سفر ملا محمد یعقوب به روسیه
تحولات افغانستان پس از سال 2021، نه تنها معادلات داخلی این کشور، بلکه نظم امنیتی منطقه را نیز دستخوش تغییرات عمیق کرده است. بازیگرانی که روزگاری افغانستان را صرفاً از دریچه بحران، افراطگرایی و ناامنی مینگریستند، امروز ناگزیر شدهاند در محاسبات راهبردی خود، واقعیتهای تازهای را بپذیرند. در چنین فضایی، هر سفر دیپلماتیک و هر نشست امنیتی، فراتر از یک دیدار تشریفاتی، حامل پیامهایی چندلایه برای منطقه و جهان است؛ پیامهایی که گاه میتواند از تغییر تدریجی موازنهها و شکلگیری نظم جدید در آسیای مرکزی و پیرامون آن حکایت داشته باشد.
سفر ملا محمد یعقوب مجاهد، وزیر دفاع حکومت طالبان، به روسیه و حضور او در یک نشست مهم امنیتی، دقیقاً در همین چارچوب قابل تحلیل است. این سفر در حالی انجام شد که تا چند سال پیش، تصور حضور رسمی یکی از بلندپایهترین چهرههای طالبان در یک نشست امنیتی بینالمللی به میزبانی مسکو، برای بسیاری غیرقابل باور بود. اکنون اما شرایط تغییر کرده و روسیه با محاسبات تازه، در حال بازتعریف نوع نگاه خود به افغانستان تحت اداره طالبان است.
از سوی دیگر، اهمیت این سفر تنها به جایگاه رسمی ملا محمد یعقوب به عنوان وزیر دفاع محدود نمیشود؛ او فرزند ملا محمد عمر، بنیانگذار طالبان، نیز است و همین مسئله به حضور وی در چنین نشستهایی بار نمادین و سیاسی ویژهای میبخشد. دعوت رسمی از او در یک نشست امنیتی، حامل این پیام است که مسکو، طالبان را نه صرفاً یک موضوع امنیتی، بلکه بخشی از راهحل امنیتی منطقه میبیند. اکنون پرسش اساسی این است: سفر ملا محمد یعقوب به روسیه، چه پیامها و نتایجی برای آینده روابط طالبان و مسکو و نیز برای معادلات امنیتی منطقه در پی خواهد داشت؟
مسکو از بیاعتمادی به جمهوریت تا اعتماد تدریجی به طالبان
روابط روسیه و طالبان، برخلاف آنچه در ظاهر به نظر میرسد، صرفاً محصول تحولات پس از سقوط جمهوریت نیست. مسکو سالها پیش از بازگشت طالبان به قدرت، به تدریج در حال بازنگری در سیاست افغانستانی خود بود. روسها در دوران حکومت جمهوریت در افغانستان، با وجود روابط رسمی با کابل، هرگز اعتماد راهبردی عمیقی نسبت به ساختار سیاسی مورد حمایت غرب نداشتند. از نگاه کرملین، حکومت جمهوریت بیش از آنکه یک دولت مستقل و دارای اراده ملی باشد، به شدت وابسته به ایالات متحده و ناتو بود و همین مسئله سبب میشد روسیه نتواند آن را شریک قابل اتکایی برای تأمین منافع درازمدت خود در منطقه بداند.
مسکو بهویژه پس از گسترش حضور آمریکا در آسیای مرکزی و افغانستان، به این جمعبندی رسید که تداوم حکومت مورد حمایت غرب، میتواند تهدیدی جیوپلیتیک علیه منافع روسیه در حوزه پیرامونیاش باشد. از همین رو، روسها به مرور کانالهای ارتباطی خود را با طالبان گسترش دادند؛ ارتباطاتی که در ابتدا غیرعلنی و محدود بود، اما به تدریج شکل رسمیتر و آشکارتری به خود گرفت.
نگرانی مشترک روسیه و طالبان نسبت به گسترش شاخه خراسان داعش، یکی از مهمترین عوامل نزدیکی دو طرف بود. حتی مسکو قبل از سقوط جمهوریت در سال 2021 پس از بررسی های همه جانبه دریافته بود که طالبان، دارای ساختار منسجم، رهبری مشخص و توان کنترل میدانی بر بخشهای وسیعی از افغانستان است. در مقابل، طالبان نیز میدانستند که بدون ایجاد توازن در روابط خارجی و بدون جلب حمایت قدرتهای منطقهای، تثبیت حکومتشان دشوار خواهد بود.
به همین دلیل، پیش از سقوط کابل نیز نشانههای تغییر نگاه روسیه به طالبان آشکار شده بود. برگزاری نشستهای موسوم به «فرمت مسکو»، میزبانی از هیأتهای طالبان و گسترش تماسهای امنیتی و سیاسی، همگی نشان میداد که روسیه طالبان را به عنوان یک واقعیت غیرقابل انکار پذیرفته است. در واقع، مسکو خیلی زودتر از بسیاری از بازیگران منطقهای و جهانی به این جمعبندی رسیده بود که طالبان، در مقایسه با ساختار شکننده و وابسته جمهوریت، گزینهای قابل اتکاتر برای حفظ ثبات نسبی در افغانستان است.
سفر ملا محمد یعقوب به روسیه؛ نشانه تغییر جایگاه طالبان در معادلات منطقه
سفر ملا محمد یعقوب به روسیه را باید فراتر از یک دیدار دیپلماتیک معمول ارزیابی کرد. این سفر در حقیقت نماد مرحله جدیدی از روابط طالبان و مسکو است؛ مرحلهای که در آن، روسیه دیگر صرفاً به دنبال مدیریت تهدید ناشی از افغانستان نیست، بلکه تلاش میکند حکومت طالبان را به عنوان بخشی از معماری امنیتی منطقه وارد معادلات خود کند.
دعوت وزیر دفاع طالبان به یک نشست امنیتی در مسکو، حامل پیامی روشن است: روسیه امروز طالبان را یک بازیگر رسمی و اثرگذار در معادلات امنیتی آسیای مرکزی میداند. این مسئله از آن جهت اهمیت دارد که روسها همواره نسبت به تهدیدات امنیتی در مرزهای جنوبی خود حساس بودهاند و هرگونه بیثباتی در افغانستان را مستقیماً مرتبط با امنیت آسیای مرکزی و حتی امنیت داخلی روسیه تلقی کردهاند.
در این میان، شخصیت ملا محمد یعقوب نیز بر اهمیت این سفر افزوده است. زیرا او نه تنها وزیر دفاع طالبان، بلکه فرزند ملا عمر، بنیانگذار طالبان، است؛ چهرهای که هنوز در میان بدنه سنتی طالبان جایگاه نمادین و تاریخی ویژهای دارد. حضور او در روسیه، در واقع نشاندهنده آن است که مسکو قصد دارد با لایههای اصلی و تصمیمگیرنده طالبان روابط پایدار و مستقیم داشته باشد.
از منظر راهبردی، روسیه پس از مجموعهای از محاسبات سیاسی، امنیتی و جیوپلیتیکی، به این نتیجه رسیده است که تعامل فعال با حکومت طالبان، کمهزینهتر و واقعبینانهتر از تقابل یا انزوای آن است. کرملین اکنون افغانستان تحت اداره طالبان را نه صرفاً یک بحران، بلکه یک فرصت جیوپلیتیکی برای مهار نفوذ غرب، کنترل تهدید داعش و گسترش نفوذ منطقهای خود میبیند.
همچنین روسها به این باور رسیدهاند که طالبان، برخلاف حکومت پیشین، تمایل بیشتری به همکاری با قدرتهای منطقهای دارند و در سیاست خارجی خود، نگاه عملگرایانهتری را دنبال میکنند. همین امر باعث شده مسکو، به ویژه در حوزههای امنیتی، اطلاعاتی، اقتصادی و ترانزیتی، به دنبال توسعه همکاریهای گستردهتر با کابل باشد.
نتایج سفر ملا محمد یعقوب به روسیه؛ تثبیت مسیر جدید در روابط طالبان و روسیه
سفر ملا محمد یعقوب به روسیه را میتوان یکی از مهمترین نشانههای عبور روابط دو طرف از مرحله تماس و گفتگو به مرحله همکاری عملی دانست. این سفر نشان داد که مسکو، پس از به رسمیت شناختن «امارت اسلامی افغانستان»، اکنون در حال تثبیت و تعمیق روابط خود با حکومت طالبان است.
در همین راستا اظهارات مقامات روسی در حاشیه این سفر نیز حاوی پیامهای مهمی بود. مقامهای روس بار دیگر بر ضرورت تعامل با حکومت طالبان، همکاری مشترک برای مقابله با تهدیدات امنیتی و اهمیت ثبات افغانستان تأکید کردند. این مواضع نشان میدهد که روسیه دیگر به سیاست انتظار و تردید گذشته بازنخواهد گشت و تصمیم گرفته است روابط خود با کابل را بر مبنای منافع راهبردی بلندمدت تنظیم کند.
از طرف دیگر؛ امضای توافقنامههای امنیتی و گسترش همکاریهای دفاعی و اطلاعاتی نیز بخش دیگری از نتایج این سفر بود؛ توافقاتی که میتواند در آینده زمینهساز همکاریهای وسیعتر میان دو طرف شود. برای روسیه، افغانستانِ باثبات تحت اداره طالبان، میتواند به سدی در برابر گسترش داعش و ناامنی در آسیای مرکزی تبدیل شود و برای طالبان نیز، نزدیکی به مسکو فرصتی برای کاهش انزوای بینالمللی و کسب مشروعیت بیشتر منطقهای به شمار میرود.
در مجموع، سفر ملا محمد یعقوب به روسیه را باید بخشی از روند بزرگتر تغییر موازنهها در منطقه دانست؛ روندی که در آن، طالبان به تدریج از یک بازیگر منزوی و امنیتی، به شریکی قابل گفتگو و حتی قابل همکاری برای برخی قدرتهای منطقهای تبدیل میشود. اکنون به نظر میرسد مسکو، با نگاهی واقعگرایانه و مبتنی بر منافع، تصمیم خود را گرفته است؛ تصمیمی که میتواند آینده روابط روسیه و افغانستان را وارد مرحلهای تازه و تأثیرگذار نماید.

مریم مرادی











