Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

در حالی که جامعه جهانی از آتش‌بس در جبهه لبنان به عنوان گامی برای کاهش تنش‌های منطقه‌ای یاد می‌کند، ادامه حملات اسرائیل به مناطق مختلف جنوب لبنان پرسش‌های جدی درباره دوام این توافق تهران و واشنگتن و اهداف واقعی تل‌آویو ایجاد کرده است. گزارش‌های منتشرشده از حملات هوایی و توپخانه‌ای اسرائیل در مناطق نبطیه و صور نشان می‌دهد که فاصله میان اعلام آتش‌بس و توقف واقعی درگیری‌ها همچنان بسیار زیاد است.

مسئله اصلی تنها تعداد حملات نیست، بلکه این پرسش است که چرا اسرائیل با وجود فشارهای دیپلوماتیک در ظاهر امریکا و طرح‌های مربوط به کاهش تنش با ایران، همچنان مسیر نظامی را انتخاب می‌کند. این رویکرد باعث شده است که لبنان بار دیگر به میدان رقابت قدرت‌های منطقه‌ای تبدیل شود.

آتش‌بس‌های غرب آسیا در گذشته نیز بارها با حملات پراکنده و عملیات‌های محدود تضعیف شده‌اند، اما وضعیت کنونی از این جهت اهمیت بیشتری دارد که هم‌زمان با تلاش‌های واشنگتن برای رسیدن به توافق گسترده‌تر با تهران رخ می‌دهد.

ادامه عملیات در لبنان نشان می‌دهد که تل‌آویو تلاش دارد پیش از تثبیت هرگونه توافق سیاسی، شرایط میدانی را به نفع خود تغییر دهد. این استراتژی می‌تواند به جای ایجاد امنیت پایدار، چرخه جدیدی از خشونت را بازتولید کند.

رژیم اسرائیل اما استدلال می‌کند که عملیات‌هایش با هدف جلوگیری از بازسازی توانایی‌های نظامی حزب‌الله انجام می‌شود. مقام‌های صهیونیستی همواره ادعا کرده‌اند که حضور نظامی آنان در جنوب لبنان برای جلوگیری از تهدیدهای مرزی ضروری است.

با این حال، این نگاه وجود دارد امنیت یک جغرافیا نمی‌تواند تنها از مسیر عملیات نظامی دائمی تأمین شود؛ زیرا حملات گسترده، نه تنها زیرساخت‌های لبنان را آسیب می‌زند، بلکه زمینه افزایش بی‌اعتمادی و مقاومت سیاسی در منطقه را نیز فراهم می‌کند.

  • چرا رژیم اسرائیل با وجود آتش‌بس به حملات خود در لبنان ادامه می‌دهد؟

یکی از پرسش‌های اصلی این است که چرا اسرائیل پس از توافق آتش‌بس، حملات خود را متوقف نکرده است. پاسخ تل‌آویو معمولاً بر مفهوم «تهدید پیشگیرانه» استوار است؛ یعنی اسرائیل می‌گوید اجازه نخواهد داد حزب‌الله دوباره توان نظامی خود را در مناطق مرزی بازسازی کند.

اما به نظر می‌رسد که تفسیر گسترده اسرائیل از حق دفاع، عملاً آتش‌بس را به توافقی شکننده تبدیل کرده است؛ توافقی که در آن یک طرف خود را مجاز به ادامه عملیات می‌داند، در حالی که طرف دیگر خواستار توقف کامل درگیری‌ها است.

حملات در مناطق نبطیه و جنوب لبنان، نشان‌دهنده تلاش اسرائیل برای حفظ ابتکار نظامی است. این رژیم نمی‌خواهد پس از پایان جنگ، در شرایطی وارد مذاکرات سیاسی شود که حزب‌الله بتواند ادعا کند در برابر فشار نظامی مقاومت کرده است.

عامل دیگر، مسئله مناطق اشغالی و حضور نظامی اسرائیل در بخش‌هایی از جنوب لبنان است. ادامه این حضور باعث شده است که دولت لبنان و گروه‌های سیاسی داخلی آن را نقض حاکمیت ملی خود بدانند. از سوی دیگر، ادامه حملات می‌تواند بخشی از سیاست داخلی حکومت اسرائیل نیز باشد. دولت‌های جنگ‌محور معمولاً برای حفظ حمایت سیاسی داخلی، بر نمایش قدرت نظامی و تهدیدهای امنیتی تأکید می‌کنند.

با این همه ادامه حملات لبنان را در موقعیتی قرار داده است که آتش‌بس روی کاغذ وجود دارد، اما در عمل هنوز نشانه‌های یک بحران فعال نظامی دیده می‌شود. این وضعیت خطر شکست کامل مسیر دیپلوماتیک را افزایش می‌دهد.

  • اسرائیل و تلاش برای تغییر موازنه پیش از توافق نهایی ایران و امریکا

یکی از تحلیل‌های مطرح درباره رفتار اسرائیل این است که تل‌آویو می‌خواهد پیش از نهایی شدن هر توافق میان ایران و امریکا پس از مهلت 60 روزه، موقعیت حزب‌الله لبنان را تا حد ممکن تضعیف کند. بر اساس این دیدگاه، رژیم صهیونیستی نگران است که یک توافق سیاسی گسترده، فضای جدیدی برای متحدان منطقه‌ای ایران ایجاد کند.

برای اسرائیل، حزب‌الله تنها یک گروه لبنانی نیست، بلکه بخشی از شبکه نفوذ منطقه‌ای ایران محسوب می‌شود. به همین دلیل، ضربه زدن به توانایی‌های این گروه همواره یکی از اهداف مهم سیاست امنیتی اسرائیل بوده است. ادامه عملیات نظامی در جنوب لبنان می‌تواند تلاشی برای ایجاد واقعیت‌های جدید پیش از هر توافق نهایی باشد؛ واقعیت‌هایی مانند محدود شدن توان عملیاتی حزب‌الله یا تثبیت حضور امنیتی اسرائیل در مناطق مرزی.

اما این سیاست با یک خطر بزرگ همراه است: هرچه فشار نظامی افزایش یابد، احتمال تبدیل شدن بحران لبنان به یک درگیری گسترده‌تر نیز بیشتر می‌شود. تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که عملیات نظامی کوتاه‌مدت در خاورمیانه به آسانی می‌تواند از کنترل خارج شود.

گزارش‌های اخیر درباره هم‌زمانی تلاش‌های امریکا برای توافق با ایران و ادامه درگیری در لبنان، نشان‌دهنده پیچیدگی این معادله است. اسرائیل با ادامه جنگ ممکن است در کوتاه‌مدت دستاوردهای تاکتیکی به دست آورد، اما در بلندمدت خطر افزایش انزوای دیپلوماتیک و کاهش حمایت بین‌المللی را نیز افزایش می‌دهد.

  • نگرانی اسرائیل از توافق تهران و واشنگتن و بروز انزوای منطقه‌ای

نگرانی مهم اسرائیل این است که توافق احتمالی میان تهران و واشنگتن، فضای سیاسی منطقه را تغییر دهد. چنین توافقی می‌تواند اولویت امریکا را از فشار نظامی به سمت دیپلوماسی منتقل کند؛ موضوعی که ممکن است آزادی عمل این رژیم را محدود سازد.

تل‌آویو همواره تلاش کرده است نقش ایران و متحدانش را به عنوان بزرگ‌ترین تهدید امنیتی منطقه معرفی کند. هرگونه توافقی که این تهدید را از مسیر نظامی به مسیر سیاسی منتقل کند، می‌تواند بر محاسبات امنیتی اسرائیل تأثیر بگذارد. از همین رو، اسرائیل تلاش دارد پیش از شکل‌گیری نظم سیاسی جدید، دستاوردهای نظامی خود را تثبیت کند. این شامل ادامه فشار بر حزب‌الله و حفظ اهرم‌های نفوذ در لبنان است.

اما ادامه جنگ هزینه‌های سیاسی نیز دارد. افزایش تلفات غیرنظامیان، تخریب مناطق مسکونی و نقض مکرر آتش‌بس، فشارهای بین‌المللی بر اسرائیل را افزایش داده است. در سطح جهانی، بسیاری از کشورها خواهان راه‌حل سیاسی برای بحران‌های غرب آسیا هستند. ادامه عملیات نظامی اسرائیل در زمانی که امریکا از مسیر مذاکره سخن می‌گوید، می‌تواند اختلاف میان واشنگتن و تل‌آویو را بیشتر کند. به همین دلیل، نگرانی اسرائیل تنها درباره ایران یا حزب‌الله نیست؛ بلکه درباره جایگاه خود در نظم جدید منطقه‌ای است که ممکن است پس از توافق‌های دیپلوماتیک شکل بگیرد.

توافق تهران و واشنگتن
اسرائیل، نگران از توافق تهران و واشنگتن
  • جمع‌بندی: امنیت با جنگ دائمی ساخته نمی‌شود

بحران لبنان بار دیگر نشان داده است که استفاده گسترده از قدرت نظامی نمی‌تواند به تنهایی امنیت پایدار ایجاد کند. اسرائیل ممکن است با حملات هوایی بتواند برخی اهداف نظامی را هدف قرار دهد، اما حل ریشه‌ای بحران نیازمند توافق‌های سیاسی و امنیتی است. ادامه حملات پس از آتش‌بس این پرسش را مطرح می‌کند که آیا هدف واقعی ایجاد امنیت است یا حفظ یک وضعیت جنگی که به اسرائیل امکان اعمال فشار بیشتر می‌دهد.

اگر توافق تهران و واشنگتن به مرحله نهایی برسد، اسرائیل با یک انتخاب دشوار روبه‌رو خواهد شد: پیوستن به روند دیپلوماتیک یا ادامه سیاست نظامی که می‌تواند آن را بیش از گذشته منزوی کند. لبنان نیز بار دیگر هزینه رقابت‌های منطقه‌ای را پرداخت می‌کند؛ کشوری که مردم آن میان بحران اقتصادی، تخریب جنگ و بی‌ثباتی سیاسی گرفتار شده‌اند.

جامعه جهانی اکنون با یک آزمون مهم روبه‌رو است: آیا آتش‌بس‌ها تنها توقف‌های موقت میان دو جنگ خواهند بود یا می‌توانند آغاز یک روند واقعی برای پایان دادن به درگیری‌ها باشند؟ در نهایت، تجربه لبنان نشان می‌دهد که صلح پایدار از مسیر بمباران و اشغال به دست نمی‌آید؛ بلکه نیازمند احترام به حاکمیت کشورها، گفت‌وگوی سیاسی و ایجاد ترتیبات امنیتی قابل قبول برای همه طرف‌ها است.

مجتبی همت

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=12374

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مقالات