Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print
  • عضویت ایران در بریکس

یک کانتینر را تصور کنید که از هند راه افتاده است؛ از آب‌های اقیانوس هند عبور می‌کند و به چابهار می‌رسد. از آنجا وارد خاک ایران می‌شود و مسیرش را به سمت شرق ادامه می‌دهد؛ جایی که جاده‌ها و خطوط ریلی می‌توانند آن را به افغانستان و سپس آسیای مرکزی برسانند. در ظاهر، فقط یک محموله در حال جابه‌جایی است. اما پشت همین حرکت ساده، رقابتی بزرگ‌تر جریان دارد؛ رقابت بر سر اینکه افغانستان در قرن بیست‌ویکم از کدام دروازه به اقتصاد جهان متصل شود.

سال‌ها پاکستان یکی از اصلی‌ترین این دروازه‌ها بوده است. اما هر بار که مرزهای افغانستان و پاکستان بسته شده یا روابط سیاسی کابل و اسلام‌آباد تیره‌تر شده، یک واقعیت قدیمی دوباره خود را نشان داده است: برای کشوری محصور در خشکی، مسیر ترانزیتی فقط یک راه نیست؛ بخشی از امنیت اقتصادی و قدرت سیاسی آن است.

حالا متغیر تازه‌ای وارد این معادله شده است: ایران و حضور آن در بریکس. ایران از جنوری ۲۰۲۴ عضو کامل بریکس شد و همزمان، این مجموعه بیش از گذشته بر استفاده از ارزهای ملی، ابزارهای پرداخت و توسعه همکاری‌های مالی میان اعضا و شرکای تجاری خود تأکید کرده است. در اسناد بریکس نیز نقش بانک توسعه جدید در تأمین مالی زیرساخت و توسعه برجسته شده، هرچند عضویت در بریکس به‌تنهایی به معنای عضویت در این بانک نیست.

بنابراین، مسئله اصلی این نیست که ایران از بریکس «چقدر پول» به دست می‌آورد مسئله مهم‌تر این است که آیا پیوندهای اقتصادی و مالی جدید می‌توانند توان ایران برای ساختن و تقویت مسیرهایی را افزایش دهند که افغانستان نیز از آنها استفاده می‌کند؟ اینجاست که داستان از بریکس آغاز می‌شود، اما در افغانستان ادامه پیدا می‌کند.

  • وقتی سرمایه به جغرافیا قدرت تازه‌ای می‌دهد

در سال‌های پایانی قرن نوزدهم، وقتی قطارهای روسیه آرام‌آرام در آسیای مرکزی پیش می‌رفتند، لندن فقط شاهد توسعه یک شبکه ریلی نبود؛ بریتانیا نگران نزدیک‌شدن روسیه به مرزهای هند بود. افغانستان در میانه این رقابت ایستاده بود؛ سرزمینی که برای بریتانیا یک حائل امنیتی و برای روسیه بخشی از معادله جنوب اوراسیا بود. بازی بزرگ فقط بر سر تصرف سرزمین‌ها نبود؛ بر سر کنترل موقعیت‌هایی بود که می‌توانستند مسیر حرکت قدرت را تغییر دهند.

چند سال بعد، هالفورد مکیندر در نظریه ژئوپلیتیکی خود نشان داد که جغرافیا چگونه می‌تواند در ساختن قدرت نقش داشته باشد. در دوره‌ای که راه‌آهن فاصله‌های عظیم اوراسیا را کوتاه می‌کرد، مسیرهای ارتباطی دیگر صرفاً ابزار حمل‌ونقل نبودند؛ بخشی از معادله قدرت بودند. امروز ارتش‌ها تنها چیزی نیستند که در این مسیرها حرکت می‌کنند. سرمایه، کالا، انرژی، فناوری و اطلاعات نیز حرکت می‌کنند.

به همین دلیل است که عضویت ایران در بریکس را نباید فقط در سالن اجلاس‌ها و بیانیه‌های اقتصادی دید. اگر همکاری‌های مالی بریکس، استفاده از ارزهای ملی و سازوکارهای پرداخت جدید بتوانند هزینه و ریسک مبادلات را کاهش دهند، اثر آنها می‌تواند در نقطه‌ای بسیار دورتر از میزهای مذاکره دیده شود. اسناد بریکس نیز در سال‌های اخیر بر توسعه پرداخت‌های فرامرزی و استفاده بیشتر از ارزهای محلی تأکید کرده‌اند.

سرمایه زمانی قدرت ژئواکونومیک پیدا می‌کند که از روی کاغذ پایین بیاید و روی زمین بنشیند؛ در بندر و راه‌آهن، در جاده و پایانه مرزی. چابهار دقیقاً یکی از همین نقاط است؛ جایی که یک سرمایه‌گذاری اقتصادی می‌تواند در نهایت به مسیری برای حرکت کالا میان هند، ایران، افغانستان و آسیای مرکزی تبدیل شود و اینجاست که جغرافیای ایران برای افغانستان اهمیت پیدا می‌کند.

افغانستان به دریا راه ندارد، اما ایران در جنوب خود به دریای عمان دسترسی دارد و می‌تواند یکی از مسیرهای ارتباط افغانستان با آب‌های آزاد و بازارهای جنوبی باشد. بنابراین اگر توان ایران برای توسعه زیرساخت و تسهیل تجارت افزایش پیدا کند، ارزش جغرافیایی ایران برای افغانستان نیز می‌تواند افزایش یابد.

در اینجا یک زنجیره ساده شکل می‌گیرد: سازوکار مالی، سرمایه‌گذاری، زیرساخت، کریدور و تجارت. و در انتهای این زنجیره، افغانستان قرار دارد.

  • چابهار؛ دروازه‌ای که می‌تواند معادله را تغییر دهد

این ایده البته تازه نیست. در سال ۲۰۱۶، ایران، هند و افغانستان توافق ایجاد کریدور حمل‌ونقل و ترانزیت چابهار را امضا کردند. در متن توافق، صراحتاً به نیاز افغانستانِ محصور در خشکی برای دسترسی به آب‌های آزاد و نقش چابهار به‌عنوان یکی از محورهای همکاری ترانزیتی سه کشور اشاره شده بود.

چابهار از همان ابتدا قرار نبود فقط یک بندر باشد. ایده اصلی، ایجاد یک مسیر جایگزین برای افغانستان بود؛ مسیری که هند را از طریق ایران به افغانستان و در نهایت به آسیای مرکزی نزدیک‌تر می‌کرد. در سال‌های بعد نیز این مسیر از روی کاغذ به مرحله عملیاتی نزدیک شد؛ از جمله با افتتاح فاز نخست بندر شهید بهشتی و ارسال نخستین محموله گندم هند به افغانستان از طریق چابهار در سال 2017.

اما اهمیت چابهار برای افغانستان در یک چیز خلاصه می‌شود: انحصار مسیر را می‌شکند. اما قرار نیست چابهار یک‌شبه کراچی را از نقشه تجارت افغانستان حذف کند. ارزش واقعی آن در این است که افغانستان مجبور نباشد برای رسیدن به جهان خارج فقط به یک مسیر تکیه کند. زیرا وقتی یک کشور فقط یک دروازه دارد، صاحب آن دروازه قدرت زیادی پیدا می‌کند. اما وقتی دروازه دوم باز شود، قواعد بازی تغییر می‌کند.

هند نیز دقیقاً به همین دلیل در توسعه چابهار سرمایه‌گذاری کرده است. این بندر برای دهلی فقط یک پروژه ایرانی نیست؛ بخشی از تلاش هند برای دسترسی به افغانستان، آسیای مرکزی و بازارهای فراتر از آن است. هند و ایران نیز بارها بر نقش چابهار در اتصال منطقه تأکید کرده‌اند.

بنابراین، اگر پیوندهای اقتصادی ایران با بریکس بتواند به تقویت ظرفیت‌های زیرساختی و تجاری ایران کمک کند، چابهار می‌تواند از یک بندر مهم به یکی از گره‌های شبکه اقتصادی شرق تبدیل شود و اینجاست که پاکستان وارد معادله می‌شود.

  • افغانستان؛ میان چند دروازه

گاهی قدرت یک کشور به جای تعداد تانک‌هایش، در این است که برای رسیدن به بازارهایش چند راه دارد. افغانستان سال‌ها بخش قابل توجهی از تجارت خود را از مسیر پاکستان انجام داده است. همین وابستگی باعث شده هر بحران سیاسی در روابط کابل و اسلام‌آباد خیلی سریع خود را در تجارت نشان دهد: مرز بسته می‌شود، موترهای لاری متوقف می‌شوند، هزینه بالا می‌رود و کالایی که باید به بازار برسد، پشت یک گذرگاه مرزی می‌ماند.

اما بازرگان به مسیر مطمئن، سریع و کم‌هزینه وفادار است. اگر مسیر پاکستان دشوار شود و مسیر ایران بتواند خدمات رقابتی ارائه کند، بخشی از تجارت به سمت چابهار حرکت خواهد کرد. اگر مسیر ایران هم با مشکل مواجه شود، افغانستان دوباره می‌تواند به پاکستان یا مسیرهای آسیای مرکزی رجوع کند. این همان چیزی است که برای افغانستان اهمیت ژئوپلیتیکی دارد: انتخاب.

در چنین شرایطی، رقابت میان کراچی، گوادر و چابهار لزوماً بازی «ایران یا پاکستان» نیست؛ می‌تواند بازی «ایران و پاکستان و مسیرهای دیگر» باشد. افغانستان هرچه گزینه‌های بیشتری داشته باشد، قدرت چانه‌زنی بیشتری نیز خواهد داشت. اما برای تبدیل این فرصت به واقعیت، یک مانع جدی وجود دارد. جاده به‌تنهایی کافی نیست.

  • جایی که جاده به تجارت تبدیل می‌شود.

تصور کنیم بندر توسعه پیدا کرده، جاده ساخته شده و قطارها به حرکت درآمده‌اند. هنوز یک سؤال باقی می‌ماند: پول این تجارت چگونه جابه‌جا خواهد شد؟

کریدور واقعی فقط مسیری نیست که کامیون از آن عبور کند. باید بتوان کالا را بیمه کرد، پول را منتقل کرد، قرارداد بسته کرد، گمرک را انجام داد و هزینه‌ها را با ریسک قابل‌قبول پرداخت کرد. اینجاست که بخش مالی بریکس اهمیت پیدا می‌کند. این مجموعه در سال‌های اخیر بر افزایش استفاده از ارزهای محلی، ابزارهای پرداخت و پلتفرم‌های پرداخت فرامرزی تأکید کرده است؛ هدفی که می‌تواند در صورت عملیاتی‌شدن، هزینه و پیچیدگی بخشی از تجارت میان کشورهای عضو و شرکای آنها را کاهش دهد.

البته سازوکارهای مالی بریکس را نباید با عضویت در بانک توسعه جدید این مجموعه  (NDB) یکی دانست؛ این دو مسیرهای متفاوتی هستند، اما هر دو می‌توانند در گسترش همکاری‌های اقتصادی و مالی اعضا و شرکای آنها نقش داشته باشند.

اگر تاجری بتواند کالا را از هند به چابهار برساند، از مسیر ایران وارد افغانستان کند و سازوکارهای مالی و تجاری نیز با هزینه و ریسک کمتری کار کنند، دیگر با یک «جاده» روبه‌رو نیستیم. با یک شبکه اقتصادی روبه‌رو هستیم که افغانستان می‌تواند یکی از حلقه‌های آن شبکه باشد.

  • فرصت افغانستان، اما نه بدون شرط

با این حال، نباید روی نقشه‌های رنگارنگ کریدورها آن‌قدر خیره شد که واقعیت‌های زمین را فراموش کنیم

هیچ بندری صرفاً به دلیل موقعیت جغرافیایی به گره ترانزیتی تبدیل نمی‌شود. چابهار به اتصال بهتر ریلی و جاده‌ای، خدمات لجستیکی، گمرک کارآمد، سرمایه‌گذاری مستمر و ثبات در مسیر نیاز دارد. تحریم‌های ایران نیز همچنان می‌تواند برای بانک‌ها، شرکت‌های حمل‌ونقل و سرمایه‌گذاران بین‌المللی ریسک ایجاد کند. اما افغانستان لازم نیست منتظر حل‌شدن همه این مشکلات بماند. برعکس، باید از همین امروز خود را برای عصر رقابت کریدورها آماده کند. اگر افغانستان بتواند همزمان مسیر پاکستان، ایران و آسیای مرکزی را فعال نگه دارد، دیگر مجبور نیست یک مسیر را انتخاب و دیگری را حذف کند. می‌تواند از رقابت میان آنها استفاده کند.

در این صورت، کابل می‌تواند با ایران درباره هزینه و سرعت ترانزیت مذاکره کند، با پاکستان بر سر بازبودن مسیرها چانه بزند، از هند برای توسعه تجارت از طریق چابهار بهره بگیرد و ارتباط خود را با بازارهای آسیای مرکزی گسترش دهد. در این نگاه، افغانستان دیگر فقط کشور محصور در خشکی نیست. می‌تواند به کشور چهارراهی تبدیل شود و این مهم‌ترین پیامد ژئواکونومیک تحول در اطراف ایران است.

  • از حاشیه به چهارراه

دوباره به همان کانتینر برگردیم. همان کانتینری که از هند راه افتاده بود و به چابهار رسید. اگر از آنجا بتواند با هزینه‌ای رقابتی و در زمانی قابل‌پیش‌بینی به افغانستان برسد، سپس راه خود را به سوی آسیای مرکزی ادامه دهد، آنچه در حال حرکت است فقط یک محموله کالا نیست. پشت آن، شبکه‌ای از بندر، جاده، راه‌آهن، سرمایه، نظام پرداخت و بازار قرار دارد.

در چنین شبکه‌ای، عضویت ایران در بریکس زمانی برای افغانستان اهمیت پیدا می‌کند که از سطح بیانیه‌ها و نشست‌ها عبور کند و به ظرفیت واقعی برای تقویت روابط اقتصادی، مالی و زیرساختی ایران تبدیل شود. چابهار نیز قرار نیست کراچی را نابود کند و ایران قرار نیست یک‌شبه جای پاکستان را بگیرد. مسئله چیز دیگری است: پایان انحصار یک مسیر.

افغانستان هرچه دروازه‌های بیشتری داشته باشد، انتخاب بیشتری خواهد داشت؛ و هرچه انتخاب بیشتری داشته باشد، قدرت چانه‌زنی بیشتری خواهد داشت. شاید همین‌جا بتوان معنای ژئوپلیتیکی بریکس برای افغانستان را پیدا کرد. افغانستان لازم نیست در اتاق بریکس نشسته باشد تا از تغییرات اقتصادی آن بهره ببرد. کافی است یکی از مسیرهای اصلی عبور این تغییرات باشد. در قرن نوزدهم، قدرت‌های بزرگ برای کنترل افغانستان رقابت می‌کردند. در قرن بیست‌ویکم، ممکن است رقابت شکل دیگری پیدا کند:

رقابت برای دسترسی به بازارهای افغانستان، برای عبور از جغرافیای آن و برای پیوندزدن جنوب آسیا به آسیای مرکزی. و اگر آن روز برسد، نقشه افغانستان دیگر همان نقشه قدیمی نخواهد بود. کشوری که زمانی جغرافیایش یک محدودیت به شمار می‌رفت، می‌تواند همان جغرافیا را به برگ برنده خود تبدیل کند. فاصله میان یک کشور محصور و یک چهارراه اقتصادی، گاهی فقط به اندازه بازشدن یک دروازه دیگر است.

بریکس
اگر پیوندهای اقتصادی ایران با بریکس بتواند به تقویت ظرفیت‌های زیرساختی و تجاری ایران کمک کند، چابهار می‌تواند از یک بندر مهم به یکی از گره‌های شبکه اقتصادی شرق تبدیل شود.

الهام قاسمی

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=12991

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مقالات