Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

بازی دوگانه پاکستان با تروریسم

بیانیه مشترک اخیر پاکستان و اتحادیه اروپا در اسلام‌آباد که در آن درباره وضعیت افغانستان، تروریسم و حقوق بشر ابراز نگرانی شده، بار دیگر این پرسش قدیمی را زنده ساخته است که چگونه کشوری که خود طی دهه‌ها به پناهگاه و مرکز سازمان‌دهی گروه‌های شبه‌نظامی تبدیل شده بود، امروز تلاش می‌کند دیگران را به میزبانی از تروریسم متهم سازد؟ آیا این موضع‌گیری‌ها واقعاً ناشی از نگرانی امنیتی است یا بخشی از یک بازی سیاسی تازه برای تغییر واقعیت‌ها و فرار از مسئولیت تاریخی؟

  • بازی دوگانه پاکستان با تروریسم؛ سیاستی که همه آن را می‌شناسند

«بازی دوگانه پاکستان با تروریسم» اصطلاح تازه‌ای نیست. این مفهوم سال‌هاست که در ادبیات سیاسی و امنیتی جهان جایگاه مشخصی دارد و تقریباً تمام کارشناسان منطقه‌ای و بین‌المللی با آن آشنا استند. پاکستان در دو دهه گذشته همواره تلاش کرده است در برابر غرب و جامعه جهانی، خود را قربانی تروریسم معرفی کند؛ در حالی که همزمان بسیاری از خطرناک‌ترین گروه‌های شبه‌نظامی و افراطی در خاک این کشور فعالیت، آموزش و سازمان‌دهی می‌شدند و می‌شوند.

در دوران جمهوریت افغانستان، تقریباً تمام قدرت‌های جهانی به‌خوبی می‌دانستند که رهبران طالبان، شبکه القاعده، تحریک طالبان پاکستان (تی‌تی‌پی)، جیش محمد و لشکر طیبه در خاک پاکستان حضور دارند و از همان‌جا عملیات‌های خود را علیه افغانستان، هند و کشمیر طراحی می‌کنند؛ اما ملاحظات سیاسی و نیازهای جوپلیتیکی باعث می‌گردد این حقیقت کمتر در مواضع رسمی بازتاب یابد.

پاکستان طی این سال‌ها، سیاست «انکار همراه با بهره‌برداری» را به‌گونه‌ای استادانه پیش برد؛ یعنی همزمان که از کمک‌های مالی و نظامی غرب به نام مبارزه با تروریسم استفاده می‌کرد، برخی گروه‌های افراطی را به عنوان ابزار «عمق استراتژیک» خود حفظ می‌نمود. نتیجه این سیاست، بی‌ثباتی گسترده در افغانستان، گسترش تروریسم در منطقه و در نهایت سقوط نظام جمهوریت بود.

امروز نیز اسلام‌آباد تلاش دارد نام خود را از مسئله تروریسم جدا سازد و افغانستان را به عنوان مرکز تهدید معرفی کند؛ در حالی که نام پاکستان در افکار عمومی جهان، سال‌هاست با مسئله تروریسم و گروه‌های نیابتی گره خورده است. کشوری که زمانی از این گروه‌ها برای فشار بر همسایگان استفاده می‌کرد، اکنون خود گرفتار پیامدهای همان سیاست شده است.

  • تی‌تی‌پی؛ آتشی که از خانه پاکستان برخاست

پاکستان نزدیک به دو دهه، افغانستان و هند را میدان جنگ نیابتی خود قرار داده بود. راهبرد اصلی اسلام‌آباد این بود که از گروه‌های شبه‌نظامی برای کنترل تحولات منطقه و مهار رقبای خود استفاده کند. اما تجربه تاریخی نشان داده است که تروریسم، ابزاری نیست که بتوان آن را برای همیشه کنترل کرد. گروه‌هایی که روزی برای اهداف سیاسی و امنیتی ایجاد می‌شوند، دیر یا زود به تهدیدی علیه خودِ حامیانشان تبدیل خواهند شد.

تحریک طالبان پاکستان یا تی‌تی‌پی، محصول مستقیم همین بازی پیچیده امنیتی است. این گروه در واقع از دل همان فضای افراط‌گرایی و زیرساخت‌هایی بیرون آمد که طی سال‌ها در پاکستان ایجاد و تقویت شده بود. اکنون که تی‌تی‌پی به بزرگ‌ترین چالش امنیتی پاکستان تبدیل شده، اسلام‌آباد می‌کوشد مسئولیت آن را به گردن افغانستان بیندازد و کابل را به میزبانی از تروریسم متهم کند.

اما واقعیت این است که ریشه اصلی بحران امنیتی پاکستان در سیاست‌های خود این کشور نهفته است. اسلام‌آباد اکنون تلاش دارد با فضاسازی سیاسی و جلب حمایت غرب، بار دیگر افغانستان را تحت فشار قرار دهد تا به خواسته‌های نامشروع پاکستان تن دهد. اظهارات برخی مقام‌های اروپایی درباره افغانستان نیز بیش از آن‌که مبتنی بر واقعیت‌های میدانی باشد، بخشی از یک بازی سیاسی و دیپلماتیک است.

از ماجرای کشته شدن اسامه بن‌لادن رهبر القاعده در شهر ایبت‌آباد پاکستان گرفته‌تا حضور رهبران داعش همگی اسناد غیرقابل انکار بر میزبانی و حضور شبکه‌های تروریستی در خاک پاکستان بوده و می‌باشند. در حقیقت، آنچه امروز پاکستان با آن مواجه است، بازگشت همان آتشی است که سال‌ها برای سوزاندن دیگران شعله‌ور نگه داشته بود.

  • افغانستان؛ قربانی تروریسم، نه منشأ آن

بیانیه مشترک پاکستان و اتحادیه اروپا درباره افغانستان، در حالی صادر می‌شود که اتحادیه اروپا همراه با آمریکا نزدیک به بیست سال در افغانستان حضور مستقیم نظامی و سیاسی داشت. بنابراین اروپا نمی‌تواند خود را نسبت به وضعیت کنونی افغانستان بی‌مسئولیت جلوه دهد. کشورهای غربی نه تنها در تحولات افغانستان نقش داشتند، بلکه در بسیاری موارد، چشم خود را بر نقش پاکستان در حمایت از گروه‌های افراطی بستند.

امروز اگر افغانستان با بحران امنیتی، اقتصادی و انسانی مواجه است، بخشی از آن نتیجه همان سیاست‌های اشتباه و بازی‌های دوگانه منطقه‌ای و بین‌المللی است. مردم افغانستان طی دو دهه گذشته، قربانی اصلی جنگ‌های نیابتی بودند؛ جنگ‌هایی که هزاران قربانی انسانی برجای گذاشت، زیربناهای کشور را ویران کرد و میلیون‌ها انسان را آواره ساخت.

در همین چارچوب، واکنش حامد کرزی به اظهارات کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، اهمیت ویژه‌ای دارد. کرزی به‌درستی تأکید کرد که افغانستان و مردم آن قربانی تروریسمی استند که از جانب پاکستان ایجاد و حمایت شده است. این سخن، بازتاب واقعیتی است که مردم افغانستان سال‌ها با گوشت و پوست خود آن را لمس کرده‌اند.

واقعیت این است که افغانستان نه صادرکننده تروریسم، بلکه قربانی تروریسم سازمان‌یافته منطقه‌ای بوده است. اگر جامعه جهانی واقعاً خواهان مبارزه با افراط‌گرایی است، باید به جای متهم ساختن قربانی، به ریشه‌های واقعی تروریسم در منطقه توجه کند؛ ریشه‌هایی که سال‌ها در سایه ملاحظات سیاسی نادیده گرفته شد.

بازی دوگانه پاکستان با تروریسم
بازی دوگانه پاکستان با تروریسم، به ضرر خودش تمام خواهد شد
  • نتیجه‌گیری

بازی دوگانه پاکستان با تروریسم، شاید در مقاطعی برای این کشور دستاوردهای جوپلیتیکی به همراه داشته‌ است، اما اکنون همان سیاست به تهدیدی علیه خود پاکستان تبدیل شده است. تجربه دو دهه اخیر نشان داد که استفاده ابزاری از گروه‌های افراطی، نه تنها امنیت منطقه را نابود می‌کند، بلکه دیر یا زود دامان حامیان آن را نیز می‌گیرد.

پاکستان امروز تلاش می‌کند با متهم ساختن افغانستان، گذشته خود را پنهان و مسئولیت بحران‌های امنیتی‌اش را به دیگران منتقل کند؛ اما حافظه تاریخی منطقه و جهان، به‌سادگی پاک نخواهد شد. از پناهگاه‌های القاعده و داعش گرفته تا دست‌گیری رهبران و مسئولان داعش در پاکستان، همه نشان می‌دهد که مسئله تروریسم در منطقه، بدون بررسی نقش واقعی اسلام‌آباد قابل فهم نیست.

افغانستان در این میان، بیش از هر کشور دیگری قربانی این بازی پیچیده بوده است؛ کشوری که مردمش بهای سنگین جنگ‌های نیابتی، افراط‌گرایی و سیاست‌های دوگانه منطقه‌ای را با جان، خانه و آینده خود پرداخت کرده‌اند.

نقيب الله جمشید

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=12166

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *