Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

آتش‌بس زیر بمباران

آتش‌بس زمانی معنا دارد که طرف‌های جنگ، هم تفنگ را خاموش کنند و هم زبان تهدید را کنار بگذارند. توافق اخیر میان امریکا و ایران، از متن و مفاد آن، فقط یک توقف کوتاه‌مدت در میدان نظامی نیست؛ سندی است که بر توقف عملیات نظامی در همه جبهه‌ها، احترام به حاکمیت دو طرف، بازگشایی تنگه هرمز، آغاز گفت‌وگوهای 60 روزه و ایجاد سازوکار اجرایی برای رسیدن به توافق نهایی تاکید می‌کند. از همین زاویه، حملات تازه امریکا و سخنان دونالد ترامپ را نقض آشکار روح و منطق همین توافق دانست.

مشکل اساسی اینجاست که واشنگتن توافق را امضا می‌کند، سپس از همان لحظه نخست تلاش دارد آن را مطابق منافع یکجانبه خود تفسیر کند. امریکا در متن توافق، اصل توقف عملیات نظامی و احترام به حاکمیت ایران را پذیرفته است، ولی در عمل با حملات نظامی، تهدید به «تمام کردن کار» و سخن گفتن از نابودی جمهوری اسلامی، همان مبنای توافق را زیر پا می‌گذارد. این رفتار نشان می‌دهد که واشنگتن هنوز از منطق جنگ عبور نکرده و آتش‌بس را نه به عنوان تعهد، بلکه به عنوان فرصت فشار می‌بیند.

  • سندی که امریکا امضا کرد

توافق اخیر، برای تمدید آتش‌بس به مدت 60 روز و بازگشایی تنگه هرمز شکل گرفته است. این توافق پس از ماه‌ها درگیری، بحران در بازار انرژی و بسته شدن عملی مسیر هرمز مطرح شد. تفاهم‌نامه ۱۴ ماده دارد و سه ماده نخست آن بر سه اصل کلیدی تکیه می‌کند: پایان فوری و دائمی عملیات نظامی در همه جبهه‌ها، احترام به حاکمیت امریکا و ایران، و آغاز شمارش 60 روزه برای رسیدن به توافق نهایی.

همین سه اصل برای نقد رفتار امریکا کافی است. وقتی توافق از پایان عملیات نظامی سخن می‌گوید، هر حمله تازه امریکا علیه خاک ایران نقض مستقیم تعهد است. وقتی توافق از احترام به حاکمیت ایران سخن می‌گوید، تهدید به نابودی جمهوری اسلامی نقض سیاسی و روانی همان اصل است. وقتی توافق از مسیر 60روزه برای گفت‌وگو سخن می‌گوید، تهدید نظامی ترامپ این مسیر را از معنا تهی می‌کند.

آتش‌بس، با بمباران همزمان نمی‌شود. احترام به حاکمیت، با تهدید به حذف نظام سیاسی طرف مقابل جمع نمی‌گردد. گفت‌وگو، با زبان فروپاشی آغاز نمی‌شود. امریکا در همین سه محور اصلی، از متن توافق فاصله گرفته است.

  • آتش‌بس زیر بمباران؛ ترامپ و تهدید به نابودی جمهوری اسلامی

دونالد ترامپ در موضع تازه خود گفته است که امریکا شاید ناچار شود «کار را از نظر نظامی تمام کند» و در ادامه افزوده است که در آن صورت جمهوری اسلامی ایران دیگر وجود نخواهد داشت. این جمله، فقط یک تهدید انتخاباتی یا تبلیغاتی نیست. این موضع، اعلام یک نیت سیاسی و نظامی علیه حاکمیت ایران است؛ نیتی که با اصل دوم توافق، یعنی احترام به حاکمیت دو طرف، تضاد مستقیم دارد.

امریکا نمی‌تواند همزمان سند احترام به حاکمیت ایران را بپذیرد و رییس‌جمهور آن از نابودی جمهوری اسلامی سخن بگوید. چنین رفتاری نشان می‌دهد که واشنگتن توافق را برای توقف جنگ امضا نکرده، بلکه می‌خواهد با تکیه بر آن، فشار تازه‌ای بر ایران وارد کند. ترامپ در جنگ به خواسته‌هایش نرسید و در توئیت‌ها و مصاحبه‌هایش از زبان پیروزی، تحقیر و تسلیم سخن می‌گوید.

در منطق روابط بین‌الملل، تهدید موجودیت سیاسی یک دولت، خود بخشی از جنگ است. جنگ فقط پرتاب موشک و اعزام طیاره نیست. تهدید به نابودی، جنگ سیاسی است. وقتی چنین تهدیدی از سوی رییس‌جمهور امریکا مطرح می‌شود، پیام آن به منطقه روشن است: واشنگتن به دنبال توافق برابر نیست؛ به دنبال تحمیل نتیجه مطلوب خود است.

  • ماده پنجم و حق ایران در تنگه هرمز

مهم‌ترین بخش توافق، ماده پنجم آن است؛ ماده‌ای که به بازگشایی تنگه هرمز و آینده مدیریت این گذرگاه حیاتی می‌پردازد. ماده پنجم تصریح می‌کند که ایران برای عبور امن کشتی‌های تجارتی از خلیج فارس به دریای عمان و از دریای عمان به خلیج فارس، به مدت 60 روز و بدون دریافت هزینه، ترتیبات لازم را فراهم می‌کند. این ماده همچنان از رفع موانع فنی و نظامی و پاکسازی مسیر در مدت 30 روز سخن می‌گوید.

بخش مهمتر ماده پنجم این است که ایران به با عمان درباره اداره آینده و خدمات دریایی تنگه هرمز گفت‌وگو می‌کند؛ آن هم در چوکات حقوق بین‌الملل و حقوق حاکمیتی کشورهای ساحلی تنگه. این عبارت، به صورت روشن نشان می‌دهد که نقش ایران و عمان در مدیریت آینده هرمز در متن توافق به رسمیت شناخته شده است.

از همین جا نقد اساسی امریکا آغاز می‌شود. واشنگتن در ظاهر ماده پنجم را پذیرفته، ولی در عمل می‌خواهد مسیرهای جایگزین، ترتیبات مورد نظر خود و تفسیر امریکایی از مدیریت تنگه را بر روند توافق تحمیل کند. این رویکرد، تغییر متن توافق از بیرون است. امریکا تعهد داده است که توافق اجرا شود، نه اینکه پس از امضا، مفاد آن مطابق خواست نظامی واشنگتن بازنویسی گردد.

تنگه هرمز در جغرافیای ایران و عمان قرار دارد. این گذرگاه، شریان حیاتی انرژی جهان است، ولی موقعیت آن به کشورهای ساحلی تعلق دارد. امنیت پایدار در چنین نقطه‌ای با تفاهم تهران و مسقط ساخته می‌شود، نه با ناوهای جنگی امریکا.

  • بحران اعتماد؛ میراث خروج از توافق هسته‌ای

ایران در برابر تعهدات امریکا بی‌اعتماد است و این بی‌اعتمادی ریشه تاریخی دارد. ترامپ در دوره نخست ریاست جمهوری خود امریکا را از توافق هسته‌ای خارج کرد و سیاست فشار حداکثری را علیه ایران به راه انداخت. همین سابقه، هر توافق تازه با امریکا را در نگاه تهران شکننده می‌سازد.

امروز نیز همان مسئله تکرار می‌شود. امریکا توافق تازه را امضا می‌کند، سپس با حمله، تهدید و تفسیر یک‌جانبه، آن را فرسوده می‌سازد. چنین رفتاری به ایران و دیگر کشورها پیام می‌دهد که امضای واشنگتن ضمانت پایدار نیست. دولت امریکا تعهد می‌دهد، سپس سیاست داخلی و محاسبات انتخاباتی همان تعهد را تغییر می‌دهد.

ترامپ با ادبیات تازه خود، این بی‌اعتمادی را چند برابر ساخته است. او به جای دفاع از مسیر آتش‌بس، از پیروزی نظامی سخن می‌گوید. به جای احترام به حاکمیت ایران، از نابودی جمهوری اسلامی سخن می‌گوید. به جای حفاظت از ماده پنجم، مسیر فشار بر هرمز را دنبال می‌کند. این‌ها نشانه سیاست صلح نیست؛ نشانه سیاست تحمیل است.

آتش‌بس زیر بمباران
آتش‌بس زیر بمباران دوام ندارد
  • متن توافق علیه رفتار امریکا شهادت می‌دهد

نقد رفتار امریکا نیاز به حدس و گمان ندارد. خود متن گزارش‌شده از توافق علیه واشنگتن شهادت می‌دهد. توافق از توقف عملیات نظامی در همه جبهه‌ها سخن می‌گوید؛ امریکا حمله می‌کند. توافق از احترام به حاکمیت ایران سخن می‌گوید؛ ترامپ از نابودی جمهوری اسلامی سخن می‌گوید. توافق از گفت‌وگوی ایران و عمان درباره اداره آینده هرمز سخن می‌گوید؛ واشنگتن می‌خواهد ترتیبات مورد نظر خود را تحمیل کند. توافق از گفت‌وگوهای 60روزه برای رسیدن به توافق نهایی سخن می‌گوید؛ امریکا فضای این گفت‌وگوها را با تهدید نظامی مسموم می‌سازد.

از این زاویه، مسئولیت اصلی بحران تازه بر دوش امریکا است. ایران در ماده پنجم مسئولیت‌هایی پذیرفته است: عبور امن کشتی‌ها، رفع موانع، پاک‌سازی مسیر و گفت‌وگو با عمان. امریکا نیز مسئولیت‌هایی پذیرفته است: توقف عملیات نظامی، احترام به حاکمیت ایران، کاهش فشار و پایبندی به مسیر توافق. واشنگتن بخش خود را با زبان تهدید و عمل نظامی نقض می‌کند.

آتش‌بس واقعی با بمباران دوام نمی‌آورد. توافق با تهدید نابودی زنده نمی‌ماند. تنگه هرمز با فشار خارجی امن نمی‌شود. امنیت این گذرگاه از دل جغرافیای منطقه، گفت‌وگوی ایران و عمان، و احترام به حقوق کشورهای ساحلی می‌گذرد. امریکا با نقض همین منطق، نشان داده است که هنوز از سیاست سلطه فاصله نگرفته است.

ترامپ می‌خواهد آتش‌بس را به صحنه پیروزی شخصی خود تبدیل کند. واقعیت این است که آتش‌بس میدان نمایش قدرت نیست؛ آزمون وفاداری به تعهد است. امریکا در این آزمون، با حملات نظامی، تهدید به نابودی جمهوری اسلامی و تفسیر یک‌جانبه از ماده پنجم، در برابر سندی ایستاده که خود امضا کرده است.

سعید محمدی

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=12395

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مقالات