Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

مسکو و کابل در جست‌وجوی نظم جدید

بازگشت مولوی محمد یعقوب مجاهد از مسکو تنها یک سفر دیپلماتیک معمولی نبود؛ این سفر حامل پیامی بود که فراتر از چارچوب روابط دوجانبه افغانستان و روسیه معنا پیدا می‌کند. اعلام آغاز قریب‌الوقوع مراحل اجرایی توافق‌نامه همکاری فنی ـ نظامی میان کابل و مسکو، نشانه ورود افغانستان به مرحله‌ای جدید از سیاست امنیتی و دفاعی است؛ مرحله‌ای که در آن حکومت سرپرست تلاش دارد جایگاه کشور را از یک بازیگر مصرف‌کننده امنیت به یک تولیدکننده امنیت در منطقه ارتقا دهد.

در طول بیش از چهار دهه جنگ، افغانستان همواره موضوع رقابت قدرت‌های خارجی بوده است. از دوران اشغال شوروی تا حضور بیست‌ساله ایالات متحده و ناتو، ساختار امنیتی کشور عمدتاً بر اساس نیازها و اولویت‌های بازیگران خارجی شکل گرفته بود. اما توافق اخیر با روسیه از این منظر اهمیت دارد که برای نخستین‌بار پس از خروج نیروهای غربی، کابل در حال طراحی یک چارچوب مستقل برای توسعه توانایی‌های دفاعی خویش است.

بر اساس گزارش‌های منتشرشده، توافق‌نامه فنی ـ نظامی میان روسیه و افغانستان در حاشیه نشست بین‌المللی امنیتی مسکو میان مولوی محمد یعقوب مجاهد و سرگئی شویگو، دبیر شورای امنیت روسیه، نهایی شده است. منابع روسی تأیید کرده‌اند که این توافق بخشی از روند گسترش همکاری‌های راهبردی میان دو طرف محسوب می‌شود.

در واقع، آنچه امروز میان مسکو و کابل در حال شکل‌گیری است صرفاً یک توافق نظامی نیست؛ بلکه نشانه ظهور نوعی واقع‌گرایی جدید در سیاست خارجی افغانستان است. واقع‌گرایی‌ای که امنیت را نه از طریق وابستگی به قدرت‌های بیرونی، بلکه از طریق تقویت ظرفیت‌های داخلی و ایجاد موازنه منطقه‌ای دنبال می‌کند.

این تحول در شرایطی رخ می‌دهد که محیط امنیتی پیرامون افغانستان همچنان پیچیده و متغیر است. ظهور تهدیدهای فراملی، رقابت‌های ژئوپولیتیکی در آسیای مرکزی و تنش‌های مقطعی با برخی همسایگان، کابل را به سمت بازسازی ظرفیت بازدارندگی سوق داده است.

از همین منظر، توافق اخیر مسکو و کابل را می‌توان بخشی از پروژه بزرگ‌تر «افغانستان قوی» دانست؛ پروژه‌ای که هدف آن تثبیت اقتدار ملی، تأمین امنیت پایدار و تبدیل افغانستان به بازیگری مؤثر در ترتیبات امنیتی منطقه است.

  •  «افغانستان قوی»؛ از شعار سیاسی تا دکترین امنیتی کابل

یکی از مهم‌ترین پیام‌های سفر اخیر وزیر دفاع افغانستان به روسیه، برجسته‌شدن مفهوم «افغانستان قوی» به‌عنوان یک دکترین امنیتی جدید بود. این مفهوم دیگر صرفاً یک شعار سیاسی برای مصرف داخلی نیست؛ بلکه به نظر می‌رسد به چارچوبی راهبردی برای سیاست دفاعی کابل تبدیل شده است.

در منطق واقع‌گرایی سیاسی، دولت‌ها زمانی می‌توانند از استقلال و ثبات خود محافظت کنند که دارای ظرفیت بازدارندگی معتبر باشند. تجربه چند دهه گذشته افغانستان نیز نشان داده است که ضعف ساختاری در حوزه دفاعی همواره زمینه مداخله قدرت‌های خارجی و بازیگران غیردولتی را فراهم کرده است.

از همین رو، مقام‌های کابل اکنون تلاش دارند امنیت ملی را بر پایه توان داخلی تعریف کنند. توافق فنی ـ نظامی با روسیه را باید در همین چارچوب تحلیل کرد؛ اقدامی که هدف آن ارتقای توانایی‌های تخنیکی، آموزشی و تجهیزاتی نیروهای دفاعی افغانستان عنوان می‌شود.

مفهوم «افغانستان قوی» در این رویکرد به معنای کشور جنگ‌طلب یا توسعه‌طلب نیست. برعکس، مقام‌های حکومت سرپرست بارها تأکید کرده‌اند که تقویت توان دفاعی کشور برای جلوگیری از تهدیدات خارجی و حفظ ثبات داخلی صورت می‌گیرد، نه برای مداخله در امور دیگران.

این راهبرد همچنین مکمل سیاست همسایگی کابل است. افغانستان در سال‌های اخیر کوشیده است روابط خود را با کشورهای منطقه، از جمله پاکستان، ایران، چین، روسیه و کشورهای آسیای مرکزی توسعه دهد. تقویت توان دفاعی در این نگاه، ابزار حمایت از روابط مسالمت‌آمیز است، نه جایگزین آن.

از منظر واقع‌گرایانه، امنیت پایدار زمانی حاصل می‌شود که کشورها ضمن حفظ روابط حسنه با همسایگان، توانایی دفاع مستقل از منافع ملی خود را نیز داشته باشند. دقیقاً به همین دلیل است که مفهوم «افغانستان قوی» امروز به ستون اصلی گفتمان امنیتی کابل تبدیل شده است.

  • پیام وزیر دفاع؛ بازدارندگی، اقتدار و اطمینان‌بخشی به همسایگان

شاید مهم‌ترین بخش سخنان مولوی محمد یعقوب مجاهد پس از بازگشت از روسیه، تأکید وی بر ضرورت تقویت توان بازدارندگی افغانستان بود. این اظهارات در فضای امنیتی منطقه بازتاب گسترده‌ای پیدا کرد، زیرا برای نخستین‌بار یک مقام بلندپایه دفاعی افغانستان با چنین صراحتی درباره ضرورت ایجاد قدرت بازدارندگی سخن گفت.

بر اساس مواضع اعلام‌شده، هدف از همکاری‌های جدید با روسیه ارتقای توانایی‌های دفاعی افغانستان و جلوگیری از هرگونه تهدید خارجی عنوان شده است. این موضع‌گیری در شرایطی مطرح می‌شود که منطقه همچنان با بحران‌های امنیتی متعدد مواجه است.

بخش مهم دیگری از سخنان وزیر دفاع متوجه پاکستان بود. وی کوشید این پیام را منتقل کند که افغانستان نیرومند الزاماً به معنای افغانستان تهدیدکننده نیست. این تفکیک از منظر دیپلماتیک اهمیت فراوان دارد، زیرا نگرانی‌های امنیتی میان کابل و اسلام‌آباد طی سال‌های اخیر بارها موجب تنش شده است.

در همین چارچوب، تأکید وی بر این موضوع که «هیچ کشوری جرأت اقدام علیه افغانستان را نخواهد داشت» را می‌توان بیان صریح دکترین بازدارندگی کابل دانست. این جمله در واقع پیام مستقیم به تمام بازیگرانی است که ممکن است افغانستان را همچنان کشوری آسیب‌پذیر و فاقد ظرفیت دفاع مستقل تصور کنند.

نکته قابل توجه آن است که این پیام همزمان دو مخاطب دارد؛ از یک سو قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای را مخاطب قرار می‌دهد و از سوی دیگر برای افکار عمومی داخلی افغانستان نیز حامل این پیام است که دولت در تلاش برای ایجاد زیرساخت‌های دفاعی پایدار می‌باشد.

در نتیجه، سخنان وزیر دفاع را می‌توان بخشی از روند شکل‌گیری یک گفتمان امنیتی جدید در کابل دانست؛ گفتمانی که بر اقتدار ملی، بازدارندگی و همکاری منطقه‌ای به‌صورت همزمان تأکید می‌کند.

  • چرا مسکو طالبان را شریک راهبردی می‌بیند؟

برای درک اهمیت توافق اخیر، باید به نگاه روسیه نسبت به تحولات افغانستان نیز توجه کرد. واقعیت این است که مسکو سال‌ها پیش از به‌رسمیت‌شناختن رسمی حکومت سرپرست، به این جمع‌بندی رسیده بود که طالبان به یک واقعیت پایدار در ساختار سیاسی افغانستان تبدیل شده‌اند.

روسیه طی سال‌های گذشته به تدریج از سیاست انتظار فاصله گرفت و به سمت تعامل عملی با کابل حرکت کرد. این روند سرانجام به حذف نام طالبان از فهرست سازمان‌های ممنوعه روسیه و سپس شناسایی رسمی حکومت افغانستان منجر شد.

از نگاه کرملین، ثبات افغانستان مستقیماً با امنیت آسیای مرکزی و حتی امنیت داخلی روسیه ارتباط دارد. نگرانی از فعالیت گروه‌های افراطی فراملی، به‌ویژه داعش خراسان، یکی از عوامل اصلی نزدیکی مسکو و کابل بوده است.

در مقابل، روسیه حکومت جمهوریت پیشین را به‌عنوان ساختاری می‌دید که به دلیل وابستگی گسترده به غرب، از استقلال لازم برای ایجاد همکاری‌های راهبردی بلندمدت با مسکو برخوردار نبود. حضور نظامی ایالات متحده و ناتو در افغانستان عملاً فضای محدودی برای توسعه روابط امنیتی میان کابل و روسیه باقی گذاشته بود.

اکنون اما شرایط تغییر کرده است. روسیه حکومت کنونی افغانستان را بازیگری می‌بیند که تصمیمات امنیتی خود را بر اساس اولویت‌های منطقه‌ای اتخاذ می‌کند و آمادگی بیشتری برای همکاری‌های بلندمدت دارد. به همین دلیل مقام‌های روسی از «شراکت کامل» و «گفت‌وگوی عمل‌گرایانه» با کابل سخن می‌گویند.

بر همین اساس، توافق اخیر مسکو و کابل را می‌توان نتیجه سال‌ها تغییر تدریجی در نگاه روسیه نسبت به افغانستان دانست؛ تغییری که اکنون وارد مرحله همکاری‌های ساختاری و امنیتی شده است.

  • آینده چه خواهد بود؟ چشم‌انداز نظم جدید امنیتی در منطقه

اگر روند کنونی ادامه یابد، افغانستان در سال‌های آینده ممکن است به یکی از بازیگران مهم امنیتی در آسیای مرکزی و جنوبی تبدیل شود. همکاری‌های فنی ـ نظامی با روسیه می‌تواند آغازگر مجموعه‌ای از همکاری‌های گسترده‌تر در حوزه‌های امنیتی، اقتصادی و ترانزیتی باشد.

نخستین پیامد این روند، افزایش ظرفیت دفاعی افغانستان خواهد بود. انتقال فناوری، آموزش نیروها و توسعه زیرساخت‌های دفاعی می‌تواند توان بازدارندگی کشور را به شکل محسوسی ارتقا دهد.

دومین پیامد، تقویت جایگاه منطقه‌ای کابل است. افغانستانی که بتواند امنیت داخلی خود را تأمین کند، برای پروژه‌های اقتصادی منطقه‌ای نیز به شریک جذاب‌تری تبدیل خواهد شد. از کریدورهای ترانزیتی گرفته تا پروژه‌های انرژی، همگی به ثبات امنیتی وابسته‌اند.

سومین تحول احتمالی، تغییر در موازنه قدرت منطقه‌ای است. نزدیکی بیشتر مسکو و کابل می‌تواند محاسبات بازیگران مختلف را دگرگون سازد و الگوهای جدیدی از همکاری‌های امنیتی در اوراسیا ایجاد کند.

البته این مسیر بدون چالش نخواهد بود. فشارهای سیاسی غرب، نگرانی برخی همسایگان و تهدیدهای امنیتی موجود همچنان از عوامل تعیین‌کننده آینده این روند محسوب می‌شوند. با این حال، نشانه‌های کنونی حاکی از آن است که روسیه و افغانستان هر دو به همکاری بلندمدت به‌عنوان یک ضرورت راهبردی نگاه می‌کنند، نه یک توافق مقطعی و تاکتیکی. اگر چنین روندی تثبیت شود، افغانستان ممکن است در دهه آینده از موقعیت یک میدان رقابت قدرت‌ها به جایگاه یک بازیگر مستقل و اثرگذار در معادلات امنیتی منطقه ارتقا یابد.

مسکو و کابل
توافق فنی-نظامی مسکو و کابل، گامی به سوی بازتعریف نظم امنیتی در آسیای مرکزی و جنوبی
  • جمع‌بندی: مسکو و کابل؛ تولد یک معادله جدید در قلب آسیا

توافق فنی ـ نظامی مسکو و کابل را نمی‌توان صرفاً یک سند همکاری دفاعی تلقی کرد. این توافق نماد تغییرات عمیق‌تری است که در ساختار سیاست خارجی و امنیتی افغانستان در حال وقوع است. افغانستان امروز تلاش دارد خود را از قالب سنتی «کشور بحران‌زده» خارج کرده و به بازیگری تبدیل شود که امنیت خویش را بر پایه توان داخلی و همکاری‌های منطقه‌ای تأمین می‌کند. در این میان، مفهوم «افغانستان قوی» به‌عنوان دکترین جدید امنیت ملی، جایگاه محوری یافته است.

اظهارات مولوی محمد یعقوب مجاهد نیز نشان داد که کابل در پی ارسال پیامی روشن به منطقه است: افغانستان خواهان روابط خوب با همسایگان است، اما همزمان برای دفاع از حاکمیت و منافع ملی خود نیز آمادگی کامل خواهد داشت.

از سوی دیگر، رفتار روسیه نشان می‌دهد که کرملین حکومت کنونی افغانستان را واقعیتی پایدار و شریکی قابل اتکا در تأمین امنیت منطقه می‌داند. این نگاه، زمینه را برای همکاری‌های گسترده‌تر در سال‌های آینده فراهم ساخته است.

در نهایت، آنچه امروز میان مسکو و کابل شکل گرفته، صرفاً یک توافق دوجانبه نیست؛ بلکه بخشی از روند بازتعریف نظم امنیتی در آسیای مرکزی و جنوبی محسوب می‌شود؛ نظمی که در آن افغانستان تلاش دارد نه به‌عنوان میدان رقابت دیگران، بلکه به‌عنوان بازیگری مستقل و دارای اراده راهبردی حضور داشته باشد.

آینده نشان خواهد داد که این مسیر تا چه اندازه موفق خواهد بود، اما یک نکته روشن است: افغانستان در حال ورود به مرحله‌ای است که در آن قدرت، بازدارندگی و استقلال سیاسی بیش از هر زمان دیگری در مرکز محاسبات امنیتی کابل قرار گرفته‌اند.

مجتبی همت

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=12109

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *