پیام اشرف غنی بعد از ماهها سکوت
پس از ماهها سکوت، اشرف غنی در آستانه عید قربان با پیامی تازه بار دیگر به صحنه سیاسی افغانستان بازگشت؛ پیامی که در ظاهر لحنی خیرخواهانه و هشداردهنده داشت، اما در لایههای عمیقتر خود، مجموعهای از تناقضها، ابهامات و پرسشهای سیاسی را نیز زنده کرد. غنی در این پیام از بحران کنونی افغانستان سخن گفت، نسبت به آینده کشور هشدار داد و در نهایت «اجماع ملی» را به عنوان راهحل خروج از وضعیت موجود مطرح کرد. اما همین پیام، به سرعت موجی از واکنشها را در فضای سیاسی و رسانهای افغانستان برانگیخت؛ بسیاری معتقدند کسی که خود بخشی از ریشههای بحران کنونی بوده، اکنون نمیتواند بدون پاسخگویی، درجایگاه منتقد یا نسخهپیچ آینده افغانستان ظاهر شود.
مردی که از بحران سخن میگوید؛ اما خود بخشی از بحران بود
پیام اخیر اشرف غنی بعد از ماهها سکوت بیش از هر چیز یادآور یک واقعیت تلخ در حافظه سیاسی افغانستان است؛ اینکه فروپاشی جمهوریت، تنها محصول تحولات نظامی نبود، بلکه نتیجه سالها ضعف مدیریتی، شکاف سیاسی، فساد ساختاری و ناتوانی در ایجاد یک اجماع ملی واقعی در داخل نظام بود. دولت اشرف غنی، بهرغم برخورداری از حمایت گسترده جامعه جهانی، هرگز نتوانست میان اقوام، جریانهای سیاسی و نخبگان افغانستان اعتماد پایدار ایجاد کند.
بسیاری از مخالفان او معتقد بودند که غنی بیش از آنکه به «دولت ملی» باور داشته باشد، به تمرکز قدرت در حلقه محدود سیاسی خود متکی بود؛ موضوعی که به تدریج فاصله میان حکومت و بسیاری از بازیگران سیاسی را افزایش داد. در چنین شرایطی، اکنون این پرسش مطرح میشود که چگونه شخصیتی که در دوران قدرت مطلق خود نتوانست زمینه یک اجماع ملی را فراهم کند، امروز از بیرون افغانستان، همان نسخه را به عنوان راه نجات کشور مطرح میکند؟
او تلاش کرد چنین نشان دهد که راه نجات افغانستان، گفتوگوی فراگیر میان نیروهای سیاسی و اجتماعی است. در ظاهر، این سخن منطقی و حتی ضروری به نظر میرسد؛ زیرا افغانستان بدون نوعی توافق سیاسی فراگیر، همچنان در چرخه بحران باقی خواهد ماند. اما مشکل اصلی، شخصِ پیشنهاددهنده است. بخش قابل توجهی از افکار عمومی افغانستان معتقدند که اشرف غنی خود یکی از عوامل تضعیف اجماع ملی در دوران جمهوریت بود. اختلافهای مداوم با رهبران سیاسی، تمرکز قدرت، بیاعتمادی به جریانهای غیرهمسو و ضعف در مدیریت تنوع قومی و سیاسی، از جمله انتقادهایی است که همواره متوجه دولت او بوده است.
از سوی دیگر، فرار ناگهانی غنی از افغانستان در اگست ۲۰۲۱، همچنان یکی از بحثبرانگیزترین رخدادهای سیاسی معاصر افغانستان است. بسیاری از منتقدان باور دارند که خروج او، نه تنها موجب فروپاشی سریعتر نظام شد، بلکه ضربهای سنگین به روحیه نیروهای امنیتی و اعتماد عمومی وارد کرد.
به همین دلیل، اکنون این سوال مطرح است که آیا غنی از نظر اخلاقی و سیاسی، هنوز سرمایه لازم برای ایفای نقش در پروژهای به نام «اجماع ملی» را دارد؟
اغراق سیاسی یا واقعیت امنیتی؟
یکی از بحثبرانگیزترین بخشهای پیام اشرف غنی بعد از ماهها سکوت، ادعای او درباره نگاه کشورهای منطقه به افغانستان بود. او گفت که:” تقریباً همه طرفها، افغانستان را نه به عنوان یک همسایه، بلکه به چشم یک تهدید امنیتی میبینند”
این توصیف اما با واقعیتهای ژئوپلیتیکی منطقه کاملاً همخوان نیست. هرچند کشورهای منطقه نسبت به وضعیت امنیتی افغانستان، فعالیت گروههای افراطی، قاچاق مواد مخدر و بحران مهاجرت نگرانیهایی جدی دارند، اما در عین حال، بسیاری از آنان افغانستان را به عنوان یک «فرصت ژئوپلیتیکی و اقتصادی» نیز میبینند.
ایران، روسیه و کشورهای آسیای مرکزی طی سه سال گذشته تلاش کردهاند روابط عملگرایانهای با حکومت طالبان برقرار کنند. پروژههای ترانزیتی، اتصالهای منطقهای، تجارت و امنیت مرزی، بخشی از این رویکرد جدید بوده است. حتی کشورهایی که هنوز حکومت طالبان را به رسمیت نشناختهاند، عملاً سیاست تعامل و مدیریت واقعیت موجود را در پیش گرفتهاند، نه سیاست انزوای کامل افغانستان.
در واقع، افغانستان امروز برای بسیاری از بازیگران منطقهای، بیش از آنکه یک «تهدید مطلق» باشد، یک «چالش قابل مدیریت» و همزمان یک مسیر بالقوه برای اتصال منطقهای است. بنابراین، توصیف غنی را میتوان نوعی اغراق سیاسی دانست؛ اغراقی که شاید با هدف برجسته کردن عمق بحران و همچنین بازتعریف نقش خود در آینده سیاسی افغانستان مطرح شده باشد.
سکوت ششماهه و معمای کشور میزبان
نکته دیگری که توجه بسیاری را جلب کرد، اشاره غنی به این موضوع بود که در شش ماه گذشته «اجازه نداشته» پیامی منتشر کند، اما اکنون این امکان برایش فراهم شده است. همین جمله کوتاه، موجی از گمانهزنیهای سیاسی را به دنبال داشت. غنی اکنون در کدام کشور حضور دارد؟ چه تحول تازهای رخ داده که او دوباره وارد میدان شده است؟ و مهمتر از همه، آیا بازگشت رسانهای او بخشی از یک طرح سیاسی بزرگتر است؟ برخی کاربران شبکههای اجتماعی و تحلیلگران غیررسمی مدعیاند که غنی اکنون در بریتانیا به سر میبرد؛ موضوعی که در صورت صحت، میتواند ابعاد ژئوپلیتیکی مهمی داشته باشد.
بریتانیا همواره یکی از بازیگران تاثیرگذار در معادلات افغانستان بوده است؛ چه در دوران حضور نظامی غرب و چه در مرحله پس از سقوط جمهوریت. هرچند هنوز هیچ سند معتبری درباره حمایت لندن از پروژه سیاسی جدید غنی وجود ندارد، اما بازگشت ناگهانی او به فضای رسانهای، آن هم پس از یک دوره سکوت طولانی، باعث شده این پرسش مطرح شود که آیا برخی بازیگران خارجی در حال بازتعریف مهرههای سیاسی افغانستان هستند؟
بحران مشروعیت؛ چرا سخنان غنی دشوار پذیرفته میشود؟
مشکل اصلی پیام غنی، صرفاً محتوای آن نیست؛ بلکه بحران مشروعیتی است که همچنان سایه سنگینی بر چهره سیاسی او انداخته است. در سیاست، حافظه جمعی بسیار مهمتر از بیانیههاست. بخش بزرگی از جامعه افغانستان هنوز تصویر رئیسجمهوری را فراموش نکرده که در حساسترین لحظه تاریخ معاصر کشور، افغانستان را ترک کرد. به همین دلیل، حتی اگر بخشی از هشدارهای غنی درباره آینده افغانستان درست باشد، باز هم افکار عمومی با تردید به سخنان او نگاه میکند. زیرا منتقدان میگویند کسی که مسئول بخشی از بحران بوده، نمیتواند بدون پذیرش مسئولیت، خود را صرفاً در جایگاه تحلیلگر یا ناصح سیاسی قرار دهد.
در واقع، بحران امروز افغانستان تنها بحران اقتصاد، امنیت یا سیاست نیست؛ بلکه بحران اعتماد نیز هست. و اشرف غنی یکی از چهرههایی است که این بحران اعتماد، بیش از همه دامان او را گرفته است.
آیا غنی به دنبال بازگشت سیاسی است؟
بازگشت رسانهای غنی را نمیتوان صرفاً یک پیام مناسبتی دانست. در فضای سیاست افغانستان، هیچ بازگشتی بیهدف نیست. به نظر میرسد او تلاش دارد دوباره خود را به عنوان بخشی از معادله سیاسی آینده معرفی کند؛ شخصیتی که هنوز میتواند درباره بحران افغانستان سخن بگوید، هشدار دهد و حتی راهحل پیشنهاد کند.
اما واقعیت این است که افغانستانِ پس از ۲۰۲۱، دیگر افغانستان دوران جمهوریت نیست. معادلات منطقهای تغییر کرده، نسل جدیدی از بازیگران سیاسی در حال ظهور هستند و افکار عمومی نیز نسبت به چهرههای سنتی قدرت، نگاه انتقادیتری پیدا کرده است. از همین رو، حتی اگر غنی بخواهد دوباره در تحولات آینده افغانستان نقشآفرینی کند، با مانعی بزرگ به نام «بیاعتمادی عمومی» روبهرو خواهد بود؛ مانعی که صرف با انتشار پیامهای سیاسی، به آسانی از میان نخواهد رفت.

جمعبندی پیام اشرف غنی بعد از ماهها سکوت
پیام اخیر اشرف غنی بعد از ماهها سکوت بیش از آنکه یک برنامه عملی برای آینده افغانستان باشد، تلاشی برای بازگشت به میدان سیاست و بازتعریف جایگاه شخصی او به نظر میرسد. او از اجماع ملی سخن میگوید، اما خود متهم به تضعیف همان اجماع در دوران قدرت است. از تهدید شدن افغانستان حرف میزند، در حالی که بسیاری از کشورهای منطقه اکنون رویکردی عملگرایانهتر نسبت به کابل اتخاذ کردهاند. او از بحران سخن میگوید، در حالی که بخش مهمی از این بحران، میراث دوران حکومت خودش است. شاید مهمترین پرسش امروز به جای اشرف غنی چه میگوید، این باشد که آیا جامعه افغانستان هنوز آماده شنیدن صدای او هست یا نه؟
الهام قاسمی











