سفر هیئت قزاقستان به کابل
تا چند سال پیش، افغانستان در نگاه قزاقستان بیشتر یک تهدید امنیتی بود تا یک شریک اقتصادی؛ کشوری که بیثباتی آن میتوانست زمینه گسترش تروریسم، قاچاق مواد مخدر و ناامنی در آسیای مرکزی را فراهم کند. اما سفر اخیر سریک ژومانگارین، معاون نخستوزیر قزاقستان، به کابل نشان داد که این نگاه بهطور محسوسی در حال تغییر است. امضای تفاهمنامههای اقتصادی، تأکید بر توسعه کریدورهای ترانزیتی و گفتوگو درباره پروژههای زیربنایی، در ظاهر از یک سفر اقتصادی حکایت داشت، اما بررسی ابعاد آن نشان میدهد که آستانه اهدافی فراتر از تجارت را دنبال میکند.
قزاقستان دیگر افغانستان را صرفاً یک همسایه پرچالش یا بازار مصرف نمیبیند، بلکه آن را حلقهای تعیینکننده برای توسعه کریدورهای ترانزیتی، افزایش نفوذ سیاسی و تثبیت جایگاه خود در آسیای مرکزی میداند. از همین منظر، اهمیت این سفر بیش از آنکه در تعداد تفاهمنامههای امضاشده باشد، در پیامی نهفته است که درباره جایگاه جدید افغانستان در معادلات ژئوپلیتیکی منطقه مخابره میکند.
چرا این تغییر اکنون رخ داده است؟
این پرسش، کلید فهم سیاست جدید قزاقستان در قبال افغانستان است. در سالهای گذشته، سیاست غالب کشورهای آسیای مرکزی بر احتیاط و فاصلهگیری از افغانستان استوار بود. تصور غالب این بود که کاهش تعامل، میتواند خطر سرایت ناامنی را محدود کند. اما تجربه سالهای اخیر نشان داده است که انزوای افغانستان نه تهدیدهای امنیتی را از میان برده و نه فرصتهای اقتصادی تازهای برای منطقه ایجاد کرده است.
در مقابل، گسترش تعامل کشورهای منطقه با کابل، افزایش اهمیت کریدورهای تجاری و نیاز فزاینده کشورهای آسیای مرکزی به مسیرهای جایگزین صادرات، معادلات را تغییر داده است. قزاقستان به این جمعبندی رسیده که اگر امروز در پروژههای اقتصادی و ترانزیتی افغانستان نقش فعالی نداشته باشد، در رقابت با دیگر بازیگران منطقه، بهویژه ازبکستان، بخشی از فرصتهای راهبردی خود را از دست خواهد داد.
به همین دلیل، حضور همزمان مقامهای ارشد دولتی، مسئولان اقتصادی و نمایندگان بخش خصوصی در هیئت اعزامی به کابل، نشان میدهد که آستانه تنها به دنبال افزایش مبادلات تجاری نیست، بلکه برای ایجاد یک شراکت بلندمدت برنامهریزی کرده است.
افغانستان؛ گره اتصال آسیای مرکزی و جنوبی
یکی از مهمترین محورهای سفر هیئت قزاقستان به کابل، گفتوگو درباره توسعه کریدورهای ترانزیتی و پروژههای زیربنایی بود؛ موضوعی که نشان میدهد آستانه، افغانستان را صرفاً یک شریک تجاری نمیبیند، بلکه آن را حلقهای کلیدی برای تحقق اهداف بلندمدت اقتصادی خود میداند.
مزیت اصلی افغانستان نه در بازار داخلی یا حتی منابع طبیعی آن، بلکه در موقعیت ژئوپلیتیکی این کشور نهفته است. افغانستان میتواند آسیای مرکزی را از طریق شبکههای ریلی و جادهای به جنوب آسیا و در نهایت به آبهای آزاد متصل کند؛ ظرفیتی که برای کشورهای محصور در خشکی مانند قزاقستان، اهمیت راهبردی دارد.
در همین چارچوب، یکی از موضوعات مهم مورد بحث در این سفر، پیشبرد پروژه راهآهن تورغندی–هرات بود. قزاقستان که پیشتر از آمادگی خود برای سرمایهگذاری ۵۰۰ میلیون دالری در این پروژه خبر داده بود، این مسیر را بخشی از برنامه بزرگتر خود برای توسعه کریدور شمال ـ جنوب میداند. در صورت تکمیل این خط و اتصال آن به قندهار، مسیر تازهای برای انتقال کالاهای آسیای مرکزی به بازارهای جنوب آسیا ایجاد خواهد شد؛ طرحی که ترکمنستان نیز از آن استقبال کرده است.
در واقع، رقابت امروز بر سر توسعه خطوط آهن، تنها رقابت برای ساخت زیرساخت نیست؛ بلکه رقابتی برای تعیین مسیرهای تجارت، ترانزیت و نفوذ اقتصادی در آینده منطقه است. هر کشوری که بتواند در این کریدورها نقش محوری داشته باشد، در معادلات اقتصادی و ژئوپلیتیکی آسیای مرکزی نیز جایگاه پررنگتری خواهد داشت.
این روند برای افغانستان نیز فرصتهای قابل توجهی ایجاد میکند. جذب سرمایهگذاری در پروژههای زیربنایی، تبدیل شدن به چهارراه ترانزیت منطقه، توسعه بازارهای صادراتی و کاهش انزوای اقتصادی، از جمله دستاوردهایی است که میتواند از گسترش همکاری با کشورهای آسیای مرکزی حاصل شود. از همین رو، این تعامل صرفاً تأمینکننده منافع قزاقستان نیست، بلکه در صورت اجرای توافقها، برای افغانستان نیز اهمیت راهبردی خواهد داشت.
فراتر از اقتصاد؛ تلاش برای تثبیت نقش سیاسی
اهداف قزاقستان تنها به تجارت و ترانزیت محدود نمیشود. آستانه در سالهای اخیر تلاش کرده است نقش فعالتری در پرونده افغانستان ایفا کند و میزبانی مرکز منطقهای سازمان ملل برای افغانستان نیز بخشی از همین راهبرد است.
این مرکز جایگزین مأموریت سازمان ملل در افغانستان نیست، بلکه وظیفه آن هماهنگی بخشی از برنامههای منطقهای مرتبط با افغانستان و تسهیل همکاری میان کشورهای منطقه است. برای قزاقستان، میزبانی چنین مرکزی تنها یک موفقیت دیپلماتیک نیست، بلکه فرصتی برای تثبیت جایگاه خود بهعنوان یکی از بازیگران اثرگذار آسیای مرکزی محسوب میشود.
هرچند مقامهای قزاقستان این موضوع را بهعنوان هدف رسمی سفر اعلام نکردهاند، اما همزمانی این سفر با نقش جدید آستانه در میزبانی این مرکز، این برداشت را تقویت میکند که قزاقستان در پی گسترش همکاری با کابل برای موفقیت این ابتکار منطقهای نیز هست. هرچه روابط دو طرف عمیقتر شود، آستانه نیز آسانتر میتواند نقش جدید خود را در معادلات مرتبط با افغانستان تثبیت کند.
امنیت؛ متغیری که همچنان تعیینکننده است
با وجود این تغییر رویکرد، دغدغههای امنیتی همچنان از محاسبات قزاقستان حذف نشده است. مبارزه با قاچاق مواد مخدر، جلوگیری از گسترش گروههای تروریستی و حفظ ثبات آسیای مرکزی، همچنان از اولویتهای سیاست خارجی این کشور به شمار میرود.
تفاوت اصلی اما در شیوه مدیریت این تهدیدهاست. اگر در گذشته فاصله گرفتن از افغانستان راهکار اصلی تلقی میشد، امروز قزاقستان به این نتیجه رسیده است که امنیت پایدار از مسیر تعامل، توسعه اقتصادی و همکاری منطقهای حاصل میشود. به بیان دیگر، ثبات افغانستان دیگر صرفاً یک دغدغه همسایگی نیست، بلکه بخشی از منافع راهبردی خود قزاقستان محسوب میشود.

نتیجه گیری سفر هیئت قزاقستان به کابل
سفر اخیر معاون نخستوزیر قزاقستان به کابل را نمیتوان صرفاً یک رویداد دیپلماتیک یا مجموعهای از توافقهای اقتصادی دانست. این سفر بازتاب تغییری عمیقتر در معادلات آسیای مرکزی است؛ تغییری که در آن، افغانستان بهتدریج از یک موضوع امنیتی به یک مؤلفه راهبردی در سیاست خارجی کشورهای منطقه تبدیل میشود.
قزاقستان بهخوبی دریافته است که تحقق اهدافی مانند توسعه کریدورهای ترانزیتی، دسترسی به بازارهای جنوب آسیا، تقویت جایگاه دیپلماتیک و گسترش نفوذ اقتصادی، بدون همکاری با افغانستان امکانپذیر نیست. از همین رو، نزدیک شدن به کابل را باید بخشی از یک محاسبه ژئوپلیتیکی بلندمدت دانست، نه صرفاً واکنشی به نیازهای اقتصادی امروز.
البته موفقیت این راهبرد، بیش از هر چیز به میزان اجرای توافقها و تداوم ثبات در افغانستان بستگی خواهد داشت. اگر پروژههای زیربنایی و همکاریهای اقتصادی از مرحله تفاهمنامه فراتر رفته و وارد مرحله اجرا شوند، افغانستان میتواند به یکی از حلقههای اصلی اتصال آسیای مرکزی و جنوبی تبدیل شود. در آن صورت، سفر اخیر قزاقستان به کابل نه یک دیدار معمول، بلکه نقطهای مهم در روند شکلگیری نظم جدید اقتصادی و ژئوپلیتیکی منطقه تلقی خواهد شد.
زهرا هاشمی











