جنایت جنگی پاکستان
بمباران هوایی پاکستان در منطقه شرق کابل که به شهادت و زخمیشدن صدها غیرنظامی انجامید، واکنشهای گسترده داخلی و بینالمللی را برانگیخت. اما در فضای مجازی و رسانهای، جنگی در این باره در جریان است؛ جنگی برای تحریف حقیقت و تطهیر چهره متجاوز. جنگی که در یک سر آن شبکه افغانستان اینترنشنال ایستاده و در سوی دیگر آن وجدانهای آگاه.
این شبکه با پوششدهی یک جانبه اخبار و نشر یک گزارش موهوم، تلاش گستردهای را برای تغییر افکار عمومی و همسوسازی روایت خود با ادعاهای ارتش پاکستان آغاز کرده است. افغانستان اینترنشنال با بهکارگیری سازوکارهای پیچیده مهندسی افکار عمومی، در مسیر تطهیر چهره حکومت پاکستان گام برداشته است. گزارش اخیر این شبکه واکنش خشمگین کاربران شبکههای اجتماعی را به دنبال داشته، که مصداق روشن مقاومت مخاطبان آگاه در برابر این روایتسازی جهتدار است.
-
اولویتدهی به روایت اسلام آباد
رسانهها اگرچه نمیتوانند مستقیما به مخاطبان بگویند «چگونه فکر کنند»، اما میتوانند تعیین کنند که مخاطبان درباره «چه چیزی» فکر کنند. رسانهها با برجستهسازی برخی موضوعات و به حاشیه راندن موضوعات دیگر، اولویتهای ذهنی مخاطبان را شکل میدهند .
در مورد افغانستان اینترنشنال، این رسانه تنها در ۴۸ ساعت پس از رویداد، بیش از ده مطلب را به بازتاب ادعاهای پاکستان و تلاش برای توجیه این حمله اختصاص داده است. گزارش با این پرسش جهتدار آغاز میشود: «پاکستان در کابل کجا را بمباران کرد؛ درمانگاه معتادان یا کارخانه پهپادهای انتحاری؟» این پرسشبندی خود نوعی برجستهسازی است که مخاطب را بهجای تمرکز بر اصل جنایت، یعنی حمله به یک مرکز درمانی و کشتار غیرنظامیان، به سمت مشروعیتبخشی به اقدام پاکستان سوق میدهد.
افغانستان اینترنشنال با استفاده مکرر از واژگانی چون کارخانه ساخت پهپاد، پایگاه سابق ناتو و تاسیسات نظامی، تلاش کرده است رویداد را در قالبی امنیتی تعریف کند و از ابعاد انسانی فاجعه بکاهد.
-
فیلتر کردن واقعیتهای ناخوشایند
در پوشش خبری حمله پاکستان به کابل، افغانستان اینترنشنال در حالی مدعی وجود یک مرکز تولید پهپاد در منطقه میشود که هیچ سند معتبر و قابل راستیآزمایی برای اثبات این ادعا ارائه نمیدهد. گزارشهای سازمان ملل که صراحتا هدف این حمله را شفاخانه خوانده بود، در این رسانه یا نادیده گرفته شده یا به صورت حاشیهای به آن پرداخته شده است. به نظر میرسد ایدئولوژی و جهتگیری سیاسی این رسانه، مهمترین عامل در انتخاب و حذف اخبار مربوط به حمله پاکستان بوده است.
-
جنایت جنگی پاکستان؛ قالبدهی به واقعیت
در گزارش افغانستان اینترنشنال، چندین تکنیک برای چارچوببندی و قالببندی واقعیت به کار گرفته شده است:
الف) انتخاب واژگان: مثلا به جای استفاده از عبارت «حمله هوایی» یا «بمباران»، از کلمه «عملیات دقیق» برای توضیح این جنایت استفاده شده که در واقع نوعی مشروعیتبخشی به اقدام نظامی پاکستان است.
ب) برجستهسازی یک طرف: وقتی چند روایت از یک طرف پاکستان پشتسرهم نشر میشود، ناخودآگاه وزن آن روایت در ذهن مخاطب بیشتر میشود. در گزارش افغانستان اینترنشنال، روایتهای مقامات پاکستانی بدون بررسی مستقل یا نقد جدی کنار هم قرار گرفتهاند، در حالی که روایت طالبان یا گزارش نهادهایی چون یوناما بیشتر بهصورت نقل قول ساده آمده است.
ج) زمینهسازی تاریخی: اشاره به پیشینه کمپ فینیکس به عنوان پایگاه نظامی بزرگ ایالات متحده و ناتو تلاشی است برای مشروعیتزدایی از کاربری فعلی آن و القای این ایده که این مکان همواره ماهیت نظامی داشته است.
د) حذف زمینه انسانی: در این گزارش، خبری از اسامی قربانیان، وضعیت مصدومان، یا واکنش خانوادههای داغدار دیده نمیشود.
-
خدمت به منافع قدرتهای منطقهای
این رسانه با انتشار گزارشهایی که منافع پاکستان را تامین میکند، عملا به ابزاری برای بازتولید هژمونی منطقهای این کشور تبدیل شده است. نکته مهم آن است که این هژمونی نه با اجبار، بلکه با اقناع و شکلدهی به افکار عمومی اعمال میشود.
این شبکه پیش از این نیز به فریبکاری و نشر اخبار فاقد حقیقت متهم شده بود. ایمل فیضی، سخنگوی پیشین ریاستجمهوری افغانستان، این شبکه را به ارائه تحلیلهای جهتدار متهم کرده بود. نجیب ننگیال، دیپلمات پیشین در حکومت جمهوریت نیز صراحتا افغانستان اینترنشنال را به دروغپراکنی و تلاش برای منحرفساختن اذهان عمومی متهم ساخته بود. افغانستان اینترنشنال با نادیده گرفتن اصول حرفهای ژورنالیسم، به طور سیستماتیک در مسیر خدمت به منافع قدرتهای منطقهای گام برداشته است.
تحلیل عملکرد افغانستان اینترنشنال در پوشش خبری حمله پاکستان به کابل، تصویر روشنی از استراتژی این رسانه در مهندسی افکار عمومی ارائه میدهد. این شبکه با بهکارگیری مجموعهای از تکنیکهای پیچیده ارتباطی، تلاش کرده است روایتی همسو با منافع پاکستان تولید کند و از ابعاد انسانی این فاجعه بکاهد.
نکته جالب توجه و شاید امیدوارکننده در این میان، واکنش خردورزانه کاربران شبکههای اجتماعی بوده است. کاربران آگاه که دیگر فریب پوششهای رسانهای جهتدار را نمیخورند، بلافاصله پس از نشر گزارشهای تطهیرکننده، این شبکه را با القابی چون «پاکستان اینترنشنال» و «شیطان اینترنشنال» توصیف کردند. این واکنشها نشاندهنده عمق ناامیدی و بیاعتمادی عمومی نسبت به رسانهای است که خود را نماینده افغانستان معرفی میکند اما در عمل، منافع یک کشور همسایه و متجاوز را دنبال مینماید. به نظر میرسد ماهیت واقعی افغانستان اینترنشنال برای شهروندان افغانستان بیش از گذشته روشن شده است.
این رسانه با نادیده گرفتن جان انسانهای بیگناه و تلاش برای بازنویسی یک جنایت آشکار، نه تنها حیثیت حرفهای خود را به مثابه یک بنگاه خبری از بین برد، بلکه نشان داد که در معادلات قدرت در منطقه، به روشنی در یک سمت میدان ایستاده است؛ سمتی که با منافع و خواست مردم افغانستان در تضاد کامل قرار دارد.

شکریه نورزی