حضور جمعی از شاعران و فرهنگیان جمهوری اسلامی ایران در هرات و برگزاری شب شعر «از هریوا تا نیشابور؛ نوای مشترک شعر فارسی»، بار دیگر نام هرات را در جایگاه یکی از کانونهای مهم فرهنگ و ادب فارسی مطرح کرده است. این محفل به ابتکار انجمن ادبی هرات و با همکاری ریاست اطلاعات و فرهنگ و نمایندگی وزارت امور خارجه در هرات برگزار شد و شاعران و فرهنگیانی از هرات و خراسان رضوی در آن گردهم آمدند.
دیدار شعرا و حضور هیئت ادبی ایرانی در هرات را نمیتوان تنها در حد یک شب شعر و چند ساعت شعرخوانی میان شماری از شاعران دو سوی مرز دید. انتخاب هرات و نیشابور برای نامگذاری این محفل، خود حامل یک پیام فرهنگی است؛ زیرا هر دو شهر در تاریخ خراسان و در شکلگیری و گسترش زبان و ادب فارسی جایگاه ویژهای داشتهاند.
از همین منظر، حضور شاعران ایرانی در هرات، فرصتی است برای آنکه هرات نه فقط بهعنوان یک شهر مرزی، بلکه بهعنوان شهری با پیشینه بزرگ فرهنگی و ادبی دوباره دیده شود. پرسش اساسی این است که آیا چنین دیدارهای ادبی میتواند شعر و فرهنگ را از یک برنامه مناسبتی فراتر برده و به پلی پایدار برای نزدیکتر شدن مردم افغانستان و ایران تبدیل کند؟
هرات؛ شهر شعر و خاطره
هرات برای فرهنگ و ادب فارسی، تنها نامی در کتابهای تاریخ نیست. این شهر در دورههای گوناگون یکی از مراکز مهم دانش، شعر، هنر، خوشنویسی و اندیشه در حوزه خراسان بوده است. بهویژه در دوره تیموریان، هرات به یکی از مهمترین مراکز فرهنگی منطقه تبدیل شده بود و در کنار شعر و ادب، هنرهایی مانند نگارگری، خوشنویسی، کتابآرایی و معماری نیز در آن شکوفایی چشمگیری یافت. پژوهشها و روایتهای ادبی درباره هرات نیز بر استمرار این جایگاه در دورههای مختلف تأکید کردهاند.
نامهای بزرگی چون خواجه عبدالله انصاری، عبدالرحمن جامی، امیرعلیشیر نوایی و کمالالدین بهزاد، هر یک به نحوی با فضای فرهنگی هرات پیوند دارند. در دوره تیموریان، حمایت از شاعران، نویسندگان، عالمان و هنرمندان، هرات را به محیطی تبدیل کرده بود که در آن ادبیات تنها یک فعالیت فردی نبود، بلکه بخشی از حیات فرهنگی جامعه به شمار میرفت. امیرعلیشیر نوایی نیز در همین فضا از فرهنگ، ادبیات و هنر حمایت کرد و شمار زیادی از دانشمندان، شاعران، نویسندگان و هنرمندان در پیرامون او گرد آمدند.
از این منظر، حضور شاعران ایرانی در هرات را میتوان نوعی بازگشت ادبی به یک فضای تاریخی دانست؛ فضایی که در آن رفتوآمد اهل قلم میان شهرهای خراسان امری طبیعی بود و شعر، دانش و اندیشه در محدوده مرزهای سیاسی امروز متوقف نمیشد. در واقع، هرات در گذشته بخشی از شبکه گسترده فرهنگی خراسان بود؛ شبکهای که شهرهایی مانند نیشابور، بلخ، مرو و هرات را به یکدیگر پیوند میداد.
هریوا و نیشابور؛ دو سوی یک خاطره فرهنگی
شاید یکی از خلاقانهترین بخشهای این رویداد، انتخاب عنوان «از هریوا تا نیشابور» باشد. این عنوان در ظاهر تنها نام دو شهر را کنار یکدیگر قرار میدهد، اما در لایه عمیقتر، دو حوزه فرهنگی را به هم پیوند میزند. هرات و نیشابور هر دو از شهرهای مهم خراسان تاریخی بودهاند و در دورههای مختلف، در رشد دانش، عرفان، ادبیات و فرهنگ فارسی نقش داشتهاند. منابع مربوط به این برنامه نیز بر پیوندهای تاریخی و فرهنگی هرات و خراسان رضوی و نقش مشترک آنان در گسترش زبان و ادبیات فارسی تأکید کردهاند.
اهمیت این عنوان در آن است که برگزارکنندگان به جای انتخاب نامی صرفاً تشریفاتی، از یک نشانه جغرافیایی و تاریخی برای تعریف محفل استفاده کردهاند. «هریوا» نماینده هرات تاریخی است و «نیشابور» نماد یکی از مهمترین کانونهای فرهنگی خراسان. میان این دو، قرنها ارتباط علمی، ادبی و فرهنگی وجود داشته است. در چنین بستری، شعر میتواند روایتکننده تاریخی باشد که تنها در کتابها باقی نمانده و هنوز در زبان، ادبیات و حافظه فرهنگی مردم دو سوی مرز ادامه دارد.
از همین رو، ابتکار برگزاری یک محفل مشترک میان هرات و نیشابور را میتوان فراتر از یک برنامه معمول ادبی دید. این نام به شاعران یادآوری میکند که شعر فارسی محصول یک جغرافیای محدود نیست. رودکی، فردوسی، سنایی، عطار، مولانا، سعدی، حافظ و جامی هر یک در بخشهای مختلف این حوزه فرهنگی ظهور کردهاند و آثار آنان در جغرافیایی بسیار گسترده خوانده و بازخوانی شده است.
حضور شاعران خراسان رضوی در هرات، در چنین زمینهای، میتواند فرصتی برای شناخت متقابل باشد. شاعران ایرانی با جامعه ادبی هرات آشنا میشوند و شاعران هرات نیز امکان پیدا میکنند که آثار و نگاههای خود را مستقیماً با شاعران یک حوزه ادبی دیگر در میان بگذارند. چنین ارتباطی اگر ادامه پیدا کند، میتواند از یک شب شعر به نشستهای مشترک، انتشار آثار، ترجمه، پژوهشهای ادبی، برنامههای دانشگاهی و جشنوارههای فرهنگی مشترک گسترش یابد.
هریوا تا نیشابور؛ شعر؛ پُلی میان دو سوی مرز
روابط میان کشورها معمولاً از مسیر دولتها، توافقنامهها، دیدارهای رسمی و مناسبات سیاسی و اقتصادی تعریف میشود؛ اما رابطه میان ملتها فقط در این چارچوب شکل نمیگیرد. گاهی یک کتاب، یک آهنگ، یک فیلم یا یک شعر میتواند مخاطبی را در آن سوی مرز با خود همراه کند؛ بدون آنکه نیازمند مذاکره سیاسی یا توافق رسمی باشد. به همین دلیل، ادبیات، یکی از ماندگارترین ابزارهای ارتباط میان ملتهاست.
برگزاری شب شعر مشترک میان شاعران افغانستان و ایران در واقع همین نقش را دارد. چنانچه در همین محفل، موضوعاتی مانند حسن همجواری، دوستی میان مردم دو کشور و پیوندهای تاریخی و فرهنگی در شعرها مورد توجه قرار گرفته است. این موضوعات نشان میدهد که شعر تنها وسیلهای برای سرگرمی نیست، بلکه میتواند درباره تجربههای مشترک، خاطرات تاریخی، دغدغههای انسانی و آینده روابط میان مردم سخن بگوید.
اظهارات رحمتالله فیضان، معاون نمایندگی وزارت امور خارجه در هرات، نیز بر همین وجه فرهنگی تأکید دارد. او ضمن استقبال از حضور شاعران، ادیبان و فرهیختگان ایرانی، این محفل را فرصتی برای تجدید پیوندهای فرهنگی و ادبی میان هرات و نیشابور و پاسداشت میراث مشترک زبان و ادب فارسی دانسته است.
در نتیجه می توان گفت که مهمترین پیام شب شعر هرات (از هریوا تا نیشابور؛ نوای مشترک شعر فارسی) اینست که مرز سیاسی نمیتواند تمام اشکال ارتباط میان ملتها را تعریف کند. روابط رسمی دولتها ممکن است با شرایط سیاسی تغییر کند، اما شعر و ادبیات میتواند حافظه فرهنگی مشترک را زنده نگه دارد.
از هریوا تا نیشابور، آنچه امروز در قالب یک شب شعر آغاز شده است، میتواند به گفتوگویی گستردهتر میان اهل فرهنگ دو کشور تبدیل شود؛ گفتوگویی که در آن مردم یکدیگر را نه از دریچه خبرهای سیاسی، بلکه از زبان شعر، هنر، ادبیات و تجربههای مشترک بشناسند. حضور شاعران ایرانی در هرات، از این منظر، تنها یک سفر فرهنگی نیست؛ صدایی است که میتواند از هریوا تا نیشابور و از یک نسل به نسل دیگر ادامه پیدا کند.

مریم مرادی











