با درکنار هم قرار دادن این وقایع، لایههای پنهان آنها آشکار میشود.
در واقعیت پاکستان و امریکا تلاش دارند تا با هدف قرار دادن شهروندان چینی، از یکسو روابط بین چین و افغانستان را برهم بزنند تا چینیها در نهایت مجبور شوند این کشور را ترک کنند و از سوی دیگر ناامنیها را مجددا به افغانستان بازگردانند.
انفجار در شهرنو کابل، در پاکستان طراحی شده بود
همانطور که پیداست، پایگاه و جایگاه اصلی گروه داعش در پاکستان است و اسلامآباد همیشه سعی کرده با استفاده از این گروه، منافع خود را در افغانستان تامین نماید. در پیوند به انفجار در کابل، «رحمتالله نبیل» رئیس پیشین امنیت ملی افغانستان افشا کرده که این حمله توسط یکی از شاخههای داعش خراسان که در منطقه «نوشهر» پاکستان فعالیت دارد و رهبر آن شخصی بهنام «خالد المنات» میباشد، با هماهنگی استخبارات پاکستان انجام شده است.
هرچند اینجا ادعای طالبان مبنی بر تامین امنیت در افغانستان و سرکوب گروه تروریستی داعش زیر سوال میرود، ولی امارت اسلامی باید متوجه این دسیسهها باشد و نگذارد یکبار دیگر قلب آسیا به مرکز ناامنی منطقه بدل شود.

پایان کلام
پاکستان شدیدا در خدمت منافع امریکا قرار دارد و پس از آنکه «عمران خان» نخست وزیر پیشین پاکستان در برابر دخالتهای امریکا در کشورش ایستاد، دسیسهای بر علیه او ترتیب و سپس زندانی شد. پایگاه پهپادهای امریکا هماکنون در خاک پاکستان قرار دارد و همانطور که در دوران جمهوریت، امریکا گروههای تروریستی را تقویت میکرد، اکنون نیز همان سناریو و اعمال را دنبال کرده و تلاش دارد تا از طریق تروریسم داعشی، طالبان را تحت فشار قرار دهد.
احمدی











