در روزهای اخیر، هیئتی از حکومت طالبان به بروکسل رفت. ظاهرا سفری که پیرامون مسئله مهاجرین تعریف شده بود و خیلی از رسانهها با انعکاس همین محور نشر و کنار آن رد میشدند، ولی پشت ماجرا خبر دیگری در جریان است که میشود که نکات زیر آنرا روشنسازی کرد.
سفر اخیر هیئت طالبان به بروکسل را باید نه بهعنوان یک رویداد منفرد، که در قالب یک روند پیوسته و حسابشده در سیاست خارجی اروپا تحلیل کرد. پیش از این ناروی میزبان دیپلماتهای طالبان شد، آلمان چندین دیپلمات تازه از حکومت طالبان را پذیرفت و اکنون نوبت به قلب اتحادیه اروپا، یعنی بروکسل رسیده است. این توالی رویدادها تصادفی نیست، بلکه اروپا در حال تنظیم سیاست خود از انزوای کامل به تعامل گزینشی و تدریجی با طالبان است.
از اسلو تا برلین تا بروکسل
برای فهم دقیق این چرخش، باید مسیر حرکت را ترسیم کرد. ناروی، بهعنوان کشوری که سنت میانجیگری در منازعات بینالمللی دارد، نخستین گامهای تعامل را با میزبانی از نمایندگان طالبان برداشت. این اقدام، در آن مقطع، یک آزمون دیپلماتیک بود برای سنجش واکنش جامعه بینالمللی و آمادهسازی افکار عمومی برای گامهای بعدی.
سپس آلمان وارد میدان شد. پذیرش چند دیپلمات تازه از حکومت طالبان توسط برلین، یک جهش کیفی در این روند محسوب میشود. آلمان صرفاً گفتوگو نکرد، بلکه عملاً یک کانال دیپلماتیک نیمهرسمی گشود. وقتی سخنگوی وزارت خارجه آلمان از ورود چهار دیپلمات دیگر طالبان خبر میدهد، یعنی برلین در حال سرمایهگذاری نهادی بر روی رابطه با کابل است، نه صرفاً یک تماس تاکتیکی. فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، با صراحتی بیسابقه منطق این کار را توضیح داد: هرگونه همکاری با طالبان در راستای منافع ملی آلمان انجام میشود. این جمله، نقطه پایان بر توهم «انزوای ابدی طالبان» بود.
بروکسل، ایستگاه سوم و نمادینترین مرحله این مسیر است. سفر هیئت طالبان به مقر اتحادیه اروپا، از نظر سیاسی وزنی فراتر از اسلو و برلین دارد. بروکسل نماد سیاست جمعی اروپاست. این سفر به معنای چراغ سبز اتحادیه به این مسیر تعامل است، هرچند اروپاییها تلاش کنند آن را در لفافه ضرورت فنی برای بازگرداندن مهاجرین بپیچند.
مهاجرت؛ بهانه تاکتیکی، پیامد استراتژیک
درست است که فشار مهاجرین افغان و مطالبه افکار عمومی اروپا، به همراه لابی برخی چهرههای سیاسی راستگرا، موتور محرک این دیدار بود. اروپا با بحران واقعی مدیریت پناهجویان روبهروست و طالبان، تنها طرفی است که میتواند پروتکلهای بازگشت را اجرایی کند. اما تمرکز صرف بر اخراج مهاجرین بهعنوان دستورکار این سفر نمیتواند باشد.
اگر در این مورد فقط بحث مهاجرین دخیل میشود، این پرسش مطرح میشود که اگر هدف صرفاً اخراج مهاجرین است، چرا سطح دیدار تا بروکسل ارتقا یافت؟ چرا آلمان پیشاپیش دیپلمات پذیرفت؟ پاسخ این است که اروپا میداند مسأله افغانستان با یک معامله مهاجرتی حل نمیشود. بحران افغانستان برای اروپا ابعاد امنیتی (تهدید داعش)، ژئوپلیتیکی (رقابت چین و روسیه در آسیای مرکزی) و اقتصادی (مواد مخدر) دارد. تعامل با طالبان، یک ضرورت چندلایه است که مهاجرت فقط لایه رویی و قابل ارائه به افکار عمومی آن است.
سیاست گامبهگام
اتحادیه اروپا در قبال طالبان از الگوی کلاسیک تعامل انتقادی پیروی میکند که پیشتر در مورد ایران، میانمار و کوریای شمالی آزموده است.
آنچه دیده شده، این الگو سه ویژگی دارد:
اولا؛ تدریجی بودن: از تماسهای غیررسمی شروع میشود، سپس به همکاریهای فنی و کنسولی میرسد، و در نهایت ممکن است به گفتوگوهای سیاسی و تعامل عمیق ختم شود.
دوما؛ مشروط بودن: هر گام تعامل، با انتظاراتی از طرف مقابل همراه است و در اینجا، همکاری در بازگشت مهاجرین.
سوما؛ اجتناب از رسمیتبخشی کامل: اروپا مراقب است که این تعامل را «رسمیت دادن به طالبان» نخوانند، هرچند در عمل، همین تعامل، جایگاه سیاسی آنها را تقویت میکند.
سفر بروکسل دقیقاً در میانه این طیف قرار دارد. از تماسهای صرفاً فنی فراتر رفته، اما هنوز به شناسایی سیاسی نرسیده است. اما جهت حرکت روشن است. پذیرش دیپلماتهای طالبان توسط آلمان، نشان میدهد که اروپا آرامآرام در حال پذیرش این واقعیت است که طالبان حاکمان بالفعل افغانستان هستند و مشکلات افغانستان بدون آنها حل نخواهد شد. توبیاس الوود، رئیس پیشین کمیته دفاعی بریتانیا، این منطق را در یک جمله خلاصه کرد: ادامه انزوای افغانستان تنها به سود گروههایی مانند داعش تمام میشود.
نتیجهگیری
تحلیل نهایی این است که اتحادیه اروپا به سمت تعامل با حکومت طالبان پیش خواهد رفت، نه به این دلیل که طالبان را دوست دارند، بلکه به این دلیل که گزینه بدیل، یعنی خلأ کامل سیاسی و امنیتی در افغانستان، برای اروپا پرهزینهتر و در کنار آن طالبان بخشی از جامعه افغانستان هستند که حذف آن ناممکن است. سفر بروکسل، نقطه عطفی در این مسیر بود و تاییدی بر اینکه اروپا تصمیم گرفته است بهجای تلاش برای حذف طالبان از معادله، آنها را در معادلات خود مدیریت کند.

احمدی











