کابوس انتخاباتی ترامپ
“اگر انتخابات میاندورهای را ببازیم، استیضاح میشوم. قرار است من را استیضاح کنند!”
دونالد ترامپ روز ۲۱ اگست در یک گردهمایی سیاسی در کارولینای جنوبی، شاید ناخواسته یکی از روشنترین توصیفها را از وضعیت فعلی خود ارائه کرد. رئیسجمهوری که تا چند ماه پیش از قدرت امریکا، پیروزیهای نظامی و پایان سریع جنگها سخن میگفت، اکنون انتخابات میاندورهای نوامبر را نه فقط رقابتی برای حفظ اکثریت جمهوریخواهان در کانگرس، بلکه مسئلهای مرتبط با بقای سیاسی خودش تعریف میکند. متن کامل سخنان ترامپ نشان میدهد که او چند بار احتمال استیضاح در صورت پیروزی دموکراتها را تکرار کرده و از هوادارانش خواسته انتخابات میاندورهای را جدی بگیرند.
اما پشت این نگرانی، تنها رقابت سنتی جمهوریخواهان و دموکراتها قرار ندارد. در چند ماه گذشته یک متغیر تازه و پرهزینه وارد سیاست داخلی امریکا شده است: جنگ ایران.
جنگی که با حملات امریکا و اسرائیل علیه ایران آغاز شد، اکنون به ماه ششم رسیده است. در نخستین هفتههای درگیری، لحن دولت ترامپ از یک عملیات سریع و قاطع حکایت داشت. ترامپ در 11 مارچ میگفت جنگ بهزودی پایان خواهد یافت و تقریبا چیزی برای هدف قرار دادن باقی نمانده است. چند روز بعد نیز گفت نیروهای امریکایی در «آینده بسیار نزدیک» از عملیات خارج خواهند شد. کاخ سفید حتی در 25 مارچ بازهای چهار تا شش هفتهای را برای تکمیل عملیات عمده رزمی مطرح کرده بود.
اکنون تقریبا شش ماه گذشته است.
جنگی که از خلیج فارس وارد جیب امریکاییها شد
مشکل اصلی برای هر رئیسجمهور امریکا زمانی آغاز میشود که یک بحران خارجی از صفحات سیاست بینالملل بیرون بیاید و وارد زندگی روزمره رایدهنده شود. جنگ ایران دقیقا همین مسیر را طی کرده است.
برای بخش بزرگی از امریکاییها، تنگه هرمز، برنامه هستهای ایران یا موازنه نظامی در خاورمیانه موضوعاتی دور به نظر میرسند؛ اما وقتی همان بحران قیمت پترول را افزایش میدهد، هزینه انتقال کالا را بالا میبرد و تورم را تحت فشار قرار میدهد، سیاست خارجی ناگهان تبدیل به مسئله داخلی میشود.
در ۲۰ اگست، میانگین قیمت پترول در امریکا به حدود ۴.۱۰ دالر در هر گالن رسید؛ در حالی که یک سال قبل حدود ۳.۱۳ دالر بود. افزایش قیمت به اندازهای جدی شده که دولت ترامپ ناچار شده برای افزایش عرضه سوخت، برخی مقررات مربوط به ترکیب تابستانی پترول را زودتر از موعد تعلیق کند. این همان نقطهای است که تهران به واشنگتن وصل میشود.
عدد ۳۳؛ زنگ خطر در کاخ سفید
نظرسنجی رویترز/ایپسوس که در ۱۷ اگست منتشر شد، میزان رضایت از عملکرد ترامپ را به ۳۳ درصد رساند؛ پایینترین سطح ثبتشده برای ریاستجمهوری فعلی او. در همان نظرسنجی، ۸۰ درصد پاسخدهندگان گفتند انتظار دارند جنگ ایران طولانی شود. این عدد برای جمهوریخواهان در آستانه انتخابات میاندورهای نگرانکننده است.
در انتخابات میاندورهای، نام ترامپ مستقیما روی برگه رای نیست، اما او عملا تلاش میکند انتخابات را به همهپرسی درباره خودش تبدیل کند. در گردهمایی اخیر نیز از هواداران خواست طوری رای بدهند که گویا شخص او نامزد انتخابات است.
از همین زاویه است که جمله «اگر ببازیم، استیضاح میشوم» معنای بیشتری پیدا میکند. ترامپ میداند شکست جمهوریخواهان، بهویژه از دست دادن مجلس نمایندگان، فقط یک شکست حزبی نخواهد بود. مجلس تحت کنترل دموکراتها میتواند تحقیقات گستردهای درباره دولت آغاز کند، مقامهای کاخ سفید را احضار کند و در نهایت در صورت وجود حمایت کافی، روند استیضاح را نیز به جریان بیندازد.
تهران هم ساعت واشنگتن را میبیند
از سوی دیگر، انتخابات میاندورهای فقط در محاسبات امریکا اهمیت ندارد. تهران نیز میداند که ترامپ با تقویم سیاسی داخلی روبهرو است. هر ماهی که جنگ ادامه پیدا کند، دولت امریکا یک ماه به انتخابات نزدیکتر میشود. هر افزایش قیمت نفت، هر اختلال تازه در هرمز و هر دور ناموفق مذاکرات میتواند هزینه سیاسی کاخ سفید را افزایش دهد.
برای کشوری که از نظر نظامی و اقتصادی با قدرتی بسیار بزرگتر روبهروست، طولانیکردن بحران میتواند نوعی ابزار فشار باشد. اگر تهران نتواند امریکا را در میدان نظامی شکست دهد، ممکن است امیدوار باشد افزایش هزینه اقتصادی و سیاسی جنگ، واشنگتن را به انعطاف بیشتر وادار کند. اینجاست که تقویم انتخابات امریکا خود به یکی از متغیرهای جنگ تبدیل میشود.
از «صلح از مسیر قدرت» تا اضطراب انتخابات
ترامپ زمانی میخواست سیاست خارجیاش را با مفهوم «صلح از مسیر قدرت» تعریف کند. نمایش قدرت نظامی، فشار اقتصادی و تهدید شدید قرار بود طرف مقابل را مجبور کند سریعتر توافق کند. اما پرونده ایران نشان داده است که قدرت نظامی میتواند زیرساختها را تخریب کند، بدون آنکه الزاما یک پایان سیاسی سریع بسازد.
تهران نشانی از تسلیم ندارد و با صلابت بر مواضعش ایستاده، تنگه هرمز همچنان محل کشمکش است، مذاکرات به بنبست رسیده و واشنگتن از دور تازه تحریمها سخن میگوید. اما ترامپ در آستانه انتخابات میاندورهای، با مجموعهای از پروندههای سیاست خارجی و کمبود پیروزیهای روشن روبهرو است و جنگ طولانی ایران به یکی از مشکلات اصلی او تبدیل شده است.
و شاید به همین دلیل جمله اخیر ترامپ مهمتر از آن باشد که در نگاه نخست به نظر میرسد. «اگر ببازیم، استیضاح میشوم.» این جمله فقط حملهای لفظی به دموکراتها نیست. پشت آن یک واقعیت سیاسی قرار دارد: ترامپ میداند که زمان برای او اهمیت پیدا کرده است.
هر هفته ادامه جنگ، هر افزایش قیمت پترول و هر ماه بدون یک نتیجه قابل عرضه به رایدهندگان، میتواند فاصله میان جنگ ایران و انتخابات امریکا را کمتر کند. در آغاز جنگ، کاخ سفید میتوانست ایران را به عنوان نمایش قدرت امریکا معرفی کند. اکنون همان پرونده، در کنار اقتصاد و مهاجرت، به یکی از آسیبپذیرترین نقاط ترامپ در آستانه انتخابات تبدیل شده است. جنگی که قرار بود در خاورمیانه تکلیف ایران را روشن کند، اکنون بخشی از سرنوشت سیاسی رئیسجمهور امریکا را نیز به خود گره زده است.
و اگر نتیجه انتخابات میاندورهای برخلاف انتظار ترامپ رقم بخورد، شاید بعدها جملهای که او در کارولینای جنوبی گفت، نه فقط یک شعار انتخاباتی، بلکه اعتراف زودهنگام به نگرانیای تلقی شود که از کیلومترها دورتر، از تهران و تنگه هرمز، تا قلب سیاست واشنگتن امتداد یافته بود.

سعید محمدی











