Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

محمود سیاست در راس هیئت ایرانی، در افغانستان

در جغرافیای اقتصاد، همسایه بودن یک امتیاز طبیعی است؛ اما تبدیل این امتیاز به توسعه، نیازمند اراده، شناخت ظرفیت‌ها و عبور از نگاه‌های کوتاه‌مدت است. افغانستان و ایران، دو کشوری‌اند که فراتر از مرزهای سیاسی، در لایه‌های عمیق‌تری از تاریخ، فرهنگ، مسیرهای ترانزیتی و ساختارهای اقتصادی به یکدیگر پیوند خورده‌اند. با وجود فرازونشیب‌های سیاسی و محدودیت‌های منطقه‌ای طی سال‌های گذشته، تجارت میان دو کشور نه‌تنها متوقف نشده، بلکه در بسیاری از بخش‌ها روندی رو به گسترش را تجربه کرده است.

در چنین بستری، سفر هیئت تجاری بخش خصوصی ایران به کابل به ریاست محمود سیادت، رئیس اتاق مشترک بازرگانی ایران و افغانستان، صرفاً یک سفر تشریفاتی یا یک دیدار معمول اقتصادی تلقی نمی‌شود؛ بلکه نشانه‌ای از شکل‌گیری نگاه تازه‌ای است که تلاش دارد روابط دو کشور را از سطح مبادلات سنتی به سطح زنجیره‌های تولید، سرمایه‌گذاری و تکمیل ظرفیت‌های متقابل ارتقا دهد. بر اساس اعلام رسمی، محور این سفر توسعه روابط تجارتی، ترانزیتی و سرمایه‌گذاری و همچنین افزایش صادرات افغانستان به بازار ایران عنوان شده است.

از منظر اقتصادی، امروز افغانستان در موقعیتی قرار گرفته که بیش از هر زمان دیگر نیازمند بازتعریف شرکای اقتصادی خود، افزایش صادرات و تبدیل ظرفیت‌های خام به ارزش افزوده است؛ و در سوی دیگر، ایران نیز در جست‌وجوی بازارهای نزدیک، پایدار و مکمل برای تأمین بخشی از نیازهای تولیدی و صنعتی خود قرار دارد. همین نقطه تلاقی، اهمیت این رایزنی‌ها را چند برابر می‌سازد. در شرایط کنونی پرسشی که باید پاسخ داده شود این است که آیا سفر هیئت تجاری ایران به ریاست محمود سیادت به کابل می‌تواند آغاز مرحله‌ای تازه از همکاری اقتصادی باشد که افغانستان را از یک بازار مصرفی به یک شریک تولیدی و صادراتی برای ایران تبدیل کند؟

  • ظرفیت‌های نهفته؛ چرا توسعه تجارت با ایران برای افغانستان یک فرصت راهبردی است؟

نخستین واقعیت آن است که روابط اقتصادی ایران و افغانستان دیگر صرفاً بر پایه صادرات کالاهای مصرفی تعریف نمی‌شود. امروز دو کشور در نقطه‌ای قرار گرفته‌اند که می‌توانند بخشی از نیازهای ساختاری یکدیگر را تکمیل کنند. افغانستان با منابع طبیعی، زمین‌های کشاورزی، موقعیت ترانزیتی و نیروی انسانی جوان، و ایران با زیرساخت‌های صنعتی، شبکه حمل‌ونقل، ظرفیت‌های فرآوری و دسترسی به بازارهای گسترده‌تر، یک الگوی «اقتصاد مکمل» را شکل می‌دهند.

دوم آن‌که ایران اکنون یکی از مهم‌ترین شرکای تجاری افغانستان محسوب می‌شود و سهم آن در تجارت خارجی افغانستان طی سال‌های اخیر روندی پایدار داشته است. این مسئله تنها به نزدیکی جغرافیایی محدود نیست؛ بلکه هزینه پایین‌تر انتقال کالا، دسترسی به بنادر جنوبی، سهولت نسبی مبادلات و پیوندهای بازار سبب شده است که تجارت با ایران برای افغانستان از منظر اقتصادی مزیت رقابتی ایجاد کند. این روند به‌ویژه در شرایطی اهمیت دارد که افغانستان برای کاهش وابستگی به واردات و افزایش صادرات نیازمند بازارهای نزدیک و قابل دسترس است.

سومین ظرفیت مهم، حوزه ترانزیت و اتصال منطقه‌ای است. افغانستان سال‌هاست که به‌عنوان کشوری محصور در خشکی شناخته می‌شود؛ اما امروز این کشور می‌تواند از مسیرهای ترانزیتی ایران به آب‌های آزاد، بازارهای خاورمیانه و حتی شبکه‌های گسترده‌تر منطقه‌ای متصل شود. از سوی دیگر، ایران نیز از طریق افغانستان به بازار آسیای مرکزی و ظرفیت‌های تازه صادراتی دسترسی پیدا می‌کند. این وابستگی متقابل، تجارت را از سطح مبادله کالا به سطح همکاری راهبردی ارتقا می‌دهد.

در نهایت، مهم‌ترین مزیت برای افغانستان آن است که توسعه تجارت با ایران می‌تواند به تغییر ساختار اقتصاد کشور کمک کند. افغانستان اگر بتواند به‌جای صادرات محدود و خام، زنجیره‌های تولید مشترک ایجاد کند، نه‌تنها درآمد بیشتری کسب خواهد کرد، بلکه اشتغال، رشد صنایع داخلی و کاهش مهاجرت اقتصادی نیز تقویت خواهد شد. به همین دلیل، همکاری با ایران تنها یک انتخاب تجاری نیست؛ بلکه می‌تواند بخشی از مسیر بازسازی اقتصاد افغانستان باشد.

  • فراتر از صادرات؛ اهداف واقعی سفر هیئت تجاری ایران به کابل چیست؟

سفر هیئت تجاری ایران به ریاست محمود سیادت در ظاهر با هدف توسعه روابط تجارتی انجام شده؛ اما در سطح عمیق‌تر، این سفر حامل یک پیام اقتصادی مهم است: تغییر جهت از تجارت یک‌سویه به سمت مشارکت اقتصادی متوازن‌تر. چنانچه باتوجه به اظهارات محمود سیادت می توان گفت که هدف اصلی سفر، تقویت صادرات افغانستان به ایران است و از پنبه، گوشت و مواد معدنی به‌عنوان حوزه‌های دارای ظرفیت بالا نام برده است.

محمود سیادت که سال‌ها در حوزه تجارت ایران–افغانستان فعالیت داشته، بارها از ظرفیت افزایش مبادلات میان دو کشور تا سطح ده میلیارد دالر سخن گفته است. این هدف اگرچه بلندپروازانه به نظر می‌رسد، اما از منظر اقتصادی غیرواقع‌بینانه نیست؛ زیرا ساختار نیازهای دو کشور تا حد زیادی مکمل یکدیگر است. چنانچه ایران در برخی بخش‌ها نیازمند مواد اولیه و محصولات زراعتی و مالداری است و از این‌سو افغانستان نیز در جست‌وجوی بازار مطمئن برای صادرات و جذب سرمایه و تکنالوژی می باشد.

از همین منظر، موضوع واردات پنبه، گوشت، کنجد و حتی برخی مواردی مرتبط با زنجیره غذایی از افغانستان به ایران اهمیت پیدا می‌کند. افغانستان در بسیاری از این محصولات ظرفیت تولید دارد اما همچنان با ضعف در تولید، استندردسازی و اتصال به بازار مواجه است. ورود سرمایه، انتقال تجربه و شکل‌گیری قراردادهای پایدار می‌تواند این مزیت را به فرصت اقتصادی واقعی تبدیل کند. در همین حال، طرح موضوع مواد معدنی نیز اهمیت ویژه دارد؛ زیرا افغانستان دارای ذخایر قابل توجه معدنی است و ایران در حوزه استخراج، تولید، خدمات فنی، تجهیزات و دانش اینجینر دارای تجربه و ظرفیت قابل توجه محسوب می‌شود.

در طرف مقابل، مقام‌های اقتصادی افغانستان نیز تلاش کرده‌اند پیام روشنی به سرمایه‌گذاران ایرانی بدهند. سید کریم هاشمی، رئیس اتاق تجارت و سرمایه‌گذاری افغانستان، اعلام کرده است که بسترهای لازم برای سرمایه‌گذاری تاجران ایرانی در افغانستان فراهم گردیده و شرایط برای فعالیت گسترده سرمایه‌گذاران ایرانی بیش از هر زمان دیگری مهیا شده است. این اظهارات نشان می‌دهد که کابل در پی آن است تا از تجارت صرف عبور کرده و سرمایه‌گذاری را به محور تازه روابط اقتصادی تبدیل کند.

محمود سیادت
هیئت تجاری ایران به ریاست محمود سیادت
  • تجارت به‌مثابه زبان آینده؛ ضرورتی فراتر از مبادله کالا

اقتصاد، برخلاف سیاست، کمتر با شعار حرکت می‌کند و بیشتر به منافع پایدار پاسخ می‌دهد. اگر امروز ایران و افغانستان به سمت گفت‌وگوهای عمیق‌تر تجاری حرکت می‌کنند، علت آن تنها افزایش حجم صادرات و واردات نیست؛ بلکه هر دو کشور دریافته‌اند که در جهان جدید، همسایگی زمانی ارزشمند است که به شبکه‌ای از منافع مشترک تبدیل شود. افغانستان برای عبور از اقتصاد وابسته و شکننده، به بازار، سرمایه، تکنالوژی و مسیرهای مطمئن تجاری نیاز دارد؛ و ایران نیز برای تثبیت موقعیت اقتصادی منطقه‌ای خود، به شرکای نزدیک و قابل اتکا احتیاج دارد. این دو نیاز، نه متعارض بلکه مکمل یکدیگرند.

اگر این رایزنی‌ها به قراردادهای عملی، سرمایه‌گذاری مشترک، توسعه ترانزیت و تقویت صادرات افغانستان منجر شود، نتیجه آن تنها رشد ارقام تجاری نخواهد بود؛ بلکه شکل‌گیری یک حوزه اقتصادی هم‌پیوند خواهد بود که می‌تواند ثبات، اشتغال و توسعه را برای هر دو سوی مرز به همراه آورد. شاید مهم‌ترین پیام این سفر همین باشد: آینده روابط ایران و افغانستان نه در عبور موترهای تیلر از مرز، بلکه در عبور از نگاه‌های سنتی به سمت مشارکت اقتصادی پایدار تعریف خواهد شد.

مسلم اخلاقی

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=12308

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *