Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

ترامپ و پوتین

در ماه می ۲۰۲۶، پکن در فاصله‌ای کوتاه میزبان دو چهره مهم سیاست جهانی بود: دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور امریکا، و ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه. هر دو به چین رفتند، هر دو با شی جین‌پینگ دیدار کردند و هر دو در ظاهر مهمان یک قدرت بزرگ جهانی بودند. اما نتیجه این دو سفر یکسان نبود. پوتین از پکن با پیام‌های روشن راهبردی، اسناد همکاری و نمایش نزدیکی سیاسی با چین بیرون آمد؛ اما ترامپ، با وجود تشریفات رسمی و تبلیغات سیاسی، دستاوردی در حد انتظار به دست نیاورد.

خلاصه ماجرا روشن است: پکن برای پوتین میز شراکت چید، اما برای ترامپ فقط میز مذاکره. چین با روسیه درباره نظم جهانی، چندقطبی‌سازی، مقابله با فشار غرب و همکاری‌های بلندمدت سخن گفت؛ اما با امریکا بیشتر در سطح مدیریت تنش، تجارت محدود و جلوگیری از تشدید بحران باقی ماند. این تفاوت نشان داد که چین، ترامپ را شریک راهبردی نمی‌داند؛ بلکه او را رقیبی پرهزینه، غیرقابل اعتماد و نیازمند مهار می‌بیند.

  • ترامپ در پکن؛ تشریفات زیاد، نتیجه کم

سفر ترامپ به چین از بیرون پرزرق‌وبرق به نظر می‌رسید. مراسم رسمی، دیدار با شی جین‌پینگ، برنامه‌های تشریفاتی و فضای رسانه‌ای گسترده، همه تلاش داشتند این سفر را مهم جلوه دهند. اما در سیاست جهانی، اصل ماجرا نه فرش سرخ است و نه عکس یادگاری؛ اصل ماجرا نتیجه است. از این نظر، سفر ترامپ در مقایسه با سفر پوتین کم‌رمق و کم‌دستاورد بود.

مهمترین نشانه این ضعف، نبود بیانیه مشترک میان امریکا و چین بود. در دیدارهای مهم قدرت‌های بزرگ، بیانیه مشترک معمولا نشان می‌دهد که دو طرف دست‌کم بر سر مسیر آینده، چند اصل سیاسی یا چند محور همکاری به توافق رسیده‌اند. اما سفر ترامپ بدون چنین سندی پایان یافت. این یعنی پکن حاضر نشد رابطه با واشنگتن را وارد سطحی کند که بتوان از آن به‌ عنوان یک توافق راهبردی یاد کرد.

ترامپ تلاش کرد سفر خود را موفق جلوه دهد. او از خرید 200 طیاره بویینگ توسط چین سخن گفت و آن را یک دستاورد مهم نشان داد. اما این توافق، در مقایسه با انتظارات قبلی، کوچکتر از آن بود که بتواند تصویر یک پیروزی بزرگ را بسازد. پیش از سفر، از احتمال معامله‌ای بسیار بزرگ‌تر(500 طیاره) سخن گفته می‌شد، اما آنچه اعلام شد، کمتر از انتظارها بود. حتی جزئیات دقیق، جدول زمانی و چوکات نهایی آن نیز روشن نبود.

به بیان ساده، ترامپ از پکن چیزی گرفت که بیشتر به یک امتیاز تجارتی محدود شباهت داشت، نه یک دستاورد راهبردی. چین اجازه داد او با چند عنوان اقتصادی به خانه برگردد، اما چیزی نداد که بتواند جایگاه امریکا را در برابر پکن تقویت کند. این همان هنر دیپلماسی چین بود: احترام ظاهری به ترامپ، بدون دادن امتیاز اصلی به او.

  • پوتین در پکن؛ سند، پیام و شراکت

در مقابل، سفر پوتین به چین ماهیتی کاملا متفاوت داشت. پوتین به پکن نرفت تا فقط چند عکس رسمی بگیرد یا با یک معامله تجارتی محدود برگردد. سفر او بخشی از یک مسیر راهبردی بود؛ مسیری که مسکو و پکن سال‌هاست برای کاهش نفوذ غرب و ساختن نظم چندقطبی دنبال می‌کنند.

در جریان این سفر، چین و روسیه بیانیه مشترک طولانی منتشر کردند و چندین سند همکاری به امضا رساندند. این اسناد در حوزه‌هایی چون انرژی، همکاری‌های علمی، اقتصادی، رسانه‌ای، صحی و روابط دوجانبه معنا پیدا می‌کردند. مهمتر از تعداد اسناد، پیام سیاسی آن بود: پکن و مسکو می‌خواستند نشان دهند که رابطه‌شان فقط تاکتیکی و موقتی نیست، بلکه در حال تبدیل ‌شدن به یک محور پایدار در برابر فشارهای غرب است.

پوتین در پکن مانند یک مهمان عادی ظاهر نشد؛ او در جایگاه شریک راهبردی چین دیده شد. لحن دیدارها، ادبیات دو طرف، تاکید بر دوستی، مخالفت با یک‌جانبه‌گرایی و سخن گفتن از نظم جهانی جدید، همه نشان می‌داد که چین برای روسیه جایگاهی متفاوت از امریکا قائل است. در حالی که ترامپ برای چین یک مشکل قابل مدیریت بود، پوتین برای پکن یک فرصت راهبردی به شمار می‌رفت.

این‌جا تفاوت اصلی آشکار می‌شود: ترامپ بیشتر برای گرفتن امتیاز رفت؛ پوتین برای تثبیت یک محور سیاسی. ترامپ دنبال نمایش معامله‌گری بود؛ پوتین دنبال نمایش همگرایی. ترامپ با چند وعده محدود تجارتی برگشت؛ پوتین با تصویری از شراکت عمیق‌تر با چین.

  • چین به ترامپ اعتماد ندارد

یکی از دلایل کم‌دستاورد بودن سفر ترامپ این است که چین به او اعتماد راهبردی ندارد. از نگاه پکن، ترامپ نماینده کشوری است که سال‌ها تلاش کرده چین را مهار کند؛ با تعرفه، تحریم، فشار تکنالوژیک، حمایت از تایوان، ائتلاف‌سازی در آسیا و محدودسازی شرکت‌های چینی. بنابراین، چین شاید با ترامپ مذاکره کند، اما حاضر نیست برای رضایت او از مسیر کلان خود عقب‌نشینی کند.

ترامپ برای چین یک شریک قابل اتکا نیست. او بیشتر به‌عنوان سیاستمداری معامله‌گر، غیرقابل پیش‌بینی و اهل فشار دیده می‌شود. پکن می‌داند که هر توافق با ترامپ می‌تواند فردا با یک تهدید تعرفه‌ای، یک تصمیم ناگهانی یا یک موضع تند سیاسی زیر سؤال برود. به همین دلیل، چین در برابر ترامپ محتاطانه رفتار کرد: احترام رسمی داد، اما اعتماد راهبردی نشان نداد.

این رفتار برای ترامپ شکست پنهان بود. او می‌خواست از سفر به پکن تصویری از قدرت، نفوذ و معامله‌گری بسازد؛ اما چین اجازه نداد این تصویر کامل شود. پکن با او گفت‌وگو کرد، اما او را بالا نبرد. به او تشریفات داد، اما امتیاز اصلی نداد. او را پذیرفت، اما شریک خود ندانست.

  • روسیه برای چین رقیب نیست؛ مکمل است

در مقابل، رابطه چین و روسیه بر پایه رقابت مستقیم بنا نشده است. روسیه مانند امریکا تهدید اقتصادی بزرگ برای چین نیست. مسکو در حوزه تولید صنعتی، تکنالوژی تجارتی، صادرات مصرفی و زنجیره‌های جهانی با پکن رقابت تعیین‌کننده ندارد. برعکس، روسیه در بسیاری از حوزه‌ها مکمل چین است: انرژی، منابع طبیعی، عمق جغرافیایی، توان نظامی، جایگاه در شورای امنیت و نقش ژئوپولیتیک در برابر غرب.

چین به روسیه نیاز دارد، چون روسیه می‌تواند بخشی از فشار غرب را از دوش پکن بردارد. روسیه نیز به چین نیاز دارد، چون پس از تحریم‌ها و فشارهای غرب، پکن برای مسکو مسیر تنفس اقتصادی و سیاسی فراهم می‌کند. این نیاز متقابل، رابطه دو کشور را از سطح معامله‌های مقطعی فراتر برده است.

در همین چوکات است که سفر پوتین به چین اهمیت پیدا می‌کند. پوتین به پکن رفت تا نشان دهد روسیه منزوی نشده است. چین نیز از او استقبال کرد تا نشان دهد غرب نمی‌تواند به‌ تنهایی قواعد بازی جهانی را تعیین کند. این پیام، از هر توافق اقتصادی مهم‌تر بود.

  • پکن به ترامپ پیام داد: مذاکره می‌کنیم، اما عقب نمی‌نشینیم

پیام چین به ترامپ روشن بود: پکن آماده گفت‌وگو است، اما آماده تسلیم نیست. چین حاضر است برای کاهش تنش تجارتی، تمدید آتش‌بس تعرفه‌ای یا باز کردن بخشی از بازار خود مذاکره کند، اما حاضر نیست در برابر فشار امریکا از سیاست کلان خود عقب ‌نشینی کند.

این برای ترامپ یک محدودیت جدی بود. او عادت دارد توافق‌ها را به‌عنوان پیروزی شخصی معرفی کند؛ اما در پکن نتوانست چنین پیروزی‌ای بسازد. نه بیانیه مشترک بزرگی وجود داشت، نه توافق راهبردی، نه امتیاز سیاسی چشمگیر، و نه تغییری در مسیر اصلی رقابت چین و امریکا. آنچه باقی ماند، چند دستاورد محدود اقتصادی بود که حتی آن هم کمتر از انتظارها ارزیابی شد.

در مقابل، پوتین از پکن با پیام سیاسی نیرومندتری بیرون آمد. چین و روسیه نه‌تنها از همکاری سخن گفتند، بلکه تلاش کردند رابطه خود را بخشی از یک پروژه جهانی معرفی کنند: مقابله با یک‌جانبه‌گرایی، تقویت نظم چندقطبی و کاهش وابستگی به غرب.

ترامپ و پوتین
سفر ترامپ و پوتین به چین؛ سفری یکسان با ماهیت هایی کاملا متفاوت
  • کلام آخر

خلاصه این دو سفر ترامپ و پوتین روشن است: ترامپ در پکن کمتر به دست آورد، پوتین بیشتر. امریکا با چین درگیر رقابت و بی‌اعتمادی است؛ روسیه با چین در مسیر همگرایی و توازن‌سازی جهانی حرکت می‌کند. پکن به ترامپ احترام رسمی داد، اما به پوتین وزن راهبردی بخشید.

در نتیجه، اگر این هفته دیپلماتیک را صحنه‌ای برای سنجش جایگاه دو رهبر بدانیم، برنده واقعی پوتین بود، نه ترامپ. ترامپ از پکن تصویر ساخت؛ پوتین از پکن سرمایه سیاسی گرفت. همین تفاوت، اصل ماجراست.

سعید محمدی

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=12150

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *