Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

پشتو یا دری

مسئله زبان در افغانستان هیچگاه صرفا مسئله‌ای فرهنگی یا ادبی نبوده است. پشتو و دری، دو زبان عمده کشور، در دوره‌های مختلف تاریخی علاوه بر کارکرد ارتباطی و فرهنگی، با سیاست، هویت و برداشت‌های متفاوت از مفهوم دولت و ملت نیز پیوند خورده‌اند. به همین دلیل، گاهی یک اظهار نظر کوتاه درباره جایگاه یکی از این زبان‌ها می‌تواند به سرعت از حوزه زبان‌شناسی خارج شود و به یک بحث سیاسی و حتی قومی تبدیل گردد.

اظهارات اخیر لطف‌الله حکیمی، سرمفتش وزارت دفاع، نمونه تازه‌ای از همین حساسیت بود. او پشتو را «زبان ملی» و دری را زبان رسمی توصیف کرد. اندکی بعد انعام‌الله سمنگانی، رییس اطلاعات و فرهنگ در قندهار، برداشت دیگری ارائه کرد و نوشت که پشتو و دری «دو زبان همسان کشور» هستند. سمنگانی همچنین اساس بحث بر سر ملی‌بودن یکی از این دو زبان را زیر سوال برد و استدلال کرد که در ساختار سیاسی کنونی، بسیاری از مفاهیم بیشتر با ادبیات اسلامی و امارتی تعریف می‌شوند.

پرسش اساسی این است که زبان در دستگاه فکری یک حکومت شریعت‌محور چه جایگاهی دارد؟ آیا زبان باید یکی از پایه‌های تعریف هویت سیاسی باشد، یا اساسا نقش آن وسیله ارتباط، انتقال علم و حفظ فرهنگ است؟ پاسخ به این پرسش می‌تواند به درک متفاوتی از سیاست زبانی افغانستان امروز منجر شود.

  • شریعت و زبان؛ تفاوت، نه برتری

در منظومه فکری اسلام، تکثر زبانی واقعیتی است که نه تنها نفی نشده، بلکه از نشانه‌های آفرینش معرفی شده است. قرآن کریم در سوره روم، تفاوت زبان‌ها و رنگ‌های انسان‌ها را در کنار آفرینش آسمان‌ها و زمین از نشانه‌های الهی می‌شمارد: وَاخْتِلَافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَأَلْوَانِكُمْ.

این نگاه از اساس با تبدیل زبان به معیار برتری انسان‌ها تفاوت دارد. همچنین در آیه مشهور سوره حجرات، تقسیم انسان‌ها به «شعوب و قبائل» وسیله شناخت متقابل معرفی می‌شود و معیار فضیلت، تقوا دانسته می‌شود. بنابراین در یک چارچوب صرفا اسلامی، نمی‌توان زبان، قوم یا نژاد را به خودی خود مبنای فضیلت سیاسی یا اجتماعی قرار داد.

از همین زاویه می‌توان سیاست زبانی یک نظام شریعت‌محور را تحلیل کرد. برای چنین نظامی، پشتو، دری، ازبیکی، ترکمنی یا هر زبان دیگری پیش از آنکه نشانه یک پروژه سیاسی باشند، ابزار ارتباط انسان‌ها و حامل فرهنگ، دانش و میراث یک جامعه‌اند. زبان می‌تواند محترم، گسترده و حتی برای اداره ضروری باشد، اما قرار نیست به معیار ارزش‌گذاری میان شهروندان تبدیل شود.

  • تفاوت نگاه شریعت‌محور با ناسیونالیسم زبانی

یکی از ویژگی‌های قابل توجه گفتمان سیاسی امارت اسلامی این است که مشروعیت خود را اساسا از مفهوم «ملت‌سازی» به معنای کلاسیک آن تعریف نمی‌کند. محور اصلی این گفتمان، اسلام، شریعت، امارت و امت است.

در سخنان مقام‌های ارشد حکومت طالبان نیز به صورت مکرر بر این نکته تاکید می‌شود که سیاست‌ها و قوانین باید بر مبنای شریعت تنظیم شوند. برای نمونه، ملا عبدالغنی برادر در یکی از سخنرانی‌های رسمی خود در سال جاری گفته است که سیاست‌های امارت اسلامی بر مبنایی استوار است که «اساس آن شریعت اسلامی» است. این تفاوت گفتمانی برای مسئله زبان نیز مهم است.

ناسیونالیسم کلاسیک معمولا به دنبال عناصر مشخصی برای ساخت هویت مشترک ملی می‌گردد: سرزمین، تاریخ، بیرق، فرهنگ و گاهی یک زبان مشترک. اما در چارچوب امت‌محور اسلامی، لزوما نیازی نیست یک زبان به نماد انحصاری هویت سیاسی تبدیل شود. فرد می‌تواند پشتوزبان، دری‌زبان، ازبیک‌زبان باشد و در عین حال در یک ساختار سیاسی اسلامی جایگاه مشترکی داشته باشد. از این منظر، می‌توان واکنش انعام‌الله سمنگانی را فراتر از یک دفاع ساده از زبان دری تحلیل کرد.

  • سمنگانی و خارج‌کردن زبان از رقابت ملی‌بودن

سمنگانی در واکنش خود نه گفت دری باید زبان ملی اعلام شود و نه تلاش کرد عنوان ملی را از پشتو گرفته و به زبان دیگری منتقل کند. استدلال او اساسا صورت مسئله را تغییر داد. او نوشت پشتو و دری دو زبان همسان کشور هستند و سپس تاکید کرد که بحث بر سر اینکه کدام‌یک ملی است، با ساختار مفهومی حکومت کنونی سازگاری ندارد. این موضع از یک جهت قابل توجه است: اگر هیچ‌یک از دو زبان به ‌عنوان نشانه برتری سیاسی تعریف نشوند، رقابت بر سر اینکه کدام زبان ملی‌تر است نیز بخش زیادی از موضوعیت خود را از دست می‌دهد.

حتی انتخاب زبان پیام سمنگانی نیز معنا‌دار بود. او دیدگاه خود را به زبان دری مطرح کرد و برای انتقال پیامش از شعر اقبال لاهوری درباره همبستگی و کناررفتن تمایزهای تفرقه‌انگیز استفاده کرد. بنابراین می‌توان پیام او را تلاشی برای تغییر چارچوب مناقشه دانست: به جای پرسش «پشتو یا دری؟»، پرسش به این سمت منتقل می‌شود که چرا اساسا باید دو زبان تاریخی افغانستان در برابر یکدیگر قرار داده شوند؟

  • پشتو و دری؛ توسعه همزمان به جای رقابت

شواهدی از سیاست فرهنگی کنونی نیز وجود دارد که نشان می‌دهد حداقل در سطح رسمی، ظرفیت نگاه همزمان به هر دو زبان وجود دارد. وزارت اطلاعات و فرهنگ در اول سنبله ۱۴۰۵ یک ورکشاپ پنج‌روزه علمی و فرهنگی را با حضور استادان پشتو و دری، نمایندگان پوهنتون کابل، وزارت معارف، وزارت تحصیلات عالی و آکادمی علوم برگزار کرد. موضوع نشست «اصلاح و یکسان‌سازی روش املای زبان‌های پشتو و دری» بود و هدف آن، تقویت بنیان‌های علمی هر دو زبان و ایجاد هماهنگی در نگارش آنها اعلام شد.

اهمیت چنین برنامه‌ای در این است که دو زبان نه به‌عنوان رقیب، بلکه به‌عنوان دو سرمایه فرهنگی کشور در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند. اگر چنین رویکردی در سطح گسترده‌تر دنبال شود، امکان کاهش بخشی از حساسیت‌های تاریخی نیز وجود دارد.

تقویت پشتو نباید به معنای کاهش جایگاه دری تعبیر شود و توسعه دری نیز نباید تهدیدی برای پشتو قلمداد گردد. همین منطق باید درباره ازبیکی، ترکمنی، بلوچی، پشه‌ای، نورستانی، پامیری و دیگر زبان‌های افغانستان نیز برقرار باشد. در واقع، جامعه چندزبانه را نمی‌توان با منطق یک زبان برنده و دیگران بازنده مدیریت کرد.

  • فراتر از «پشتو یا دری»

افغانستان هزینه‌های سنگینی از سیاسی‌شدن تفاوت‌های قومی، مذهبی و زبانی پرداخته است. یکی از درس‌های این تاریخ آن است که هرگاه تفاوت فرهنگی وارد مسابقه قدرت شود، مسئله‌ای که می‌توانست منبع غنا باشد به نقطه اختلاف تبدیل می‌شود. از این منظر، مهم‌ترین بخش سخنان اخیر انعام‌الله سمنگانی شاید نه بحث او درباره واژه «ملی»، بلکه جمله دیگری باشد: «پشتو و دری، دو زبان همسان کشور اند.» این جمله امکان یک قرائت متفاوت از سیاست زبانی را فراهم می‌کند.

در این قرائت، قرار نیست یک زبان تاج هویت افغانستان را بر سر بگذارد و زبان دیگر در سایه آن قرار گیرد. پشتو، دری و دیگر زبان‌های کشور هر یک بخشی از تاریخ و جامعه افغانستان هستند؛ اما هویت سیاسی در نظامی که خود را اسلامی تعریف می‌کند، نباید بر پایه برتری یکی از آنها ساخته شود.

آینده سیاست زبانی افغانستان نیز احتمالا زمانی آرام‌تر خواهد بود که پرسش از «کدام زبان ملی‌تر است؟» جای خود را به پرسشی عملی‌تر بدهد: چگونه می‌توان زمینه رشد، آموزش و استفاده از زبان‌های کشور را بدون تبدیل آنها به خطوط منازعه سیاسی فراهم کرد؟

پاسخ به این پرسش می‌تواند نقطه‌ای برای عبور از ناسیونالیسم زبانی به یک الگوی متفاوت باشد؛ الگویی که در آن شریعت، همبستگی اجتماعی و واقعیت چندزبانه افغانستان در برابر یکدیگر قرار نگیرند. افغانستان برای وحدت، به یکسان‌کردن زبان مردم نیاز ندارد. آنچه نیاز دارد، خارج‌کردن زبان از میدان برتری‌جویی است.

زیرا زبان زمانی عامل تفرقه می‌شود که سیاست از آن برای ساختن مرز میان انسان‌ها استفاده کند؛ و زمانی عامل همبستگی می‌شود که هرکس بتواند با زبان خود سخن بگوید، بدون آنکه برای اثبات تعلقش به این سرزمین ناچار باشد زبان دیگری را انکار کند.

پشتو یا دری
پشتو یا دری؟! این دو زبان نه به‌عنوان رقیب، بلکه به‌عنوان دو سرمایه فرهنگی کشور در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند

سعید محمدی

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=13099

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *