ناآرامیهای اخیر در افغانستان
تحلیل دقیق و تخصصی رویدادهای اجتماعی، یکی از اساسیترین ابزارها برای فهم واقعیتهای یک کشور و مدیریت بحرانها به شمار میرود. در جوامعی که با تنشهای سیاسی و اجتماعی مواجهاند، تفسیر سطحی و هیجانی از رویدادها نهتنها گرهی از مشکلات باز نمیکند، بلکه خود به عاملی برای تشدید بحران تبدیل میشود.
افغانستان در وضعیت کنونی، با مجموعهای از نارضایتیهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی روبهرو است که در قالب تجمعات و اعتراضات در برخی مناطق خود را نشان داده است. این در حالی است که تجربه جوامع مختلف نشان میدهد که نه تنها در افغانستان، بلکه در بسیاری از کشورهای جهان نیز مطالبات و اعتراضات مشروع مردمی همواره در معرض سوءاستفاده جریانها و گروههایی قرار گرفته که اهدافی فراتر از خواستههای واقعی مردم را دنبال میکنند.
افراد و گروههای سوء استفادهجو معمولاً با نفوذ در فضای نارضایتی عمومی و بهرهبرداری از مشکلات موجود، تلاش میکنند حرکتهای اجتماعی را از مسیر طبیعی خود خارج ساخته و آن را به ابزاری برای برهم زدن ثبات، تشدید بحران و پیشبرد اهداف سیاسی تبدیل کنند. در چنین شرایطی، تشخیص و تفکیک میان مطالبات واقعی مردم و تحرکات سازمانیافته اهمیت دوچندان پیدا میکند. از اینرو پرسش بنیادین این است که چگونه میتوان میان اعتراضات مشروع و مطالبات واقعی مردم و حرکتهای برنامهریزیشدهای که با هدف ایجاد بیثباتی شکل میگیرند، تفکیک قائل شد؟
نگاهی به ناآرامیهای اخیر در افغانستان؛ از هرات تا شمال افغانستان
در روزهای اخیر، گزارشهایی از تجمعات اعتراضی و بروز نارضایتیها در برخی ولایتهای افغانستان منتشر گردید. این تحولات ابتدا در هرات مورد توجه قرار گرفت و سپس نشانههایی از گسترش آن به برخی مناطق دیگر از جمله بلخ و بدخشان نیز دیده شد. بخشی از این واکنشها در پی برخی رویدادهای اجتماعی و برداشتهای متفاوت از نحوه برخورد با مسائل عمومی شکل گرفت.
اما باید توجه داشت که اعتراض، مطالبهگری و بیان نارضایتی، پدیدهای مختص افغانستان نیست. در همه جوامع، زمانی که بخشی از مردم احساس کنند با مشکلات اقتصادی، اجتماعی یا اجرایی روبهرو استند، طبیعی است که تلاش کنند تا صدای خود را به گوش مسئولان برسانند. اصلِ مطالبهگری مردمی، تا زمانی که در چارچوب نظم عمومی و روشهای مسالمتآمیز انجام شود، نه یک امر غیرعادی، بلکه بخشی از پویایی طبیعی هر جامعه به شمار میرود.
در جوامعی که رابطه میان حاکمیت و مردم بر پایه اعتماد، احترام متقابل و شنیدن دغدغههای عمومی شکل گرفتهاند، چنین مطالباتی معمولاً به فرصت اصلاح و تقویت پیوند اجتماعی تبدیل میشود، نه زمینهای برای بحران. با این حال، آنچه در بسیاری از کشورها ـ و نه فقط در افغانستان ـ بارها تجربه شده، تلاش برخی جریانها برای بهرهبرداری از همین فضاهای اعتراضی است.
چنانچه نارضایتیها و مطالبات مشروع مردمی اخیر در افغانستان را نیز واکنش سریع و هماهنگِ جریانهای خارج از کشور، از یک اعتراض داخلی و از یک مطالبه ساده فراتر برد. زیرا به محض انتشار تصاویر این رویدادها، شبکههای اجتماعی و رسانههای وابسته به جریانهای اپوزیسیون و «پروژهبگیران» سیاسی، این حوادث را به عنوان یک برگ برنده برای بیاعتبارسازی کامل نظام حاکم بزرگنمایی کردند. این افراد و گروهها که سالهاست به دنبال یافتن دستاویزی برای فشار بر کابل استند، از این حوادث به عنوان سوختِ ماشین تبلیغاتی خود استفاده کردند. به همین دلیل، تفکیک میان مطالبه واقعی مردم و سوءاستفاده از آن، یکی از مهمترین ضرورتهای مدیریت هر جامعه به شمار میرود.
تفکیک میان مطالبات مردمی و سوءاستفاده از نارضایتیها
برای فهم درست وضعیت موجود، لازم است با نگاهی دقیقتر به ریشهها و ماهیت ناآرامیهای اخیر در افغانستان توجه شود. معمولاً در چنین شرایطی، همه اتفاقات را نمیتوان با یک تحلیل واحد توضیح داد؛ زیرا در بسیاری موارد، واقعیت ترکیبی از نارضایتیهای طبیعی مردم و تلاش برخی جریانها برای بهرهبرداری از این وضعیت است.
چنانچه بخش مهمی از نارضایتیهایی که در جامعه دیده میشود، ریشه در مسائل واقعی و ملموس زندگی مردم دارد. فشارهای اقتصادی، فقر، بیکاری، محدود شدن فرصتهای معیشتی و دشواریهای روزمره، زمینهای را ایجاد کرده که بخشی از جامعه نسبت به شرایط موجود واکنش نشان دهد.
افزون بر اینها، گزارشهایی نیز از برخی برخوردهای سختگیرانه، سلیقهای یا غیرحرفهای از سوی بعضی نهادهای اجرایی مطرح شده که خود میتواند به افزایش نارضایتی عمومی منجر شود. در چنین شرایطی، طرح خواستهها و بیان اعتراضات از سوی مردم، امری دور از انتظار یا غیرطبیعی نیست؛ بلکه در همه جوامع، تا زمانی که در چارچوب آرام و مسئولانه مطرح شود، بخشی از روند طبیعی رابطه میان مردم و حاکمیت به شمار میرود.
اما در کنار این واقعیت، بخشی دیگر از تحرکات را نمیتوان صرفاً در چارچوب مطالبات مردمی توضیح داد. تلاش برای تبدیل اعتراض به آشوب، فراخوان به بیثباتسازی، بزرگنمایی هدفمند رویدادها، ارائه تصویر فروپاشی و بحران فراگیر، تحریک احساسات عمومی بدون ارائه راهحل، و هدایت افکار عمومی به سمت تقابل و تنش، معمولاً در حوزه اقداماتی قرار میگیرد که بیشتر از سوی جریانهای فرصتطلب، سوءاستفادهگران و پروژهگیران سیاسی دنبال میشود؛ گروههایی که نارضایتی مردم را نه برای حل مشکل، بلکه بهعنوان فرصتی برای پیشبرد اهداف خود میبینند.
از همین رو، یکی از مهمترین ضرورتها در شرایط کنونی، جدا کردن صف مطالبهگران واقعی از کسانی است که میخواهند صدای مردم را به ابزار رقابتهای سیاسی و پروژههای بیثباتساز تبدیل کنند. هرچه این مرزبندی روشنتر باشد، هم امکان رسیدگی به خواستههای واقعی مردم بیشتر خواهد شد و هم راه سوءاستفاده از اعتراضات محدودتر میشود.
راه عبور از التهاب؛ شنیدن صدای مردم و حفظ ثبات کشور
آنچه از ناآرامیهای اخیر در افغانستان میتوان دریافت، این است که هیچ جامعهای تنها با تکیه بر حفظ نظم یا صرفاً با اتکا به مطالبهگری عمومی به ثبات پایدار نمیرسد؛ بلکه این ثبات زمانی شکل میگیرد که میان اقتدار، عدالت و اعتماد اجتماعی توازن برقرار باشد. بخشی از مطالبات مطرحشده، ریشه در واقعیتهای زندگی مردم دارد و نادیده گرفتن آنها نه تنها مسئله را حل نمیکند، بلکه میتواند فاصله میان جامعه و ساختارهای اجرایی را بیشتر سازد.
در چنین شرایطی، مسئولیت مهمی بر دوش نهادهای حکومتی قرار دارد. بازنگری در شیوههای اجرایی، رعایت اصول قانونی، پرهیز از برخوردهای سلیقهای و تکیه بر روشهای فرهنگی و اقناعی به جای برخوردهای سخت و تنشزا، میتواند نقش تعیینکنندهای در کاهش نارضایتیها داشته باشد. بهویژه نهادها و مأمورانی که مستقیماً با زندگی روزمره مردم در ارتباطاند، باید بیش از هر زمان دیگری بر رفتار حرفهای، مسئولانه و مبتنی بر احترام تمرکز کنند؛ زیرا گاه یک برخورد نادرست میتواند پیامدهایی فراتر از یک رویداد محدود ایجاد کند.
در مقابل، مردم نیز برای آنکه صدای واقعی مطالباتشان شنیده شود، باید خواستههای خود را در چارچوبهای مسالمتآمیز، قانونی و مسئولانه دنبال کنند و اجازه ندهند جریانهای فرصتطلب و پروژهگیر، از نارضایتیهای واقعی برای اهداف سیاسی و بیثباتساز بهرهبرداری کنند. عبور از شرایط کنونی، نه از مسیر تقابل و نه از مسیر انکار مشکلات، بلکه از راه اصلاح، گفتوگو، مسئولیتپذیری و حفظ منافع جمعی امکانپذیر خواهد بود.

عایشه ببرک خیل











