عبدالفتاح السیسی در امارات
در مناسبات بینالمللی، همه بحرانها یکسان نیستند. برخی بحرانها تنها مرزها را میآزمایند، اما برخی دیگر، وجدان دولتها را در برابر تاریخ قرار میدهند. تنشهای اخیر میان جمهوری اسلامی ایران و محور امریکا ـ اسرائیل و برخی شرکای منطقهای آن، از همین نوع بحرانهاست؛ بحرانی که کشورها را وادار میکند جایگاه خود را نه تنها در معادله قدرت، بلکه در جغرافیای اخلاق سیاسی نیز روشن سازند.
در این میان، مصر یکی از کشورهایی است که تاکنون کوشیده است موضعی نسبتا محتاطانه و بیطرفانه اختیار کند. قاهره نه مانند برخی دولتهای عربی بهگونه آشکار در کنار محور ضدایرانی ایستاده و نه وارد تقابل مستقیم با ایران شده است. اما سفر عبدالفتاح السیسی، رییسجمهور مصر، به امارات در شرایط حساس کنونی، این پرسش را برجسته ساخته است که آیا مصر در آستانه عبور از بیطرفی قرار دارد یا این سفر بیشتر تلاشی دیپلماتیک برای مهار بحران و جلوگیری از گسترش شکاف در جهان عرب است؟
واقعیت آن است که مصر امروز در برابر یک دوراهی دشوار ایستاده است: از یکسو، بحران اقتصادی و نیاز شدید به حمایت مالی کشورهای ثروتمند عربی، به ویژه امارات، دست قاهره را بسته است؛ از سوی دیگر، ورود مستقیم یا غیرمستقیم به یک جنگ ناخواسته علیه ایران، میتواند مصر را در موقعیتی قرار دهد که نه با منافع ملی این کشور سازگار است و نه با وزن تاریخی آن در جهان اسلام.
وابستگی اقتصادی مصر؛ نقطه فشار ابوظبی بر قاهره
مصر در سالهای اخیر با یکی از دشوارترین دورههای اقتصادی خود روبهرو بوده است. کمبود ارز خارجی، فشار بدهیها، کاهش ارزش پول ملی، نیاز به واردات مواد اساسی و وابستگی به حمایت مالی کشورهای خلیج فارس، همه نشان میدهد که قاهره در شرایط شکنندهای قرار دارد. در چنین وضعیتی، ودیعهها و سرمایهگذاریهای اماراتی در بانکها و پروژههای اقتصادی مصر، برای حکومت السیسی اهمیت حیاتی یافته است.
امارات، با استفاده از توان مالی خود، در بسیاری از کشورهای عربی نفوذ سیاسی خریده است. مصر نیز از این قاعده مستثنی نیست. ودیعههای امارات در بانک مرکزی مصر و سرمایهگذاریهای گسترده ابوظبی در بخشهای مختلف اقتصاد مصر، برای قاهره حکم ابزار تنفس مالی را دارد. به همین دلیل، السیسی نمیتواند به آسانی امارات را نادیده بگیرد یا در برابر فشارهای ابوظبی کاملا بیاعتنا بماند.
اما مسئله اساسی این است که وابستگی اقتصادی نباید به گروگانگیری سیاسی تبدیل شود. یک کشور بزرگ مانند مصر، با تاریخ تمدنی، جایگاه عربی و وزن اسلامی خود، نباید اجازه دهد که نیازهای مالی کوتاهمدت، سیاست خارجی آن را به سوی ماجراجوییهای خطرناک سوق دهد. میان حفظ رابطه اقتصادی با امارات و پیوستن به صف سیاستهای ضدایرانی، تفاوتی بنیادین وجود دارد. مصر اگر خرد سیاسی داشته باشد، باید این فاصله را حفظ کند.
سفر عبدالفتاح السیسی به امارات؛ حمایت سیاسی یا نمایش دیپلماتیک؟
سفر اخیر رئیس جمهور مصر به امارات را میتوان از دو زاویه تحلیل کرد. در سطح ظاهری، این سفر پیام حمایت قاهره از ابوظبی را منتقل میکند؛ پیامی که برای امارات در شرایط کنونی اهمیت تبلیغاتی دارد. ابوظبی میخواهد نشان دهد که در جهان عرب تنها نیست و مصر، بهعنوان یکی از مهمترین کشورهای عربی، در کنار آن قرار دارد.
اما در لایه عمیقتر، این سفر میتواند تلاشی برای جلوگیری از خروج امارات از چارچوبهای عربی و مهار شکاف در اتحادیه عرب باشد. اگر تهدید یا احتمال فاصلهگیری امارات از نهادهای عربی جدی باشد، مصر بهعنوان یکی از ستونهای سنتی جهان عرب، نمیتواند نسبت به آن بیتفاوت بماند. قاهره ممکن است با این سفر کوشیده باشد امارات را در چارچوب تعامل عربی نگه دارد و مانع از آن شود که ابوظبی با تصمیمهای هیجانی، نظم نیمبند عربی را بیشتر متزلزل سازد.
از این منظر، سفر عبدالفتاح السیسی را باید بیشتر یک نمایش دیپلماتیک دانست تا اعلام پیوستن مصر به جبهه جنگ. مصر بهخوبی میداند که ورود به تنش مستقیم با ایران، نه برای امنیت ملیاش سود دارد و نه برای اقتصاد بحرانزدهاش. قاهره به آرامش نیاز دارد، نه جنگ؛ به توازن نیاز دارد، نه صفبندی خطرناک؛ به دیپلوماسی نیاز دارد، نه دنبالهروی از سیاستهای امارات.
امارات؛ ثروت بیریشه و سیاست بیوجدان
امارات در سالهای اخیر کوشیده است خود را بهعنوان یک قدرت منطقهای معرفی کند. این کشور با استفاده از سرمایه مالی، شبکههای رسانهای، روابط امنیتی با امریکا و نزدیکی آشکار با رژیم اسرائیل، در بسیاری از پروندههای منطقهای نقشآفرینی کرده است. اما این نقشآفرینی، بیش از آنکه بر مبنای عدالت، استقلال و همبستگی اسلامی باشد، بر اساس محاسبه قدرت، معاملهگری امنیتی و وابستگی به غرب شکل گرفته است.
عادیسازی روابط با رژیم اسرائیل، چشمپوشی بر رنج مردم فلسطین، بیاعتنایی به مظلومیت لبنان و همسویی با سیاستهای امریکا در منطقه، تصویر امارات را در میان ملتهای مسلمان بهشدت مخدوش ساخته است. کشوری که خاک و امکانات خود را در اختیار متجاوزان قرار میدهد، نمیتواند مدعی دفاع از منافع امت اسلامی باشد. چنین کشوری، هرچند از نظر مالی ثروتمند باشد، از نظر اخلاق سیاسی فقیر است.
امارات امروز برای بسیاری از مسلمانان، نماد تلخ خیانت به آرمان فلسطین و همراهی با پروژههای ضداسلامی در منطقه است. این کشور، به جای آنکه در کنار ملتهای مظلوم بایستد، در کنار محورهایی قرار گرفته است که دستشان به خون مردم فلسطین، لبنان و دیگر ملتهای منطقه آلوده است. از همین رو، سیاست امارات نه افتخار، بلکه ننگی در تاریخ معاصر جهان اسلام بهشمار میرود.

مصر امارات نیست؛ وزن تاریخی قاهره را نباید کوچک ساخت
با وجود فشارهای اقتصادی، مصر را نمیتوان با امارات مقایسه کرد. مصر کشوری است با تاریخ عمیق، تمدن کهن، جایگاه فرهنگی و دینی بزرگ، و نقشی تعیینکننده در حافظه عربی و اسلامی. قاهره تنها پایتخت یک دولت نیست؛ بخشی از حافظه سیاسی جهان عرب است. الازهر، کانال سوئز، تجربه جنگهای عربی ـ اسرائیلی و موقعیت جغرافیایی مصر، همه به این کشور جایگاهی داده است که با دولتهای کوچک و وابستهای مانند امارات و بحرین و قطر قابل مقایسه نیست.
اگر امارات سیاست خود را بر پایه ثروت نفتی، امنیت وارداتی و قراردادهای پشتپرده بنا کرده است، مصر باید سیاست خود را بر پایه تاریخ، استقلال، عقلانیت و مسئولیت اسلامی تعریف کند. قاهره نباید اجازه دهد که نیاز مالی امروز، جایگاه تاریخی فردای آن را تباه سازد.
مصر اگر درایت سیاسی داشته باشد، میتواند با حفظ روابط اقتصادی با امارات، از افتادن در صف متجاوزان جلوگیری کند. این همان سیاست بیطرفی مسئولانه است؛ سیاستی که نه به معنای ضعف است و نه به معنای سکوت در برابر واقعیتها. بیطرفی مصر زمانی ارزشمند است که این کشور صف خود را از امریکا، اسرائیل و دولتهایی که به آنان خدمت میکنند، جدا نگه دارد.
برخی ممکن است بیطرفی مصر را نشانه تردید یا ضعف بدانند، اما در شرایط کنونی، بیطرفی برای قاهره میتواند عاقلانهترین گزینه باشد؛ البته به شرط آنکه این بیطرفی به معنای سکوت در برابر تجاوز نباشد. مصر باید از ورود مستقیم به جنگ پرهیز کند، اما همزمان نباید در کنار امارات و محور امریکا ـ اسرائیل قرار گیرد.
بیطرفی مسئولانه یعنی مصر اعلام کند که با جنگافروزی مخالف است، با نقض حاکمیت کشورها مخالف است، و نمیخواهد خاک، سیاست یا جایگاه خود را در خدمت هیچ محور متجاوز قرار دهد. چنین موضعی هم منافع ملی مصر را حفظ میکند و هم اعتبار اسلامی آن را از خطر سقوط نجات میدهد.
برای قاهره، پیوستن به امارات سود درازمدت ندارد. امارات شاید بتواند در کوتاهمدت فشار مالی مصر را کاهش دهد، اما نمیتواند برای این کشور مشروعیت تاریخی، جایگاه اسلامی و احترام افکار عمومی منطقهای بخرد. این چیزها با پول خریداری نمیشود.
مصر امروز در برابر انتخابی بزرگ ایستاده است. این انتخاب تنها میان ایران و امارات نیست؛ انتخاب میان استقلال و وابستگی، عقلانیت و ماجراجویی، تاریخ و پول، امت اسلامی و محور متجاوزان است. قاهره میتواند روابط اقتصادی خود با امارات را حفظ کند، اما نباید سیاست خارجی خود را به اراده ابوظبی بسپارد.
سیدحکیم بینش











