Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

توافق هسته‌ ای ریاض و واشنگتن

امضای توافق همکاری هسته‌ای میان امریکا و عربستان سعودی در زمانی انجام شد که منطقه خلیج فارس یکی از پرتنش‌ترین دوره‌های خود را تجربه می‌کند. واشنگتن در حالی مسیر همکاری هسته‌ای با ریاض را باز کرده است که همزمان درگیر رویارویی نظامی با ایران است؛ رویارویی‌ای که بخش مهمی از آن به برنامه هسته‌ای تهران و نگرانی‌های امریکا و اسرائیل درباره توانمندی‌های هسته‌ای ایران مربوط می‌شود.

همین همزمانی، پرسش‌های زیادی را درباره انگیزه‌های واقعی این توافق به وجود آورده است. اگر واشنگتن غنی‌سازی اورانیوم در خاک ایران را تهدیدی برای امنیت جهانی می‌داند، چگونه حاضر شده است با عربستان سعودی درباره توسعه زیرساخت‌های هسته‌ای مذاکره کند؛ کشوری که مقام‌های آن در سال‌های گذشته بارها گفته‌اند در صورت دست یافتن کشورهای دیگر منطقه به توانایی هسته‌ای، ریاض نیز حق خود برای دنبال کردن چنین مسیری را محفوظ می‌داند؟

جزئیات کامل توافق هسته‌ ای ریاض و واشنگتن هنوز منتشر نشده است، اما چارچوب اعلام‌شده آن نشان می‌دهد که هدف، ایجاد و توسعه تاسیسات هسته‌ای در عربستان سعودی است. موضوعی که بیشترین نگرانی را برانگیخته، احتمال باز شدن مسیر غنی‌سازی اورانیوم در داخل خاک عربستان است؛ اقدامی که اگر عملی شود، معادلات امنیتی خاورمیانه را تغییر خواهد داد.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور امریکا، پس از انتشار گزارش‌هایی درباره احتمال اجازه غنی‌سازی برای عربستان، در پیامی در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» تلاش کرد این نگرانی‌ها را کاهش دهد. او نوشت که توافق هسته‌ای با عربستان غیرنظامی است و شامل هیچگونه غنی‌سازی مواد نخواهد بود. اما فاصله میان اظهارات مقام‌های امریکایی و ابهام‌های موجود در متن توافق، همچنان پرسش‌های جدی را باقی گذاشته است.

ترامپ در همان حال، اجرای این توافق را به پیوستن عربستان به «پیمان ابراهیم» و به رسمیت شناختن اسرائیل مرتبط کرد. این شرط نشان می‌دهد که پرونده هسته‌ای عربستان برای واشنگتن تنها یک موضوع انرژی یا تکنولوژی نیست، بلکه بخشی از یک معامله بزرگ‌تر سیاسی در خاورمیانه است؛ معامله‌ای که در آن امریکا می‌خواهد روابط میان کشورهای عربی و اسرائیل را گسترش دهد و جایگاه منطقه‌ای خود را حفظ کند.

  • تناقض در سیاست هسته‌ای امریکا

مهم‌ترین انتقادی که به توافق هسته‌ ای ریاض و واشنگتن وارد است، مسئله معیارهای دوگانه امریکا در برخورد با برنامه‌های هسته‌ای کشورهای مختلف است. واشنگتن سال‌هاست ایران را به دلیل فعالیت‌های هسته‌ای تحت فشار قرار داده و تاکید کرده است که غنی‌سازی اورانیوم در خاک ایران می‌تواند خطر اشاعه تسلیحات هسته‌ای را افزایش دهد. ایران در مقابل گفته است که برنامه هسته‌ای آن ماهیت صلح‌آمیز دارد و هدف آن تولید انرژی و استفاده‌های علمی است.

اما اکنون همان امریکا با عربستان سعودی وارد توافقی شده که امکان توسعه زیرساخت‌های حساس هسته‌ای را برای این کشور فراهم می‌کند. تفاوت اصلی در اینجا به متحد بودن یا نبودن کشورها برای واشنگتن بازمی‌گردد. کشوری که در چارچوب سیاست‌های امریکا حرکت کند، از نگاه واشنگتن می‌تواند شریک قابل اعتماد باشد؛ اما کشوری که مستقل از خواسته‌های امریکا عمل کند، حتی فعالیت‌های مشابه آن نیز به عنوان تهدید معرفی می‌شود.

سیاست هسته‌ای امریکا نه بر اساس اصول ثابت، بلکه بر مبنای منافع سیاسی است. واشنگتن در برابر برنامه هسته‌ای ایران سخت‌ترین مواضع را اتخاذ کرده، اما در برابر برنامه هسته‌ای اسرائیل که خارج از چارچوب‌های معمول نظارت بین‌المللی قرار دارد، سکوت کرده است. اکنون توافق با عربستان نیز این پرسش را تقویت می‌کند که آیا نگرانی امریکا درباره اشاعه هسته‌ای یک اصل امنیتی است یا ابزاری برای فشار بر رقبای سیاسی؟

همین تناقض‌ها یکی از عوامل کاهش اعتماد به سیاست خارجی امریکا در میان برخی متحدان این کشور نیز شده است. حتی در اروپا، که دهه‌ها یکی از نزدیک‌ترین شرکای واشنگتن بوده، در سال‌های اخیر درباره برخی تصمیم‌های امریکا اختلاف نظرهای جدی به وجود آمده است. واکنش رسانه‌هایی مانند بی‌بی‌سی و یورونیوز به این توافق نیز نشان داد که در داخل اردوگاه غرب، نگرانی‌هایی درباره پیامدهای آن وجود دارد.

جالب است که این رسانه‌های اروپایی نگاهی انتقادی به این توافق هسته‌ ای ریاض و واشنگتن داشتند. این رسانه‌ها اگرچه نماینده رسمی دولت‌های اروپایی نیستند، اما فضای عمومی و نگرانی‌هایی را بازتاب می‌دهند که در میان کشورهای اروپایی درباره سیاست‌های واشنگتن وجود دارد.

  • توافق هسته‌ ای ریاض و واشنگتن در میانه جنگ خلیج فارس

زمان‌بندی توافق هسته‌ ای ریاض و واشنگتن یکی از بخش‌های بحث‌برانگیز آن است. امریکا در شرایطی به سمت همکاری هسته‌ای با عربستان رفته که منطقه شاهد افزایش تنش‌های نظامی با ایران بوده است. درگیری‌های مربوط به تنگه هرمز و امنیت کشتیرانی در خلیج فارس، اقتصاد جهانی را تحت تاثیر قرار داده و نگرانی‌ها درباره گسترش جنگ افزایش یافته است.

در چنین شرایطی، امضای توافق هسته‌ای با عربستان این پرسش را ایجاد می‌کند که واشنگتن چه محاسبه‌ای پشت این تصمیم داشته است. آیا این توافق بخشی از یک برنامه بلندمدت برای توسعه انرژی هسته‌ای عربستان است یا ابزاری برای ایجاد حمایت مالی و سیاسی در شرایط جنگی؟

ترامپ خود را «ماهرترین مذاکره‌کننده دنیا» معرفی کرده است، اما کارنامه توافق‌های او همواره با بحث و اختلاف همراه بوده است. خروج امریکا از توافق هسته‌ای ایران، مذاکرات پرتنش با کره شمالی و تغییرات مکرر در سیاست‌های تجاری، نمونه‌هایی هستند که باعث شده بسیاری درباره دوام و ثبات توافق‌های دوران ریاست‌جمهوری او پرسش مطرح کنند.

در مورد عربستان نیز این نگرانی وجود دارد که توافقی با هزینه‌های بسیار بالا، ممکن است بیش از آن‌که یک پروژه علمی و انرژی باشد، بخشی از یک معامله سیاسی کوتاه‌مدت باشد. اگر سیاست امریکا در برابر ایران تغییر کند یا واشنگتن نتواند اهداف نظامی و سیاسی خود را در منطقه پیش ببرد، سرمایه‌گذاری‌های عربستان ممکن است با مشکلات جدی مواجه شود.

  • تلاش برای ساخت یک الگو در برابر ایران

در پشت بسیاری از پروژه‌های بزرگ امریکا در عربستان، تنها مسئله اقتصاد یا انرژی دیده نمی‌شود. واشنگتن در سال‌های اخیر تلاش کرده است عربستان را به یک نمونه موفق از توسعه زیر چتر حمایت امریکا تبدیل کند؛ الگویی که بتواند در رقابت سیاسی و تبلیغاتی با ایران مورد استفاده قرار گیرد. پیام این الگو برای منطقه این است که همکاری با امریکا می‌تواند به توسعه اقتصادی و دسترسی به فناوری منجر شود.

پیام اصلی این سیاست برای مردم ایران روشن است: کشوری که با امریکا همکاری کند، می‌تواند از سرمایه‌گذاری خارجی، فناوری غربی و حمایت سیاسی واشنگتن بهره‌مند شود؛ اما کشوری که در برابر امریکا قرار گیرد، با تحریم، فشار اقتصادی و انزوا روبه‌رو خواهد شد.

این رویکرد را می‌توان در مجموعه‌ای از همکاری‌های امریکا و عربستان در سال‌های اخیر مشاهده کرد. در بخش فناوری، شرکت‌های بزرگ امریکایی حضور خود را در عربستان گسترش داده‌اند. در حوزه هوش مصنوعی، رایانش ابری و زیرساخت‌های دیجیتال، ریاض قراردادهای بزرگی با شرکت‌های فناوری جهانی دنبال کرده است.

شرکت‌هایی مانند مایکروسافت و آمازون در توسعه خدمات ابری و زیرساخت‌های دیجیتال در عربستان سرمایه‌گذاری کرده‌اند. شرکت‌های فناوری امریکایی همچنین در پروژه‌های مرتبط با شهر هوشمند، تحلیل داده و خدمات دیجیتال حضور یافته‌اند. هدف عربستان این است که خود را از یک اقتصاد نفتی به مرکز منطقه‌ای فناوری تبدیل کند. در حوزه فضایی نیز عربستان برنامه‌هایی را برای توسعه همکاری‌های علمی و فضایی دنبال کرده است.

یکی از اهداف بلندمدت امریکا در همکاری با عربستان، ایجاد تصویری از این کشور به عنوان نمونه‌ای از توسعه زیر حمایت غرب است. واشنگتن تلاش دارد نشان دهد که کشوری مانند عربستان می‌تواند با جذب سرمایه خارجی، همکاری با شرکت‌های امریکایی و نزدیکی سیاسی به غرب، مسیر توسعه را طی کند.

اما مشکل اینجاست که توسعه‌ای که بر واردات فناوری استوار باشد، تا زمانی که به تولید دانش داخلی تبدیل نشود، استقلال واقعی ایجاد نمی‌کند و ایران این مسئله را به خوبی می‌داند. کشوری که نیروگاه هسته‌ای، تجهیزات پیشرفته یا سیستم‌های هوشمند را از خارج دریافت کند، اما توان طراحی، ساخت و توسعه آنها را نداشته باشد، همچنان در موقعیت وابستگی باقی می‌ماند.

توافق هسته‌ ای ریاض و واشنگتن
توافق هسته‌ ای ریاض و واشنگتن، نشاندهنده معیارهای دوگانه امریکا در برخورد با برنامه‌های هسته‌ای کشورهای مختلف است

سید حکیم بینش

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=12755

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *