Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

نتیجه‌بخش بودن مذاکرات ایران و امریکا؛ موردی بود که هیچ‌گاه عملی نبوده و با وضعیت فعلی و سیاست‌های کاخ‌سفید، عملی نخواهد بود. چندی قبل وقتی مذاکرات آغاز شد، درست در همان ساعات ابتدایی، دونالد ترامپ، هیئت مذاکره کنندگان جمهوری اسلامی را تهدید کرد که سبب اختلال جدی در روند گفت‌وگو گردید.

با آنهم مذاکرات به‌طور غیرمستقیم ادامه یافت و با آنکه ابتدا اعلام گردید که نتایجی به‌دست آمده و طرفین روی چندین بند از تفاهم، توافق کرده‌اند، اما چند روزی پس از آن، امریکا مجدداً قول و قرارها را زیر پا گذاشت و حملاتی را به نقاطی از ایران انجام داد.

این حملات با آنکه تعجبی نداشت، ولی یکبار دیگر این مهم را به اثبات رساند که امریکا چیزی به‌ اسم دیپلماسی و سیاست را نمی‌فهمد و شخصی به نام ترامپ که در راس امور این کشور قرار داد، دچار مالیخولیای عجیبی شده که حتا تندروترین سیاستمداران امریکا را نیز دچار شوک کرده است.

  • آیا شکست، تکرار خواهد شد؟

جنگ چهل روزه و قدرت نظامی ایران، در نهایت ترامپ را مجبور به‌عقب‌نشینی کرد و در نهایت به تفاهم انجامید، ولی مجدداً پیمان شکست و نقض تفاهم نمود. با این همه در چند شبانه روز گذشته، حملاتی که از سوی امریکا به جنوب ایران انجام می‌شود، ظاهرا به‌هدف فشار وارد کردن به تهران و یا حتا به قولی فشار برای تحت کنترل گرفتن تنگه‌ هرمز است، ولی آنچه از ایران و نیروهای نظامی ایران تاکنون دیده شده، این سناریو را نیز نقش برآب کرده است.

  • ترامپ از ایران دعوت کرد

در این منازعه، امریکا با گشودن جعبه پاندورا، ناخواسته خود را در میدان نبرد دلخواه ایران گرفتار کرده است. حملات به ایران، نه یک ضربه کاری، که یک دعوتنامه راهبردی برای ورود تهران به حیاط خلوت امن واشنگتن بود.

نبوغ راهبردی ایران در این بحران، قابل تقدیر است. تهران، میدان نبرد را به کشورهایی مانند بحرین، اردن و کویت منتقل کرد. کشورهایی که میزبان ناوگان پنجم، پایگاه‌های لجستیکی و مراکز فرماندهی امریکا هستند. اینجا نقطه ثقل ماجراست و ایران با موشک‌ها و پهپادهایش، نه فقط یک تأسیسات، بلکه هاله امنیتی امریکا در منطقه را هدف گرفته است.

  • ترامپ به عقب می‌رود

در این جنگ، امریکا دیگر نمی‌تواند بدون پرداخت هزینه‌ای گزاف و چندلایه، صرفاً مهاجم باشد. برد برای ایران، نه در تصرف خاک، که در اثبات شکنندگی دژهای امریکایی تعریف می‌شود. اکنون نشانه‌ها ازعقب‌نشینی مجدد امریکا حکایت دارند و ترامپ با همان ادبیات همیشگی خود سعی دارد تا راه کوتاهی را بیابد تا خود را از جهنمی که خود برای امریکا ساخته، نجات دهد.

عقب‌نشینی احتمالی ترامپ، نه یک ژست دیپلماتیک، بلکه فرار از تله‌ای است که ماندن در آن، ابرقدرتی را به میدان بی‌انتهای خاورمیانه بازمی‌گرداند. میدانی که خود زمانی سوگند خورده بود از آن خارج شود.

  • میدان جنگ نیازمند حرکت سریع ایران

سیاستگران جمهوری اسلامی ایران اکنون باید متوجه این نکته مهم باشند که قدرت امریکا در منطقه اکنون به اوج شکنندگی خود قرار دارد و حرکت سریع آنان می‌تواند تمام اهدافی که ترامپ قبل از جنگ تعیین کرده بود را بلکل از بین ببرد.

این یک واقعیت غیرقابل انکار است که رویارویی امریکا با ایران، ترامپ را شدیدا تحقیر کرد و اکنون هر سخن و موضع‌گیریِ از سوی این شخص خریداری ندارد و حتا دوستانش نیز از وی دور شده‌اند.

  • ایران به سراغ ترس ترامپ برود

ایران سلاح‌های قدرتمندی چون تنگه‌ هرمز و باب‌المندب را در اختیار دارد که می‌تواند در کنار سایر حرکت‌های نظامی، بدترین و خطرناک‌ترین ضربات را به امریکا و یارانش وارد کند. واشنگتن جنگ را باخته و هرباری که برای آزمایش مجدد، در برابر ایران قرار گرفته، بدتر تحقیر شده و لازم است که سیاست‌مداران و مسئولان جمهوری اسلامی اکنون به سراغ آن‌چیزی برود که ترامپ به‌شدت از آن می‌ترسد.

بدون شک، کابوس‌های ترامپ به واقعیت تبدیل شده و خواهد شد و مهم است که در اینجا تهران دست برتر خود را حفظ کرده و از عقب‌نشینی احتمالی ترامپ، بهره ببرد و جایگاه خود را به‌عنوان یکی از قدرت‌های برتر دنیا ثبیت نماید.

ترامپ
ترامپ از بسته ماندن تنگه هرمز و باب المندب می ترسد

احمدی

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=12567

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *