Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

تصرف قلعه تاریخی الشقیف (بوفور) توسط ارتش رژیم صهیونیستی در روزهای اخیر، صرفاً یک تحول نظامی در جنوب لبنان نیست؛ بلکه رویدادی است که بار دیگر پرسش‌های بنیادین درباره اعتبار آتش‌بس‌ها، جایگاه حقوق بین‌الملل و آینده امنیت لبنان را مطرح ساخته است. این قلعه که بر ارتفاعات مشرف بر بخش وسیعی از جنوب لبنان قرار دارد، همواره از اهمیت نمادین و نظامی برخوردار بوده است.

گزارش‌های منتشرشده نشان می‌دهد که نیروهای رژیم صهیونیستی با عبور از مناطق جنوبی لبنان و پیشروی به سمت این موقعیت راهبردی، عمیق‌ترین نفوذ نظامی خود در خاک لبنان طی بیش از دو دهه اخیر را انجام داده‌اند. این اقدام در حالی صورت گرفته که میان طرف‌ها نوعی آتش‌بس و روند مذاکرات سیاسی همچنان برقرار بوده است.

در عرصه روابط بین‌الملل، آتش‌بس تنها توقف موقت جنگ نیست؛ بلکه تعهدی سیاسی و حقوقی برای جلوگیری از تشدید بحران به شمار می‌رود. هنگامی که یکی از طرف‌ها در دوران آتش‌بس به تصرف سرزمین جدید دست می‌زند، اصل اعتماد متقابل که زیربنای هر توافق سیاسی است، آسیب می‌بیند.

برای بسیاری از لبنانی‌ها، تصرف دوباره الشقیف یادآور دوران اشغال جنوب لبنان در فاصله سال‌های ۱۹۸۲ تا ۲۰۰۰ است؛ دورانی که این قلعه به یکی از پایگاه‌های مهم نظامی رژیم صهیونیستی تبدیل شده بود. از سوی دیگر، این تحول تنها یک مسئله لبنانی نیست. پیامدهای آن می‌تواند بر کل منطقه اثر بگذارد و نگرانی‌ها درباره گسترش درگیری‌ها را افزایش دهد. در چنین شرایطی، بررسی ابعاد حقوقی، سیاسی و راهبردی این رویداد بیش از هر زمان دیگری ضروری به نظر می‌رسد.

  • تجاوز آشکار به مرزهای بین‌المللی لبنان

یکی از مهم‌ترین ابعاد تصرف قلعه الشقیف، مسئله حاکمیت ملی لبنان است. بر اساس نظام حقوق بین‌الملل معاصر، مرزهای شناخته‌شده کشورها باید مورد احترام قرار گیرد و هرگونه ورود نظامی به قلمرو یک کشور دیگر بدون رضایت آن، موضوعی بسیار حساس تلقی می‌شود.

سازمان ملل متحد پس از خروج نیروهای رژیم صهیونیستیی از جنوب لبنان در سال ۲۰۰۰، «خط آبی» را به‌عنوان مرجع تأیید عقب‌نشینی رژیم صهیونیستی تعیین کرد. مأموریت نیروهای یونیفل نیز بر پایه حفظ ثبات و احترام به این چارچوب شکل گرفته است.

گزارش‌های رسانه‌ای نشان می‌دهد که نیروهای رژیم صهیونیستیی نه تنها در جنوب لبنان باقی مانده‌اند، بلکه در روزهای اخیر به مواضع جدیدی از جمله قلعه بوفور دست یافته‌اند؛ اقدامی که از سوی مقام‌های لبنانی و برخی کشورهای اروپایی با انتقاد شدید مواجه شده است. منتقدان این اقدام معتقدند که اگر اصل احترام به مرزهای بین‌المللی در مورد لبنان نادیده گرفته شود، اعتبار نظام حقوقی بین‌المللی نیز تضعیف خواهد شد.

در سوی مقابل، رژیم صهیونیستی این عملیات را با استناد به ملاحظات امنیتی و مقابله با حزب‌الله توجیه می‌کند. با این حال، حتی در صورت وجود تهدیدات امنیتی، بحث مشروعیت تصرف و نگهداری طولانی‌مدت سرزمین خارجی همچنان محل مناقشه حقوقی باقی می‌ماند. آنچه مسلم است این است که تصرف الشقیف بحث حاکمیت لبنان را دوباره به یکی از مهم‌ترین موضوعات منطقه تبدیل کرده است.

  • آیا رژیم اسرائیل به سوی گسترش قلمرو حرکت می‌کند؟

تصرف یک قلعه تاریخی شاید در نگاه نخست یک اقدام صرفاً تاکتیکی به نظر برسد، اما ارزش نمادین چنین اقداماتی فراتر از ملاحظات نظامی روزمره است. قلعه الشقیف بر منطقه‌ای وسیع از جنوب لبنان و دره لیتانی اشراف دارد و از لحاظ نظامی یکی از مهم‌ترین ارتفاعات راهبردی منطقه محسوب می‌شود. یونسکو این قلعه را دارای «موقعیت استراتژیک مسلط بر چشم‌اندازی گسترده» توصیف کرده و گزارش‌های رسانه‌ای بین‌المللی نیز بر اهمیت نظامی و نمادین آن در منازعات لبنان تأکید کرده‌اند.

آنچه به نگرانی‌ها دامن می‌زند، اظهارات برخی مقام‌های رژیم صهیونیستیی درباره حفظ مناطق امنیتی جدید در جنوب لبنان است. گزارش‌ها حاکی از آن است که مقام‌های رژیم صهیونیستیی از ایجاد یا حفظ مناطق حائل امنیتی سخن گفته‌اند.

تجربه تاریخی نشان می‌دهد که بسیاری از اشغال‌های نظامی در جهان در ابتدا با استدلال‌های امنیتی آغاز شده‌اند اما در ادامه به واقعیت‌های سیاسی پایدار تبدیل شده‌اند. به همین دلیل، برای بخش بزرگی از افکار عمومی لبنان، مسئله اصلی تنها تصرف یک قلعه نیست؛ بلکه نگرانی از تبدیل شدن حضور نظامی موقت به واقعیتی درازمدت است.

  • آتش‌بس‌هایی که اعتبار خود را از دست می‌دهند

ایالات متحده در سال‌های اخیر خود را به‌عنوان میانجی اصلی در بحران‌های خاورمیانه معرفی کرده است؛ کشوری که بارها نقش «ضامن سیاسی» را در توافق‌های آتش‌بس میان اسرائیل و لبنان بر عهده گرفته است. با این حال، تجربه میدانی این توافق‌ها نشان می‌دهد که میان نقش اعلام‌شده واشنگتن و واقعیت‌های جاری در میدان، شکاف قابل توجهی وجود دارد. بسیاری از توافق‌هایی که با حمایت دیپلماتیک امریکا شکل گرفته‌اند، در عمل نتوانسته‌اند مانع از ادامه تنش‌های نظامی شوند.

در مورد لبنان، آتش‌بس‌ها اغلب با مشارکت مستقیم یا غیرمستقیم امریکا طراحی شده‌اند، اما استمرار عملیات نظامی و پیشروی‌های مرزی این پرسش را مطرح ساخته که آیا این توافق‌ها اساساً توان بازدارندگی دارند یا بیشتر به یک چارچوب سیاسی غیرالزام‌آور تبدیل شده‌اند. در چنین فضایی، نقش امریکا نه به‌عنوان یک ضامن، بلکه به‌عنوان بازیگری که نفوذش در مهار طرف اسرائیلی محدود به نظر می‌رسد، مورد نقد قرار می‌گیرد.

یکی از جدی‌ترین انتقادها به واشنگتن، «واکنش گزینشی» آن در برابر نقض آتش‌بس‌ها است. در حالی که امریکا معمولاً از همه طرف‌ها می‌خواهد به خویشتنداری پایبند باشند، اما در عمل، واکنش آن نسبت به عملیات نظامی اسرائیل اغلب در سطح بیانیه‌های دیپلماتیک باقی می‌ماند و به فشار سیاسی مؤثر یا اقدام بازدارنده تبدیل نمی‌شود.

سازمان ملل متحد در گزارش‌های متعدد خود بر ضرورت احترام کامل به توافق‌های آتش‌بس در لبنان تأکید کرده و نسبت به پیامدهای نقض آن هشدار داده است. با این وجود، این هشدارها زمانی کارآمد تلقی می‌شوند که از پشتوانه اجرایی و فشار سیاسی قدرت‌های تضمین‌کننده برخوردار باشند؛ چیزی که در نگاه منتقدان، در سیاست امریکا به‌طور مداوم غایب بوده است.

در نتیجه، برای بخش قابل توجهی از افکار عمومی لبنان، آتش‌بس نه به‌عنوان یک سازوکار پایدار امنیتی، بلکه به‌عنوان یک توافق شکننده تلقی می‌شود که در برابر واقعیت‌های قدرت نظامی تاب مقاومت ندارد. این بی‌اعتمادی زمانی تشدید می‌شود که پیشروی‌های نظامی هم‌زمان با سکوت یا واکنش محدود قدرت‌های میانجی صورت می‌گیرد.

در سطح کلان‌تر، این وضعیت اعتبار دیپلماسی امریکا در منطقه را نیز زیر سوال می‌برد. اگر توافق‌هایی که با میانجی‌گری یا حمایت مستقیم واشنگتن شکل می‌گیرند، در برابر نقض‌های میدانی بی‌اثر باقی بمانند، این پرسش جدی مطرح می‌شود که نقش امریکا در این معادلات تا چه اندازه «ضامن صلح» و تا چه اندازه «مدیریت‌کننده بحران» است، نه حل‌کننده آن.

  • تصرف الشقیف؛ هشداری برای مخالفان مقاومت در لبنان

یکی از بحث‌برانگیزترین پیامدهای تصرف قلعه الشقیف، تأثیر آن بر فضای سیاسی داخلی لبنان است. در سال‌های گذشته، شماری از سیاستمداران لبنانی استدلال می‌کردند که دولت مرکزی و ارتش لبنان باید به تنهایی مسئول دفاع از کشور باشند و نقش گروه‌های مسلح غیردولتی کاهش یابد.

اما تصرف مجدد الشقیف ممکن است این استدلال را در برابر آزمونی دشوار قرار دهد. بسیاری از هواداران حزب‌الله به این باورند که بدون وجود نیروی بازدارنده، رژیم صهیونیستی بار دیگر به سمت اشغال بخش‌هایی از لبنان حرکت کرده است.

این استدلال البته مخالفان جدی خود را نیز دارد. منتقدان حزب‌الله معتقدند که وجود این گروه خود یکی از عوامل استمرار تنش و جنگ در مرزها بوده است. با این حال، در فضای عمومی لبنان، تصاویر برافراشته شدن پرچم رژیم صهیونیستی بر فراز الشقیف می‌تواند تأثیر روانی عمیقی برجا بگذارد و بر توازن سیاسی داخلی اثر بگذارد.

صرف نظر از مواضع سیاسی مختلف، این رویداد بار دیگر مسئله دفاع از حاکمیت لبنان را به موضوعی محوری در سیاست داخلی این کشور تبدیل کرده است.

  • واکنش غرب؛ محکومیت لفظی یا اقدام عملی؟

واکنش کشورهای غربی به تحولات اخیر عمدتاً در سطح دیپلماتیک باقی مانده است. فرانسه از جمله کشورهایی بود که به شدت نسبت به تصرف الشقیف واکنش نشان داد و خواستار تشکیل نشست اضطراری شورای امنیت سازمان ملل شد. با این حال، فاصله قابل توجهی میان موضع‌گیری‌های سیاسی و اقدامات عملی وجود دارد.

در موارد متعدد، کشورهای غربی از احترام به حاکمیت لبنان سخن گفته‌اند، اما این مواضع کمتر به فشارهای مؤثر سیاسی یا اقتصادی منجر شده است. این دوگانگی موجب شده است که در بخش‌هایی از جهان عرب، باور به وجود استانداردهای دوگانه در برخورد با بحران‌های بین‌المللی تقویت شود. در نتیجه، اعتبار مواضع غرب نه با بیانیه‌ها، بلکه با میزان آمادگی آن‌ها برای دفاع عملی از اصول اعلام‌شده سنجیده خواهد شد.

  • جمع‌بندی: لبنان در برابر یک آزمون تاریخی

تصرف قلعه الشقیف صرفاً یک تحول میدانی نیست؛ بلکه نمادی از بحران عمیق‌تری است که امروز لبنان و منطقه با آن مواجه‌اند. این رویداد بار دیگر مسئله حاکمیت ملی، اعتبار آتش‌بس‌ها و نقش بازیگران خارجی را در مرکز توجه قرار داده است.

صرف نظر از دیدگاه‌های مختلف درباره حزب‌الله، رژیم صهیونیستی یا دولت لبنان، یک واقعیت روشن است: هرگونه تغییر نظامی در مرزهای شناخته‌شده بین‌المللی پیامدهایی فراتر از میدان نبرد دارد. ادامه چنین روندی می‌تواند امیدها به ثبات پایدار در جنوب لبنان را بیش از پیش تضعیف کند و خطر گسترش بحران را افزایش دهد.

برای لبنان، پرسش اصلی این است که چگونه می‌توان از حاکمیت ملی دفاع کرد و در عین حال از بازگشت کشور به چرخه جنگ‌های بی‌پایان جلوگیری نمود. و برای جامعه جهانی، آزمون واقعی آن است که آیا اصولی چون احترام به مرزهای بین‌المللی و پایبندی به توافق‌های آتش‌بس، اصولی جهان‌شمول هستند یا تنها در برخی موارد مورد استناد قرار می‌گیرند.

الشقیف
تصرف الشقیف بحث حاکمیت لبنان را دوباره به یکی از مهم‌ترین موضوعات منطقه تبدیل کرده است.

مجتبی همت

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=12249

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *