روز شنبه (۳۰ جوزا)، سریک ژومانگارین، معاون نخست وزیر قزاقستان، در رأس هیئتی بلندپایه وارد کابل شد. در ترکیب این هیئت، معاونان شماری از ادارههای دولتی، مسئولان نهادهای اقتصادی و نمایندگان برجسته بخش خصوصی قزاقستان حضور داشتند. این هیئت در جریان سفر خود با مقامهای بلندپایه حکومت طالبان از جمله رئیسالوزرا، معاون اقتصادی ریاستالوزرا، وزیر صنعت و تجارت، وزیر داخله و همچنان مقامهای محلی در هرات دیدار و گفتگو انجام داد. همزمان با این سفر، نشستهای اقتصادی، رایزنیهای تجاری و گفتگوهایی درباره ترانسپورت، سرمایهگذاری، همکاریهای امنیتی و توسعه روابط دوجانبه نیز برگزار شدند.
اگر تا چند سال پیش روابط کشورهای آسیای مرکزی با افغانستان عمدتاً از زاویه تهدیدهای امنیتی و نگرانیهای مرزی تعریف میشد، اکنون نشانههای آشکاری از تغییر این رویکرد دیده میشود. در میان کشورهای منطقه، قزاقستان و ازبکستان با سرعت بیشتری به سمت گسترش ارتباطات با کابل حرکت کردهاند و تلاش دارند افغانستان را نه صرفاً یک مسئله امنیتی، بلکه بخشی از معادلات اقتصادی، ترانزیتی و جیوپلیتیکی آینده منطقه تعریف کنند. گستردگی ترکیب هیئت قزاقستانی و تنوع دیدارها نشان میدهد که این سفر تنها در چارچوب تجارت قابل توضیح نیست و اهداف وسیعتری را دنبال میکند.
بر همین اساس، این پرسش اساسی مطرح میشود که: سفر معاون نخست وزیر قزاقستان به کابل تا چه اندازه نشانه شکلگیری یک راهبرد جدید آستانه در قبال افغانستان است و این راهبرد چه اهداف سیاسی، اقتصادی و امنیتی را دنبال میکند؟
گسترش تعاملات اقتصادی و تثبیت اهداف سیاسی و امنیتی قزاقستان در افغانستان
نخستین نکتهای که در تحلیل سفر معاون نخست وزیر قزاقستان و هیئت همراه باید مورد توجه قرار گیرد، چندبعدی بودن اهداف آستانه در قبال افغانستان است. اگرچه در سطح رسمی، توسعه تجارت و همکاری اقتصادی محور اصلی سفر معاون نخستوزیر قزاقستان،عنوان شد، اما ترکیب اعضای هیئت و سطح دیدارها نشان میدهد که قزاقستان نگاه بسیار گستردهتری به افغانستان دارد.
چنانچه در بعد سیاسی، قزاقستان در سالهای اخیر تلاش کرده جایگاه فعالتری در ترتیبات منطقهای آسیای مرکزی به دست آورد. افغانستان در این راهبرد اهمیت ویژه دارد؛ زیرا هرگونه تغییر در وضعیت سیاسی و امنیتی افغانستان میتواند به صورت مستقیم بر محیط پیرامونی آسیای مرکزی اثر بگذارد. از نگاه آستانه، تعامل با کابل راهی برای مدیریت بهتر تحولات منطقه و افزایش وزن سیاسی قزاقستان در معادلات بینالمللی است.
از سوی دیگر، در حوزه امنیتی، نگرانی از فعالیت گروههای افراطی، قاچاق مواد مخدر و تهدیدهای فرامرزی همچنان از دغدغههای مهم قزاقستان محسوب میشود. مقامات قزاقستان به خوبی آگاهاند که سیاست فاصله گرفتن از افغانستان در سالهای گذشته نتوانسته تهدیدها را از بین ببرد و اکنون همکاری مستقیم با حکومت طالبان را به عنوان بخشی از راهکار مدیریت تهدیدها دنبال میکنند. همکاری مشترک در مبارزه با مواد مخدر که در جریان این سفر نیز مورد تأکید قرار گرفت، در همین چارچوب قابل تحلیل است.
از طرف دیگر، در بعد منطقهای، میزبانی مرکز منطقهای سازمان ملل برای افغانستان فرصت کمنظیری در اختیار قزاقستان قرار داده است تا نقش دیپلماتیک خود را ارتقا دهد. آستانه تلاش دارد از طریق این مرکز، خود را به عنوان یکی از بازیگران اصلی پیگیری پرونده افغانستان معرفی کند؛ اما روشن است که موفقیت چنین ابتکاری بدون تعامل و همراهی کابل دشوار خواهد بود.
بلاخره در بعد اقتصادی نیز افغانستان برای قزاقستان تنها یک بازار مصرف نیست. بازار افغانستان ظرفیت قابل توجهی برای صادرات آرد، گندم و محصولات صنعتی قزاقستان دارد و در مقابل، محصولات زراعتی و میوههای افغانستان نیز میتواند جایگاه مناسبی در بازار آسیای مرکزی پیدا کند. علاوه بر آن، ظرفیتهای معدنی افغانستان برای شرکتها و بخش خصوصی قزاقستان جذابیت اقتصادی قابل توجهی دارد.
توسعه همکاریهای منطقهای و جلب همکاری کابل برای پروژههای راهبردی قزاقستان
یکی از مهمترین ابعاد سفر معاون نخست وزیر قزاقستان، تلاش برای همسو کردن کابل با پروژههای منطقهای و راهبردی آستانه بود. چنانچه پس از آنکه قزاقستان میزبانی مرکز منطقهای سازمان ملل برای افغانستان را به دست آورد، نیاز این کشور به ایجاد ارتباط مؤثر با حکومت افغانستان بیش از گذشته افزایش یافت. آستانه به خوبی میداند که بدون همراهی و همکاری حکومت مستقر در کابل، این مرکز به نهادی تشریفاتی تبدیل خواهد شد و امکان ایفای نقش منطقهای خود را از دست خواهد داد.
به همین دلیل، سفر معاون نخست وزیر قزاقستان را باید بخشی از تلاش آستانه برای جلب نظر و همراهی کابل دانست. حجم دیدارها و گفتگوهای صورتگرفته نشان داد که قزاقستان تلاش میکند از مرحله تماسهای محدود عبور کرده و یک چارچوب همکاری پایدار ایجاد کند.
در کنار این مسئله، موضوع کریدورهای ترانزیتی جایگاه برجستهای در مذاکرات داشت. قزاقستان با همکاری ترکمنستان به دنبال پیشبرد کریدور ریلی به سمت قندهار است؛ پروژهای که از حمایت روسیه نیز برخوردار است. این مسیر میتواند آسیای مرکزی را به بازارهای جنوب آسیا متصل کند و افغانستان را به یک حلقه کلیدی ترانزیت منطقه تبدیل نماید.
در همین چارچوب، گفتگو درباره پروژه راهآهن تورغندی–هرات و اعلام آمادگی قزاقستان برای سرمایهگذاری ۵۰۰ میلیون دالری در این پروژه، نشاندهنده نگاه بلندمدت آستانه به جایگاه افغانستان است. چنین پروژههایی صرفاً اقتصادی نیستند، بلکه نقشه نفوذ و ارتباطات منطقهای را نیز بازتعریف میکنند.
دستاوردهای سیاسی، اقتصادی و تجاری سفر معاون نخست وزیر قزاقستان و هیئت همراه به افغانستان
بررسی دیدارهای انجامشده در جریان سفر معاون نخست وزیر قزاقستان، نشان میدهد که آستانه تلاش دارد، همزمان چند مسیر را پیش ببرد. دیدار با ملامحمدحسن آخوند، رئیسالوزرا، نشاندهنده اهمیت سیاسی سفر بود و پیام روشنی درباره اراده قزاقستان برای توسعه روابط ارسال کرد. دیدار با ملا عبدالغنی برادر، معاون اقتصادی ریاستالوزرا، نشان داد که توسعه تجارت و سرمایهگذاری در مرکز گفتگوها قرار دارد. نشست با نورالدین عزیزی وزیر صنعت و تجارت نیز بر گسترش همکاریهای بخش خصوصی و تجاری تمرکز داشت.
همچنین دیدار با سراجالدین حقانی، وزیر داخله، بیانگر وجود ابعاد امنیتی در روابط دو طرف بود و گفتگو با مولوی اسلامجار، والی هرات، نشان داد که پروژههای ترانسپورتی و توسعه زیرساختی نیز بخش مهمی از برنامه سفر بوده است.
در سطح عملی، چند دستاورد مهم از این سفر به دست آمد. قزاقستان برای کالاهای ترانزیتی و وارداتی افغانستان تخفیفهای ترانسپورتی در نظر گرفت و اعلام کرد برای انتقال آرد و گندم صادراتی به افغانستان نیز تسهیلات ویژه ارائه خواهد شد.
یکی از مهمترین نتایج سفر، امضای ۲۵ تفاهمنامه همکاری میان اعضای سکتور خصوصی افغانستان و قزاقستان بود. این تفاهمنامهها حوزههای متنوعی از جمله ادویه، سبزیجات، میوه تازه و خشک، همکاری بانکی، آرد، گندم، روغن و کچالو را در بر میگیرد.
همچنین کمکهای بشردوستانه شامل هشت واگن اقلام ضروری، توافق بر تأسیس اتاق مشترک تجارت افغان–قزاق و تأکید بر همکاری در مبارزه با مواد مخدر، نشان داد که دو طرف در حال حرکت به سمت ایجاد یک چارچوب گستردهتر همکاری هستند.
خلاصه در یک جمعبندی کلی میتوان گفت که سفر معاون نخست وزیر قزاقستان به کابل را نباید تنها یک سفر اقتصادی دانست. این سفر نشان داد که قزاقستان در حال تعریف جایگاه تازهای برای افغانستان در سیاست منطقهای خود است؛ جایگاهی که در آن تجارت، ترانزیت، امنیت، سرمایهگذاری و اعتبار سیاسی به یکدیگر پیوند خوردهاند.
تحولات اخیر همچنین نشان میدهد که بخشی از کشورهای آسیای مرکزی به این جمعبندی رسیدهاند که تعامل با کابل، نسبت به سیاست فاصله و انتظار، منافع بیشتری برای آنان به همراه خواهد داشت. اگر این روند ادامه یابد، افغانستان در سالهای آینده میتواند بیش از گذشته به یکی از محورهای همکاری منطقهای تبدیل شود.

عایشه ببرک خیل











