اعتراضات هرات در هفته های اخیر به یکی از مهمترین موضوعات سیاسی و اجتماعی افغانستان تبدیل شده است. این اعتراضات که پس از گزارشهایی مبنی بر بازداشت شماری از زنان و دختران توسط نیروهای امر به معروف و نهی از منکر آغاز شد، اکنون از یک رویداد محلی فراتر رفته و به بحثی گسترده درباره مطالبات اجتماعی، سیاستهای حکومت طالبان و نقش جریانهای سیاسی مخالف در تحولات افغانستان تبدیل شده است.
بسیاری از ناظران بر این باورند که اعتراضات هرات را نمیتوان تنها از یک زاویه بررسی کرد. از یک سو، این رویداد بازتاب بخشی از نگرانیهای جامعه درباره محدودیتهای اجتماعی، آموزش دختران و حضور زنان در عرصههای مختلف زندگی است و از سوی دیگر، این نگرانی نیز وجود دارد که برخی جریانهای سیاسی تلاش کنند از این وضعیت برای پیشبرد اهداف خود استفاده کنند. از همین رو، رویدادهای اخیر هرات تنها یک اعتراض خیابانی نیست، بلکه آینهای از چالشهای بزرگتر سیاسی و اجتماعی افغانستان به شمار میرود.
اعتراضات هرات؛ فراتر از یک رویداد مقطعی
آنچه در هرات رخ داد، صرفاً یک واکنش آنی به یک رویداد مشخص نبود. این اعتراضات، بخشی از بحث گستردهتری است که طی سالهای اخیر در افغانستان درباره جایگاه زنان در جامعه، حق آموزش دختران و شیوه اجرای برخی سیاستهای اجتماعی مطرح بوده است.
به همین دلیل، واکنشها به اعتراضات هرات تنها به این ولایت محدود نماند و در فضای عمومی افغانستان بازتاب گستردهای پیدا کرد. شماری از مردم، این اعتراضات را بیانگر بخشی از خواستهای جامعه میدانند و معتقدند که حکومت باید به این نگرانیها توجه کند. در مقابل، گروهی دیگر هشدار میدهند که هرگونه تنش داخلی، میتواند زمینه را برای سوءاستفاده جریانهای سیاسی و رقابتهای تازه فراهم سازد.
افغانستان کشوری است که دههها جنگ، اختلافات سیاسی و مداخلات بیرونی را تجربه کرده است. به همین دلیل، هر رویداد اجتماعی در این کشور، تنها یک موضوع داخلی باقی نمیماند و معمولاً بازیگران مختلف تلاش میکنند آن را در چارچوب اهداف و منافع خود تفسیر کنند.
آیا مخالفان طالبان در پی بهرهبرداری از اعتراضات هرات هستند؟
در کنار اصل اعتراضات، موضوع دیگری نیز بهطور جدی مطرح شده است؛ اینکه برخی جریانهای سیاسی مخالف طالبان تا چه اندازه در تلاشاند از این وضعیت به نفع اهداف سیاسی خود استفاده کنند.
در روزهای گذشته، شماری از چهرههای مخالف طالبان که در خارج از افغانستان زندگی میکنند، با نشر پیامها و فراخوانهای گوناگون، از مردم خواستهاند که اعتراضات را ادامه دهند و در برابر وضعیت موجود ایستادگی کنند. این در حالی است که بخش بزرگی از این چهرهها سالهاست دور از واقعیتهای روزمره افغانستان زندگی میکنند و خود و خانوادههایشان در کشورهای امن به سر میبرند. از همینجا، یک پرسش مهم شکل میگیرد؛ آیا کسانی که از هزاران کیلومتر دورتر مردم را به اعتراض و رویارویی تشویق میکنند، حاضرند خود نیز هزینه این مسیر را بپردازند؟
بسیاری از این افراد، در کشورهای اروپایی، آمریکا و یا سایر کشورها زندگی آرام و امنی دارند. فرزندانشان در دانشگاههای معتبر درس میخوانند و آیندهشان در فضایی با ثبات رقم میخورد. در چنین شرایطی، این پرسش برای بسیاری از مردم افغانستان مطرح میشود که اگر اعتراض و رویارویی، تنها راه نجات کشور است، چرا خود آنان به افغانستان بازنمیگردند و در کنار مردم برای ساختن آینده کشور تلاش نمیکنند؟
این پرسش، تنها یک انتقاد سیاسی نیست؛ بلکه مسئلهای است که با مفهوم مسئولیت سیاسی گره خورده است. آیا رهبری یک حرکت سیاسی، بدون حضور در میان مردم و بدون پذیرش خطرها و پیامدهای آن، میتواند از مشروعیت کافی برخوردار باشد؟
تاریخ افغانستان؛ چرا مردم نسبت به فراخوانهای سیاسی محتاط شدهاند؟
احتیاط امروز مردم افغانستان، اتفاقی نیست. این احتیاط، نتیجه دههها تجربه تلخ سیاسی است؛ تجربههایی که در آن، مردم بارها به امید تغییر وارد میدان شدند، اما در نهایت بیشترین هزینه را خود آنان پرداختند.
جنگهای داخلی دهه هفتاد خورشیدی، یکی از تلخترین نمونههای این تجربه است. کابل که روزگاری مرکز سیاسی و فرهنگی کشور بود، به میدان نبرد گروههایی تبدیل شد که هر کدام خود را ناجی افغانستان معرفی میکردند و مردم را برای رسیدن به پیروزی بسیج میساختند. اما نتیجه آن رقابتها، ویرانی شهر، کشته شدن هزاران غیرنظامی و آوارگی صدها هزار خانواده بود. بسیاری از رهبران آن دوران، سالها بعد در کشورهای دیگر زندگی کردند، اما مردم افغانستان همچنان بهای آن جنگها را میپردازند.
پس از سال ۲۰۰۱ نیز مردم افغانستان بار دیگر به آینده امیدوار شدند. وعده بازسازی، توسعه و دموکراسی داده شد، اما فساد گسترده، رقابتهای سیاسی، اختلافات داخلی و وابستگی بیش از حد به قدرتهای خارجی، بخش بزرگی از آن امیدها را از میان برد.
به همین دلیل، شماری از آگاهان سیاسی معتقدند که اعتراضات هرات باید در چارچوب مطالبات واقعی مردم باقی بماند و به میدان رقابت گروهها و جریانهای سیاسی تبدیل نشود. زیرا تجربه افغانستان نشان داده است که هرگاه خواستهای مردمی از مسیر اصلی خود خارج شده و به ابزاری برای کشمکشهای سیاسی تبدیل گردیده، نه تنها مشکلات حل نشده، بلکه بحرانهای تازهای نیز به وجود آمده است.
مردم افغانستان هنوز خاطرات تلخ سالهایی را فراموش نکردهاند که رقابت بر سر قدرت، شهرها را ویران ساخت و امید میلیونها شهروند را از میان برد. به همین دلیل، امروز بسیاری از شهروندان، پیش از آنکه به هر فراخوان سیاسی پاسخ بدهند، این پرسش را مطرح میکنند که آیا این مسیر، واقعاً به نفع مردم و آینده افغانستان است یا ممکن است بار دیگر، مردم هزینه بدهند و دیگران سود ببرند؟
طالبان و ضرورت شنیدن صدای جامعه
در سوی دیگر، حکومت طالبان نیز با یک واقعیت مهم روبهرو است؛ اینکه ثبات پایدار، تنها با ابزارهای امنیتی تأمین نمیشود. تجربه تاریخ افغانستان و بسیاری از کشورهای دیگر نشان داده است که هرگاه فاصله میان حکومت و مردم افزایش یافته و راههای بیان مطالبات اجتماعی محدود شده است، نارضایتیها نیز گسترش یافته و زمینه برای سوءاستفاده جریانهای دیگر فراهم گردیده است.
موضوع آموزش دختران، اشتغال زنان و حضور آنان در عرصههای اجتماعی، از جمله موضوعاتی است که بخش قابل توجهی از جامعه افغانستان نسبت به آن حساسیت دارد. بسیاری از خانوادهها خواهان آن هستند که دخترانشان بتوانند در چارچوب ارزشهای اسلامی و فرهنگی جامعه، از آموزش برخوردار باشند و زنان نیز نقش مؤثرتری در توسعه کشور ایفا کنند.
از این رو، برخی آگاهان معتقدند که بازنگری در برخی سیاستها و ایجاد فضای بیشتر برای پاسخگویی به مطالبات اجتماعی، نه نشانه ضعف، بلکه نشانه درک واقعیتهای جامعه و تلاشی برای حفظ ثبات درازمدت است.
آینده اعتراضات هرات؛ اصلاحات یا تکرار تجربههای تلخ؟
اعتراضات هرات شاید تنها یک رویداد گذرا نباشد؛ بلکه آزمونی برای همه طرفها باشد؛ برای حکومت که تا چه اندازه صدای مردم را میشنود و برای مخالفان که آیا حاضرند مسئولیت فراخوانهای خود را نیز بپذیرند یا خیر.
مردم افغانستان بیش از هر زمان دیگر، میان شعار و عمل تفاوت قائل میشوند. آنان از کسانی پیروی خواهند کرد که نه از پشت صفحههای مجازی و از هزاران کیلومتر دورتر، بلکه در داخل کشور، در کنار مردم و در دشوارترین شرایط، برای آینده افغانستان مسئولیت بپذیرند. آینده این کشور را کسانی خواهند ساخت که حاضر باشند همان بهایی را بپردازند که از مردم میخواهند بپردازند.

زهرا هاشمی











