گروهی که خود را «سپاهیان میهن» معرفی میکند و گفته میشود تحت فرماندهی فردی به نام عبدالقیوم ملنگ، از نظامیان پیشین افغانستان، فعالیت دارد، در شامگاه جمعه 26 سرطان، با حمله به ساختمان اداری ولسوالی یفتل پایین ولایت بدخشان، توانستند برای مدت کوتاهی وارد مقر این ولسوالی شوند؛ رخدادی که بلافاصله در رسانهها و شبکههای اجتماعی بازتاب گسترده یافت و به یکی از سوژههای اصلی رسانههای مخالف طالبان تبدیل شد.
اما این وضعیت چندان دوام نیاورد و نیروهای طالبان با انجام عملیات متقابل، کنترل ساختمان را دوباره در دست گرفتند. به گفته احسانالله کامگار، سخنگوی فرماندهی امنیه طالبان در بدخشان، شماری از مهاجمان بازداشت و تعدادی دیگر نیز متواری شدند. ویدئوهای منتشرشده از افراد دستگیرشده نیز نشان میدهد که آنان هویت خود را اعلام کرده و مدعی شدهاند در برابر دریافت پول مأمور ایجاد ناامنی در ولسوالی یفتل پایین بودهاند.
هرچند این رویداد از نگاه امنیتی اهمیت دارد، اما بازتاب رسانهای آن بهمراتب گستردهتر از ابعاد واقعی حادثه بوده است؛ مسئلهای که ضرورت بررسی دقیق این تحول را دوچندان میکند. از اینرو پرسش اساسی این است که آیا حمله به یفتل نشانه آغاز مرحلهای تازه از فعالیت مخالفان طالبان است یا بیش از هر چیز، یک عملیات تبلیغاتی و جنگ روانی به شمار میرود؟
حادثهی ولسوالی یفتل پایین؛ واقعیت میدان و اغراق رسانهها
حمله و تصرف ساختمان اداری ولسوالی یفتل پایین، بدون تردید یک رویداد امنیتی مهم محسوب میشود؛ زیرا نشان میدهد که مهاجمان توانستهاند پیش از عملیات، نقاط آسیبپذیر منطقه را شناسایی کرده و از خلأهای امنیتی برای نفوذ به مقر ولسوالی استفاده کنند. این موضوع هشداری برای طالبان است تا در تأمین امنیت ولسوالیهای دورافتاده، بهویژه در ولایتهای کوهستانی، بازنگری جدی داشته باشند.
با این حال، نباید میان تصرف یک ولسوالی و ورود موقت به ساختمان اداری یک ولسوالی تفاوت قائل نشد. زیرا آنچه در یفتل پایین رخ داد، تصرف کامل ولسوالی نبود؛ بلکه مهاجمان تنها برای چند ساعت ساختمان اداری ولسوالی را در اختیار گرفتند و پس از رسیدن نیروهای طالبان، کنترل آن را از دست دادند. در منطق نظامی، ارزش یک عملیات زمانی اثبات میشود که نیروهای مهاجم بتوانند مواضع خود را حفظ کنند؛ در غیر این صورت، ورود موقت به یک ساختمان، هرچند از نظر تبلیغاتی قابل استفاده باشد، دستاورد راهبردی محسوب نمیشود.
همچنین باید توجه داشت که یفتل پایین از ولسوالیهای دورافتاده بدخشان است و شرایط جغرافیایی آن با بسیاری از مراکز مهم کشور تفاوت دارد. بنابراین، تعمیم این حادثه به کل وضعیت امنیتی افغانستان یا القای تغییر موازنه قدرت، تحلیلی اغراقآمیز خواهد بود. چنانچه بسیاری از رسانهها بهویژه افغانستان اینترنشنال، تلاش کردند این رویداد را بسیار بزرگتر از ابعاد واقعی آن بازتاب دهند.
از سوی دیگر، ویدئوهای منتشرشده از افراد بازداشتشده نشان میدهد که آنان چهره، نام و محل زندگی خود را بیان کرده و در اعترافاتشان گفتهاند که در برابر دریافت پول مأمور ایجاد ناامنی بودهاند؛ اما رسانهها کوشیدند این افراد را غیرنظامی معرفی کنند. همچنین انتشار خبرهای متعدد از سوی برخی کاربران مقیم آمریکا و اروپا به نقل از «منابع آگاه»، بدون ارائه شواهد قابل راستیآزمایی، بیش از آنکه ارزش خبری داشته باشد، رنگوبوی سیاسی و تبلیغاتی دارد و باید با احتیاط به چنین روایتهایی نگریست.
اقدام سپاهیان میهن؛ از مأموریت نظامی تا پروژه تبلیغاتی
یکی از پرسشهای مهم این حادثه آن است که چرا جبهههای شناختهشدهای مانند جبهه مقاومت ملی و جبهه آزادی افغانستان تاکنون نتوانستهاند حتی برای چند ساعت مقر یک ولسوالی را تصرف کنند، اما گروهی گمنام با نام «سپاهیان میهن» موفق به انجام چنین عملیاتی شده است. پاسخ این پرسش را باید در تفاوت مأموریت این گروهها جستوجو کرد. جبهههای شناختهشده بهخوبی میدانند که تصرف یک مقر اداری، بدون توان حفظ آن، نتیجهای جز تلفات سنگین نیروهایشان نخواهد داشت؛ از همین رو، معمولاً از انجام چنین عملیاتهای پرهزینهای خودداری میکنند.
اما درباره «سپاهیان میهن» به نظر میرسد که هدف اصلی، نه حفظ یک منطقه، بلکه ایجاد یک موج خبری و تبلیغاتی بوده است. این گروه نخستین اعلام موجودیت خود را نیز با همین عملیات انجام داد؛ موضوعی که این احتمال را تقویت میکند که مأموریت آن، بیش از آنکه نظامی باشد، رسانهای و روانی است.
از همین منظر، احتمال برخورداری این گروه از پشتیبانی یا هدایتهای استخباراتی نیز مطرح میشود؛ هرچند اثبات این ادعا نیازمند شواهد مستقل و مستند است. با این حال در چنین الگوهایی، حتی اگر تمامی نیروهای مهاجم کشته یا بازداشت شوند، تا زمانی که عملیات بتواند توجه رسانهها را جلب کند، مأموریت از نگاه طراحان آن موفق تلقی میشود.
حادثه یفتل پایین و آغاز سناریوی عملیاتهای نمایشی
حادثه ولسوالی یفتل پایین میتواند مقدمه شکلگیری الگویی باشد که در آینده نیز تکرار شود. این احتمال وجود دارد که برخی مخالفان طالبان، با حمایت بازیگران خارجی، بهویژه نهادهای استخباراتی پاکستان، تلاش کنند مراکز دورافتاده را برای چند ساعت هدف قرار دهند تا از طریق انتشار تصاویر و اخبار، فضای رسانهای را تحت تأثیر قرار دهند.
در چنین سناریویی، تصرف موقت یک مرکز، خود هدف نیست؛ بلکه وسیلهای برای ایجاد جنگ روانی و القای ناامنی است و حتی کشته یا زخمی شدن نیروهای مهاجم نیز مانع اجرای این مأموریت نخواهد بود. چنانچه در همین رابطه فصیحالدین فطرت، لویدرستیز حکومت طالبان، نیز اظهار داشته است که احتمال دارد استخبارات خارجی با سوءاستفاده از احساسات برخی جوانان، در اخلال امنیت ولسوالی یفتل نقش داشته باشند. این اظهارات نشان میدهد که طالبان نیز این حادثه را صرفاً یک درگیری محدود نمیدانند، بلکه آن را در چارچوب رقابتهای استخباراتی و جنگ نرم ارزیابی میکنند.
در مجموع، حادثه ولسوالی یفتل پایین را باید بیش از آنکه یک پیروزی نظامی دانست، نمونهای از تلفیق عملیات میدانی و جنگ رسانهای ارزیابی کرد. هرچند این رویداد از نظر امنیتی قابل توجه است و لزوم تقویت تدابیر حفاظتی در مناطق آسیبپذیر را یادآور میشود، اما بزرگنمایی آن نیز میتواند به همان اندازه گمراهکننده باشد. از اینرو، تحلیل واقعبینانه، پرهیز از هیجان رسانهای و اتکا به شواهد میدانی، بهترین راه برای فهم درست چنین تحولات امنیتی است.

مسلم اخلاقی











