Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

افشاگری روسیه از شمال افغانستان

افغانستان بار دیگر در مرکز یکی از پیچیده‌ترین رقابت‌های استخباراتی جهان قرار گرفته است. کشوری که طی نیم‌قرن گذشته تقریباً هیچ دوره‌ای را بدون مداخله قدرت‌های خارجی سپری نکرده، اکنون دوباره در محور منازعه‌ای قرار گرفته که ابعاد آن فراتر از مرزهای افغانستان است. این بار، هشدار از مسکو آمده است؛ از نهادی که میراث مستقیم دستگاه امنیتی اتحاد جماهیر شوروی را با خود حمل می‌کند و سال‌هاست تحولات افغانستان را نه یک مسئله محلی، بلکه بخشی از امنیت ملی روسیه تلقی می‌نماید.

در نشست اخیر شورای نهادهای امنیتی کشورهای مستقل مشترک‌المنافع، الکساندر بورتنیکوف، رییس سرویس امنیت فدرال روسیه، ادعا کرد که شاخه خراسان داعش و برخی گروه‌های مخالف طالبان با حمایت فعال سرویس اطلاعات خارجی بریتانیا، در پی تضعیف حاکمیت طالبان و ایجاد حوزه‌های نفوذ در شمال افغانستان هستند. این اظهارات در شرایطی مطرح شد که مسکو طی سال‌های اخیر روابط امنیتی خود را با طالبان به شکل بی‌سابقه‌ای گسترش داده است.

اگرچه مقام‌های روسی برای این ادعاها شواهد علنی ارائه نکرده‌اند، اما نفس طرح چنین موضوعی از سوی عالی‌ترین مقام امنیت داخلی روسیه، نشان می‌دهد که کرملین تهدیدات ناشی از افغانستان را بسیار جدی ارزیابی می‌کند. این نخستین بار نیست که روسیه انگشت اتهام را به سوی سرویس‌های اطلاعاتی غربی نشانه می‌گیرد؛ اما اهمیت موضوع در این است که این بار تمرکز بر شمال افغانستان و آینده امنیت آسیای مرکزی قرار دارد.

در نگاه مسکو، افغانستان تنها یک کشور همسایه نیست؛ بلکه حلقه اتصال مجموعه‌ای از تهدیدات امنیتی است که می‌تواند به تاجیکستان، ازبکستان، قرغیزستان و در نهایت به داخل خاک روسیه سرایت کند. از همین رو، هرگونه تحرک نظامی یا استخباراتی در شمال افغانستان برای روس‌ها معنایی فراتر از یک تحول داخلی در افغانستان دارد.

در سوی دیگر، انگلیس و متحدان غربی آن طی دو دهه حضور نظامی در افغانستان، شبکه‌های گسترده اطلاعاتی و ارتباطی در این کشور ایجاد کردند. خروج نیروهای غربی از افغانستان به معنای از بین رفتن کامل این ظرفیت‌ها نبود. بسیاری از تحلیلگران معتقدند که رقابت قدرت‌های بزرگ در افغانستان پس از خروج نظامی غرب، صرفاً از شکل نظامی به شکل استخباراتی تغییر یافته است.

این مقاله تلاش می‌کند ابعاد مختلف این ادعاها را بررسی کند؛ از انگیزه‌های احتمالی لندن گرفته تا حساسیت‌های امنیتی روسیه و چشم‌انداز آینده افغانستان در میان رقابت قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی.

  • چرا MI6 همزمان از دو جریان متضاد حمایت می‌کند؟

شاید پاسخ اصلی در نقشه جغرافیایی افغانستان نهفته باشد. شمال افغانستان تنها مجموعه‌ای از چند ولایت نیست؛ بلکه دروازه ورود به آسیای مرکزی محسوب می‌شود. این منطقه با تاجیکستان، ازبکستان و ترکمنستان مرز مشترک دارد و از منظر ژئوپولیتیک، یکی از حساس‌ترین نقاط اوراسیا به شمار می‌رود.

برای لندن، همانند واشنگتن، آسیای مرکزی صرفاً مجموعه‌ای از کشورهای تازه‌استقلال‌یافته نیست. این منطقه در مجاورت روسیه، چین، ایران و افغانستان قرار دارد و به همین دلیل از ظرفیت فوق‌العاده‌ای برای تأثیرگذاری بر توازن قدرت در اوراسیا برخوردار است. هر قدرتی که بتواند در این منطقه نفوذ اطلاعاتی یا سیاسی ایجاد کند، قادر خواهد بود بر معادلات گسترده‌تر منطقه اثر بگذارد.

از همین منظر، حمایت همزمان از جریان‌های متضاد الزاماً تناقض محسوب نمی‌شود. در تاریخ فعالیت سرویس‌های اطلاعاتی غربی، موارد متعددی وجود داشته که بازیگران مختلف برای تحقق یک هدف کلان‌تر مورد استفاده قرار گرفته‌اند. هدف نهایی معمولاً نه پیروزی یک گروه خاص، بلکه ایجاد اهرم فشار و حفظ قابلیت مداخله در تحولات آینده بوده است.

شمال افغانستان همچنین دارای اهمیت قومی و اجتماعی ویژه‌ای است. تنوع قومی این منطقه باعث می‌شود هر تحول امنیتی در آن، بازتابی فراتر از مرزهای افغانستان داشته باشد. این ویژگی برای سرویس‌های اطلاعاتی خارجی فرصتی ایجاد می‌کند تا از شکاف‌های موجود برای ایجاد شبکه‌های نفوذ استفاده کنند.

نگاه روسیه نیز دقیقاً از همین زاویه شکل گرفته است. مقام‌های امنیتی روس بارها هشدار داده‌اند که بی‌ثباتی در شمال افغانستان می‌تواند به شکل مستقیم امنیت آسیای مرکزی را تهدید کند. بورتنیکوف نیز در سخنان اخیر خود تأکید کرد که کشورهای غربی امیدوارند از شمال افغانستان به عنوان سکوی اثرگذاری بر جمهوری‌های آسیای مرکزی استفاده کنند.

در چنین شرایطی، شمال افغانستان بار دیگر به همان جایگاهی بازمی‌گردد که در قرن نوزدهم در رقابت میان امپراتوری بریتانیا و روسیه تزاری داشت؛ منطقه‌ای که سرنوشت آن تنها در کابل تعیین نمی‌شود، بلکه در پایتخت‌های دوردست نیز برای آن برنامه‌ریزی صورت می‌گیرد.

  • نفوذ خارجی و بحران مشروعیت در جبهه‌های مخالف طالبان

در فضای سیاسی افغانستان، مخالفت با طالبان یک حق سیاسی محسوب می‌شود و هیچ جریان سیاسی به دلیل مخالفت با یک حکومت نباید مورد سرزنش قرار گیرد. اما مسئله زمانی پیچیده می‌شود که برخی گروه‌ها برای دستیابی به اهداف خود حاضر شوند زیر چتر نفوذ سرویس‌های اطلاعاتی خارجی قرار بگیرند.

تجربه تاریخی افغانستان نشان داده است که قدرت‌های خارجی هرگز از سر دلسوزی وارد میدان نمی‌شوند. هرگونه حمایت استخباراتی، مالی یا نظامی در نهایت با مطالبات سیاسی همراه خواهد بود. گروهی که امروز از یک سرویس اطلاعاتی خارجی کمک دریافت می‌کند، فردا ناگزیر خواهد بود بخشی از استقلال تصمیم‌گیری خود را واگذار کند.

سرویس اطلاعات خارجی بریتانیا، MI6، در حافظه تاریخی بسیاری از ملت‌ها نهادی بی‌طرف تلقی نمی‌شود. از خاورمیانه تا جنوب آسیا، پرونده‌های متعددی درباره نقش این سازمان در مهندسی تحولات سیاسی، کودتاها و پروژه‌های نفوذ وجود دارد. از همین رو، هر جریان افغانستانی که به دنبال مشروعیت ملی باشد، باید نسبت به چنین روابطی با احتیاط برخورد کند.

مشکل اصلی این است که وابستگی به یک قدرت خارجی، حتی اگر در کوتاه‌مدت دستاوردهایی ایجاد کند، در بلندمدت سرمایه اجتماعی یک جریان را تضعیف می‌کند. مردم افغانستان طی دهه‌ها جنگ آموخته‌اند که بسیاری از بازیگران خارجی در نهایت منافع خود را بر منافع افغانستان ترجیح می‌دهند.

از سوی دیگر، هرگونه ارتباط احتمالی میان مخالفان طالبان و شبکه‌های مورد حمایت قدرت‌های خارجی، این خطر را ایجاد می‌کند که مبارزه سیاسی مشروع با پروژه‌های ژئوپولیتیک خارجی درهم آمیخته شود. در چنین حالتی، مرز میان منافع ملی و اهداف قدرت‌های بیرونی به تدریج از بین می‌رود.

به همین دلیل، اگر ادعاهای مطرح‌شده درباره نفوذ MI6 در بخشی از جریان‌های ضدطالبان صحت داشته باشد، این موضوع بیش از آن‌که نشانه قدرت آن جریان‌ها باشد، نشانه یک آسیب راهبردی خواهد بود؛ آسیبی که می‌تواند اعتبار سیاسی آنان را در میان مردم افغانستان خدشه‌دار سازد.

  • چرا روسیه این اطلاعات در مورد ناامنی های شمال افغانستان را اکنون افشا کرده است؟

روسیه در سال‌های اخیر بیش از هر زمان دیگری نسبت به تحولات افغانستان حساس شده است. حملات تروریستی در داخل روسیه و نگرانی از نفوذ گروه‌های افراطی به آسیای مرکزی، باعث شده افغانستان به یکی از اولویت‌های امنیتی کرملین تبدیل شود.

در نگاه روسیه، مرزهای جنوبی آسیای مرکزی عملاً خط مقدم امنیت ملی این کشور هستند. اگر بی‌ثباتی در افغانستان گسترش یابد، موج آن دیر یا زود به جمهوری‌های همسایه و سپس به روسیه خواهد رسید.

بورتنیکوف بارها نسبت به فعالیت داعش خراسان هشدار داده است. او پیش‌تر نیز از تمرکز هزاران جنگجوی افراطی در شمال افغانستان سخن گفته بود و این وضعیت را تهدیدی مستقیم برای کشورهای عضو جامعه کشورهای مستقل مشترک‌المنافع دانسته بود.

افشای اخیر را می‌توان بخشی از یک پیام سیاسی نیز دانست. مسکو می‌خواهد به لندن و سایر قدرت‌های غربی نشان دهد که تحرکات آنان را زیر نظر دارد و حاضر نیست شمال افغانستان به سکوی فشار علیه روسیه تبدیل شود.

همزمان، این افشاگری به طالبان نیز پیام روشنی ارسال می‌کند. روسیه می‌کوشد خود را شریک امنیتی قابل اعتماد برای طالبان معرفی کند و از این طریق نفوذ خود را در افغانستان افزایش دهد. تأکید بورتنیکوف بر توسعه همکاری‌های ضدتروریستی با طالبان نیز در همین چارچوب قابل تفسیر است.

در نهایت، روسیه با علنی کردن این موضوع تلاش دارد افکار عمومی منطقه را نسبت به آنچه «بازی‌های پنهان غرب» می‌نامد حساس سازد و زمینه همکاری بیشتر میان کشورهای منطقه برای مقابله با تهدیدات امنیتی را فراهم کند.

  •  افغانستان در آستانه چه مرحله‌ای قرار دارد؟

به نظر می‌رسد افغانستان در سال‌های آینده همچنان یکی از میدان‌های رقابت قدرت‌های بزرگ باقی خواهد ماند. اگرچه جنگ کلاسیک پایان یافته، اما رقابت اطلاعاتی و امنیتی وارد مرحله تازه‌ای شده است. داعش خراسان همچنان مهم‌ترین تهدید امنیتی فعال در افغانستان محسوب می‌شود. حتی با وجود ادعاهای طالبان مبنی بر تضعیف این گروه، روسیه و کشورهای آسیای مرکزی هنوز نسبت به ظرفیت‌های آن نگران هستند.

از سوی دیگر، شکاف میان غرب و روسیه به دلیل جنگ اوکراین و رقابت‌های ژئوپولیتیک گسترده‌تر شده است. در چنین فضایی، افغانستان می‌تواند به یکی از عرصه‌های جنگ غیرمستقیم میان این قدرت‌ها تبدیل شود. احتمال افزایش فعالیت‌های اطلاعاتی در شمال افغانستان نیز وجود دارد. این منطقه همچنان برای بازیگران مختلف اهمیت راهبردی دارد و بعید به نظر می‌رسد که از کانون رقابت‌های منطقه‌ای خارج شود.

در مقابل، طالبان تلاش خواهند کرد روابط خود را با روسیه، چین و کشورهای آسیای مرکزی گسترش دهند تا از فشارهای خارجی بکاهند. این روند احتمالاً در سال‌های آینده شدت خواهد گرفت. اما مهم‌ترین متغیر آینده، توانایی افغانستان در جلوگیری از تبدیل شدن به میدان جنگ نیابتی است. هر اندازه رقابت قدرت‌های خارجی عمیق‌تر شود، خطر بی‌ثباتی داخلی نیز افزایش خواهد یافت.

شمال افغانستان
الکساندر بورتنیکوف، رییس سرویس امنیت فدرال روسیه: شاخه خراسان داعش و برخی گروه‌های مخالف طالبان با حمایت فعال سرویس اطلاعات خارجی بریتانیا، در پی تضعیف حاکمیت طالبان و ایجاد حوزه‌های نفوذ در شمال افغانستان هستند
  •  جمع‌بندی

سخنان الکساندر بورتنیکوف صرفاً یک ادعای امنیتی معمولی نبود. این اظهارات تصویری از نگرانی‌های عمیق روسیه نسبت به آینده افغانستان و آسیای مرکزی ارائه می‌دهد. اگر ادعاهای مطرح‌شده درباره نقش MI6 صحت داشته باشد، نشان می‌دهد که رقابت قدرت‌های بزرگ در افغانستان هرگز پایان نیافته و تنها شکل آن تغییر کرده است. افغانستان همچنان در مرکز محاسبات ژئوپولیتیک قدرت‌های جهانی قرار دارد.

از نگاه روسیه، شمال افغانستان نقطه‌ای است که می‌تواند سرنوشت امنیت آسیای مرکزی را تعیین کند. به همین دلیل، هرگونه تحرک در این منطقه با حساسیت ویژه از سوی مسکو دنبال می‌شود. در سوی دیگر، هر جریان افغانستانی که به امید کسب قدرت به دام وابستگی‌های خارجی بیفتد، در واقع بخشی از استقلال سیاسی خود را معامله کرده است. تجربه تاریخ افغانستان بارها نشان داده که قدرت‌های خارجی شرکای دائمی نیستند؛ آنان تنها منافع دائمی دارند.

آنچه امروز در افغانستان جریان دارد، صرفاً رقابت میان طالبان و مخالفان آنان نیست. این بخشی از منازعه بزرگ‌تری است که میان شرق و غرب بر سر آینده اوراسیا در جریان است. و در میان همه این رقابت‌ها، این مردم افغانستان هستند که همچنان بهای اصلی بازی‌های استخباراتی قدرت‌های جهانی را می‌پردازند.

مجتبی همت

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=12213

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *