آیتالله سید مجتبی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، در دیدار با فرماندهان ارشد نیروهای مسلح این کشور، دستوری صادر کرد که فراتر از یک هشدار نظامی معمولی، بازنویسی معادله قدرت در غرب آسیا است. وی تأکید کرد: «اگر دشمنان مجدّداً حملات نظامی یا تروریستی را شروع کنند، این نیروهای مسلّح جمهوری اسلامی و ملّت ایران هستند که زمان و شرایط پایان آن را تعیین میکنند.»
رهبر ایران میافزاید: «هر سطح و نوعی از تهدید باید با پاسخ فوری و اثرگذار و بدون محدودیت جغرافیایی روبهرو شود». این سخن، اعلام رسمی تغییر دکترین جنگ ایران از بازدارندگی درونمرزی و منطقهای به پاسخ بدون مرز جغرافیایی است.
ایران شوخی ندارد
پیشتر ایران هشدار داده بود که جنگ را منطقهای خواهد کرد و هنگامی که حملات امریکا و اسرائیل آغاز شد، پایگاههای امریکا در سراسر منطقه و منافع آن زیر ضرب موشکها و پهپادهای ایران قرار گرفت و تنگه هرمز به برگ برندهای راهبردی تبدیل شد. اکنون این دکترین یک پله دیگر بالا رفته است. از جنگ منطقهای به پاسخ بدون محدودیت جغرافیایی. به این معنا که مبدا حملات و پایگاههای امریکا در سراسر اروپا نیز در امان نخواهند بود.
آیا ایران توانایی جنگی دارد؟
رهبری ایران با این ترتیب، پیش از آنکه دشمن بتواند دامنه درگیری را بر ایران تحمیل کند، دامنه پاسخ را از پیش تعیین کرده است. تأکید بر بدون محدودیت جغرافیایی تنها در صورتی معنا دارد که ابزار تحقق آن وجود داشته باشد. ایران امروز در حوزه موشکی به توانمندیهایی رسیده است که این گزاره را از سطح شعار به سطح دکترین عملیاتی ارتقا میدهد. موشک هایپرسونیک «فتاح ۲» با سرعت حدود ۱۰ ماخ و برد ۱۸۰۰ کیلومتر، با پرواز در ارتفاع پایین و مانورپذیری بالا، عملاً رادارهای هشدار زودهنگام دشمن را در شناسایی و رهگیری ناتوان میکند.
مهمتر از همه، ناشناختههای ایران است که تاکنون در میدان جنگ استفاده نشده و اینبار گپوگفتهای زیادی پیرامون آنها وجود دارد، از جمله موشک رستاخیز که در همین ابتدا لرزه بر جان امریکاییها و اسرائیلیها انداخته است.
هیچ نقطهای در امان نیست
زمانی که ایران «بانک اهداف» داراییهای مادی و غیرمادی امریکا و اسرائیل را بهروزرسانی میکند، پیام روشن است که هیچ نقطهای از منافع دشمن خارج از دسترس پاسخ ایران نیست. این قدرت، محصول سالها سرمایهگذاری در دفاع بومی و بیاعتنایی به فشارهای بیرونی برای محدودسازی توان موشکی است.
از عملیات پنجه عقاب در صحرای طبس در ثور ۱۳۵۹ که با کشته شدن نظامیان امریکایی و برجای ماندن بالگردهای سوخته به شکستی مفتضحانه انجامید، تا «جنگ رمضان» که در آن امریکا و اسرائیل با تمام توان برای تحمیل اراده خود آمدند اما نه تنها به اهدافشان نرسیدند، بلکه برای آتشبس «التماس» کردند. نشریه تلگراف نیز اذعان کرده است که واشنگتن حتی با تمام توان و اتحاد با متحدانش نتوانسته است شکست ایران را محقق کند.
آیتالله سید مجتبی خامنهای؛ رهبر هوشیار و مردم بیدار
در بخشی از تدابیر آیتالله سید مجتبی خامنهای، حمایت ملی از نیروهای مسلح بهصراحت از ارکان بازدارندگی در برابر دشمنان خوانده شد. این نکته کلیدی است که تحلیلهای مادیگرایانه از قدرت نادیده میگیرند. آنچه امریکا و اسرائیل را در محاسبات خود به خطا میاندازد، نه تنها موشکها، بلکه پیوند میان نیروهای مسلح و جامعهای است که در طول دههها تحریم و تهدید، هوشیاری خود را نسبت به ماهیت دشمن حفظ کرده است.
رهبری ایران با تکیه بر این سرمایه اجتماعی، میتواند دکترینی را اعلام کند که در آن «زمان و شرایط پایان جنگ» نه در واشنگتن یا تلآویو، بلکه در تهران تعیین میشود. در حالی که ترامپ از محدودیتهای انتخاباتی و نتانیاهو از بحرانهای داخلی رنج میبرند، ایران با تکیه بر قدرت بازدارندگی و انسجام داخلی، ابتکار عمل راهبردی را در دست دارد.
دستور آیتالله سید مجتبی خامنهای را باید در همین چارچوب فهمید. اعلام عمومیِ آنچه سالها در سکوت آماده شده بود. ایران با این دستور، نه به دنبال جنگ است و نه آن را آغاز میکند؛ اما اگر جنگی تحمیل شود، این تهران است که قواعد آن را مینویسد.

احمدی











