هر بار که حملات پاکستان بر افغانستان تکرار میشود، روایت قربانی شدن افراد ملکی نیز بار دیگر تکرار میگردد. در یکسو، اسلامآباد از هدف قرار دادن مواضع گروههای مسلح سخن میگوید و در سوی دیگر، تصاویر خانههای ویران، کودکان زخمی و خانوادههای داغدار، بهای واقعی این درگیریها را نشان میدهد. آنچه امروز بیش از خود حملات مایه نگرانی است، این است که قربانی شدن افراد ملکی بهتدریج در حال عادی شدن است.
در تازهترین حملات پاکستان بر افغانستان که ولایتهای پکتیا، پکتیکا و کنر را هدف قرار داد، بار دیگر گزارشهایی از کشته و زخمی شدن افراد ملکی منتشر شد. دفتر هیئت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما) نیز تأیید کرد که زنان و کودکان در میان قربانیان این حملات قرار دارند و بر رعایت حقوق بینالملل و حفاظت از افراد ملکی تأکید نمود.
آنچه امروز بیش از خود حملات مایه نگرانی است، این است که کشته شدن افراد ملکی افغان بهتدریج در حال مبدل شدن به بخشی عادی از تنشهای مرزی است؛ در چنین شرایطی، تنها اعداد تغییر میکنند، اما واقعیت میدانی همان چرخه تکراری قربانی شدن افراد ملکی است.
چرا جهان در برابر کشتار افراد ملکی خاموش مانده است؟
اگر خود این حملات نگرانکننده است، واکنش بخش بزرگی از جامعه جهانی نیز کمتر از آن قابل تأمل نیست. یوناما کشته شدن افراد ملکی را تأیید کرده و بر ضرورت حفاظت از غیرنظامیان و رعایت حقوق بینالملل بشردوستانه تأکید نموده است. اتحادیه اروپا نیز خواهان کاهش تنش، خویشتنداری و احترام به حقوق بینالملل شده، اما از محکوم کردن صریح این حملات خودداری کرده است. در میان دولتهایی که واکنش نشان دادند، هند نیز این حملات را بهگونه آشکار محکوم کرده و آن را مغایر با حاکمیت افغانستان و اصول حقوق بینالملل دانسته است.
همچنین نهاد حقوق بشری «رواداری» با نشر اعلامیهای، حمله بر مناطق مسکونی را محکوم کرده و نسبت به پیامدهای انسانی آن هشدار داده است. در میان این واکنشها، موضع ریچارد بنت، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور افغانستان نیز توجه بسیاری را به خود جلب کرد. او از کشته و زخمی شدن زنان و کودکان ابراز تأسف کرده و با خانوادههای قربانیان همدردی نموده است؛ اما شماری از فعالان حقوق بشر و آگاهان سیاسی باور دارند که انتظار میرفت در برابر تلفات افراد ملکی، موضعی صریحتر و قاطعتر اتخاذ شود.
در چنین وضعیت، صرف ابراز نگرانی یا انتشار اعلامیههای سیاسی نمیتواند پاسخگوی پیامدهای انسانی این حملات باشد. آنچه بیش از همه نیاز است، مسئولیتپذیری سیاسی و حقوقی روشن از سوی طرفهای درگیر و نهادهای بینالمللی است؛ بهگونهای که در برابر تلفات افراد ملکی، سازوکار مشخص پاسخگویی و پیگیری وجود داشته باشد.
البته نمیتوان از سکوت یا احتیاط برخی کشورها، انگیزه سیاسی مشخصی را نتیجهگیری کرد؛ اما آنچه روشن است، این است که واکنشهای محدود و محتاطانه، این نگرانی را به وجود آورده که رنج و درد افراد ملکی افغانستان آنگونه که شایسته است، در محور توجه جامعه جهانی قرار نگرفته است.
زمانی که قربانیان تنها به یک آمار مبدل میشوند
یکی از خطرناکترین پیامدهای تکرار این حملات، عادی شدن درد و رنج مردم افغانستان است. اگر پس از هر حمله تنها شمار کشتهشدگان و زخمیها اعلام شود و چند روز بعد همهچیز به فراموشی سپرده شود، قربانیان بهتدریج از انسانهایی با نام، خانواده و آرزو، به ارقامی در گزارشهای رسانهای مبدل میشوند.
اما در میان همه این آمارها و اعلامیههای سیاسی، آنچه بیش از همه نادیده گرفته میشود، سرنوشت انسانهایی است که زندگیشان دیگر هیچگاه به حالت گذشته برنمیگردد. برای کودکی که پدر یا مادرش را از دست داده، برای مادری که فرزندش زیر آوار جان سپرده و برای خانوادهای که خانهاش در چند لحظه به ویرانه مبدل شده است، این حملات تنها یک خبر سیاسی نیست؛ بلکه زخمی است که تا سالها با آن زندگی خواهند کرد.
شاید به همین دلیل است که پس از فروکش کردن موج خبرها، آنچه در ذهن مردم افغانستان باقی میماند، نه اعلامیههای سیاسی و نه اظهارات مقامها، بلکه تصویر خانههای ویران، کودکان بیپناه و خانوادههای داغداری است که هیچ نقشی در این درگیریها نداشتهاند.
جان افراد ملکی نباید قربانی معادلات امنیتی شود
هیچ کشوری نمیتواند نگرانیهای امنیتی خود را نادیده بگیرد؛ اما در کنار آن، همه دولتها بر بنیاد حقوق بینالملل مکلفاند از جان افراد ملکی حفاظت کنند. مبارزه با تهدیدهای امنیتی نباید به بهای جان انسانهای بیگناه تمام شود.
اگر حملات مرزی بدون انجام تحقیقات شفاف، پاسخگویی و رسیدگی جدی به تلفات افراد ملکی ادامه یابد، این خطر وجود دارد که کشته شدن زنان، کودکان و دیگر افراد ملکی به بخشی عادی از معادلات امنیتی منطقه مبدل شود؛ وضعیتی که نه به سود افغانستان است، نه به سود پاکستان و نه به نفع ثبات منطقه.

جمعبندی
حملات پاکستان بر افغانستان تنها یک تنش مرزی نیست؛ بلکه آزمونی برای میزان پایبندی همه طرفها به حقوق بینالملل و ارزشی است که برای جان انسانها قایلاند. مهمترین پرسش امروز این نیست که چه کسی این درگیری را آغاز کرده است؛ بلکه این است که چرا با وجود تکرار کشته شدن افراد ملکی، هنوز هم واکنشی درخور از سوی جامعه جهانی دیده نمیشود.
تا زمانی که جان افراد ملکی در محور توجه قرار نگیرد و هر حمله تنها با چند اعلامیه و ابراز نگرانی پایان یابد، این نگرانی همچنان پابرجا خواهد ماند که کشتار افراد ملکی افغانستان به یک رویه خطرناک و تکرارشونده مبدل شده است.
اگر این چرخه حملات پاکستان بر افغانستان متوقف نشود، قربانیان بعدی نیز بار دیگر افراد ملکی خواهند بود؛ کودکانی که آیندهشان ناتمام میماند، مادرانی که عزیزانشان را از دست میدهند و خانوادههایی که در یک چشم برهم زدن، همه دارایی و آرامش خود را از دست میدهند. این انسانها هیچ نقشی در درگیریها ندارند، اما هر بار سنگینترین بهای آن را میپردازند؛ و همین، تلخترین بخش این روایت تکراری است.
زهرا هاشمی











