Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

فاجعه سیل در شرق افغانستان

سیلاب‌های ویرانگر در ولایت‌های نورستان، ننگرهار و لغمان، نه تنها خانه‌ها، زمین‌های زراعتی، راه‌ها و تأسیسات عمومی را ویران و نابود کرد، بلکه بار دیگر این واقعیت را آشکار ساخت که در برابر حوادث طبیعی، میزان آمادگی کشورها تنها با آمار و ارقام سنجیده نمی‌شود، بلکه با کیفیت زیرساخت‌ها، همبستگی اجتماعی و سرعت واکنش انسانی اندازه‌گیری می‌شود.

در میان تصاویر دردناک کودکان آواره، خانه‌های ویران و خانواده‌هایی که هنوز در جست‌وجوی عزیزان مفقودشده خود استند، پرسشی فراتر از یک حادثه طبیعی شکل می‌گیرد؛ پرسشی که تنها به امروز مربوط نیست، بلکه آینده افغانستان را نیز در بر می‌گیرد. آیا افغانستان همچنان باید هر سال هزینه سنگین ضعف زیرساخت‌ها و آسیب‌پذیری در برابر حوادث طبیعی را بپردازد، یا زمان آن رسیده است که مدیریت بحران، همکاری‌های منطقه‌ای و سرمایه‌گذاری در کاهش خطرات طبیعی به یک اولویت ملی و بین‌المللی تبدیل شود؟

  • کالبد شکافی فاجعه سیل در شرق افغانستان؛ از ویرانی‌های پارون تا دیپلماسی بشردوستانه ایران و هند

سیلاب اخیر، یکی از سنگین‌ترین حوادث طبیعی ماه‌های اخیر افغانستان به شمار می‌رود. ولایت‌های نورستان، ننگرهار و لغمان بیشترین آسیب را از این حادثه متحمل شدند؛ اما عمق فاجعه در نورستان، به‌ویژه شهر پارون، مرکز این ولایت، بسیار گسترده‌تر از دیگر مناطق گزارش شده است. جریان سهمگین آب، در مدت کوتاهی خانه‌های مسکونی، بازارها، زمین‌های زراعتی، سرک‌ها، پل‌ها و ساختمان‌های دولتی را درهم کوبیدند و زیرساخت‌هایی را که طی سال‌های گذشته ساخته شده بودند، نابود کردند.

بر اساس آمار منتشرشده از سوی اداره ملی مبارزه با حوادث حکومت طالبان، تاکنون جان باختن نزدیک به 40 نفر تأیید شده و بیش از یکصد نفر دیگر همچنان مفقود استند؛ آماری که احتمال افزایش آن نیز وجود دارد. برآوردهای اولیه نشان می‌دهد که این سیلاب ده‌ها میلیون دالر خسارت مالی برجای گذاشته و هزاران خانواده را با بحران معیشتی روبه‌رو ساخته است. تخریب رستوران‌ها، ساختمان شاروالی پارون، شبکه‌های ارتباطی، راه‌های مواصلاتی و صدها منزل مسکونی، تنها بخشی از خسارت‌های این حادثه است.

در چنین شرایطی، موج گسترده‌ای از پیام‌های تسلیت و همدردی از سوی کشورهای منطقه، سازمان‌های بین‌المللی و نهادهای امدادرسان منتشر شد. بسیاری از کشورها ضمن ابراز تأسف نسبت به این فاجعه، آمادگی خود را برای همکاری در روند امدادرسانی اعلام کردند.

در این میان، موضع جمهوری اسلامی ایران بار دیگر نشان داد که روابط همسایگی، تنها در عرصه سیاست تعریف نمی‌شود، بلکه در روزهای سخت نیز معنا پیدا می‌کند. سفارت جمهوری اسلامی ایران در کابل با انتشار پیامی، ضمن ابراز همدردی با مردم افغانستان، بر آمادگی تهران برای کمک به آسیب‌دیدگان تأکید کرد. همچنین معاون سفارت جمهوری اسلامی ایران در تماس تلفنی با زین‌العابدین عابد، والی نورستان، ضمن ابراز تسلیت نسبت به جان‌باختگان و خسارت‌های گسترده، تصریح کرد که جمهوری اسلامی ایران، با وجود شرایط حساس و فشارهای خارجی که خود با آن روبه‌رو است، مردم افغانستان را تنها نخواهد گذاشت و در کنار آسیب‌دیدگان سیل نورستان خواهد ایستاد.

این نخستین بار نیست که ایران در بحران‌های انسانی افغانستان نقش فعال ایفا می‌کند. در سال‌های گذشته نیز در زلزله‌های هرات، سیلاب‌های ولایت‌های مختلف، بحران مهاجران، ارسال تجهیزات درمانی، مواد غذایی، دوا و اقلام امدادی، جمهوری اسلامی ایران از نخستین کشورهایی بوده که به یاری مردم افغانستان شتافته است. این سابقه نشان می‌دهد که همکاری‌های انسانی میان دو ملت، ریشه‌ای عمیق‌تر از تحولات سیاسی دارد و در بزنگاه‌های دشوار، جلوه‌ای عینی پیدا می‌کند.

در کنار ایران، هند نیز از جمله کشورهایی است که همواره در امدادرسانی به مردم افغانستان نقش قابل توجهی داشته است. دهلی نو پس از وقوع این حادثه، محموله‌ای شامل مواد غذایی، چادر و تجهیزات ضروری را به اداره ملی مبارزه با حوادث افغانستان تحویل داد تا بخشی از نیازهای فوری آسیب‌دیدگان تأمین شود. هند طی دو دهه گذشته نیز در ساخت بندها، جاده‌ها، مراکز درمانی، پروژه‌های زیربنایی و ارسال کمک‌های بشردوستانه، یکی از شرکای مهم افغانستان بوده و در بحران‌های طبیعی نیز همواره تلاش کرده است در کنار مردم این کشور قرار گیرد.

  • آناتومی آسیب پذیری؛ چرا افغانستان در برابر سیلاب تا این اندازه آسیب‌پذیر است؟

اگرچه وقوع بارندگی‌های شدید و سیلاب، پدیده‌ای طبیعی است، اما تبدیل شدن آن به یک فاجعه انسانی، بیش از آنکه ناشی از طبیعت باشد، نتیجه ضعف در مدیریت، زیرساخت و برنامه‌ریزی است. افغانستان از جمله کشورهایی است که در شاخص آسیب‌پذیری در برابر تغییرات اقلیمی و حوادث طبیعی، جایگاه نگران‌کننده‌ای دارد.

یکی از مهم‌ترین عوامل، ضعف زیرساخت‌های عمرانی است. بسیاری از سرک‌ها، پل‌ها، کانال‌های هدایت آب، دیوارهای محافظ و سیستم‌های دفع آب‌های سطحی، یا وجود ندارند و یا مطابق معیارهای اینجینری ساخته نشده‌اند. به همین دلیل، بارندگی‌های شدید به سرعت به سیلاب‌های مخرب تبدیل می‌شوند.

عامل دیگر، ساخت‌وسازهای غیراستندرد و توسعه بی‌برنامه شهرها و روستاها است. در بسیاری از مناطق، خانه‌ها در بستر رودخانه‌ها، مسیرهای طبیعی سیلاب یا دامنه‌های ناپایدار کوهستان ساخته شده‌اند. این وضعیت باعث می‌شود که هنگام وقوع بارندگی شدید، نخستین قربانیان، همان خانه‌هایی باشند که در مسیر جریان آب قرار گرفته‌اند.

جنگل‌زدایی نیز نقش مهمی در افزایش شدت سیلاب دارد. قطع بی‌رویه درختان در سال‌های گذشته، توانایی خاک برای جذب آب را کاهش داده و موجب شده است که آب باران با سرعت بیشتری به سمت مناطق مسکونی سرازیر شود. در کنار آن، فرسایش خاک، چرای بی‌رویه مالداران و تخریب پوشش گیاهی، وضعیت را پیچیده‌تر ساخته است. از سوی دیگر، تغییرات اقلیمی نیز الگوی بارندگی در افغانستان را دگرگون کرده است. بارندگی‌هایی که پیش‌تر در مدت طولانی و با شدت کمتر رخ می‌داد، اکنون در مدت کوتاه و با شدت بسیار بالا اتفاق می‌افتد و همین موضوع احتمال وقوع سیلاب‌های ناگهانی را افزایش داده است.

نبود سیستم‌های هشدار سریع، کمبود تجهیزات امداد و نجات، ضعف آموزش‌های عمومی برای مقابله با بحران و محدودیت منابع مالی نیز از دیگر عواملی استند که خسارت‌های انسانی را چند برابر می‌کنند. بنابراین، اگرچه نمی‌توان از وقوع سیلاب جلوگیری کرد، اما می‌توان با سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها، مدیریت منابع طبیعی، اجرای پروژه‌های آبخیزداری، احیای جنگل‌ها، توسعه سیستم‌های هشدار سریع و رعایت اصول اینجینری در ساخت‌وساز، خسارت‌های آن را به میزان قابل توجهی کاهش داد.

  • لزوم مداخله فوری؛ ندای کمک از مناطق سیل زده

فاجعه نورستان، ننگرهار و لغمان تنها یک بحران محلی نیست؛ این حادثه آزمونی برای وجدان انسانی و مسئولیت‌پذیری جامعه جهانی نیز به شمار می‌رود. هزاران خانواده اکنون به سرپناه، آب آشامیدنی سالم، مواد غذایی، خدمات درمانی، پوشاک و حمایت‌های روانی نیاز دارند. بسیاری از کودکان خانه، مکتب و امکانات اولیه زندگی خود را از دست داده‌اند و بازسازی زندگی آنان بدون حمایت گسترده امکان‌پذیر نخواهد بود.

از همین رو، انتظار می‌رود سازمان ملل متحد، صلیب سرخ و هلال احمر و دیگر نهادهای بشردوستانه، مؤسسات خیریه، سازمان‌های مردم‌نهاد و کشورهای کمک‌کننده، با سرعت بیشتری منابع مالی، تجهیزات امدادی و تیم‌های تخصصی خود را برای کمک به آسیب‌دیدگان بسیج کنند. زیرا هر ساعت تأخیر در امدادرسانی، می‌تواند جان انسان‌های بیشتری را در معرض خطر قرار دهد.

در کنار کمک‌های فوری، برنامه‌های بازسازی نیز باید با نگاهی بلندمدت طراحی شوند. ساخت خانه‌های مقاوم، بازسازی پل‌ها و سرک‌ها، احیای زمین‌های زراعتی، ایجاد دیوارهای حفاظتی، توسعه شبکه‌های هشدار سریع و آموزش مدیریت بحران، باید به بخشی از برنامه بازسازی تبدیل شود تا افغانستان هر سال شاهد تکرار چنین فاجعه‌هایی نباشد.

همچنین، مردم افغانستان در داخل و خارج از کشور، تاجران، خیرین، نهادهای مدنی و شخصیت‌های اجتماعی نیز می‌توانند با مشارکت در جمع‌آوری کمک‌های مالی و ارسال اقلام ضروری، بخشی از رنج خانواده‌های آسیب‌دیده را کاهش دهند. فرهنگ همیاری و همبستگی، سرمایه‌ای است که در روزهای سخت بیش از هر زمان دیگری ارزش خود را نشان می‌دهد.

سیلاب نورستان، ننگرهار و لغمان، تنها آزمون طبیعت نیست؛ آزمونی برای انسانیت نیز می باشد. امروز، نگاه هزاران خانواده داغدار و بی‌سرپناه به دست‌هایی دوخته شده است که می‌توانند امید را دوباره به زندگی آنان بازگردانند. اگر این همبستگی شکل بگیرد، شاید ویرانی‌های امروز، سرآغاز ساختن آینده‌ای ایمن‌تر و مقاوم‌تر برای افغانستان باشد.

فاجعه سیل در شرق افغانستان
فاجعه سیل در شرق افغانستان و لزوم رسیدگی همگانی

عایشه ببرک خیل

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=12630

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مقالات